زمستان، انرژي بربادرفته و راهكارهاي ناگزير

۱۴۰۵/۰۸/۱۶ - ۰۰:۴۱:۲۲
کد خبر: ۴۱۰۰۸۵

معضل كمبود گاز كه اين روزها به يكي از چالش‌هاي اصلي و بحراني كشور بدل شده، ريشه‌اي عميق‌تر از ناترازي‌هاي مقطعي دارد. واقعيت اين است كه اقتصاد انرژي ايران پيش از اين نيز با كمبود گاز روبه‌رو بود، اما پس از مناقشات و جنگ‌هاي اخير ۱۲ روزه و ۴۰ روزه و آسيب‌هاي وارده به زيرساخت‌هاي حياتي اين حوزه، اين شكاف عميق‌تر و خود را بيشتر نمايان كرده است

حسن مرادي

معضل كمبود گاز كه اين روزها به يكي از چالش‌هاي اصلي و بحراني كشور بدل شده، ريشه‌اي عميق‌تر از ناترازي‌هاي مقطعي دارد. واقعيت اين است كه اقتصاد انرژي ايران پيش از اين نيز با كمبود گاز روبه‌رو بود، اما پس از مناقشات و جنگ‌هاي اخير ۱۲ روزه و ۴۰ روزه و آسيب‌هاي وارده به زيرساخت‌هاي حياتي اين حوزه، اين شكاف عميق‌تر و خود را بيشتر نمايان كرده است. جنگ اصولا خسارت‌بار است و يكي از اهداف راهبردي دشمن در اين مخاصمات، نابودي و آسيب به زيرساخت‌هاي انرژي كشورهاست؛ چرا كه انرژي به شكل مستقيم و گسسته‌‌ناپذيري با زندگي روزمره و معيشت مردم گره خورده است. با اين حال، بخش عمده‌‌اي از اين ناترازي نه در بيرون مرزها، بلكه در درون مرزهاي مصرف ما ريشه دارد. متأسفانه الگوي مصرف انرژي در ايران، يكي از پراتلاف‌ترين و بدترين الگوها در سراسر جهان است. اين يك ادعاي گزاف يا برخاسته از نگاهي كم‌اطلاع نيست؛ به عنوان كسي كه به ۵۴ كشور دنيا سفر كرده و بيش از يك دهه در اروپا زيسته است، با اطمينان مي‌گويم كه جمعيت ايران تقريباً با انگلستان برابري مي‌كند، اما ميزان مصرف گاز ما چهار تا پنج برابر اين كشور اروپايي است. چه اتفاقي افتاده كه چنين فاصله‌اي ميان ما و استانداردهاي جهاني شكل گرفته است؟ پاسخ در ساختار فرسوده و غير اصولي منازل و بناهاي ما نهفته است؛ ساخت‌وسازهايي كه چه در روستاها و چه در كلانشهرها، فرسنگ‌ها با الگوي ايده‌آل فاصله دارند. امروز در حاشيه كلانشهرها، شهرك‌ها و حتي مناطق حاشيه‌اي تهران، هزاران هزار بلكه ميليون‌ها واحد مسكوني وجود دارد كه از ابتدايي‌ترين اصول ايزولاسيون محروم‌اند. مبحث ۱۹ مقررات ملي ساختمان به‌صراحت استانداردهاي عايق‌كاري را توضيح داده است، اما نه تنها اثري از اين استانداردها در ساخت‌وسازهاي «بسازوبفروش» و املاك خودساز مالكان ديده نمي‌شود، بلكه وضعيت در و پنجره‌ها به يك فاجعه ملي شباهت دارد؛ در و پنجره‌هايي كه فاقد شيشه‌هاي دوجداره يا سه‌جداره‌اند و مبدل به دالان‌هاي فرار گرما و نفوذ سرما شده‌اند. اين فاجعه‌اي است كه سال‌هاست فريادش را مي‌زنم، اما شبانه‌روز كسي گوش به اين هشدارها نمي‌دهد. در دولت‌هاي يازدهم و دوازدهم، رييس‌جمهور و وزير وقت نفت اعلام كردند كه كشور داراي ۲۲ ميليون بخاري‌غير استاندارد است؛ امروز اما به ضرس قاطع مي‌گويم كه آن ۲۲ ميليون دستگاه به ۲۵ ميليون رسيده است. هر كدام از اين ۲۵ ميليون بخاري غير استاندارد، حجمي سرسام‌آور از گاز را مي‌بلعند (حتي معادل مصرف دو پكيج براي گرمايش يك منزل) و بخش عمده‌اي از انرژي حرارتي را از طريق يك لوله ۱۰ يا ۱۵ سانتي‌متري به هوا مي‌فرستند. در كمتر نقطه‌اي از جهان چنين تكنولوژي پراتلافي رواج دارد. در آن سال‌ها دولت قول داد با سازوكار شركت بهينه‌سازي مصرف سوخت، اين بخاري‌ها را جمع‌آوري و تبديل كند؛ اما اخيرا وقتي در تابستان گذشته از خود سازمان بهينه‌سازي پرسيدم كارنامه شما در اين حوزه چه بوده است، با كمال تعجب پاسخ دادند: «ما اساسا بنا نداريم به شما جواب بدهيم!» و در نهايت با خونسردي اعلام كردند تنها ۱۱ هزار دستگاه ساخته‌ايم كه كسي از ما نخريد و آنها را به آموزش و پرورش تحويل داديم! بنابراين، وجود ۲۵ ميليون بخاري غير استاندارد يكي از شاه‌بيت‌هاي اصلي مشكلات انرژي كشور است. در كنار اين حجم از بخاري‌هاي پرمصرف، شوفاژخانه‌هاي غير استاندارد نيز سهم بزرگي در هدررفت انرژي دارند. شايد بتوان گفت ۳۰ تا ۵۰ درصد ساختمان‌هاي به ظاهر آپارتماني كشور داراي موتورخانه‌هاي غير استاندارد هستند كه به همراه پنجره‌هاي باز و ديوارهاي بدون عايق، پرت شديد گرمايي توليد مي‌كنند. تا زماني كه چنين الگوي مصرف و زيرساخت‌هاي فرسوده داريم، كمبود گاز و بحران در زمستان امري طبيعي است. اگر هشدار داده مي‌شود كه زمستان سختي در پيش داريم، از همين امروز بايد به فكر چاره بود. شايد اين سخن عجيب به نظر برسد، اما به عنوان يك كارشناس حوزه انرژي مي‌گويم؛ در شهرهاي شمالي كشور كه مردم دسترسي بيشتري به منابع طبيعي دارند، از همين‌جا بايد با هرس اصولي درختان (و نه قطع آنها) نسبت به تهيه هيزم اقدام كنند. كارگاه‌هاي توليد زغال بايد دست به كار شوند. در دوران كودكي ما در استان مركزي و نوجواني در تهران، كرسي وسيله رايج گرمايش خانه‌ها بود. اگر با بحران جدي انرژي روبه‌رو شويم، آيا چاره‌اي جز روي آوردن مجدد به كرسي داريم؟ در زير كرسي، يك اجاق برقي كوچك يا حتي يك لامپ ۵۰۰ واتي قديمي به راحتي مي‌توانست اعضاي خانواده را گرم كند. اگر مي‌خواهيم در برابر چالش‌هاي پيش‌رو و فشارهاي دشمنان بايستيم، ولو براي يك يا دو سال، بايد كرسي‌هاي سنتي را احيا كنيم؛ راهكاري ساده، كم‌هزينه و كارآمد كه البته نيازمند برنامه‌ريزي از همين امروز براي تهيه زغال و وسايل گرمايشي جايگزين است.

همچنين در كارگاه‌هاي صنعتي، تعميرگاه‌ها و واحدهاي كوچك، حجم زيادي از گاز به واسطه استفاده از بشكه‌هاي فلزي فاقد در، پنجره و حفاظِ استاندارد هدر مي‌رود. صاحبان اين كارگاه‌ها بايد به‌طور موقت از پيت‌هاي حلبي حاوي هيزم استفاده كنند تا از مصرف بي‌رويه گاز جلوگيري شود. در سطح شهرها نيز مي‌توان از روش‌هاي سنتي مثل كشيدن پلاستيك‌هاي سراسري روي پنجره‌ها براي ايزوله‌سازي استفاده كرد. از هر ترفندي براي جلوگيري از نفوذ سرما بايد بهره گرفت تا با كمترين آسيب، اين دوران را پشت سر بگذاريم و از اين آزمون دشوار سربلند بيرون آييم.

بیمه ملت