انتهاي سيري‌ناپذير مصرف گاز

۱۴۰۵/۰۷/۲۷ - ۰۰:۳۹:۱۸
کد خبر: ۴۰۷۶۰۲

با فرارسيدن روزهاي سرد سال، كابوس ناترازي و افت فشار گاز بار ديگر به سراغ اقتصاد و صنايع كشور آمده است؛ بحراني كه ريشه در دو عامل بنيادين دارد: از سويي آسيب‌هاي زيرساختي و افت فشار طبيعي ميادين كه طبق برآوردها ظرفيت توليد را بين ۲۰ تا ۵۰ درصد كاهش داده و از سوي ديگر الگوي مصرف بي‌محابا و توأم با اتلافي كه دهه‌هاست بر رفتار مشتركان خانگي و اداري سايه انداخته است.

حسن مرادي

با فرارسيدن روزهاي سرد سال، كابوس ناترازي و افت فشار گاز بار ديگر به سراغ اقتصاد و صنايع كشور آمده است؛ بحراني كه ريشه در دو عامل بنيادين دارد: از سويي آسيب‌هاي زيرساختي و افت فشار طبيعي ميادين كه طبق برآوردها ظرفيت توليد را بين ۲۰ تا ۵۰ درصد كاهش داده و از سوي ديگر الگوي مصرف بي‌محابا و توأم با اتلافي كه دهه‌هاست بر رفتار مشتركان خانگي و اداري سايه انداخته است. در اين ميان، جولان بيش از ۲۵ ميليون بخاري گازي غيراستاندارد در كشور، به منزله دود كردن بي‌بازگشت ثروت ملي و ارزي است كه مي‌توانست پيشران توسعه و صادرات انرژي به بازارهاي منطقه‌‌اي و جهاني باشد؛ هشداري جدي كه نشان مي‌دهد بدون جراحي فوري در مديريت مصرف و اصلاح تجهيزات حرارتي، عبور از زمستان پيش‌رو بدون بحران ناممكن خواهد بود. خطر كمبود و افت فشار گاز در زمستان پيش‌ رو كاملاً جدي و ملموس است. واقعيت‌‌هاي ميداني نشان مي‌دهد كه از يك‌ سو، زيرساخت‌‌ها و تأسيسات انرژي در پي تحولات اخير و فشارهاي ناشي از تخريب‌‌ها و فرسودگي آسيب‌‌هايي ديده‌اند و هرچند تلاش شبانه‌‌روزي صنعتگران و مهندسان براي ترميم و بازسازي ادامه دارد، اما كاهش طبيعي فشار مخازن گاز و افت توليد واقعيتي انكارناپذير است. آمارهاي گوناگون از كاهش ۲۰ تا ۵۰ درصدي توان توليد گاز حكايت دارند. با اين حال، پرسش كليدي اينجاست: در شرايطي كه كفگير توليد گاز به ته ديگ خورده، چرا در طرف مصرف همچنان بي‌محابا‌ترين كشور جهان در سوزاندن اين سرمايه بي‌بديل هستيم؟ نگاهي به تجربه زيسته در كشورهاي صنعتي گوياي حقايق تلخي است. شخصا بيش از ۱۰سال در اروپا و ساير كشورها زيسته‌ام. كشوري مانند بريتانيا با جمعيتي مشابه ما و زمستان‌‌هايي به مراتب سردتر و طولاني‌تر، چندين برابر كمتر از ايران گاز مصرف مي‌كند. ريشه اين پرمصرفي مفرط به دهه‌هاي پيش و زمان آغاز گازرساني در اوايل دهه ۵۰ بازمي‌گردد؛ روزهايي كه شبكه گاز شهري بدون نصب كنتور به خانه‌ها متصل شد و اين پندار نادرست را جا انداخت كه گاز چاه‌هاي كشور منبعي بي‌پايان و رايگان است؛ تا جايي كه حتي در پاركينگ‌ها مشعل روشن مي‌كردند تا موتور خودروها در سرما يخ نزند! قيمت‌‌گذاري فوق‌العاده ارزان، فرهنگ مصرف را از پايه تخريب كرد و اين ثروت ملي را در نگاه عموم به امري بي‌ارزش فروكاست. اين بي‌مبالاتي در ساده‌ترين رفتارهاي روزمره به چشم مي‌خورد. در يك خانواده دو نفره، به جاي استفاده از وسايل متناسب و ذخيره آب گرم در فلاسك، كتري‌هاي چند ليتري ساعت‌ها بر روي شعله‌هاي پرحرارت مي‌جوشند؛ رفتاري كه نه‌تنها اتلاف مستقيم انرژي است، بلكه از منظر اصول بهداشتي نيز آبي عاري از املاح مفيد برجاي مي‌گذارد. در بخش گرمايش، وضعيت به‌مراتب فاجعه‌بارتر است. در بسياري از ادارات و مراكز درماني دولتي و دانشگاهي، رادياتورها با حداكثر ظرفيت داغ شده‌اند و همزمان پنجره‌ها باز گذاشته مي‌شود تا «هواي تازه» بيايد؛ غافل از اينكه هواي گرم‌شده مستقيماً به آسمان فرستاده مي‌شود. موتورخانه‌هاي قديمي با هدررفت حرارتي سرسام‌آور اداره مي‌شوند و فرهنگ تفكيك گرمايش اتاق‌ها در منازل وجود ندارد. در خانه‌هاي ايراني، تمام اتاق‌هاي بلااستفاده صرفاً براي اينكه دماي يكساني با سالن پذيرايي داشته باشند، شبانه‌روز گرم مي‌شوند.

چراكه هزينه درج‌شده در قبوض هنوز آنقدر گزنده نيست كه شهروندان را به بستن داوطلبانه شير رادياتور يا درِ اتاق‌ها وادار سازد. اما فراتر از رفتارهاي خرد خانوار، فاجعه اصلي در حوزه زيرساخت و تجهيزات مي‌گذرد: ما امروز در كشور با بيش از ۲۵ ميليون بخاري سنتي با بازدهي پايين و غيراستاندارد روبه‌رو هستيم. در بسياري از مناطق روستايي و حاشيه‌اي، براي گرم نگه‌داشتن يك خانه شش يا هفت بخاري همزمان روشن مي‌شود؛ بخاري‌هايي كه بخش عمده ارزش حرارتي گاز را به صورت دودكش به هدر مي‌دهند. در سال‌هاي گذشته و در دولت دوازدهم، طرح تعويض بخاري‌ها و بهره‌گيري از فناوري‌هاي پربازده مطرح شد، اما متاسفانه در سال‌هاي بعد اين پرونده مهم تقريباً رها شد و اقدامات انجام‌شده تنها به توليد و توزيع ناچيز ۱۱ هزار دستگاه محدود ماند كه در برابر اقيانوس ۲۵ ميليوني بخاري‌هاي فرسوده، عملاً صفر است. بايد بي‌پرده خطاب به افكار عمومي و رسانه‌ها فرياد زد: فصل سرما در راه است و دوباره اين ۲۵ ميليون بخاري كم‌بازده روشن خواهند شد تا روزانه ده‌ها ميليون مترمكعب گاز را ببلعند. دفاع از اصلاح اين شيوه به معناي دفاع صرف از گراني نيست؛ سخن بر سر ارزش ذاتي گاز به عنوان ثروتي ارزآور براي كشور است. گازي كه امروز در بخاري‌هاي فرسوده خاكستر مي‌شود، مي‌توانست در قالب خوراك پتروشيمي‌ها، مشتقات باارزش صنعتي يا صادرات پايدار با خطوط لوله به عراق، ارمنستان، منطقه و حتي اروپا، صدها ميليون دلار درآمد ارزي براي تأمين معيشت همين مردم خلق كند. اگر دولت شجاعت اصلاحات ساختاري در نوسازي وسايل گرمايشي و عايق‌بندي را نداشته باشد و مردم نيز الگوي زيستي خود را بازتنظيم نكنند، زمستان پيش‌رو نه فقط با قطعي گاز خانگي، بلكه با فلج شدن صنايع و نيروگاه‌ها، بهاي سنگيني بر پيكره اقتصاد نحيف كشور تحميل خواهد كرد.

بیمه ملت