نقشآفريني تهاجمي امارات در معادلات منطقهاي
در هفتههاي اخير تحركات سياسي و امنيتي امارات متحده عربي در منطقه، به ويژه در ارتباط با ايران، توجه بسياري از ناظران را به خود جلب كرده است.
در هفتههاي اخير تحركات سياسي و امنيتي امارات متحده عربي در منطقه، به ويژه در ارتباط با ايران، توجه بسياري از ناظران را به خود جلب كرده است. برخي تحليلگران معتقدند امارات با نزديكتر شدن به رژيم صهيونيستي و تقويت همكاريهاي امنيتي، اقتصادي، سياسي و... با آن، در حال ايفاي نقشي فعالتر و حتي تهاجمي در معادلات منطقهاي است. اين تحولات در حالي رخ ميدهد كه احتمال شكلگيري نوعي توافق يا كاهش تنش ميان ايران و امريكا نيز مطرح شده و همين موضوع ميتواند معادلات جديدي را در خليجفارس و غرب آسيا رقم بزند.
تحولات اخير در منطقه خليجفارس نشان ميدهد كه امارات متحده عربي طي هفتههاي گذشته رويكردي متفاوت و تا حدي تهاجمي در قبال جمهوري اسلامي ايران اتخاذ كرده است. به نظر ميرسد بخشي از اين رفتارها در چارچوب تحولات بزرگتر منطقهاي و رقابتهاي ژئوپليتيكي ميان بازيگران مختلف قابل تحليل باشد. در اين ميان، نقش رژيم صهيونيستي و تلاش آن براي اثرگذاري بر سياستهاي برخي كشورهاي عربي حاشيه خليجفارس نيز قابل توجه است. يكي از نكات مهم در تحليل رفتارهاي اخير امارات، ميزان نفوذ و همكاريهاي فزاينده امنيتي و نظامي ميان اين كشور و اسراييل است. پس از امضاي توافقات عاديسازي روابط ميان برخي كشورهاي عربي و تلآويو، سطح تعاملات ميان امارات و رژيم صهيونيستي در حوزههاي مختلف از جمله امنيتي، اطلاعاتي و اقتصادي افزايش يافته است.
اين نزديكي باعث شده برخي تحليلگران معتقد باشند كه بخشي از سياستهاي منطقهاي امارات در هماهنگي با راهبردهاي اسراييل در قبال ايران شكل ميگيرد. در چنين فضايي، بحث احتمال شكلگيري نوعي آتشبس يا كاهش تنش ميان ايران و ايالات متحده نيز مطرح شده است. اگرچه جزييات اين موضوع هنوز بهطور رسمي اعلام نشده، اما برخي گمانهزنيها از احتمال انتشار بيانيههايي در تهران و واشنگتن درباره مديريت تنشها خبر ميدهند. از منظر برخي بازيگران منطقهاي، هرگونه كاهش تنش ميان ايران و امريكا ميتواند به افزايش نقش منطقهاي ايران منجر شود و همين موضوع ممكن است نگرانيهايي را در ميان برخي متحدان امريكا و اسراييل ايجاد كند. از اين منظر، برخي تحليلگران معتقدند كه تحركات اخير امارات در خليجفارس و اتخاذ مواضع تندتر در قبال ايران را ميتوان در چارچوب تلاش براي ايجاد فشار سياسي و امنيتي بر تهران تفسير كرد. بهويژه در شرايطي كه تحولات ديگري نيز در منطقه در حال شكلگيري است، از جمله احتمال توافق يا ترتيبات جديد ميان لبنان و رژيم صهيونيستي. گفته ميشود كه در صورت تحقق چنين توافقي، توازن سياسي در لبنان و حتي در كل منطقه ممكن است دستخوش تغيير شود.
در اين ميان برخي معتقدند كه اگر ايران درگير تنشهاي گسترده در خليجفارس شود، توان تمركز و اثرگذاري آن در ساير پروندههاي منطقهاي، از جمله لبنان كاهش خواهد يافت. به همين دليل، برخي تحليلها از شكلگيري نوعي همراستايي ميان امارات، بحرين و رژيم صهيونيستي سخن ميگويند كه هدف آن حفظ فشار بر ايران و جلوگيري از افزايش نفوذ منطقهاي تهران است. از سوي ديگر، مساله تنگه هرمز نيز همواره يكي از حساسترين نقاط در معادلات امنيتي منطقه بوده است.
هرگونه تنش در اين آبراه راهبردي ميتواند پيامدهاي گستردهاي براي امنيت انرژي و تجارت جهاني داشته باشد. در سالهاي اخير بارها هشدار داده شده كه اقدامات تحريكآميز يا ماجراجويانه در اين منطقه ممكن است به واكنشهاي متقابل و تشديد تنشها منجر شود. با اين حال، تحولات منطقهاي تنها به رابطه ايران و امارات محدود نميشود. حتي در داخل شوراي همكاري خليجفارس نيز نشانههايي از اختلافنظر ميان برخي كشورهاي عضو مشاهده ميشود. برخي كشورها از جمله عربستان سعودي، قطر و عمان تلاش كردهاند سياستهاي متوازنتري در قبال ايران و تحولات منطقه اتخاذ كنند.
اين كشورها در برخي موارد ترجيح دادهاند از تشديد تنشها فاصله بگيرند و بر گفتوگو و مديريت اختلافات تاكيد كنند. در اين چارچوب، برخي تحليلگران معتقدند كه رويكردهاي يكجانبه امارات در برخي پروندههاي منطقهاي باعث نارضايتي برخي ديگر از اعضاي شوراي همكاري خليجفارس شده است. براي نمونه، اختلافات در حوزه سياستهاي انرژي و تصميمات مربوط به اوپك يا اوپكپلاس نيز گاه نشانههايي از اين اختلاف ديدگاهها را آشكار كرده است.
همچنين نزديكي گسترده امارات به اسراييل، بهويژه در حوزههاي امنيتي و نظامي، براي برخي كشورهاي عربي منطقه نگرانيهايي ايجاد كرده است. اين نگرانيها بيشتر از آن جهت مطرح ميشود كه ورود بازيگران فرامنطقهاي به معادلات امنيتي خليجفارس ميتواند موازنههاي سنتي در اين منطقه را تغيير دهد.
در مجموع، به نظر ميرسد منطقه خليجفارس در مقطع كنوني در حال تجربه مرحلهاي حساس از تحولات سياسي و امنيتي است. رقابتهاي ژئوپليتيكي، تلاش براي شكلدهي به ائتلافهاي جديد و نيز احتمال تغيير در روابط ميان برخي بازيگران اصلي، همگي نشاندهنده آن است كه معادلات منطقهاي در حال بازتعريف هستند. در چنين شرايطي، نحوه تعامل كشورهاي منطقه با يكديگر و ميزان تمايل آنها به همكاري يا تقابل ميتواند تاثير تعيينكنندهاي بر آينده امنيت و ثبات خليجفارس داشته باشد. بسياري از تحليلگران معتقدند كه كاهش تنشها و حركت به سمت گفتوگوهاي منطقهاي ميتواند بهترين راه براي جلوگيري از تشديد بحرانها باشد؛ بحراني كه در صورت گسترش، پيامدهاي آن تنها به يك يا دو كشور محدود نخواهد ماند و كل منطقه را تحت تاثير قرار خواهد داد.