سناریوهای بازار انرژی جهان با بسته ماندن تنگه هرمز به روایت اكونوميست

« وخیم» تا « فاجعه بار»

۱۴۰۵/۰۲/۰۳ - ۰۰:۳۵:۵۳
کد خبر: ۳۸۴۱۹۹
« وخیم»  تا « فاجعه بار»

اكونوميست طي گزارشي هشدار داد تنگه هرمز باز نشود، كل سيستم سوخت رساني جهان از كار مي‌افتد.

اكونوميست طي گزارشي هشدار داد تنگه هرمز باز نشود، كل سيستم سوخت رساني جهان از كار مي‌افتد.

به گزارش تسنيم، اكونوميست در تازه‌ترين يادداشت خود به اين موضوع اشاره مي‌كند كه بازارهاي جهاني انرژي در شرايط بي‌سابقه‌اي قرار گرفته‌اند و دامنه سناريوهاي ممكن از «وخيم» تا «فاجعه‌بار» كشيده شده است. بيش از پنجاه روز پس از آغاز جنگ ميان ايران و امريكا، اثرات مستقيم اين تنش‌ها بر قيمت نفت، ذخاير جهاني و فعاليت‌هاي پالايشگاهي در آسيا و اروپا آشكار شده است، به‌طوري كه تحليلگران هشدار مي‌دهند جهان ممكن است به لبه پرتگاه انرژي نزديك شود.

معامله‌گران قراردادهاي آتي نفت معمولاً نسبت به اخبار منفي مقاوم هستند، اما تحولات اخير نشان داده است كه كوچك‌ترين تغيير در وضعيت سياسي مي‌تواند به نوسانات شديد قيمت‌ها منجر شود. در تاريخ 17 آوريل، پس از اعلام وزير خارجه ايران مبني بر اينكه تنگه هرمز «كاملاً باز» است، قيمت نفت برنت حدود 10 درصد كاهش يافت و به 90 دلار در هر بشكه رسيد. اما تنها چند ساعت بعد، حمله ايران به يك نفتكش هندي باعث شد شاخص جهاني نفت تنها 5 درصد افزايش يابد. اين نوسانات نشان مي‌دهد حتي اخبار مثبت موقت نيز توان تعديل بازار را ندارد و فشارها همچنان پابرجاست.

پنجاه روز پس از آغاز جنگ، جهان حدود 550 ميليون بشكه نفت خام خليج فارس را از دست داده است؛ رقمي نزديك به 2 درصد توليد كل جهان در سال گذشته. بسته شدن تنگه هرمز، مسير حياتي عبور نفت، باعث محروميت حدود 7 ميليون تن گاز طبيعي مايع در هر ماه شده كه معادل 2 درصد عرضه سالانه اين سوخت است. با اين حال، در كشورهاي غربي كه بزرگ‌ترين بازارهاي آتي را در اختيار دارند، فشار هنوز محدود به نظر مي‌رسد؛ بنزين كمي گران‌تر شده اما خانوارها و صنايع همچنان توان مصرف دارند و ذخاير سوخت در سطح پيش از جنگ مانده است.

اما اين آرامش نسبي فريبنده است. تا 20 آوريل، آخرين نفتكش‌هايي كه پيش از شروع جنگ از هرمز عبور كرده بودند، به مقصدهاي خود در مالزي و كاليفرنيا رسيده‌اند، به اين معني كه ديگر حاشيه امني براي مقابله با شوك عرضه وجود ندارد. با آغاز فصل سفرهاي تعطيلاتي و افزايش تقاضاي سوخت، فشار بر بازار جهاني شدت يافته است.

سه عامل اصلي بازار جهاني انرژي را در آستانه بحران قرار داده‌اند. نخست، محموله‌هاي نفتي آماده خريد، به سرعت در حال كاهش هستند. دوم، پالايشگاه‌ها به دليل كمبود مواد اوليه و افزايش قيمت نفت خام، توليد سوخت را كاهش داده‌اند. سوم، تقاضاي مصنوعي بالا، به ويژه در اروپا، همچنان فشار بر بازار را حفظ كرده است. براي بازگشت بازار به تعادل، يك عقب‌نشيني جدي در بخش توليد يا مصرف ضروري است.

در بخش تجارت، حجم بالاي نفت در حال حركت روي آب پيش از آغاز جنگ توانسته بود تا حدي بازار را آرام كند. اما با رسيدن آخرين محموله‌ها، اين ذخاير شناور به پايان رسيده‌اند. نفت ايران و روسيه كه پيش‌تر در دريا معطل مانده و پس از كاهش تحريم‌ها فروخته شدند، اكنون تقريباً تمام شده‌اند. حجم نفت روي آب با سرعتي بي‌سابقه كاهش يافته و براي سوخت هواپيما و بنزين، اين حجم حتي بسيار پايين‌تر از ميانگين تاريخي است و به مرز حداقل لازم براي تجارت دريايي رسيده است.

آسيا بيش از ساير مناطق تحت فشار است، چرا كه چهارپنجم صادرات خليج فارس به اين منطقه مي‌رفت. موجودي تجاري در كشورهاي آسيايي در حال كاهش است؛ كره جنوبي قرار است سرعت برداشت از ذخاير راهبردي خود را كاهش دهد و ذخاير ژاپن در ماه مه به پايان خواهد رسيد. طبق برآورد شركت كي‌روس، موجودي نفت خام آسيا به‌جز چين طي يك ماه حدود 67 ميليون بشكه، يعني 11 درصد، كاهش يافته است.

كاهش مواد اوليه پالايشگاه‌ها در آسيا را مجبور كرده بيش از 3 ميليون بشكه در روز از ظرفيت فرآورش خود كم كنند كه معادل 10 درصد كل ظرفيت آنهاست. پيش‌بيني مي‌شود اين كاهش در ماه مه به 5 ميليون بشكه در روز برسد و در صورت ادامه بسته بودن هرمز، در ژوئيه به 10 ميليون بشكه در روز افزايش يابد. چين، با 1.3 ميليارد بشكه ذخيره، مي‌تواند تا حدي كمبود را جبران كند اما صادرات فرآورده‌هاي پالايش‌شده خود را متوقف كرده و تا زمان برقراري آتش‌بس پايدار، امكان آزادسازي ذخاير محدود است.

اروپا تا اينجا توانسته از سقوط تقاضاي جدي جلوگيري كند. دولت‌ها تلاش دارند قدرت خريد مردم را حفظ كنند و از پول ماليات‌دهندگان يا كاهش ماليات سوخت براي حمايت از مصرف‌كنندگان استفاده كرده‌اند. با اين حال، پالايشگاه‌هاي اروپايي مجبورند نفت خام را بسيار گران‌تر از قيمت‌هاي آتي برنت خريداري كنند. فاصله بين قيمت نقدي و برنت آتي به‌شدت باز شده و نشانه كمبود فوري سوخت است. اين ناهماهنگي، سود پالايشگاه‌ها را كاهش داده و آنها را ناچار به كاهش توليد كرده است.

قيمت سوخت‌هاي پالايش‌شده همين حالا هم به‌شدت افزايش يافته است. در بازار نقدي آسيا، بنزين به نزديكي 120 دلار در هر بشكه، گازوييل به 175 دلار و سوخت جت به 200 دلار رسيده است؛ پيش از جنگ اين قيمت‌ها به ترتيب 80، 93 و 94 دلار بود. دولت‌ها در هفت كشور كار از خانه اجباري كرده و در پنج كشور ديگر جيره‌بندي سوخت خودرو آغاز شده است. كسب‌وكارها، از معدن‌كاران كوچك تا صنايع شيلات و پلاستيك، به دليل كمبود سوخت مجبور شده‌اند فعاليت‌هاي خود را كاهش دهند.

در امريكا، با شروع فصل سفرهاي جاده‌اي تابستاني، فشار بر تقاضا افزايش خواهد يافت. رقابت براي گاز طبيعي مايع نيز تشديد شده است، زيرا كمبود سوخت با صرفه‌جويي مصرف‌كنندگان آسيايي و روي آوردن به زغال‌سنگ جبران شده است. با آغاز پر كردن ذخاير گاز اروپا براي زمستان، بازار انرژي بيش از پيش فشرده خواهد شد.

در سايه اين بحران، برخي فعالان بزرگ بازار انرژي از فرصت نوسان‌گيري استفاده كرده‌اند. يك كيف پول تازه وارد، مبلغ 10 ميليون دلار USDC به پلتفرم HyperLiquid واريز كرده و پوزيشن شورت 63 هزار واحدي روي نفت برنت با اهرم 20 برابر باز كرده است. كيف پول ديگري، مرتبط با همان نهنگ، پوزيشن‌هاي شورت با اهرم 20 روي نفت برنت به ارزش 22.5 ميليون دلار و نفت WTI به ارزش 18.19 ميليون دلار دارد. اين نمونه‌ها نشان مي‌دهد كه نوسان‌گيري و سودجويي از اخبار و اظهارات سياسي، مستقيماً بر بازارهاي جهاني نفت و سوخت اثر مي‌گذارد و بي‌ثباتي قيمت‌ها را تشديد مي‌كند. حتي اگر تنگه هرمز بلافاصله باز شود، بازگرداندن توليد نفت خليج فارس، حمل‌ونقل دريايي و فعاليت پالايشگاه‌ها به حالت كامل، ماه‌ها طول خواهد كشيد. از دست رفتن تجمعي 1.5 ميليارد بشكه نفت، معادل 5 درصد توليد سالانه جهان، تقريباً اجتناب‌ناپذير شده است. اگر بسته شدن هرمز ادامه يابد، اين رقم به راحتي دو برابر خواهد شد. آخرين بار كه تقاضاي نفت در مدت كوتاهي 10 درصد سقوط كرد، دوران قرنطينه‌هاي كوويد-19 بود كه توليد ناخالص داخلي جهان را بيش از 3 درصد كاهش داد.

اكنون زمان براي جلوگيري از تكرار چنين سقوطي به سرعت رو به پايان است و تحليلگران هشدار مي‌دهند كه جهان با يك بحران انرژي گسترده و اثرات اقتصادي جدي روبرو است. محدوديت عرضه، كاهش ظرفيت پالايش، فشار بر ذخاير و نوسانات قيمت‌ها همگي نشان مي‌دهد كه اقدامات فوري و هماهنگي بين‌المللي براي بازگشت ثبات به بازار جهاني انرژي ضروري است.

تنگه هرمز روزانه نزديك به يك پنجم نفت جهان را جابه‌جا مي‌كند و بررسي‌ها نشان مي‌دهد كه هيچ خطوط لوله‌اي هرگز نمي‌تواند جايگزين اين مسير شود. به گزارش مهر، تنگه هرمز يكي از مهم‌ترين گذرگاه‌هاي انرژي در جهان به شمار مي‌رود مسيري باريك ميان ايران و عمان كه خليج فارس را به درياي عمان و سپس به اقيانوس هند متصل مي‌كند. اين آبراه تنها چند ده كيلومتر عرض دارد اما نقش آن در اقتصاد جهاني بسيار فراتر از ابعاد جغرافيايي آن است زيرا بخش بزرگي از نفت صادراتي خاورميانه از همين مسير عبور مي‌كند.

برآوردهاي نهادهاي بين‌المللي انرژي نشان مي‌دهد كه روزانه حدود هفده تا بيست ميليون بشكه نفت و فرآورده‌هاي نفتي از اين تنگه عبور مي‌كند اين رقم معادل حدود يك پنجم مصرف روزانه نفت در جهان است علاوه بر نفت بخش قابل توجهي از تجارت گاز طبيعي مايع نيز از همين مسير انجام مي‌شود به ويژه صادرات ال ان جي قطر كه يكي از بزرگ‌ترين صادركنندگان گاز مايع در جهان است. كشورهاي اصلي صادركننده نفت در خليج فارس از جمله عربستان سعودي عراق امارات كويت و ايران بخش عمده صادرات خود را از طريق پايانه‌هاي نفتي در اين منطقه انجام مي‌دهند نفتكش‌ها پس از بارگيري در بنادر اين كشورها براي رسيدن به بازارهاي آسيايي اروپايي و حتي امريكايي ناچارند از تنگه هرمز عبور كنند به همين دليل اين مسير نه تنها براي كشورهاي توليدكننده بلكه براي مصرف‌كنندگان بزرگ انرژي در جهان نيز اهميت حياتي دارد.

هرگونه اختلال در اين گذرگاه مي‌تواند تاثير فوري بر بازار جهاني نفت داشته باشد زيرا كاهش عرضه نفت در چنين مقياسي مي‌تواند به سرعت موجب افزايش قيمت‌ها و ايجاد نگراني در بازارهاي مالي و انرژي شود به همين دليل امنيت و باز بودن اين تنگه همواره يكي از موضوعات مهم در معادلات ژئوپليتيك و انرژي جهان بوده است.

با توجه به اهميت حياتي تنگه هرمز در تجارت جهاني انرژي يكي از پرسش‌هاي مهم اين است كه آيا مي‌توان مسيرهاي جايگزيني براي عبور نفت ايجاد كرد در سال‌هاي گذشته برخي كشورهاي منطقه تلاش كرده‌اند با ساخت خطوط لوله بخشي از صادرات نفت خود را بدون عبور از تنگه هرمز منتقل كنند.

يكي از مهم‌ترين اين پروژه‌ها خط لوله شرق به غرب عربستان سعودي است كه نفت را از ميدان‌هاي نفتي شرق اين كشور به بندر ينبع در ساحل درياي سرخ منتقل مي‌كند ظرفيت اين خط لوله چند ميليون بشكه در روز است و به عربستان امكان مي‌دهد بخشي از صادرات خود را بدون عبور از خليج فارس انجام دهد امارات متحده عربي نيز خط لوله‌اي از ميدان‌هاي نفتي ابوظبي به بندر فجيره در درياي عمان ساخته است كه امكان صادرات نفت از خارج از خليج فارس را فراهم مي‌كند.

عراق نيز از طريق خط لوله‌اي كه به بندر جيهان در تركيه مي‌رسد بخشي از نفت خود را به درياي مديترانه منتقل مي‌كند با اين حال مجموع ظرفيت اين خطوط لوله در بهترين حالت تنها بخشي از نفتي را كه از تنگه هرمز عبور مي‌كند پوشش مي‌دهد.

كارشناسان بازار انرژي تاكيد مي‌كنند كه حتي اگر اين خطوط با حداكثر ظرفيت كار كنند باز هم نمي‌توانند جايگزين كامل اين گذرگاه دريايي شوند زيرا حجم نفتي كه روزانه از هرمز عبور مي‌كند بسيار بيشتر از ظرفيت خطوط لوله موجود است افزون بر اين همه كشورهاي توليدكننده نفت در خليج فارس به چنين مسيرهايي دسترسي ندارند و ايجاد شبكه‌اي گسترده از خطوط لوله جديد نيازمند سرمايه‌گذاري‌هاي بسيار بزرگ و زمان طولاني است.

به همين دليل بسياري از تحليلگران معتقدند كه خطوط لوله تنها مي‌توانند بخشي از ريسك‌هاي احتمالي را كاهش دهند اما قادر نيستند نقش هرمز را به‌طور كامل جايگزين كنند.

در شرايطي كه نگراني درباره امنيت تنگه هرمز افزايش پيدا مي‌كند نگاه بازارهاي جهاني به دو عامل مهم معطوف مي‌شود نخست ظرفيت مسيرهاي جايگزين و دوم ذخاير استراتژيك نفت در كشورهاي مصرف‌كننده.

همايون فلكشاهي مدير ارشد تحليل بازار نفت در موسسه كپلر معتقد است كه بسته شدن احتمالي تنگه هرمز مي‌تواند شوك بزرگي به بازار جهاني وارد كند زيرا حجم نفتي كه از اين مسير عبور مي‌كند بسيار بالا است و جايگزيني كامل آن در كوتاه‌مدت امكان پذير نيست. به گفته او حتي با وجود خطوط لوله موجود همچنان بخش بزرگي از صادرات نفت منطقه به اين گذرگاه وابسته است.

فلكشاهي توضيح مي‌دهد كه در چنين شرايطي يكي از ابزارهاي مهم براي كنترل بازار استفاده از ذخاير استراتژيك نفت است. كشورهاي عضو آژانس بين‌المللي انرژي در مجموع بيش از يك ميليارد بشكه ذخيره اضطراري در اختيار دارند كه براي مواقع بحران در نظر گرفته شده است. بر اساس برنامه‌هايي كه در چنين شرايطي مطرح مي‌شود ممكن است حدود چهارصد ميليون بشكه از اين ذخاير به بازار عرضه شود رقمي كه مي‌تواند براي چند ماه بخشي از كمبود عرضه را جبران كند. اين اقدام معمولا با هدف جلوگيري از جهش شديد قيمت‌ها در بازار جهاني انجام مي‌شود. فلكشاهي معتقد است آزادسازي اين ذخاير مي‌تواند در كوتاه‌مدت به آرام شدن بازار كمك كند و از جهش شديد قيمت نفت جلوگيري كند با اين حال او تاكيد مي‌كند كه اين راهكار موقتي است زيرا ذخاير استراتژيك براي دوره محدودي قابل استفاده هستند و در صورت طولاني شدن بحران فشار دوباره به بازار باز خواهد گشت.

به گفته اين تحليلگر بازار انرژي همين مساله نشان مي‌دهد كه تنگه هرمز همچنان يكي از نقاط كليدي در امنيت انرژي جهان باقي خواهد ماند و هرگونه اختلال در آن مي‌تواند پيامدهاي گسترده‌اي براي اقتصاد جهاني داشته باشد. در نهايت با وجود تلاش كشورها براي ايجاد مسيرهاي جايگزين و افزايش ذخاير اضطراري واقعيت اين است كه هنوز هيچ مسير يا زيرساختي نتوانسته نقش تنگه هرمز را در تجارت جهاني انرژي به‌طور كامل جايگزين كند. اين آبراه باريك همچنان يكي از مهم‌ترين گلوگاه‌هاي انرژي در جهان محسوب مي‌شود و سرنوشت بخش بزرگي از جريان نفت جهان به امنيت و باز بودن آن گره خورده است.