اصلي‌ترين بحران جهان در سه سال آينده

۱۴۰۵/۰۷/۳۰ - ۰۱:۱۱:۱۷
کد خبر: ۴۰۸۰۶۶

جهان به سمت افزايش هزينه استقراض پيش مي‌رود. افزايش هزينه استقراض به كاهش ميزان فروش منجر مي‌شود.

جهان به سمت افزايش هزينه استقراض پيش مي‌رود. افزايش هزينه استقراض به كاهش ميزان فروش منجر مي‌شود.

جهان و ايران به سمت افزايش هزينه استقراض و كاهش فروش پيش مي‌روند، خروجي اين دو گزاره، كاهش ميزان توان جامعه براي پرداخت هزينه استقراض خواهد بود و اين بحران اصلي آينده جهان محسوب مي‌شود؛ بحران ناتواني گروه عظيمي از بدهكاران از پرداخت بدهي خود .

اما اين همه ماجرا نيست خروجي نهايي يك چيز است: دارايي بدهكاران به ازاي طلب به تملك طلبكاران در مي‌آيد و بحران تمام مي‌شود . بازنده طلبكاران جهان هستند. 

1) واقعيت آن است كه ديگر امريكا، فرانسه و جهان ندارد، در همه جهان ٧٠ درصد فروش همه اقلام و كالاها در اختيار ۵٠ شركت و ٣٠ درصد فروش در اختيار باقي كشورها و مردم جهان قرار دارد. وقتي ٧٠ درصد همه سودها فقط در اختيار ۵٠ شركت باشد و بقيه جهان فقط ٣٠ درصد سود را در اختيار داشته باشند.

اين 30درصد كه ٩٩ درصد جامعه هستند تحت فشار هزينه زندگي قرار مي‌گيرند، در ادامه جامعه دوقطبي مي‌شود و تنش‌ها و تنازع‌ها شكل مي‌گيرد.

لذا كساني كه تحت فشار هزينه زندگي‌اند مقابل كساني كه تحت فشار هزينه زندگي نيستند؛ قرار مي‌گيرند.

فرانسه آغاز داستان اين رويارويي‌هاست. مسائل و تنش‌هايي كه امروز در فرانسه مشاهده مي‌شود ناشي از اين عدم تعادل‌ها در اقتصاد و معيشت است.

جهان حول و حوش كساني كه تحت فشار فزاينده هزينه زندگي‌اند و افراد و جرياناتي كه تحت فشار هزينه زندگي نيستند، دوقطبي مي‌شود و اينها شروع به در برابر هم قرار گرفتن و تنازع با هم مي‌كنند.

اين موارد، يعني فرانسه امروز و واقعيت‌هايي كه در آن كشور مشاهده مي‌شود . بايد توجه داشت كه بقيه جهان هم در ادامه راه فرانسه را مي‌روند.

2) واكنش امريكا به اين شرايط چيست؟ استراتژي جديد امريكا، رها كردن متحدين سنتي امريكاست و اين روند هم منحصر به ترامپ هم نخواهد بود.

البته بعد از آنكه ترامپ متحد سنتي خود را رها كرد اقتصاد آن كشور هم سقوط آزاد خواهد كرد و اروپا نمونه آن است، اقتصاد اروپا به ميزاني كه امريكا آن را رها ‌كند سقوط مي‌كند .

3) حال نقش روسيه و چين در اين منازعه چيست؟ راهبرد امريكا و انگليس؛ بر يك نكته كليدي غير قابل مذاكره استوار است، تجارت بين‌الملل امري دريايي است و نه زميني، لذا راهبرد چين كه مبتني بر يك جاده - يك كمربند است، شكست مي‌خورد.

علاوه بر آن دسترسي روسيه از طريق ايران به دريا براي تجارت با ديگر كشورها به صورت جدي تحقق نخواهد يافت.

اين بحث نكته سومي هم دارد، توسعه امري ساحلي است و ثروت در جهان از مناطق غيرساحلي به سمت مناطق ساحلي روان است؛ مفهوم جهان چهارم در چنين فضايي معنا و مفهوم پيدا مي‌كند.

اين بحث يك نكته است صنعت در جهان سوم فقط در شرق آسيا تحمل مي‌شود؛ هر چه كه برخلاف اين چهار اصل رشد كند نهايتا شكست مي‌خورد از جمله پروسه توسعه صنعتي در ايران؛ صنايع بورسي ايران را هم در همين قاب بايد ديد.

(به خاطر داشته باشيد تهران يك شهر غيرساحلي است) 

4) هدف از جنگ خليج‌فارس و اوكراين تضعيف شديد اقتصاد كشورهاي نفتي و قطع دسترسي اروپا و چين به نفت ارزان است. 

بیمه ملت