هشدار اقليمي كه هنوز جدي گرفته نشده است

ايران در آستانه خشكي بلندمدت

۱۴۰۵/۰۷/۱۵ - ۰۱:۳۷:۲۲
کد خبر: ۴۰۶۰۷۱

ايران ظاهراً ديگر با يك دوره موقت خشكسالي مواجه نيست؛ دست‌كم داده‌ها و هشدارهاي رسمي از ورود كشور به مرحله‌اي متفاوت حكايت دارند: خشكي بلندمدت، افزايش دما، تشديد رخدادهاي حدي و همزمان افزايش آسيب‌پذيري زيرساخت‌ها.

ايران ظاهراً ديگر با يك دوره موقت خشكسالي مواجه نيست؛ دست‌كم داده‌ها و هشدارهاي رسمي از ورود كشور به مرحله‌اي متفاوت حكايت دارند: خشكي بلندمدت، افزايش دما، تشديد رخدادهاي حدي و همزمان افزايش آسيب‌پذيري زيرساخت‌ها. سحر تاجبخش، رييس سازمان هواشناسي كشور، در تازه‌ترين اظهارات خود هشدار داد كه ايران به سوی يك خشكي طولاني‌مدت حركت مي‌كند؛ هشداري كه اگرچه در سال‌هاي گذشته بارها با ادبيات مختلف تكرار شده، اما اين‌بار بايد در كنار نشانه‌هاي ملموس‌تري مانند كاهش منابع آب، افزايش دما، سيلاب‌هاي ناگهاني و فرسودگي زيرساخت‌ها خوانده شود.مساله اصلي اما تنها تغيير اقليم نيست. بخش مهمي از بحران، به نحوه مواجهه ايران با تغييرات اقليمي بازمي‌گردد. حتي اگر گرمايش زمين يك واقعيت خارج از كنترل مستقيم ايران باشد، شدت خسارات آن تا حد زيادي به كيفيت مديريت آب، توسعه شهري، تغيير كاربري اراضي، زيرساخت‌هاي دفع آب‌هاي سطحي و نحوه مديريت كشاورزي وابسته است.

 

  ۲۰۲۷؛ گرم‌ترين سال تاريخ

تاجبخش با اشاره به روند افزايش دماي جهاني گفت: در ماه آگوست ۲۰۲۶ ميلادي، گرم‌ترين آگوست تاريخ كره زمين ثبت شد كه با توجه به وقوع ال‌نينو، به نظر مي‌رسد در سال ۲۰۲۷ ميلادي نيز گرم‌ترين سال كره زمين را تجربه كنيم.رييس سازمان هواشناسي با اشاره به شبيه‌سازي‌هاي اقليمي از دوره پيش از انقلاب صنعتي تا امروز گفت: در اين بررسي‌ها افزايش ناگهاني دما مشاهده مي‌شود كه تقريباً از دهه ۱۹۹۰ به بعد اتفاق افتاده است.بنابراين، اهميت اظهارات او بيشتر از يك پيش‌بيني درباره سال ۲۰۲۷، در تأكيد بر يك روند بلندمدت است؛ روندي كه ايران نيز نمي‌تواند خود را از آثار آن جدا كند.

 

  ايران طي نيم‌قرن، گرم‌تر و خشك‌تر شده است

يكي از مهم‌ترين بخش‌هاي اظهارات تاجبخش، مربوط به وضعيت اقليمي ايران است. او مي‌گويد: در كشور ما طي ۵۰ سال گذشته شرايط مساعدي از لحاظ اقليمي نداشته‌ايم.به گفته رييس سازمان هواشناسي، طي اين دوره حدود يك ميلي‌متر كاهش بارش در هر سال، چهار دهم درجه سانتي‌گراد افزايش دما در هر دهه و همچنين افزايش تبخير و تعرق ثبت شده است.

تركيب اين سه روند از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. كاهش بارش به‌تنهايي الزاماً به معناي بحران فراگير نيست؛ همانطور كه افزايش دما به‌تنهايي لزوماً به خشكسالي منجر نمي‌شود. اما وقتي بارش كاهش مي‌يابد، دما افزايش پيدا مي‌كند و همزمان تبخير و تعرق بيشتر مي‌شود، فشار بر منابع آب به‌صورت مضاعف افزايش مي‌يابد.اين همان نقطه‌اي است كه بحران اقليمي با بحران مديريت منابع آب پيوند مي‌خورد. تاجبخش در همين زمينه تصريح مي‌كند: براساس آخرين نمودارها، شرايط كشور به سمت خشك‌تر شدن پيش مي‌رود.او در ادامه مقايسه دو دوره ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۶ و ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۲ را مورد اشاره قرار مي‌دهد و مي‌گويد اين مقايسه خشكي‌هاي بيشتر را نشان مي‌دهد كه مويد پيامدهاي ناشي از تغيير اقليم و البته مديريت نامناسب منابع آب است؛ روندي كه ما آن را ادامه داده‌ايم.اگر همه بحران به تغيير اقليم نسبت داده شود، عملاً سهم تصميم‌هاي انساني از معادله حذف مي‌شود. در حالي كه ايران نه فقط با كاهش بارش و افزايش دما، بلكه با دهه‌ها برداشت بي‌رويه از آب‌هاي زيرزميني، توسعه نامتوازن كشاورزي، افت سفره‌هاي زيرزميني، ساخت‌وساز در مسيرهاي طبيعي آب و ضعف زيرساخت‌هاي شهري مواجه بوده است.

 

  خشكسالي فقط كمبود باران نيست

به گزارش مهر، رييس سازمان هواشناسي تأكيد مي‌كند: در مجموع، كشور ما به سمت يك خشكي طولاني‌مدت حركت مي‌كند و حتي شاخص‌هاي ۱۰ ساله نيز اين روند را تأييد مي‌كنند.اين گزاره نيازمند يك تغيير مهم در سياست‌گذاري است. اگر خشكسالي را صرفاً يك دوره موقت كم‌بارشي بدانيم، طبيعي است كه سياست‌ها نيز واكنشي باشند؛ يعني در زمان كمبود آب، جلسات اضطراري تشكيل شود، سهميه‌بندي انجام گيرد و منتظر بارندگي سال بعد بمانيم. اما اگر با خشكي بلندمدت مواجه باشيم، ديگر نمي‌توان سياست‌هاي آب را بر اساس اميد به بازگشت شرايط گذشته طراحي كرد.ايران بايد خود را براي اقليمي آماده كند كه ممكن است در آن، ميانگين بارش پايين‌تر، دما بالاتر و تبخير بيشتر باشد. در چنين شرايطي، بسياري از زيرساخت‌ها و الگوهاي مصرف فعلي اساساً با اقليم آينده سازگار نيستند.

  جنوب ايران  همزمان با خشكي، سيلابي‌تر مي‌شود

يكي از تناقض‌هاي مهم بحران اقليمي ايران اين است كه خشك‌تر شدن كشور الزاماً به معناي كاهش همه بارش‌ها و سيلاب‌ها نيست.تاجبخش مي‌گويد: آنچه محسوس است، افزايش بارش‌هاي شديد و سيلابي در جنوب ايران است كه تقريباً با مناطق استوايي همخوان شده و در واقع وارد آن فاز شده است. اين مساله يكي از مهم‌ترين سوءبرداشت‌ها درباره تغيير اقليم است. جامعه ممكن است تصور كند اگر كشور خشك‌تر شده، پس خطر سيلاب بايد كاهش پيدا كند. در حالي كه افزايش دما مي‌تواند چرخه آب را به شكلي تغيير دهد كه دوره‌هاي خشك طولاني‌تر و بارش‌هاي شديدتر و ناگهاني‌تر شوند.در نتيجه، ايران مي‌تواند همزمان با بحران كم‌آبي و بحران سيلاب مواجه باشد، اين همان جايي است كه ضعف زيرساخت‌ها خود را نشان مي‌دهد.

 

  مشكل بارش است يا مشكل مديريت؟

تاجبخش با اشاره به بارش‌هاي اخير در البرز مي‌گويد: طي دو روز گذشته، حدود ۱۱ تا ۱۲ ميلي‌متر بارش در البرز داشتيم، اما مسير آب، مسير كافي و مناسبي نبود و لايروبي نيز انجام نشده بود. در نتيجه، آب از دهانه آن كانال بيرون زد و شاهد تخريب‌هايي بوديم كه ايجاد كرد.اين بخش از اظهارات رييس سازمان هواشناسي، يك نكته كليدي را روشن مي‌كند: شدت خسارت الزاماً متناسب با شدت بارش نيست.بارش متوسط نيز اگر در شهري با كانال‌هاي ناكافي، رودخانه‌هاي مسدود، ساخت‌وساز در حريم آبراهه‌ها و زيرساخت‌هاي فرسوده رخ دهد، مي‌تواند به بحران تبديل شود.

تاجبخش نيز صريحاً هشدار مي‌دهد: حتي اگر اين موضوع را به عنوان پيامد ال‌نينو در نظر نگيريم، اگر روند موجود ادامه پيدا كند و ساير عوامل موثر در توليد سيلاب را مديريت نكنيم، شرايط كشور از نظر ايجاد خسارت و احتمالاً تلفات احتمالي، وخيم‌تر خواهد شد.

 

  امواج گرما؛ تهديدي فراتر از يك تابستان داغ

رييس سازمان هواشناسي همچنين هشدار داد كه با افزايش دما، تعداد و شدت امواج گرمايي افزايش خواهد يافت و گفت: حدود ۱۰ برابر، رخداد امواج گرمايي بيشتر مي‌شود و قطعاً شدت آنها نيز افزايش خواهد يافت.اگر اين روند را در كنار افزايش دماي پايه كشور قرار دهيم، مساله تنها افزايش مصرف برق براي سرمايش نيست. موج گرما بر سلامت انسان، كشاورزي، منابع آب، زيرساخت‌هاي حمل‌ونقل، شبكه برق و حتي بهره‌وري نيروي كار اثر مي‌گذارد.بنابراين سياست اقليمي ايران نبايد تنها بر «توليد بيشتر برق» براي پاسخ به مصرف تابستاني متمركز باشد. كاهش آسيب‌پذيري در برابر گرما، اصلاح الگوي شهرسازي، افزايش تاب‌آوري شبكه برق، مديريت مصرف آب و طراحي فضاهاي شهري متناسب با اقليم آينده نيز ضروري است.تاجبخش بخش قابل توجهي از اظهارات خود را به داده‌هاي ماهواره‌اي اختصاص داده و تأكيد كرد كه اين داده‌ها براي پايش رطوبت خاك، پوشش برف، دماي سطح زمين و سلامت گياهان اهميت زيادي دارند.او مي‌گويد: اين داده‌ها به عنوان يك ابزار بسيار خوب براي پايش رطوبت خاك مورد استفاده قرار مي‌گيرند و همچنين از كاربرد آنها در پايش «پوشش برف و دماي سطح زمين» سخن مي‌گويد؛ اين ظرفيت بدون ترديد ارزشمند است. اما مساله ايران كمبود داده به‌تنهايي نيست؛ مساله اصلي تبديل داده به تصميم است.وقتي اطلاعات ماهواره‌اي نشان مي‌دهد پوشش برف كاهش يافته، رطوبت خاك پايين آمده يا سلامت پوشش گياهي افت كرده است، اين داده بايد به تغيير در برنامه كشت، تخصيص آب، مديريت سدها و سياست‌هاي كشاورزي منجر شود.

 

  اقليم تغيير كرده، اما سياستگذاري هنوز نه

تصوير كلي ارايه‌شده از سوي رييس سازمان هواشناسي، تصويري نگران‌كننده است: گرمايش، كاهش بارش، افزايش تبخير، خشكي بلندمدت، بارش‌هاي شديد، سيلاب، امواج گرما و افزايش آسيب‌پذيري زيرساخت‌ها.اما شايد مهم‌ترين هشدار در ميان تمام اين داده‌ها اين باشد كه بخشي از خسارت‌ها اجتناب‌ناپذير نيستند.تغيير اقليم را نمي‌توان متوقف كرد، اما مي‌توان ميزان آسيب‌پذيري را كاهش داد. نمي‌توان جلوي همه بارش‌هاي شديد را گرفت، اما مي‌توان مسير رودخانه‌ها را آزاد كرد، كانال‌ها را لايروبي كرد، ساخت‌وساز در حريم آبراهه‌ها را متوقف كرد و زيرساخت‌هاي شهري را متناسب با بارش‌هاي حدي بازطراحي كرد.همچنين نمي‌توان ايران را به اقليم چند دهه قبل بازگرداند، اما مي‌توان كشاورزي، الگوي مصرف آب و سياست‌هاي توسعه را با اقليم جديد سازگار كرد.در نهايت، هشدار درباره «خشكي طولاني‌مدت» زماني معنا پيدا مي‌كند كه از سطح اظهارنظرهاي رسمي فراتر رود و به تغيير واقعي در سياست آب، كشاورزي، شهرسازي و زيرساخت منجر شود.ايران ممكن است وارد دوره‌اي شود كه در آن «نرمال» اقليمي گذشته ديگر بازنگردد. اگر چنين باشد، خطر اصلي فقط كمبود بارش نيست؛ خطر بزرگ‌تر، اصرار بر ادامه دادن سياست‌هايي است كه براي اقليم گذشته طراحي شده‌اند.

 

بیمه ملت