سايه كمبود گاز بر فراز اروپا!
اروپا بار ديگر در آستانه زمستاني نگرانكننده قرار گرفته است؛ زمستاني كه نشانههاي آن از حالا در بازارهاي انرژي خود را آشكار كردهاند.
اروپا بار ديگر در آستانه زمستاني نگرانكننده قرار گرفته است؛ زمستاني كه نشانههاي آن از حالا در بازارهاي انرژي خود را آشكار كردهاند. آمارها و اظهارنظرهاي تازه از سوي مديران ارشد شركتهاي بزرگ انرژي نشان ميدهد كه هدف اتحاديه اروپا براي پر كردن ذخاير گاز تا سطح ۸۰ درصد پيش از فرارسيدن فصل سرما احتمالا محقق نخواهد شد. خبر بدتر آنكه شكل قيمتها در بازار، بازي را براي ذخيرهسازي سختتر كرده است؛ جايي كه قراردادهاي كوتاهمدت، گرانتر از قراردادهاي زمستان هستند و از ديد فعالان بازار انرژي، چنين منحني قيمتي انگيزهاي براي ذخيرهسازي آني ايجاد نميكند.
شرايط كنوني بهروشني هشدار ميدهد كه اروپا به نقطه آسيبپذيري تازهاي رسيده؛ آسيبپذيري در برابر هر گونه اختلال آبوهوايي، مشكلات انتقال گاز يا حتي تغييرات ژئوپليتيكي. ذخاير گاز اكنون حدود ۳۰ درصد پر هستند، يعني 6 درصد كمتر از حد معمول فصلي، و كارشناسان تأكيد دارند كه اين فاصله تا زمستان، در شرايط فعلي بازار، بهسختي پر خواهد شد.
عامل كليدي ديگري كه تصوير آينده انرژي اروپا را تيرهتر كرده، اختلال در توليد گاز طبيعي مايع (الانجي) قطر است؛ كشوري كه در سالهاي اخير يكي از ستونهاي اصلي تأمين گاز مايع جهان به شمار ميرفت. پس از وقوع درگيري نظامي و اعمال محدوديتهاي تحميلي عليه ايران و اثرات غيرمستقيم آن بر منطقه خليج فارس، توليد الانجي قطر با كاهش ۱۷ درصدي ظرفيت مواجه شده است. جبران اين افت ظرفيت، بنا به برآوردهاي صنعت، ممكن است تا پنج سال طول بكشد؛ مدت زماني كه براي اروپا، در ميانه تغييرات اقليمي و سياستهاي گذار انرژي، بسيار حياتي است.
در نتيجه، اروپا نه فقط بايد با افت عرضه از سوي قطر كنار بيايد بلكه با واقعيت جديدي مواجه است: نروژ و امريكا به عنوان دو تأمينكننده بزرگ، تنها گزينههاي واقعي باقيماندهاند. اما اين دو نيز بينقص نيستند. نروژ توان افزايش سريع توليد را ندارد و زيرساختهايش نزديك به سقف بهرهبرداري قرار دارند. از سوي ديگر، الانجي امريكا گرانتر از حدي است كه اقتصاد اروپا بتواند در بلندمدت تحمل كند، بهخصوص با توجه به افت رشد اقتصادي و فشارهاي كسري بودجه در كشورهاي پرمصرف انرژي مانند آلمان، فرانسه و ايتاليا. همين مشكلات در عرضه، اتحاديه اروپا را به نقطه تفكر دوباره رسانده است. وزراي انرژي اروپا قرار است طي نشستهاي آينده درباره گزينهاي صحبت كنند كه تا دو دهه گذشته تقريبا به فراموشي سپرده شده بود: «حفاري داخلي گاز». طرحهايي كه زماني نماد آلايندگي و واپسگرايي از مسير سبز تلقي ميشدند، اكنون دوباره روي ميز آمدهاند، آن هم نه از سر علاقه بلكه از سر ضرورت. اما تصميم به حفاري گاز داخلي ساده نيست. اين تصميم ميان دو محور اصلي سياست اروپايي گير افتاده است: امنيت انرژي و اهداف اقليمي. در حالي كه هر روز نشانههاي ناسازگاري ميان نياز به سوخت فسيلي و تعهد به انتشار صفر بيشتر خود را آشكار ميكند، اتحاديه اروپا بايد ميان تامين فوري انرژي و حفظ اعتبار اقليمي خود انتخاب كند.