۱۳۲۷ واحد در انتظار نوسازي
بازسازي مناطق آسيبديده از جنگ، صرفاً يك پروژه عمراني نيست؛ بلكه آزموني براي ظرفيت مديريتي، همبستگي اجتماعي و توان اقتصادي كشور به شمار ميرود. گزارشهاي اخير از وضعيت واحدهاي مسكوني تخريبشده و آسيبديده در تهران و ساير مناطق، تصويري چندلايه از پيشرفتها، چالشها و مسير پيشرو ارايه ميدهد؛ مسيري كه در آن، سرعت عمل، هماهنگي نهادي و تأمين منابع، نقشي تعيينكننده دارند.
بازسازي مناطق آسيبديده از جنگ، صرفاً يك پروژه عمراني نيست؛ بلكه آزموني براي ظرفيت مديريتي، همبستگي اجتماعي و توان اقتصادي كشور به شمار ميرود. گزارشهاي اخير از وضعيت واحدهاي مسكوني تخريبشده و آسيبديده در تهران و ساير مناطق، تصويري چندلايه از پيشرفتها، چالشها و مسير پيشرو ارايه ميدهد؛ مسيري كه در آن، سرعت عمل، هماهنگي نهادي و تأمين منابع، نقشي تعيينكننده دارند. بر اساس اظهارات آرش ساداتهندي، عضو انجمن انبوهسازان مسكن استان تهران، وضعيت پايتخت در حوزه خسارات ساختماني، نيازمند توجه جدي و برنامهريزي دقيق است. او در گفتوگو با ايرنا اعلام كرد: هزار و ۳۲۷ واحد مسكوني پايتخت بايد تخريب و نوسازي شوند كه در همه مناطق ۲۲ گانه تهران پراكنده هستند. اين عدد بهتنهايي نشاندهنده گستردگي جغرافيايي خسارتهاست؛ بهگونهاي كه بازسازي، نه در يك نقطه خاص، بلكه در كل شهر توزيع شده و همين مساله، پيچيدگي عمليات را دوچندان ميكند. در كنار اين تخريبها، ساداتهندي به دسته ديگري از خسارتها اشاره ميكند و ميگويد: در بخش آسيبهاي متوسط، چهار هزار و ۶۳۳ واحد مسكوني شناسايي شدهاند كه دچار خسارت به ديوارها و ساير بخشهاي ساختمان هستند، اما اين آسيبها به گونهاي نيست كه نياز به مقاومسازي يا تخريب داشته باشد. اين تفكيك ميان تخريب كامل، آسيب متوسط و نياز به مقاومسازي، نشان ميدهد كه سياستگذاري در بازسازي، بايد چندسطحي و متناسب با نوع آسيب باشد؛ نه يك نسخه واحد براي همه.
آغاز عمليات بازسازي از آواربرداري تا مقاومسازي
ساداتهندي درباره روند اجرايي بازسازي توضيح ميدهد و ميگويد: پس از اعلام و ابلاغ به دستگاههاي اجرايي به منظور مشاركت شركتها و اشخاص حقيقي براي امدادرساني و قطع انشعابات حادثهآفرين، بازسازي خسارتهاي وارده آغاز شد. او تأكيد ميكند كه بخش عمدهاي از خسارتها در حوزههاي فني خاص متمركز بوده است و بخش عمده خسارتها معطوف به آواربرداري، اجراي ميان قابها و تيغهها، مقاومسازي المانهاي قائم بحراني سازهاي، فرم پنجره و شيشه دوجداره ساختمانهاي آسيبديده ميشد. اين جزييات نشان ميدهد كه بازسازي صرفاً شامل ساختوساز جديد نيست، بلكه طيفي از اقدامات تخصصي را در بر ميگيرد.
همكاري بينبخشي نقطه قوت مديريت بحران
يكي از نكات برجسته در اين فرآيند، همكاري ميان نهادهاي مختلف است. ساداتهندي در اين باره ميگويد: در اين زمينه سرعت لازم و همكاري تنگاتنگ و قابل قبول بين شركتهاي همكار كه عمدتاً شركتهاي ابنيه ساختماني، مرمت و بازسازي، ساخت و اجراي فرم پنجره و شيشه دوجداره، مقاومساز و هتلها و سوييتها بودهاند، وجود دارد. او اين همكاري را نشانهاي از توانمندي در شرايط پيچيده ميداند و ميگويد: توانستند توانمندي خوبي در مديريت بحران و شرايط پيچيده از خود به نمايش بگذارند، در كنار اين نهادها، نقش نيروهاي مردمي نيز قابل توجه است، در بيشتر مناطق با همكاري نيروهاي جهادي و بسيج محلات خدمات آواربرداري و دستهبندي نخالهها با همكاري شهرداريها در حال انجام است. اين همافزايي ميان دولت، بخش خصوصي و نيروهاي مردمي، يكي از عوامل كليدي در پيشرفت نسبي پروژهها محسوب ميشود.
پيشرفت پروژهها؛ عبور از نيمه راه
در خصوص ميزان پيشرفت، ساداتهندي اعلام ميكند: عمليات بازسازي و تخريب تاكنون بيش از ۵۰ درصد پيشرفت داشته و پيشبيني ميشود در روزهاي آينده به حدود ۷۰ درصد برسد. اين آمار، اگرچه اميدواركننده است، اما همچنان نشان ميدهد كه بخش قابل توجهي از مسير باقي مانده و نيازمند تداوم منابع و مديريت است. او همچنين به نمونهاي مشخص اشاره ميكند: تخريب و نوسازي يك ساختمان واقع در ستارخان (پروژه اركيده) با طراحي نوين سازه بتني (اينتل دك) در حال اجرا است. عضو انجمن انبوهسازان مسكن استان تهران درباره ويژگيهاي اين فناوري ميافزايد: با استفاده از مقاطع خاص موجب افزايش سختي، مقاومت تيرچه، كاهش مصرف بتن، ميلگرد و در نتيجه وزن سازه شده و موجب بهبود عملكرد در برابر زلزله خواهد شد. اين نمونه نشان ميدهد كه بازسازي، فرصتي براي ارتقاي كيفيت ساختوساز نيز محسوب ميشود، نه صرفاً بازگرداندن وضعيت به حالت قبل.
چالشهاي پيشرو از تخليه واحدها تا نوسانات بازار
با وجود پيشرفتها، موانع قابل توجهي نيز وجود دارد. ساداتهندي به برخي از آنها اشاره ميكند و ميگويد: تخليه واحد به منظور شروع عمليات ساختماني، نوسانات شديد بازار به منظور تأمين مصالح، افزايش دستمزد عوامل انساني از جمله اين مشكلات است. اين چالشها، بهويژه در شرايط اقتصادي ناپايدار، ميتوانند روند بازسازي را كند يا حتي متوقف كنند. افزايش هزينهها و عدم ثبات قيمت مصالح، برنامهريزي بلندمدت را دشوار ميسازد. در كنار بازسازي فيزيكي، توجه به وضعيت ساكنان نيز اهميت دارد. عضو انجمن انبوهسازان مسكن استان تهران ميگويد: براي ساكنان و بهرهبرداران ساختمانهاي آسيبديده، هتل رزرو شده و براي پروژههاي مدتدار به مستأجران طبق بخشنامه مبلغ وديعه مسكن تقديم ميشود. اين اقدامات، اگرچه موقتي هستند، اما نقش مهمي در كاهش فشار رواني و اقتصادي بر خانوارهاي آسيبديده دارند.
تصوير ملي؛ ۸۸ هزار واحد ارزيابيشده
در سطح كشور، گزارش وزارت راه و شهرسازي ابعاد گستردهتري از خسارتها را نشان ميدهد. بر اساس اين گزارش، تاكنون حدود ۸۸ هزار واحد مسكوني و تجاري بخش خصوصي در تمامي شهرها و روستاهاي آسيبديده مورد ارزيابي خسارت قرار گرفتهاند. از اين تعداد، هزار و ۲۱ واحد مربوط به احداثي و مابقي مربوط به تعميرات است.اين آمار نشان ميدهد كه بخش عمده خسارتها قابل تعمير بوده و نياز به تخريب كامل در اقليت قرار دارد؛ موضوعي كه ميتواند هزينههاي بازسازي را تا حدي كنترل كند.
پيشرفت در مناطق غيركلانشهري
در شهرها و روستاهاي غيركلانشهري، روند بازسازي با سرعت قابل توجهي پيش رفته است، تاكنون عمليات تعمير حدود ۲۷ هزار واحد مسكوني به پايان رسيده است. همچنين، اطلاعات بيش از ۲۵ هزار و ۳۷۷ واحد در سامانه جامع طرحهاي حمايتي مسكن ثبت شده.اين پيشرفت، نشاندهنده تمركز موثر بر مناطق كمجمعيتتر است؛ جايي كه پيچيدگيهاي شهري كمتر بوده و اجراي پروژهها سريعتر انجام ميشود.
نقش شهرداريها در كلانشهرها
اما در كلانشهرها، مسووليت متفاوت است، بر اساس مصوبه هيات دولت، مسووليت بازسازي و تعمير واحدهاي آسيبديده در كلانشهرها بر عهده شهرداريها قرار دارد. اين تمركز مسووليت، اگرچه ميتواند هماهنگي را افزايش دهد، اما در عين حال فشار زيادي بر شهرداريها وارد ميكند؛ بهويژه در شهري مانند تهران با حجم بالاي خسارت. در حوزه حمايت مالي، آمارها چنين است، كه هزار و ۶۲۰ خانوار شناسايي و اطلاعات آنها ثبت شده است. از اين ميان، هزار و ۲۲۱ خانوار نسبت به تعيين شعبه بانك اقدام كردهاند، و در نهايت تسهيلات وديعه به ۸۶۶ خانوار پرداخت شده است. نكته قابل توجه، سرعت پرداخت است كه وام وديعه اسكان حداكثر ظرف دو روز كاري پرداخت خواهد شد. اين سرعت، در صورت تحقق كامل، ميتواند يكي از نقاط قوت سياستهاي حمايتي باشد؛ هرچند هنوز بخشي از خانوارها به سيستم بانكي مراجعه نكردهاند. آنچه از مجموع اين گزارشها برميآيد، تصويري دوگانه است: از يكسو، پيشرفتهاي قابل توجه در آواربرداري، تعميرات و پرداخت تسهيلات؛ و از سوي ديگر، چالشهاي جدي در تأمين منابع، مديريت شهري و هماهنگي اجرايي. بازسازي واحدهاي آسيبديده، تنها بازگرداندن سقف و ديوار نيست؛ بلكه بازسازي اعتماد عمومي، ثبات اقتصادي و كارآمدي نهادي نيز هست. اگرچه مسير پيشرو همچنان دشوار است، اما تجربههاي به دستآمده در اين فرآيند ميتواند به عنوان الگويي براي مديريت بحرانهاي آينده مورد استفاده قرار گيرد.
