مدارس در تقاطع تابستان و زمستان؛ آيا آزمون و خطايي ديگر در راه است؟

كاهش تعطيلات تابستاني؛ فرصت ارتقاي يادگيري يا تهديد كيفيت آموزش

۱۴۰۴/۱۲/۰۲ - ۰۱:۳۲:۴۹
کد خبر: ۳۷۸۰۲۶
كاهش تعطيلات تابستاني؛ فرصت ارتقاي يادگيري يا تهديد كيفيت آموزش

اعلام رييس كميسيون آموزش، تحقيقات و فناوري مجلس مبني بر اينكه «موضوع تعطيلات زمستانه مدارس به زودي در مجلس تصويب مي‌شود» بار ديگر بحث قديمي تغيير در تقويم آموزشي كشور را به صدر اخبار بازگردانده است؛ بحثي كه سال‌ها ميان موافقان و مخالفان دست‌به دست شده اما هيچ‌گاه به شكلي پايدار و كارشناسي به اجرا نرسيده است.

خطر سياسي شدن تقويم آموزشي

گلي ماندگار|

اعلام رييس كميسيون آموزش، تحقيقات و فناوري مجلس مبني بر اينكه «موضوع تعطيلات زمستانه مدارس به زودي در مجلس تصويب مي‌شود» بار ديگر بحث قديمي تغيير در تقويم آموزشي كشور را به صدر اخبار بازگردانده است؛ بحثي كه سال‌ها ميان موافقان و مخالفان دست‌به دست شده اما هيچ‌گاه به شكلي پايدار و كارشناسي به اجرا نرسيده است. حالا قرار است با كاهش تعطيلات تابستاني و افزودن تعطيلات زمستاني، الگوي جديدي براي توزيع زمان آموزش در مدارس تعريف شود. پرسش اساسي اين است: آيا اين تغيير مي‌تواند به بهبود كيفيت يادگيري منجر شود يا آنكه به فهرست تصميم‌هاي مقطعي و پرهزينه آموزش و پرورش افزوده خواهد شد؟

 

تقويم آموزشي؛ مساله‌اي فراتر از جابه‌جايي چند هفته تعطيلي

در سال‌هاي اخير، مدارس كشور به دلايل مختلف از جمله آلودگي هوا، برودت شديد، كمبود انرژي يا شرايط اضطراري، بارها و گاه بيش از يك ماه تعطيل شده‌اند. همين تعطيلي‌هاي ناخواسته، عملاآموزش حضوري را مختل و آموزش آنلاين را جايگزين كرده است؛ جايگزيني كه نه زيرساخت‌هاي آن كامل بوده و نه كيفيت آن قابل قياس با آموزش حضوري. در چنين شرايطي، ايده «تعطيلات زمستاني رسمي» براي برخي سياستگذاران راه‌حلي براي مديريت بحران‌هاي فصلي به نظر مي‌رسد.

اما تغيير تقويم آموزشي صرفايك تصميم اداري نيست. اين تغيير بر ساختار برنامه درسي، نظام ارزشيابي، زمانبندي امتحانات، برنامه‌ريزي خانواده‌ها، اشتغال والدين و حتي الگوي سفر و اقتصاد گردشگري اثر مي‌گذارد. بنابراين پرسش اين نيست كه «آيا تعطيلات زمستاني خوب است يا بد؟»، بلكه اين است كه «آيا نظام آموزشي آمادگي اجراي يك اصلاح ساختاري را دارد؟»

 

شرط نخست، بازطراحي علمي برنامه درسي

بهنوش مرادي، كارشناس آموزش در اين باره به «تعادل» مي‌گويد: اصل ايده تعطيلات ميان‌ترم يا توزيع متعادل‌تر زمان استراحت در طول سال، در بسياري از كشورها تجربه شده و در صورت اجراي درست مي‌تواند مفيد باشد. به عبارت ديگر از نظر روانشناختي و شناختي، يادگيري زماني پايدارتر است كه دانش‌آموز در بازه‌هاي منظم، فرصت استراحت و بازيابي ذهني داشته باشد. او مي‌افزايد: فاصله بسيار طولاني تابستاني، به‌ويژه براي دانش‌آموزان مقاطع پايين‌تر، باعث افت يادگيري مي‌شود؛ پديده‌اي كه در ادبيات آموزشي به «افت تابستاني» معروف است. بنابراين اصل كاهش تعطيلات تابستاني و توزيع آن در طول سال مي‌تواند قابل دفاع باشد، اما به شرط آنكه همراه با بازطراحي كامل برنامه درسي باشد.

 

جاي خالي پژوهش‌هاي ميداني در تصميمات كلان آموزشي

اين كارشناس آموزش اظهار مي‌دارد: اگر قرار باشد صرفاچند هفته از تابستان كاسته و به زمستان افزوده شود، بدون آنكه محتواي آموزشي، حجم كتاب‌ها، شيوه ارزشيابي و تقويم امتحانات تغيير كند، نتيجه‌اي جز فشرده‌تر شدن آموزش و افزايش استرس دانش‌آموزان نخواهد داشت. مرادي هشدار مي‌دهد: تغيير تقويم آموزشي بايد بر اساس پژوهش‌هاي ميداني، آزمايش‌هاي محدود منطقه‌اي و ارزيابي دقيق اثرات آن انجام شود. ما نمي‌توانيم يك‌باره در مقياس ملي، نظام زماني مدارس را تغيير دهيم و بعد منتظر بمانيم ببينيم چه مي‌شود.

 

زيرساخت‌هاي لازم براي اجراي موفق تعطيلات زمستاني

اين كارشناس آموزش ادامه مي‌دهد: اجراي تعطيلات زمستاني، اگر قرار است فراتر از يك تصميم نمادين باشد، به مجموعه‌اي از زيرساخت‌هاي جدي نياز دارد. نخستين زيرساخت، آمادگي فيزيكي مدارس است. در بسياري از مناطق سردسير كشور، مدارس با مشكل تامين گرمايش استاندارد مواجهند. اگر سال تحصيلي به شكلي تنظيم شود كه بخش بيشتري از زمان آموزش در ماه‌هاي سردتر متمركز باشد، بايد اطمينان حاصل شود كه تجهيزات گرمايشي ايمن و پايدار در همه مدارس فراهم است. او مي‌افزايد: زيرساخت دوم، هماهنگي با نظام ارزشيابي است. امتحانات نيم‌سال، كنكور، آزمون‌هاي هماهنگ كشوري و حتي زمانبندي اعلام نتايج بايد متناسب با تقويم جديد بازتنظيم شود. بدون اين هماهنگي، تغيير تعطيلات مي‌تواند كل چرخه آموزشي را دچار اختلال كند. بهنوش مرادي خاطرنشان مي‌كند: سومين زيرساخت، آماده‌سازي خانواده‌ها و معلمان است. تغيير تقويم آموزشي بر برنامه كاري والدين، زمانبندي سفرها، كلاس‌هاي فوق‌برنامه و حتي اشتغال فصلي نوجوانان اثر مي‌گذارد. اين تغيير نيازمند اطلاع‌رساني گسترده، اقناع افكار عمومي و مشاركت ذي‌نفعان در فرآيند تصميم‌گيري است. او در ادامه تاكيد مي‌كند: مهم‌ترين مساله اما زير ساخت پژوهشي است. هر اصلاح ساختاري در آموزش و پرورش بايد با شاخص‌هاي دقيق ارزيابي همراه باشد؛ از سنجش ميزان پيشرفت تحصيلي گرفته تا ارزيابي سطح رضايت دانش‌آموزان و معلمان. بدون اين شاخص‌ها، امكان تشخيص موفقيت يا شكست طرح وجود نخواهد داشت.

بهنوش مرادي در پايان خاطرنشان مي‌كند: نمي‌توان نسخه واحدي براي كل كشور پيچيد. در برخي استان‌ها شايد كاهش تعطيلات تابستاني منطقي باشد، اما در مناطق بسيار گرم، حضور دانش‌آموزان در مدارس در اوج گرما مي‌تواند آسيب‌زا باشد. انعطاف منطقه‌اي بايد در قانون پيش‌بيني شود.

 

آيا كاهش تعطيلات تابستاني به نفع دانش‌آموزان است؟

يكي از استدلال‌هاي موافقان اين است كه تعطيلات سه‌ماهه تابستاني طولاني است و موجب فاصله گرفتن دانش‌آموزان از فضاي آموزشي مي‌شود. پژوهش‌هاي بين‌المللي نيز نشان داده‌اند كه وقفه طولاني مي‌تواند بخشي از آموخته‌ها را از بين ببرد، به‌ويژه در دروس پايه مانند رياضي و خواندن. اما در ايران، تابستان تنها زمان استراحت نيست؛ بلكه در بسياري از مناطق گرمسير، شرايط اقليمي عملا آموزش حضوري را دشوار مي‌كند. همچنين تابستان فرصتي براي كلاس‌هاي جبراني، مهارت‌آموزي، فعاليت‌هاي هنري و ورزشي است. بنابراين هرگونه كاهش تعطيلات تابستاني بايد با در نظر گرفتن تفاوت‌هاي اقليمي و منطقه‌اي انجام شود.

 

هزينه‌هاي آزمون و خطا در آموزش

دكتر ميعاد فروتن، جامعه‌شناس حوزه آموزش در تحليل اين طرح، بر پيامدهاي اجتماعي تصميم‌هاي شتاب‌زده تاكيد مي‌كند و به «تعادل» مي‌گويد:« آموزش و پرورش، نهادي نيست كه بتوان در آن به‌سادگي دست به آزمون و خطا زد. هر تغيير در نظام آموزشي، مستقيما بر نسل آينده اثر مي‌گذارد. وقتي سياست‌ها به‌طور مداوم تغيير مي‌كنند، احساس بي‌ثباتي در دانش‌آموزان، معلمان و خانواده‌ها شكل مي‌گيرد. اين بي‌ثباتي اعتماد عمومي به نظام آموزشي را كاهش مي‌دهد.» او هشدار مي‌دهد: تغييرات پي‌درپي، بدون ارزيابي دقيق نتايج سياست‌هاي قبلي، مي‌تواند منجر به فرسايش سرمايه اجتماعي شود. خانواده‌ها وقتي مي‌بينند هر سال بخشي از نظام آموزشي تغيير مي‌كند - از شيوه ارزشيابي گرفته تا زمانبندي امتحانات و تعطيلات - دچار سردرگمي مي‌شوند و به دنبال راه‌هاي جايگزين مانند مدارس غيردولتي يا كلاس‌هاي خصوصي مي‌روند؛ مسيري كه شكاف آموزشي را تشديد مي‌كند. اين جامعه‌شناس تاكيد مي‌كند: آموزش، حوزه‌اي بلندمدت است. نتايج سياست‌هاي امروز، شايد ده سال بعد آشكار شود. بنابراين تصميم‌ها بايد مبتني بر اجماع كارشناسي و مطالعات طولاني‌مدت باشد، نه واكنش به فشارهاي مقطعي.

 

خطر سياسي شدن تقويم آموزشي

دكترفروتن اما به مساله ديگري هم اشاره كرده و مي‌گويد: يكي از نگراني‌هاي جدي، سياسي شدن موضوع تقويم آموزشي است. اگر تعطيلات زمستاني به ابزاري براي پاسخ به مطالبات كوتاه‌مدت يا مديريت بحران‌هاي فصلي تبديل شود، بدون آنكه اصلاحات ساختاري در كيفيت آموزش صورت گيرد، نتيجه‌اي جز تغيير ظاهري نخواهد داشت.

او در پايان تاكيد مي‌كند: مساله اصلي مدارس امروز، كيفيت يادگيري، تراكم بالاي كلاس‌ها، كمبود معلم و نابرابري آموزشي است. اگر تمام تمركز سياستگذاران بر جابه‌جايي تعطيلات باشد، ممكن است از مسائل بنيادي‌تر غافل شويم.

 

نظر يك روانشناس؛ سن دانش‌آموزان در اجراي تغييرات حياتي است

فاطمه ارجمند، روانشناس تربيتي نيز در تحليل اين طرح به «تعادل» مي‌گويد: اثر تعطيلات بر كودكان در مقاطع مختلف تحصيلي يكسان نيست. كودكان دوره ابتدايي به دليل ويژگي‌هاي رشدي، نيازمند ريتم منظم‌تر آموزشي هستند. وقفه‌هاي طولاني مي‌تواند روند شكل‌گيري عادت‌هاي يادگيري را مختل كند. اگر تعطيلات زمستاني در نظر گرفته مي‌شود، بهتر است ابتدا در مقاطع متوسطه دوم اجرا شود كه دانش‌آموزان از نظر خودتنظيمي و مديريت زمان توانمندترند. او توضيح مي‌دهد: در دوره ابتدايي، پيوستگي آموزش نقش كليدي در تثبيت مهارت‌هاي پايه مانند خواندن و نوشتن دارد. هر وقفه طولاني بدون برنامه جبراني مي‌تواند به عقب‌گرد تحصيلي منجر شود. اين روانشناس همچنين بر جنبه سلامت روان تاكيد كرده و اظهار مي‌دارد: وقفه‌هاي كوتاه و برنامه‌ريزي‌شده مي‌تواند به كاهش فرسودگي تحصيلي كمك كند، اما اگر اين تعطيلات با نگراني درباره فشرده شدن درس‌ها يا افزايش تكاليف همراه باشد، اثر مثبت خود را از دست مي‌دهد. او ادامه مي‌دهد: طراحي تعطيلات زمستاني بايد همراه با برنامه‌هاي غني‌سازي مانند فعاليت‌هاي هنري، ورزشي و مهارتي باشد تا اين وقفه صرفا به «تعطيلي بدون هدف» تبديل نشود. ارجمند در پاسخ به اين سوال كه چنين تغييراتي بايد از چه مقطعي آغاز شود نيز مي‌گويد: اجراي آزمايشي در متوسطه دوم منطقي‌تر است. در متوسطه اول مي‌توان با احتياط و همراه با برنامه جبراني اقدام كرد. در دوره ابتدايي اجراي سراسري بدون مطالعات دقيق مي‌تواند پرريسك باشد.

 

اصلاحي ضروري يا مسكني مقطعي؟

در نهايت تعطيلات زمستاني مي‌تواند فرصتي براي بازتنظيم علمي تقويم آموزشي باشد، اما تنها در صورتي كه بخشي از يك اصلاح ساختاري گسترده‌تر تلقي شود. در غير اين صورت، خطر آن وجود دارد كه اين تصميم نيز به فهرست تغييرات مقطعي آموزش و پرورش افزوده شود؛ تغييراتي كه بيش از آنكه كيفيت يادگيري را ارتقا دهند، بر سردرگمي نظام آموزشي مي‌افزايند. آموزش و پرورش بيش از هر چيز به ثبات، برنامه‌ريزي بلندمدت و تصميم‌هاي مبتني بر پژوهش نياز دارد؛ نه واكنش‌هاي مقطعي به بحران‌هاي فصلي. تعطيلات زمستاني به‌خودي‌خود نه يك راه‌حل معجزه‌آساست و نه يك تهديد قطعي. آنچه سرنوشت اين طرح را تعيين مي‌كند، نحوه طراحي و اجراي آن است. اگر اين تغيير در قالب يك اصلاح جامع، مبتني بر پژوهش، با در نظر گرفتن تفاوت‌هاي منطقه‌اي و همراه با تقويت زيرساخت‌ها انجام شود، مي‌تواند به توزيع متعادل‌تر فشار آموزشي و كاهش افت يادگيري كمك كند. اما اگر قرار باشد صرفا چند هفته از تابستان كاسته و به زمستان افزوده شود، بدون بازنگري در محتوا، ارزشيابي و امكانات مدارس، خطر آن وجود دارد كه آموزش و پرورش بار ديگر صحنه يك آزمون و خطاي پرهزينه شود؛ آزموني كه هزينه آن را نه سياستگذاران، بلكه دانش‌آموزان امروز و جامعه فردا خواهند پرداخت.