سوخت جت ركورد زد، آسمان منطقه خلوت شد
جنگ امريكا و اسراييل عليه ايران تنها يك بحران نظامي منطقهاي نيست؛ اين درگيري اكنون به سرعت در حال تبديل شدن به يك شوك اقتصادي جهاني است.
جنگ امريكا و اسراييل عليه ايران تنها يك بحران نظامي منطقهاي نيست؛ اين درگيري اكنون به سرعت در حال تبديل شدن به يك شوك اقتصادي جهاني است. جهش ۵۸ درصدي قيمت سوخت جت، لغو دهها هزار پرواز در خاورميانه و هشدار شركتهاي بزرگ كشتيراني درباره اختلال در زنجيره تأمين انرژي آسيا نشان ميدهد كه پيامدهاي اين جنگ فراتر از ميدان نبرد رفته و قلب شبكه حملونقل و انرژي جهان را هدف قرار داده است. بسته شدن عملي تنگه هرمز، تغيير مسير كشتيهاي نفتكش و افزايش هزينههاي سوخت در صنعت هوانوردي، نشانههايي از شكلگيري يكي از بزرگترين اختلالات لجستيكي و انرژي در سالهاي اخير است؛ اختلالي كه ميتواند موج جديدي از افزايش قيمتها و بيثباتي اقتصادي در جهان ايجاد كند.
شوك فوري به بازار سوخت جت
يكي از نخستين پيامدهاي اقتصادي اين درگيري، جهش ناگهاني در قيمت سوخت جت بوده است. طبق گزارشهاي منتشر شده از سوي تحليلگران صنعت هوانوردي، قيمت اين سوخت تنها در هفته نخست جنگ حدود ۵۸ درصد افزايش يافته است؛ افزايشي كه ميتواند هزينههاي عملياتي شركتهاي هواپيمايي را بهطور جدي تحت فشار قرار دهد.
سوخت جت بهطور معمول حدود ۳۰ درصد از هزينههاي عملياتي خطوط هوايي را تشكيل ميدهد. بنابراين هرگونه افزايش شديد در قيمت آن، مستقيماً به افزايش هزينههاي پرواز و در نهايت قيمت بليتها منجر ميشود. تحليلگران مالي هشدار دادهاند كه در صورت ادامه تنشها و بالا ماندن قيمت انرژي، شركتهاي هواپيمايي ناچار خواهند شد براي جبران هزينهها اقداماتي مانند افزايش قيمت بليت، كاهش ظرفيت پروازها و اعمال «هزينه سوخت» بر برخي مسيرها را در دستور كار قرار دهند. گزارشها همچنين نشان ميدهد كه در هفته نخست پس از آغاز حملات، قيمت بليتهاي پيشخريد براي پروازهاي بينقارهاي بيش از دو برابر افزايش يافته است. اين موضوع بيانگر واكنش سريع بازار به نگرانيهاي مربوط به اختلال در عرضه سوخت و افزايش هزينههاي پرواز است. اما افزايش قيمت سوخت تنها بخشي از بحران صنعت هوانوردي است. بسته شدن يا محدود شدن حريم هوايي چندين كشور منطقه باعث ايجاد يكي از بزرگترين اختلالات در شبكه پروازهاي بينالمللي شده است. بر اساس دادههاي شركتهاي تحليل هوانوردي، از زمان آغاز درگيريها بيش از ۵۲ هزار پرواز از حدود ۹۸ هزار پرواز برنامهريزيشده در منطقه خاورميانه لغو شده است. اين لغوها بهطور مستقيم حدود ۶ ميليون مسافر را تحت تأثير قرار داده است. كشورهايي مانند ايران، عراق، اسراييل، قطر، امارات، بحرين و كويت با محدوديتهاي گسترده در حريم هوايي مواجه شدهاند. اين شرايط باعث شده بسياري از خطوط هوايي بينالمللي مسيرهاي پروازي خود را تغيير دهند يا پروازها را بهطور كامل لغو كنند. تغيير مسير پروازها نيز خود هزينههاي اضافي قابل توجهي به شركتهاي هواپيمايي تحميل ميكند. مسيرهاي طولانيتر به معناي مصرف بيشتر سوخت، افزايش زمان پرواز و نياز به برنامهريزي پيچيدهتر براي ناوگان هوايي است. اين مساله به ويژه براي پروازهاي بين اروپا و آسيا كه معمولاً از آسمان خاورميانه عبور ميكنند اهميت زيادي دارد. در سالهاي اخير صنعت هوانوردي تازه در حال بازيابي از پيامدهاي همهگيري كرونا بود. بسياري از شركتهاي هواپيمايي هنوز با بدهيهاي سنگين و حاشيه سود محدود فعاليت ميكنند. در چنين شرايطي افزايش ناگهاني قيمت سوخت و اختلال در مسيرهاي پروازي ميتواند فشار مضاعفي بر اين صنعت وارد كند. كارشناسان معتقدند اگر بحران ادامه پيدا كند، برخي خطوط هوايي ممكن است مجبور شوند برنامههاي توسعه ناوگان يا مسيرهاي جديد را به تعويق بيندازند. همچنين احتمال دارد شركتها براي كاهش هزينهها ظرفيت پروازها را كاهش دهند يا از هواپيماهاي كممصرفتر استفاده كنند. در كوتاهمدت نيز انتظار ميرود هزينههاي سوخت اضافي (Fuel Surcharge) كه در بسياري از خطوط هوايي رايج است دوباره افزايش يابد. اين هزينهها مستقيماً به قيمت بليت اضافه ميشوند و ميتوانند سفرهاي هوايي را براي مسافران گرانتر كنند.
تنگه هرمز؛ گلوگاه حياتي انرژي جهان
در كنار بحران در صنعت هوانوردي، يكي ديگر از نگرانيهاي اصلي بازارهاي جهاني به وضعيت تنگه هرمز مربوط ميشود؛ يكي از مهمترين مسيرهاي انتقال انرژي در جهان.
بخش بزرگي از صادرات نفت و گاز كشورهاي خليج فارس از اين آبراه عبور ميكند. تخمينها نشان ميدهد حدود يكپنجم تجارت نفت جهان از طريق اين تنگه انجام ميشود. بنابراين هرگونه اختلال در اين مسير ميتواند تأثيرات گستردهاي بر بازار انرژي جهاني داشته باشد.
پس از آغاز حملات و افزايش تنشهاي نظامي، گزارشها حاكي از آن است كه تردد كشتيها در اين مسير بهشدت كاهش يافته و بسياري از شركتهاي كشتيراني بزرگ جهان فعاليت خود را در اين منطقه متوقف كردهاند. شركتهاي بزرگ حملونقل دريايي به سرعت به تحولات منطقه واكنش نشان دادهاند. شركتهايي مانند Maersk ، MSC، Hapag-Lloyd و CMA CGM اعلام كردهاند كه عبور كشتيهاي خود از تنگه هرمز را متوقف كرده يا به حالت تعليق درآوردهاند. به جاي آن، برخي از اين شركتها كشتيهاي خود را به مسيرهاي جايگزين مانند دماغه اميد نيك در جنوب آفريقا هدايت كردهاند. اين مسير گرچه ايمنتر محسوب ميشود، اما بسيار طولانيتر است و زمان حمل كالا و هزينه سوخت را به شكل قابل توجهي افزايش ميدهد. افزايش زمان سفرهاي دريايي ميتواند به تأخير در تحويل كالاها و اختلال در زنجيره تأمين جهاني منجر شود. اين مساله به ويژه براي كشورهاي آسيايي كه به واردات انرژي از خاورميانه وابستهاند اهميت زيادي دارد. شركتهاي كشتيراني هشدار دادهاند كه ادامه بسته ماندن تنگه هرمز ميتواند زنجيره تأمين انرژي آسيا را با چالشي جدي مواجه كند. بسياري از اقتصادهاي بزرگ آسيايي از جمله چين، هند، ژاپن و كره جنوبي بخش بزرگي از نفت و گاز خود را از كشورهاي خليج فارس تأمين ميكنند. اگر انتقال انرژي از اين مسير با اختلال طولانيمدت مواجه شود، كشورهاي آسيايي ممكن است با كمبود عرضه يا افزايش شديد قيمت انرژي روبرو شوند. چنين وضعيتي ميتواند به افزايش هزينه توليد، تورم و كند شدن رشد اقتصادي در اين كشورها منجر شود.
احتمال موج جديد تورم جهاني
افزايش قيمت انرژي معمولاً تأثيرات گستردهاي بر اقتصاد جهاني دارد. نفت و گاز نه تنها سوخت اصلي حملونقل هستند بلكه در توليد بسياري از كالاها نيز نقش دارند. بنابراين افزايش هزينه انرژي ميتواند به افزايش قيمت كالاها و خدمات در سطح جهاني منجر شود. اگر بحران در خاورميانه ادامه يابد، احتمال دارد اقتصاد جهان با موج جديدي از تورم روبرو شود. اين مساله ميتواند سياستهاي پولي بانكهاي مركزي را نيز تحت تأثير قرار دهد و روند كاهش نرخ بهره در بسياري از كشورها را به تأخير بيندازد.
آينده نامطمئن بازارهاي حملونقل
كارشناسان معتقدند آينده صنعت حملونقل جهاني تا حد زيادي به مدت زمان و شدت اين بحران بستگي دارد. اگر تنشها در كوتاهمدت كاهش يابد، بازارها احتمالاً به سرعت به وضعيت عادي باز خواهند گشت. اما اگر درگيريها طولاني شود، جهان ممكن است با تغييرات ساختاري در مسيرهاي حملونقل و الگوهاي تجارت مواجه شود. در چنين شرايطي شركتهاي هواپيمايي و كشتيراني ممكن است مجبور شوند استراتژيهاي جديدي براي مديريت ريسكهاي ژئوپليتيكي طراحي كنند. اين استراتژيها ميتواند شامل تنوعبخشي به مسيرهاي حملونقل، افزايش ذخاير سوخت يا سرمايهگذاري در فناوريهاي كممصرفتر باشد. جنگ عليه ايران اكنون تنها يك بحران نظامي منطقهاي نيست؛ بلكه به سرعت به يك چالش اقتصادي و لجستيكي جهاني تبديل شده است. افزايش شديد قيمت سوخت جت، لغو گسترده پروازها در خاورميانه و توقف عبور كشتيها از تنگه هرمز نشانههايي از تأثير عميق اين بحران بر شبكههاي حملونقل و انرژي جهان است. اگر اين وضعيت ادامه يابد، پيامدهاي آن ميتواند از افزايش قيمت بليت هواپيما و هزينه حمل كالا گرفته تا اختلال در تأمين انرژي و افزايش تورم جهاني را در بر بگيرد.
