پيششرط توسعه صادرات صنايع غذايي
صنايع غذايي ايران از ظرفيت مناسبي براي توسعه صادرات غيرنفتي برخوردار است، اما استفاده از اين ظرفيت به رفع موانع تجاري، ايجاد ثبات در مقررات و حمايت هدفمند از صادركنندگان نياز دارد.
صنايع غذايي ايران از ظرفيت مناسبي براي توسعه صادرات غيرنفتي برخوردار است، اما استفاده از اين ظرفيت به رفع موانع تجاري، ايجاد ثبات در مقررات و حمايت هدفمند از صادركنندگان نياز دارد. توسعه صادرات تنها به توان توليد يا كيفيت محصول وابسته نيست، بلكه بنگاهها براي حضور مستمر در بازارهاي خارجي به سياستهاي قابل پيشبيني، دسترسي مناسب به مواد اوليه و سازوكارهاي متناسب با واقعيتهاي توليد و تجارت نياز دارند.
يكي از موانع مهم در مسير توسعه صادرات صنايع غذايي، نبود مشوقهاي صادراتي مناسب است. حمايت هدفمند از صادركنندگان ميتواند انگيزه بنگاهها را براي حضور پايدار در بازارهاي بينالمللي افزايش دهد و زمينه گسترش بازارهاي هدف را فراهم كند. در شرايطي كه صادركنندگان براي حفظ مشتريان خارجي با رقابت توليدكنندگان ساير كشورها مواجهند، سياستهاي حمايتي بايد بهگونهاي طراحي شوند كه امكان برنامهريزي بلندمدت و تداوم فعاليت در بازارهاي صادراتي را تقويت كنند.
از سوي ديگر، ممنوعيت صادرات برخي كالاها در دورهها و شرايط مختلف، يكي از مشكلات جدي فعالان اين حوزه است. توليدكننده و صادركننده بر اساس سفارش مشتري، ظرفيت توليد، هزينههاي تامين مواد اوليه و زمانبندي تحويل كالا برنامهريزي ميكنند. تغيير ناگهاني مقررات يا ممنوعيت صادرات پس از شكلگيري تعهدات تجاري ميتواند اجراي قراردادها را با مشكل مواجه كند و به اعتبار صادركننده ايراني در بازار مقصد آسيب بزند.
حضور موفق در بازارهاي خارجي به اعتماد و استمرار وابسته است. مشتري خارجي بايد اطمينان داشته باشد كه صادركننده ميتواند در زمان مقرر و بر اساس شرايط توافق شده، كالا را تحويل دهد. هنگامي كه ضوابط صادراتي بهصورت ناگهاني تغيير ميكنند، اين اطمينان تضعيف ميشود و ممكن است خريدار براي تامين نياز خود سراغ عرضهكنندگان كشورهاي ديگر برود. از دست دادن چنين بازارهايي نيز لزوما با رفع ممنوعيت يا بازگشت شرايط عادي جبران نميشود.
به همين دليل، سياستگذاري تجاري بايد تا حد امكان از تصميمهاي مقطعي و غيرقابل پيشبيني فاصله بگيرد. اگر در شرايط خاص، محدوديتي براي صادرات ضروري تشخيص داده شود، لازم است آثار آن بر قراردادهاي موجود، تعهدات بنگاهها و اعتبار تجاري كشور نيز مورد توجه قرار گيرد. ثبات مقررات به معناي ناديده گرفتن نيازهاي داخلي نيست، بلكه به معناي تنظيم سياستها به شكلي است كه مديريت بازار داخل با تداوم فعاليتهاي صادراتي و حفظ بازارهاي خارجي در تعارض غيرضروري قرار نگيرد.
موضوع ديگري كه بر فعاليت صادركنندگان اثر ميگذارد، تغييرات غيرقابل پيشبيني در تعرفههاي صادراتي و مقررات مرتبط با تجارت است. بنگاهها براي تعيين قيمت محصول، عقد قرارداد و برنامهريزي توليد به مجموعهاي از متغيرهاي نسبتا باثبات نياز دارند. تغيير ناگهاني تعرفهها ميتواند محاسبات اقتصادي قراردادها را برهم بزند و هزينههايي را به صادركننده تحميل كند كه هنگام توافق با مشتري خارجي پيشبيني نشدهاند.
بنابراين، تغيير در تعرفهها و ضوابط صادراتي بايد با ارزيابي آثار اقتصادي و اطلاعرساني مناسب همراه باشد. هر چه فضاي تجاري قابل پيشبينيتر باشد، بنگاهها با اطمينان بيشتري براي توسعه ظرفيت توليد، سرمايهگذاري و حضور در بازارهاي هدف تصميم ميگيرند. در مقابل، بيثباتي مقررات ميتواند ريسك فعاليت صادراتي را افزايش دهد و انگيزه بنگاهها براي ورود به بازارهاي جديد را كاهش دهد. يكي از مطالبات مهم صنايع غذايي، تعريف و توسعه تعرفههاي ترجيحي با كشورهاي هدف صادراتي است. توافقهاي تعرفهاي ميتوانند شرايط مناسبتري براي عرضه محصولات ايراني در بازارهاي مقصد فراهم و به افزايش قدرت رقابت صادركنندگان در برابر توليدكنندگان ساير كشورها كمك كنند. در بازارهاي بينالمللي، كيفيت و قيمت محصول اهميت زيادي دارد، اما هزينههاي تعرفهاي نيز ميتواند بر قيمت نهايي و توان رقابتي كالا اثرگذار باشد. از اين رو، لازم است ظرفيت روابط اقتصادي با كشورهاي مقصد صادراتي به شكل هدفمندتري مورد استفاده قرار گيرد. شناسايي بازارهايي كه محصولات غذايي ايران در آنها از مزيت رقابتي برخوردارند، بررسي تعرفههاي اعمال شده بر كالاهاي ايراني و مذاكره براي دستيابي به شرايط تجاري مناسبتر، بايد در اولويت سياستگذاري صادراتي قرار گيرد. توسعه تعرفههاي ترجيحي زماني بيشترين اثربخشي را خواهد داشت كه بر اساس نيازهاي واقعي صادركنندگان و ويژگيهاي بازارهاي هدف طراحي شود. توافقهاي تجاري بايد به بهبود شرايط حضور محصولات ايراني كمك كنند و در كنار آن، امكان برنامهريزي بلندمدت را براي توليدكنندگان و صادركنندگان افزايش دهند. چنين رويكردي ميتواند به تقويت جايگاه محصولات ايراني در بازارهاي منطقهاي و ساير بازارهاي هدف كمك كند. اصلاح سازوكار رفع تعهد ارزي نيز از ديگر موضوعات مهم براي توسعه صادرات صنايع غذايي است. بازگشت ارز حاصل از صادرات يكي از الزامات سياست ارزي كشور است، اما سازوكار اجراي اين الزام بايد بهگونهاي طراحي شود كه با نيازهاي واقعي توليد و تجارت نيز سازگاري داشته باشد. اگر فرآيند بازگشت ارز، نرخگذاري و تسويه تعهدات به شكلي باشد كه هزينه و پيچيدگي فعاليت صادركننده را افزايش دهد، ممكن است بخشي از ظرفيت صادراتي كشور تحت فشار قرار گيرد. البته اصلاح سازوكار رفع تعهد ارزي بايد در چارچوب الزامات ارزي كشور انجام شود. هدف، حذف ضرورت بازگشت ارز يا ناديده گرفتن مقررات نيست، بلكه ايجاد سازوكاري است كه ضمن حفظ اهداف سياست ارزي، نيازهاي واقعي بنگاههاي توليدي و صادراتي را نيز در نظر بگيرد. هر چه ميان مقررات ارزي و شرايط عملي فعاليت بنگاهها تناسب بيشتري وجود داشته باشد، امكان استمرار صادرات و تامين نيازهاي توليد افزايش پيدا ميكند.