رقص «دلارهاي نفتي» روي گسل تنش
در حالي كه بازارهاي جهاني پس از يك دوره نوسان سينوسي، به دنبال ثبات در مرزهاي قيمتي قبلي بودند، جرقه تنشهاي تازه در خليجفارس، بار ديگر «طلاي سياه» را به پرواز درآورد.
گلناز پرتوي مهر|
در حالي كه بازارهاي جهاني پس از يك دوره نوسان سينوسي، به دنبال ثبات در مرزهاي قيمتي قبلي بودند، جرقه تنشهاي تازه در خليجفارس، بار ديگر «طلاي سياه» را به پرواز درآورد. عبور نفت برنت از مرز رواني ۹۰ دلار در هر بشكه، تنها يك عدد روي تابلوهاي بورس سنگاپور و نيويورك نيست؛ اين يك آژير خطر جدي براي اقتصاد جهاني است كه ريشه در «تنگناي هرمز» دارد. جايي كه جغرافيا با سياست گره خورده و هر لرزهاي در آن، زلزلهاي در معيشت و صنايع دورترين نقاط جهان ايجاد ميكند.
صبح روز دوشنبه در بازارهاي آسيايي، معاملهگران با واقعيتي جديد روبهرو شدند. نفت خام برنت براي تحويل در ماه سپتامبر، نه با شيب ملايم، بلكه با جهشي خيرهكننده، رشد ۱۵.۸ درصدي را در يك هفته و ۲۲ درصدي را در دو هفته تجربه كرد. اين صعود برقآسا، بيش از آنكه حاصل معادلات كلاسيك عرضه و تقاضا باشد، محصول «قيمتگذاري ترس» است. در ادبيات بازار انرژي، اصطلاحي به نام «پرميوم ريسك ژئوپليتيك» وجود دارد؛ يعني مبلغي اضافي كه خريداران بابت احتمال وقوع جنگ يا انسداد مسيرهاي ترانزيتي پرداخت ميكنند. امروز، اين ريسك به بالاترين سطح خود در ماههاي اخير رسيده است.
چرا نام «تنگه هرمز» لرزه بر اندام بازار مياندازد؟ پاسخ را بايد در آمارهاي خيرهكننده جستوجو كرد. طبق دادههاي تازه، روزانه بيش از ۲۰ ميليون بشكه نفت و فرآوردههاي نفتي از اين آبراه باريك عبور ميكند؛ يعني چيزي حدود ۲۰ درصد از كل مصرف روزانه جهان. به زبان سادهتر، از هر ۵ بشكه نفتي كه در موتورهاي جهان ميسوزد، يك بشكه از مسير هرمز ميگذرد.
وقتي خبرهاي مربوط به حملات متقابل ميان نيروهاي ايران و آمريكا و اعزام تجهيزات نظامي بيشتر به منطقه مخابره ميشود، بازار بلافاصله سناريوي «انسداد» يا «اختلال شديد» را پيشخور ميكند. اگرچه در دهههاي اخير مسيرهاي جايگزيني مانند خط لولههاي شرق به غرب در عربستان يا مسيرهاي دور زدن از طريق درياي سرخ مطرح شدهاند، اما هيچكدام ظرفيت و كارايي هرمز را ندارند. در شرايط فعلي، انسداد اين مسير بهمعناي فلج شدن بخش بزرگي از پالايشگاههاي آسيايي و اروپايي است. گزارشهاي اخير نشان ميدهد كه تنشها از سطح درگيريهاي مستقيم نظامي فراتر رفته و زيرساختهاي غيرنظامي را نيز هدف قرار داده است. آسيب به كارخانههاي آبشيرينكن و نيروگاههاي برق در منطقه، لايه جديدي از ناامني را به بازار تزريق كرده است. اين موضوع نشان ميدهد كه بحران فعلي، يك درگيري محدود مرزي نيست، بلكه ميتواند تماميت شبكه انرژي و حيات اقتصادي منطقه را تحت تأثير قرار دهد. بازار نفت به اين سيگنالها حساس است؛ زيرا تخريب زيرساختها بهمعناي طولانيتر شدن دوره بحران و دشوارتر شدن بازگشت به شرايط عادي است.
يكي از دلايلي كه باعث شده قيمت نفت چنين واكنش تند و تيزي نشان دهد، وضعيت ذخاير استراتژيك و تجاري در كشورهاي مصرفكننده است. بر اساس دادههاي اداره اطلاعات انرژي آمريكا (EIA)، موجودي نفت خام اين كشور بيش از ۶ درصد و ذخاير بنزين و فرآوردههاي تقطيري بين ۸ تا ۱۱ درصد كمتر از ميانگين پنجساله است. اين يعني «ضربه گير»هاي بازار در ضعيفترين حالت خود قرار دارند. وقتي انبارها خالي باشند، هرگونه تهديد براي عرضه جديد، مستقيماً به قيمت منتقل ميشود. در واقع، جهان در حالي با بحران هرمز روبرو شده كه «كيسه هواي» اقتصادياش (يعني همان ذخاير نفتي) به ميزان كافي پر نيست. اين موضوع، دست خريداران را زير سنگ گذاشته و فروشندگان را در موضع قدرت قرار داده است.
اگرچه كانون بحران در خليجفارس است، اما تركشهاي آن به سرعت به بازارهاي داخلي آمريكا و اروپا ميرسد. افزايش قيمت نفت به بالاي ۹۰ دلار، به معناي افزايش قيمت سوخت در بازارهاي مصرف است. اين اتفاق در مقطعي رخ ميدهد كه دولتها به سختي در حال مبارزه با تورم هستند. گران شدن سوخت يعني گران شدن حملونقل كالا، افزايش هزينههاي توليد و در نهايت، فشار بيشتر بر سبد معيشتي خانوارها در سراسر جهان.
تحليل روند معاملات نشان ميدهد كه بازار خود را براي يك دوره ميانمدت از قيمتهاي بالا آماده كرده است. اعزام هواپيماهاي سوخترسان و تشديد آرايش نظامي در منطقه، اين سيگنال را به معاملهگران ميدهد كه احتمالا تنشها به اين زودي فروكش نخواهد كرد.
در اين ميان، كاهش عرضه از مسير هرمز همچنان جديترين متغير بازار خواهد بود. اگر تنشها در سطح فعلي باقي بماند، قيمت ۹۰ دلار ميتواند به يك كف قيمتي جديد تبديل شود. اما اگر اختلالي جدي در عبور نفتكشها رخ دهد، عبور از مرز ۱۰۰ دلار و حتي بالاتر از آن، در كوتاهمدت دور از ذهن نخواهد بود.
تنگه هرمز بار ديگر ثابت كرد كه جغرافيا، سرنوشت محتوم اقتصاد انرژي است. در جهاني كه ادعاي گذار به انرژيهاي سبز را دارد، هنوز يك آبراه چند كيلومتري ميتواند كل معادلات ثروت را در جهان جابهجا كند. گزارشهاي ميداني و آمارهاي رسمي نشان ميدهند كه فعلاً «امنيت» گرانترين كالاي بازار نفت است و تا زماني كه اين امنيت در هرمز تأمين نشود، بايد منتظر ماند و ديد كه دلارهاي نفتي تا كجا به پيشروي خود ادامه ميدهند.