استرس بيپايان پشت درهاي آزموني فراتر از رقابت علمي
كنكور سراسري در ايران سالهاست كه از يك آزمون صرفا آموزشي فراتر رفته و به رويدادي سرنوشتساز در زندگي ميليونها دانشآموز و خانواده تبديل شده است؛ آزموني كه نهتنها آينده تحصيلي، بلكه در بسياري از موارد مسير شغلي، موقعيت اجتماعي و حتي كيفيت زندگي داوطلبان را تحت تأثير قرار ميدهد.
كنكور ۱۴۰۵؛ از جنگ و تعويق تا اضطراب جمعي داوطلبان
گلي ماندگار|
كنكور سراسري در ايران سالهاست كه از يك آزمون صرفا آموزشي فراتر رفته و به رويدادي سرنوشتساز در زندگي ميليونها دانشآموز و خانواده تبديل شده است؛ آزموني كه نهتنها آينده تحصيلي، بلكه در بسياري از موارد مسير شغلي، موقعيت اجتماعي و حتي كيفيت زندگي داوطلبان را تحت تأثير قرار ميدهد. در چنين شرايطي، هرگونه تغيير يا ابهام در روند برگزاري كنكور ميتواند موجي از نگراني و آشفتگي رواني ايجاد كند؛ وضعيتي كه امسال براي داوطلبان كنكور ۱۴۰۵ بيش از هر زمان ديگري محسوس شده است.
پس از حدود سه ماه تأخير، ثبتنام كنكور ۱۴۰۵ سرانجام آغاز شده اما هنوز زمان دقيق امتحانات نهايي و به تبع آن، تاريخ برگزاري آزمون سراسري مشخص نيست. همين مساله سبب شده هزاران داوطلب در شرايطي از بلاتكليفي و انتظار فرسايشي قرار بگيرند؛ شرايطي كه بسياري از كارشناسان آن را يكي از آسيبزاترين وضعيتها براي سلامت روان دانشآموزان ميدانند.
داوطلباني كه ماهها و حتي سالها برنامه زندگي خود را براساس تقويم كنكور تنظيم كرده بودند، اكنون نميدانند بايد براي چه تاريخي آماده شوند. برخي خانوادهها كلاسهاي آموزشي، مشاورهها، خواب و تغذيه فرزندانشان را بر پايه زمان معمول برگزاري كنكور تنظيم كرده بودند اما اكنون با طولاني شدن فرآيند تصميمگيري، نظم رواني و آموزشي بسياري از آنان برهم خورده است.
گره خوردن كنكور به امتحانات نهايي
امسال شرايط كنكور بيش از گذشته به امتحانات نهايي وابسته شده است. براساس مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي، سهم سوابق تحصيلي در كنكور ۱۴۰۵ به ۶۰ درصد قطعي رسيده و همين موضوع، اهميت امتحانات نهايي را به شكل بيسابقهاي افزايش داده است. در واقع تا زماني كه امتحانات نهايي برگزار و نمرات دانشآموزان مشخص نشود، امكان برگزاري و اعلام نتايج كنكور نيز وجود نخواهد داشت.
مسوولان سازمان سنجش و وزارت علوم طي هفتههاي اخير بارها اعلام كردهاند كه زمان كنكور حدود ۳۰ تا ۴۰ روز پس از پايان امتحانات نهايي تعيين خواهد شد. با اين حال هنوز زمان دقيق برگزاري اين امتحانات نيز اعلام نشده و همين مساله به فضاي ابهام دامن زده است.
برخي گمانهزنيها از احتمال برگزاري امتحانات نهايي در نيمه تيرماه حكايت دارد؛ موضوعي كه ميتواند كنكور را به شهريورماه منتقل كند. اگر چنين سناريويي محقق شود، فرآيند اعلام نتايج، انتخاب رشته و ثبتنام دانشگاهها نيز با تأخير قابل توجهي روبهرو خواهد شد؛ تأخيري كه ممكن است آغاز سال تحصيلي دانشگاهها را نيز دستخوش تغيير كند.
احتمال تغيير در تقويم آموزشي دانشگاهها
برخي مسوولان آموزش عالي هشدار دادهاند كه در صورت برگزاري كنكور در شهريورماه، دانشگاهها ناچار خواهند شد سال تحصيلي را ديرتر آغاز كنند يا بخشي از آموزش نيمسال اول را به صورت مجازي برگزار كنند. اين در حالي است كه تجربه سالهاي اخير نشان داده آموزشهاي فشرده و تغييرات پيدرپي در تقويم آموزشي، كيفيت يادگيري را كاهش ميدهد و فشار مضاعفي بر دانشجويان و استادان وارد ميكند.
از سوي ديگر، خانوادهها نيز نگران افزايش هزينههاي ناشي از طولانيتر شدن فرآيند آمادگي كنكور هستند. بسياري از داوطلبان مجبور شدهاند كلاسهاي كنكور، آزمونهاي آزمايشي و جلسات مشاوره خود را تمديد كنند؛ موضوعي كه فشار اقتصادي تازهاي بر خانوادهها تحميل كرده است.
بلاتكليفي؛ استرسي فراتر از خود كنكور
كارشناسان حوزه سلامت روان نيز معتقدند آنچه امروز داوطلبان را بيش از خود آزمون آزار ميدهد، «نامشخص بودن آينده» است. در واقع ذهن انسان معمولا با سختي كنار ميآيد، اما ابهام و بياطلاعي ميتواند اضطرابي عميقتر ايجاد كند.
مريم هاشمي، روانشناس و مشاور نوجوانان، در اين باره به «تعادل» ميگويد: داوطلبان كنكور در شرايط عادي نيز تحت فشار رواني بالايي قرار دارند، زيرا كنكور در فرهنگ آموزشي ايران يك آزمون تعيينكننده تلقي ميشود. حالا وقتي زمان برگزاري آزمون نامشخص ميشود، ذهن دانشآموز وارد وضعيت آمادهباش دائمي ميشود؛ وضعيتي كه ميتواند به فرسودگي رواني منجر شود.
او توضيح ميدهد: بسياري از دانشآموزان ماههاست با اين تصور زندگي ميكنند كه بايد در يك زمان مشخص به اوج آمادگي برسند. وقتي تاريخ آزمون مرتب تغيير ميكند يا مشخص نيست، بدن و ذهن وارد چرخهاي از استرس مزمن ميشود. در چنين شرايطي اختلال خواب، افت تمركز، كاهش انگيزه، تحريكپذيري و حتي علائم افسردگي افزايش پيدا ميكند.
اين روانشناس تأكيد ميكند: برخي دانشآموزان دچار نوعي خستگي شناختي ميشوند؛ يعني مغز ديگر توان حفظ تمركز طولانيمدت را ندارد. ما در هفتههاي اخير مراجعات زيادي از داوطلباني داشتهايم كه ميگويند ديگر توان درس خواندن ندارند، چون نميدانند اين وضعيت تا چه زماني ادامه خواهد داشت.
متشنج شدن فضاي خانه
هاشمي همچنين درباره تأثير اين وضعيت بر خانوادهها ميگويد: اضطراب داوطلب فقط محدود به خودش نيست. فضاي خانه هم متشنج ميشود. والدين نگران آينده فرزندشان هستند و همين نگراني ناخواسته به فرزندان منتقل ميشود. در برخي خانوادهها اختلافات و تنشهاي رواني افزايش پيدا كرده و حتي روابط اجتماعي دانشآموزان نيز محدودتر شده است.
او با بيان اين مطلب كه در چنين شرايطي، اطلاعرساني شفاف ميتواند بخشي از فشار رواني را كاهش دهد، ميافزايد: حتي اگر مسوولان نتوانند تاريخ قطعي اعلام كنند، ارايه سناريوهاي احتمالي و بازههاي زماني ميتواند احساس كنترل را به داوطلبان بازگرداند. انسان زماني كمتر مضطرب ميشود كه بداند چه احتمالاتي پيش روي اوست.
ضرورت شفافيت در نظام سنجش
در كنار نگرانيهاي رواني، كارشناسان حوزه سنجش و ارزشيابي آموزشي نيز معتقدند ادامه وضعيت مبهم ميتواند به نظام آموزشي كشور آسيب وارد كند.
اديب كشتكار، كارشناس ارزشيابي تحصيلي، نيز در اين باره به «تعادل» ميگويد: كنكور صرفا يك آزمون چندساعته نيست، بلكه بخشي از يك زنجيره بزرگ آموزشي است كه امتحانات نهايي، تصحيح اوراق، اعلام سوابق تحصيلي، انتخاب رشته و ثبتنام دانشگاهها را شامل ميشود. وقتي يكي از اين حلقهها دچار تأخير شود، كل چرخه آموزشي كشور تحت تأثير قرار ميگيرد و تبعات آن فقط محدود به داوطلبان نيست، بلكه مدارس، دانشگاهها، خانوادهها و حتي برنامهريزي آموزشي كشور را دچار اختلال ميكند.
او با اشاره به افزايش سهم سوابق تحصيلي در كنكور امسال توضيح ميدهد: اكنون امتحانات نهايي اهميت فوقالعادهاي پيدا كردهاند و طبيعي است كه مسوولان بخواهند اين آزمونها با دقت و امنيت بالا برگزار شود. اما در كنار اين ضرورت، مساله مهم ديگر مديريت افكار عمومي و كاهش اضطراب داوطلبان است. وقتي دانشآموز نداند دقيقا چه زماني بايد در آزمون شركت كند، عملا امكان برنامهريزي موثر براي مطالعه، مرور و جمعبندي را از دست ميدهد.
اعلام سناريوي جايگزين الزامي است
كشتكار ادامه ميدهد: در بسياري از كشورهاي جهان، حتي در شرايط بحراني، نهادهاي آموزشي سناريوهاي جايگزين خود را از قبل اعلام ميكنند. اين كار باعث ميشود دانشآموزان بدانند اگر شرايط تغيير كرد، چه اتفاقي خواهد افتاد. متأسفانه در ايران اطلاعرساني اغلب قطرهچكاني است و همين مساله زمينه شايعات و اخبار غيررسمي را فراهم ميكند. امروز بخش قابل توجهي از استرس داوطلبان نه به خود آزمون، بلكه به اخبار ضد ونقيض و فضاي مبهم پيرامون آن مربوط ميشود.
اين كارشناس آموزشي تاكيد ميكند: تأخير طولاني در تعيين تكليف آزمونها ميتواند عدالت آموزشي را نيز تحت تأثير قرار دهد. دانشآموزاني كه از امكانات مالي بيشتري برخوردارند، ميتوانند دورههاي آموزشي و كلاسهاي آمادگي خود را تمديد كنند اما بسياري از خانوادهها توان پرداخت هزينههاي اضافي را ندارند. در نتيجه طولاني شدن فرآيند آمادگي كنكور، شكاف آموزشي را عميقتر ميكند.
او ميافزايد: در چنين شرايطي حتي سبك مطالعه دانشآموزان هم آسيب ميبيند. داوطلبي كه تصور ميكرد بايد تا يك تاريخ مشخص آماده باشد، حالا ناچار است دوره فرسايشي مطالعه را براي هفتهها يا ماههاي بيشتر ادامه دهد. اين موضوع باعث خستگي ذهني، افت راندمان آموزشي و كاهش كيفيت يادگيري ميشود. بسياري از دانشآموزان در اين وضعيت دچار بيانگيزگي ميشوند و احساس ميكنند تلاشهايشان وارد يك چرخه بيپايان شده است.
شفافيت مطالبه امروز داوطلبان كنكور
كشتكار با بيان اينكه مهمترين مطالبه امروز داوطلبان «شفافيت» است ميگويد: حتي اگر مسوولان نتوانند تاريخ قطعي برگزاري آزمون را اعلام كنند، ميتوانند چند سناريوي احتمالي را بهصورت رسمي منتشر كنند تا داوطلبان تصوير روشنتري از آينده داشته باشند. سكوت طولانيمدت و اطلاعرساني محدود، فقط ميدان را براي شايعهسازي باز ميكند و فشار رواني دانشآموزان را افزايش ميدهد.
اين كارشناس حوزه سنجش در پايان تاكيد ميكند: كنكور در ايران فقط يك آزمون علمي نيست؛ يك مساله اجتماعي است كه ميليونها نفر بهطور مستقيم و غيرمستقيم تحت تأثير آن قرار ميگيرند. به همين دليل مديريت اين فرآيند فقط به برگزاري آزمون محدود نميشود و مسوولان بايد به ابعاد رواني، اجتماعي و آموزشي آن نيز توجه جدي داشته باشند.
كنكور؛ مسالهاي اجتماعي نه فقط آموزشي
با توجه به اظهارات كارشناسان و صاحب نظران واقعيت اين است كه كنكور در ايران تنها يك رقابت علمي نيست؛ بلكه به مسالهاي اجتماعي و حتي فرهنگي تبديل شده است. خانوادهها سالها سرمايه مالي و رواني خود را صرف موفقيت فرزندانشان در اين آزمون ميكنند و به همين دليل هرگونه ابهام در روند برگزاري آن، جامعه گستردهاي را تحت تأثير قرار ميدهد.
اكنون كه ثبتنام كنكور آغاز شده اما زمان دقيق برگزاري آزمون همچنان نامشخص است، مطالبه اصلي داوطلبان بيش از هر چيز «شفافيت» است. بسياري از آنان ميگويند حتي اگر قرار باشد آزمون با تأخير برگزار شود، ترجيح ميدهند زمان تقريبي آن را بدانند تا بتوانند برنامهريزي كنند.
كارشناسان نيز معتقدند در شرايط فعلي، آرامش رواني داوطلبان بايد به يكي از اولويتهاي اصلي سياستگذاران آموزشي تبديل شود؛ زيرا ادامه وضعيت مبهم ميتواند آثار بلندمدتي بر سلامت روان نسل جوان برجاي بگذارد. شايد امروز بيش از هر زمان ديگري لازم باشد مسوولان آموزشي كشور بدانند كه براي ميليونها داوطلب، سختترين بخش كنكور نه تستها و رقابت علمي، بلكه تحمل اضطراب آيندهاي نامعلوم است؛ آيندهاي كه هنوز تاريخ مشخصي ندارد.