فرصت خريد يا گرانفروشي پنهان؟
طرح فروش جديد ايرانخودرو در شرايطي آغاز شده كه فاصله قيمت كارخانه و بازار برخي خودروها به صدها ميليون تومان رسيده است؛ اختلافي كه بار ديگر اين پرسش را مطرح ميكند: سهم مصرفكننده واقعي از اين بازار چقدر است و چه ميزان از اين رانت قيمتي نصيب دلالان ميشود؟
طرح فروش جديد ايرانخودرو در شرايطي آغاز شده كه فاصله قيمت كارخانه و بازار برخي خودروها به صدها ميليون تومان رسيده است؛ اختلافي كه بار ديگر اين پرسش را مطرح ميكند: سهم مصرفكننده واقعي از اين بازار چقدر است و چه ميزان از اين رانت قيمتي نصيب دلالان ميشود؟
ايرانخودرو در جديدترين طرح فروش خود، از ۱۸ تا ۲۰ شهريور ۱۴۰۵، تعداد ۲۵ هزار و ۲۰۰ دستگاه خودرو را عرضه ميكند كه نيمي از آن، معادل ۱۲ هزار و ۶۰۰ دستگاه، به فروش فوري اختصاص دارد. در نگاه نخست، اختلاف قيمت كارخانه و بازار آزاد ميتواند اين طرح را به فرصتي جذاب براي متقاضيان تبديل كند؛ اما بررسي دقيقتر قيمتها و شرايط فروش، پرسشهاي جديتري درباره ميزان واقعي جذابيت اين طرح ايجاد ميكند.
يكي از مهمترين ابهامها، سطح جديد قيمتگذاري خودروهاست. قيمت برخي محصولات عرضهشده از حدود يك ميليارد و ۷۰۰ ميليون تومان آغاز ميشود؛ رقمي كه با توجه به قدرت خريد خانوارها، براي بسياري از مصرفكنندگان واقعي همچنان سنگين است.
ايرانخودرو افزايش قيمتها را به عواملي از جمله رشد هزينههاي توليد، افزايش نرخ گواهي اسقاط و ساير هزينههاي مرتبط با نوسازي ناوگان نسبت ميدهد. با اين حال، پرسش اينجاست كه آيا افزايش اين هزينهها به اندازهاي بوده كه چنين رشد قيمتي را توجيه كند يا بخشي از اين افزايش قيمت، عملاً به گرانتر شدن خودرو براي مصرفكننده منجر شده است؟ در چنين شرايطي، زماني كه خودرويي ابتدا با قيمت بالاتري عرضه ميشود و سپس اختلاف آن با قيمت بازار به عنوان «فرصت خريد» برجسته ميشود، اين نگراني وجود دارد كه جذابيت ظاهري طرح فروش، بيش از آنكه ناشي از ارزان بودن واقعي خودرو باشد، نتيجه فاصله ايجادشده ميان قيمت كارخانه و بازار باشد.
اختلاف ۷۸۰ ميليون توماني چه كسي برنده است؟
فاصله قيمت كارخانه و بازار در برخي محصولات همچنان بسيار قابل توجه است. براي نمونه، اختلاف قيمت دنا پلاس اتوماتيك به حدود ۷۸۲ ميليون تومان ميرسد؛ فاصلهاي كه بهطور طبيعي انگيزه بالايي براي ورود واسطهها و دلالان ايجاد ميكند.
در چنين بازاري، حتي اگر هدف اصلي طرح فروش، دسترسي مصرفكننده واقعي به خودرو باشد، وجود چنين اختلاف قيمتي ميتواند انگيزه سوداگري را افزايش دهد. هرچه فاصله ميان قيمت كارخانه و بازار بيشتر باشد، خودرو از يك كالاي مصرفي به دارايياي با جذابيت سرمايهگذاري تبديل ميشود و همين مساله ميتواند رقابت ميان مصرفكننده و واسطه را تشديد كند.
در اين دوره، شرط مسدودسازي حساب بانكي حذف شده است؛ تصميمي كه از يك سو ميتواند فرآيند ثبتنام را براي متقاضيان سادهتر كند، اما از سوي ديگر اين پرسش را به وجود ميآورد كه آيا حذف اين محدوديت، امكان ورود گستردهتر متقاضيان غيرمصرفي را فراهم نميكند؟ مصرفكننده واقعي ممكن است تنها با هدف خريد يك خودرو براي استفاده شخصي وارد سامانه شود، در حالي كه دلالان و واسطهها معمولاً با آمادگي بيشتر و تجربه قبلي، فرآيند ثبتنام و پيگيري نتايج را دنبال ميكنند.
از سوي ديگر، مهلت ۴۸ ساعته براي تكميل قرارداد پس از اعلام اولويت نيز باعث ميشود سرعت عمل متقاضيان اهميت بيشتري پيدا كند؛ موضوعي كه ميتواند در صورت نبود سازوكارهاي دقيق براي شناسايي مصرفكننده واقعي، رقابت را به نفع واسطههاي حرفهاي تغيير دهد.
بازار خودرو همزمان با دلار و طلا صعودي شد
در همين حال، بازار خودرو نيز در روز چهارشنبه ۱۸ شهريور ۱۴۰۵ تحت تأثير افزايش نرخ ارز و طلا، عمدتاً روندي صعودي داشت.
در حالي كه قيمت طلا از مرز ۲۳ ميليون و ۶۰۰ هزار تومان عبور كرده و دلار در محدوده ۲۲۶ هزار تومان قرار گرفته است، انتظارات تورمي بار ديگر بر بازار خودرو اثر گذاشته است.
بررسي معاملات امروز نشان ميدهد قيمت خودروهاي داخلي بين ۵ تا ۱۶۰ ميليون تومان و خودروهاي مونتاژي بين ۵ تا ۸۰۰ ميليون تومان افزايش داشته است. البته در برخي مدلها كاهش قيمت نيز ثبت شد، اما اين كاهشها نتوانستند روند كلي بازار را تغيير دهند. در بازار خودروهاي داخلي، تارا اتوماتيك بيشترين افزايش قيمت را تجربه كرد و با رشد ۱۶۰ ميليون توماني نسبت به روز گذشته، به ۳ ميليارد و ۳۰۰ ميليون تومان رسيد.
سورن پلاس دوگانهسوز كپسول كوچك نيز ۳۰ ميليون تومان گران شد و در بازار آزاد به ۲ ميليارد و ۳۸۰ ميليون تومان رسيد. قيمت پژو ۲۰۷ اتوماتيك با افزايش ۱۵ ميليون توماني، به ۲ ميليارد و ۸۴۹ ميليون تومان رسيد. كوييك S نيز ۱۳ ميليون تومان افزايش قيمت داشت و با قيمت يك ميليارد و ۳۹۵ ميليون تومان معامله شد.
در همين حال، شاهين اتوماتيك با رشد ۳۰ ميليون توماني به ۲ ميليارد و ۴۸۰ ميليون تومان رسيد و اطلس GL نيز با افزايش ۲۸ ميليون توماني، در محدوده يك ميليارد و ۵۸۸ ميليون تومان قرار گرفت.
ساينا دوگانهسوز نيز ۵ ميليون تومان گران شد و قيمت آن به يك ميليارد و ۵۸۵ ميليون تومان رسيد.
در بازار مونتاژيها، افزايش قيمتها شديدتر بود. هاوال H9 با جهش ۸۰۰ ميليون توماني، بيشترين افزايش قيمت روزانه را در كل بازار ثبت كرد و به ۱۳ ميليارد و ۸۰۰ ميليون تومان رسيد. فيدليتي پرستيژ ۷ نفره نيز ۱۶۰ ميليون تومان افزايش قيمت داشت و با قيمت ۸ ميليارد و ۱۶۰ ميليون تومان معامله شد.
در مقابل، تيگو ۹ برخلاف روند بازار، ۱۲۰ ميليون تومان كاهش قيمت داشت و به ۱۱ ميليارد و ۳۸۰ ميليون تومان رسيد. هايما S7 پرو نيز با افزايش ۱۰ ميليون توماني، در محدوده ۵ ميليارد و ۶۵۰ ميليون تومان قرار گرفت.
تركيب افزايش قيمت كارخانه، رشد قيمت بازار آزاد و فاصله چندصد ميليون توماني ميان اين دو، تصويري پيچيده از بازار خودرو ترسيم ميكند. از يك سو، خودروساز با افزايش هزينههاي توليد و الزامات قانوني روبروست و از سوي ديگر، مصرفكننده با قدرت خريد محدود و قيمتهاي روزافزون مواجه است.
در اين ميان، هرچه فاصله ميان قيمت كارخانه و بازار بيشتر شود، انگيزه دلالي نيز افزايش پيدا ميكند. بنابراين صرف عرضه خودرو با قيمت پايينتر از بازار، بهتنهايي به معناي حمايت از مصرفكننده نيست؛ بلكه مهمتر از آن، سازوكار تخصيص خودرو و اطمينان از رسيدن آن به مصرفكننده واقعي است.
در نهايت، پرسش اصلي همچنان پابرجاست: وقتي اختلاف قيمت يك خودرو ميان كارخانه و بازار به حدود ۷۸۰ ميليون تومان ميرسد، چه كسي بيشترين منفعت را از اين فاصله ميبرد؟ مصرفكنندهاي كه خودرو را براي استفاده شخصي ميخواهد، يا واسطهاي كه خودرو را يك فرصت سودآوري ميبيند؟
پاسخ به اين پرسش، بيش از هر چيز به شفافيت در قيمتگذاري، اولويتبندي متقاضيان و نظارت بر فرآيند فروش وابسته است. در غير اين صورت، حتي بزرگترين طرحهاي فروش نيز ممكن است به جاي كاهش فاصله مصرفكننده با خودرو، تنها به بازتوزيع سود ميان توليدكننده و واسطهها منجر شوند.