روايت «تعادل» از بحران در شاهراه نفت

هرمز و معماي اختلال در بازار انرژي

۱۴۰۵/۰۲/۲۸ - ۰۰:۴۵:۰۶
کد خبر: ۳۸۷۶۴۴

در نگاه عمومي، نفت اغلب با يك محصول شناخته مي‌شود؛ بنزين. اما واقعيت صنعت انرژي بسيار پيچيده‌تر از اين تصوير ساده است.

نفت خام تنها سوخت خودروها نيست، بلكه نقطه آغاز زنجيره‌اي گسترده از فرآورده‌هايي است كه تقريبا تمام اركان اقتصاد جهاني را به حركت درمي‌آورد. به همين دليل هرگونه اختلال در مسير انتقال نفت، به‌ويژه در گذرگاهي راهبردي مانند تنگه هرمز، تنها به كمبود بنزين محدود نمي‌شود؛ بلكه شبكه‌اي از توليد، حمل‌ونقل، صنعت و حتي زيرساخت‌هاي عمراني را تحت تأثير قرار  مي‌دهد.

تنگه هرمز يكي از حساس‌ترين گلوگاه‌هاي انرژي جهان به شمار مي‌رود. بخش بزرگي از نفت صادراتي كشورهاي حاشيه خليج فارس از اين مسير عبور مي‌كند و به بازارهاي جهاني مي‌رسد. به همين دليل هرگونه محدوديت در عبور نفتكش‌ها از اين آبراه مي‌تواند زنجيره تأمين انرژي جهان را دچار اختلال كند. اكنون با افزايش تنش‌هاي ژئوپليتيكي و تهديدهاي امنيتي در منطقه، نگراني‌ها درباره پيامدهاي اقتصادي چنين اختلالي بيش از گذشته مطرح شده است.

براي درك ابعاد واقعي اين مساله بايد به تركيب فرآورده‌هايي نگاه كرد كه از يك بشكه نفت خام به دست مي‌آيد. در فرآيند پالايش، نفت خام به مجموعه‌اي از محصولات تبديل مي‌شود كه هركدام نقش مشخصي در اقتصاد جهاني دارند. سهم بزرگي از اين محصولات به بخش حمل‌ونقل اختصاص دارد؛ بنزين براي خودروها، گازوئيل براي كاميون‌ها و ماشين‌آلات سنگين، سوخت جت براي هواپيماها و سوخت‌هاي سنگين براي كشتي‌ها. مجموع اين فرآورده‌ها بخش عمده مصرف انرژي در اقتصاد مدرن را تشكيل مي‌دهد.

اما دامنه كاربرد نفت به همين جا ختم نمي‌شود. گازهاي مايع هيدروكربني كه در فرآيند پالايش توليد مي‌شوند، ماده اوليه بسياري از صنايع پتروشيمي هستند. كك نفتي نيز در صنايع سنگين، از جمله توليد فولاد و برخي فرآيندهاي صنعتي، كاربرد گسترده دارد. به همين دليل نفت خام در واقع ماده اوليه شبكه‌اي عظيم از فعاليت‌هاي اقتصادي است كه از حمل‌ونقل گرفته تا صنايع توليدي را در بر مي‌گيرد.

در چنين شرايطي اگر جريان انتقال نفت در يكي از مسيرهاي اصلي جهان متوقف يا محدود شود، اثر آن تنها در جايگاه‌هاي سوخت ديده نخواهد شد. كمبود نفت به معناي كاهش توليد طيف وسيعي از فرآورده‌هاست؛ فرآورده‌هايي كه هركدام در بخش‌هاي مختلف اقتصاد نقش حياتي دارند. براي مثال، كاهش توليد گازوئيل مي‌تواند هزينه حمل‌ونقل كالا را افزايش دهد. اين افزايش هزينه به سرعت در قيمت كالاهاي مصرفي منعكس مي‌شود و فشار تورمي تازه‌اي ايجاد مي‌كند. در بخش حمل‌ونقل هوايي نيز سوخت جت يكي از مهم‌ترين عوامل تعيين‌كننده هزينه پروازهاست. هرگونه كاهش عرضه اين سوخت مي‌تواند باعث افزايش قيمت بليت، كاهش تعداد پروازها يا حتي اختلال در شبكه حمل‌ونقل هوايي شود. چنين وضعيتي نه‌تنها صنعت هوانوردي را تحت تأثير قرار مي‌دهد، بلكه تجارت بين‌المللي و گردشگري را نيز با چالش مواجه مي‌كند.

از سوي ديگر، اختلال در توليد قير مي‌تواند پروژه‌هاي عمراني و زيرساختي را نيز دچار مشكل كند. قير يكي از مواد اصلي در ساخت جاده‌ها و پروژه‌هاي راه‌سازي است و كاهش عرضه آن مي‌تواند سرعت اجراي طرح‌هاي عمراني در بسياري از كشورها را كاهش بدهد. به همين ترتيب، كمبود كك نفتي نيز صنايع سنگين را تحت فشار قرار مي‌دهد و بر توليد فولاد و ساير محصولات صنعتي اثر مي‌گذارد.

در واقع نفت خام در اقتصاد جهاني نقش نوعي ستون فقرات را  ايفا مي‌كند. هنگامي كه اين ستون دچار لرزش مي‌شود، اثر آن در سراسر سيستم اقتصادي احساس خواهد شد. به همين دليل اختلال در مسير انتقال نفت، به‌ويژه در گلوگاه‌هايي مانند تنگه هرمز، تنها يك مساله انرژي نيست بلكه يك بحران بالقوه اقتصادي محسوب مي‌شود.

اگر فرض شود كه در نتيجه تنش‌هاي سياسي يا نظامي، حجم بزرگي از نفت براي مدتي از چرخه عرضه جهاني خارج شود، پيامدهاي آن مي‌تواند بسيار گسترده باشد. كاهش عرضه در بازار جهاني معمولا به افزايش سريع قيمت‌ها منجر مي‌شود. اين افزايش قيمت نه‌تنها هزينه انرژي را بالا مي‌برد، بلكه هزينه توليد در بسياري از صنايع را نيز افزايش مي‌دهد. در نتيجه موجي  از افزايش قيمت‌ها در سراسر اقتصاد جهاني شكل  مي‌گيرد.

چنين شرايطي مي‌تواند به كاهش رشد اقتصادي در بسياري از كشورها منجر شود. صنايع توليدي كه به انرژي ارزان وابسته‌اند با افزايش هزينه‌ها مواجه مي‌شوند، حمل‌ونقل كالا  گران‌تر مي‌شود و قدرت خريد مصرف‌كنندگان كاهش مي‌يابد. مجموعه اين عوامل مي‌تواند اقتصاد جهاني را به سمت ركود سوق بدهد.

از سوي ديگر، بازارهاي مالي نيز به‌شدت نسبت به تحولات بازار انرژي حساس هستند. افزايش شديد قيمت نفت معمولا باعث نوسان در بازارهاي سهام و ارز مي‌شود. سرمايه‌گذاران در چنين شرايطي با عدم قطعيت بيشتري روبه‌رو مي‌شوند و همين مساله مي‌تواند بر تصميم‌گيري‌هاي اقتصادي در سطح جهاني تأثير بگذارد.

با وجود اين نگراني‌ها، تجربه نشان داده است كه اقتصاد جهاني تلاش مي‌كند در برابر چنين بحران‌هايي راه‌هاي جايگزين پيدا كند. افزايش توليد در برخي كشورها، استفاده از ذخاير استراتژيك نفت و تغيير مسيرهاي حمل‌ونقل از جمله اقداماتي است كه معمولا براي كاهش فشار بحران به كار گرفته مي‌شود. با اين حال چنين راهكارهايي اغلب زمان‌بر هستند و نمي‌توانند به سرعت جاي خالي حجم بزرگي از نفت را در بازار جبران كنند.

به همين دليل تنگه هرمز همچنان يكي از حساس‌ترين نقاط نقشه انرژي جهان باقي مانده است. آبراهي باريك كه سرنوشت بخش بزرگي از اقتصاد جهاني به آن گره خورده است. هرگاه تنش‌ها در اين منطقه افزايش مي‌يابد، بازارهاي جهاني نيز با دقت و نگراني تحولات آن را دنبال مي‌كنند؛ زيرا همه مي‌دانند كه اختلال در اين مسير تنها به معناي كاهش چند نفتكش در دريا نيست، بلكه مي‌تواند زنجيره‌اي از پيامدهاي اقتصادي را در سراسر جهان به حركت درآورد.

بیمه ملت