بازگشايي مشروط بازار سرمايه

۱۴۰۵/۰۲/۰۱ - ۰۰:۴۴:۵۶
کد خبر: ۳۸۳۸۷۱

با نزديك شدن به پايان دوره آتش‌بس و افزايش گمانه‌زني‌ها درباره احتمال بازگشت تنش‌هاي امنيتي، موضوع بازگشايي بازار سهام دوباره به يكي از مهم‌ترين بحث‌هاي بازار سرمايه تبديل شده است.

بهناز اكبرپور

با نزديك شدن به پايان دوره آتش‌بس و افزايش گمانه‌زني‌ها درباره احتمال بازگشت تنش‌هاي امنيتي، موضوع بازگشايي بازار سهام دوباره به يكي از مهم‌ترين بحث‌هاي بازار سرمايه تبديل شده است. در حال حاضر، فضاي عمومي بازار به دو جريان فكري متفاوت تقسيم شده است؛ گروهي معتقدند كه بازگشايي بازار در چنين شرايطي مي‌تواند منجر به تشديد هيجانات، فشار فروش و آسيب ديدن اعتماد سرمايه‌گذاران شود، در حالي كه گروه ديگري تاكيد دارند كه تداوم طولاني‌مدت تعطيلي بازار خود به يك ريسك بزرگ تبديل شده و عدم نقدشوندگي و بلاتكليفي سهامداران پيامدهاي جدي‌تري به همراه خواهد داشت. بنابراين بحث اصلي نه «باز شدن يا نشدن» بازار، بلكه «چگونگي و كيفيت» بازگشايي آن است. در چنين شرايطي مي‌توان با نگاهي كارشناسي گفت كه امكان بازگشايي بازار وجود دارد، اما ‌بايد جزييات فني بازگشايي بازار را مدنظر قرار داد. آنچه اهميت دارد، اين است كه بازگشايي با درجه‌اي از احتياط، شفافيت و انضباط همراه باشد تا از انتقال ناگهاني ريسك و هيجان به تابلوی معاملات جلوگيري شود. از اين منظر، باز شدن تدريجي نمادهايي كه در ماه‌هاي اخير آسيبي از شرايط جنگي نديده‌اند، زنجيره توليد و فروش آنها پايدار بوده و قابليت ارزش‌گذاري آنها مخدوش نشده است، مي‌تواند رويكردي منطقي و قابل دفاع باشد. بازگشايي محدود و مرحله‌اي چنين شركت‌هايي، در صورتي كه ابزارهاي حمايتي و منابع نقدينگي كافي در بازار وجود داشته باشد، نه‌تنها فشار سيستماتيك ايجاد نمي‌كند، بلكه مي‌تواند به بازسازي تدريجي اعتماد نيز كمك كند. البته اين نوع بازگشايي تنها زماني قابل اجراست كه پيش‌شرط‌هاي مهمي رعايت شود. نخستين و مهم‌ترين شرط، انجام شفاف‌سازي كامل توسط ناشران است. شركت‌ها بايد گزارش دقيق و قابل اتكايي از وضعيت مالي، برنامه بودجه سال ۱۴۰۵، سطح توليد، فروش، ريسك‌هاي مواجه‌ شده و آثار مستقيم و غيرمستقيم جنگ ارايه دهند. بدون اين اطلاعات، هيچ تحليلي براي سهامداران قابل انجام نيست و قيمت‌گذاري مبتني بر هيجان، جايگزين تحليل مي‌شود. از همين رو الزام به ارايه گزارش‌هاي شفاف و تكميل افشاهاي ضروري بايد پيش از شروع معاملات عملياتي شود. از سوي ديگر، بازگشايي موثر زماني امكان‌پذير است كه بازار از پشتوانه نقدينگي كافي برخوردار باشد. اگر منابع حمايتي مانند صندوق تثبيت بازار يا ساير نهادهاي مالي توان تزريق نقدينگي هدفمند را داشته باشند، بازگشايي تدريجي نمادهاي سالم مي‌تواند از شوك‌هاي قيمتي  جلوگيري كند.

در مقابل اگر نقدينگي كافي وجود نداشته باشد، باز شدن بازار مي‌تواند خود به بحران جديدي بدل شود. بنابراين تاكيد بر «شرط نقدينگي» به معناي دفاع از بازگشايي بي‌محابا نيست، بلكه تاكيد بر يك چارچوب منطقي و مديريت ‌شده است. در  نهايت مي‌توان گفت كه رويكردي ميانه و واقع‌بينانه بهترين گزينه براي شرايط امروز بازار است. بازگشايي بدون برنامه قطعا پرريسك خواهد بود و بسته ماندن طولاني نيز آسيب‌زاست. اما بازگشايي تدريجي نمادهاي كم‌ريسك، مشروط به شفاف‌سازي كامل و وجود نقدينگي كافي مي‌تواند راه‌حلي متوازن براي عبور از اين دوره حساس باشد؛ رويكردي كه نه افراطي است، نه انفعال، و بيش از هر چيز بر مبناي اصول حرفه‌اي بازار سرمايه شكل مي‌گيرد.