بازگشايي در هالهاي از ابهام
بازگشايي بازار سرمايه پس از بيش از دو ماه توقف معاملات، اين روزها به يكي از مهمترين دغدغههاي سهامداران و فعالان اقتصادي تبديل شده است. اگرچه اصل بازگشايي بازار اتفاقي مثبت و ضروري تلقي ميشود، اما آنچه نگرانيها را افزايش داده، نبود شفافيت درباره نحوه اجراي اين فرآيند و كيفيت حمايت از بازار است.
بازگشايي بازار سرمايه پس از بيش از دو ماه توقف معاملات، اين روزها به يكي از مهمترين دغدغههاي سهامداران و فعالان اقتصادي تبديل شده است. اگرچه اصل بازگشايي بازار اتفاقي مثبت و ضروري تلقي ميشود، اما آنچه نگرانيها را افزايش داده، نبود شفافيت درباره نحوه اجراي اين فرآيند و كيفيت حمايت از بازار است.
در هفتههاي اخير جلسات متعددي درباره زمان و شيوه بازگشايي معاملات برگزار شده، اما همچنان بسياري از سهامداران نميدانند قرار است بازار با چه سازوكاري فعاليت خود را از سر بگيرد. ابهام درباره ميزان حمايت نهادهاي مسوول، تزريق منابع مالي، وضعيت اعتبار كارگزاريها، سرنوشت قراردادهاي آپشن و حتي اينكه كدام نمادها در مرحله نخست بازگشايي ميشوند، فضاي رواني بازار را شكنندهتر كرده است. واقعيت اين است كه هيچ سهامداري از قفل شدن دارايي خود رضايت ندارد و همه فعالان بازار از بازگشت نقدشوندگي استقبال ميكنند؛ اما نگراني اصلي به اين موضوع بازميگردد كه آيا بازار بدون برنامه و بدون ابزار حمايتي كافي باز خواهد شد يا خير. تجربه نشان داده بازاري كه بدون مديريت و شفافسازي وارد فاز معاملات شود، ممكن است با موج سنگين فروش و بياعتمادي گسترده مواجه شود.
پيش از بازگشايي كامل بازار، شركتهاي بورسي بايد موظف شوند اطلاعات دقيق و شفافي از وضعيت خود ارايه دهند. بسياري از شركتها در ماههاي گذشته به طور مستقيم يا غيرمستقيم تحتتاثير شرايط اخير قرار گرفتهاند و سهامداران حق دارند بدانند ميزان آسيب به زنجيره توليد، صادرات، واردات و مشتريان اين شركتها چقدر بوده است. همچنين لازم است انحراف عملكرد شركتها از بودجه و برنامههاي پيشبيني شده براي سال ۱۴۰۵ به صورت رسمي در سامانه كدال منتشر شود تا همه سرمايهگذاران به اطلاعات برابر دسترسي داشته باشند. نبود شفافيت اطلاعاتي ميتواند زمينهساز شكلگيري رانت و دسترسي نابرابر به اطلاعات شود؛ مسالهاي كه اعتماد عمومي به بازار سرمايه را بيش از گذشته تضعيف ميكند. ازسوي ديگر، بازگشايي همزمان تمام نمادها نيز اقدامي پرريسك ارزيابي ميشود. طبيعي است كه وضعيت شركتهايي كه آسيب مستقيم ديدهاند با شركتهايي كه كمترين تاثير را پذيرفتهاند، متفاوت باشد و شايد بازگشايي مرحلهاي نمادها بتواند فشار بازار را مديريت كند.
موضوع صندوقهاي سرمايهگذاري و صندوقهاي شاخصي نيز از ديگر چالشهاي مهم اين دوره است. در صورتي كه بخشي از نمادهاي بزرگ همچنان متوقف بمانند، احتمال افزايش فشار فروش در ساير سهمها براي تامين ابطال صندوقها وجود دارد؛ مسالهاي كه ميتواند به تشديد هيجان منفي در بازار منجر شود.
اگرچه ادامه توقف طولانيمدت معاملات، نقدشوندگي بازار را زير سوال برده و سهامداران را از دسترسي به داراييهايشان محروم كرده است، اما بازگشايي بدون برنامه ميتواند خسارتهاي سنگينتري نسبت به ادامه توقف داشته باشد، به همين دليل انتظار ميرود سازمان بورس پيش از هر تصميم، برنامه حمايتي و جزييات بازگشايي را به صورت شفاف اعلام كند تا از شكلگيري فضاي هيجاني جلوگيري شود. درنهايت، كيفيت بازگشايي بازار بيش از هر چيز به نحوه اطلاعرساني، شفافيت اطلاعات و ابزارهاي حمايتي بستگي دارد. بازاري كه اين روزها بيش از هر زمان ديگري به اعتماد نياز دارد، تاب تصميمهاي عجولانه و بدون برنامه را نخواهد داشت.