«تعادل» وضعيت بازار سهام در اقتصادهاي بزرگ را بررسي مي‌كند

بورس‌هاي جهاني در دوراهي سياست

۱۴۰۴/۱۲/۰۶ - ۰۲:۰۳:۴۸
کد خبر: ۳۷۸۵۵۰
بورس‌هاي جهاني در دوراهي سياست

بازارهاي سهام جهاني در سال‌هاي اخير وارد دوره‌اي از نوسان‌هاي ساختاري، عدم‌قطعيت‌هاي ژئوپوليتيك و تغييرات بنيادين در سياست‌هاي پولي و مالي شده‌اند.

بازارهاي سهام جهاني در سال‌هاي اخير وارد دوره‌اي از نوسان‌هاي ساختاري، عدم‌قطعيت‌هاي ژئوپوليتيك و تغييرات بنيادين در سياست‌هاي پولي و مالي شده‌اند. پايان سياست‌هاي انبساطي بي‌سابقه پس از همه‌گيري كرونا، بازگشت تورم به اقتصادهاي پيشرفته، افزايش نرخ‌هاي بهره، تشديد تنش‌هاي ژئوپوليتيك و تحول در زنجيره‌هاي تأمين جهاني، همگي موجب شده‌اند بورس‌ها ديگر صرفاً با منطق رشد اقتصادي حركت نكنند، بلكه به‌شدت به اخبار سياسي، داده‌هاي تورمي و تصميمات بانك‌هاي مركزي حساس باشند. در چنين فضايي، بررسي وضعيت بورس‌هاي جهاني بدون تحليل پيوند آنها با سياست، انرژي، ارز و ريسك‌هاي منطقه‌اي ممكن نيست.

     وال‌استريت ميان رشد فناوري و فشار نرخ بهره

بازار سهام امريكا همچنان مهم‌ترين و اثرگذارترين بورس جهان محسوب مي‌شود. شاخص‌هاي اصلي مانند S&P500، داوجونز و نزدك در سال‌هاي اخير رفتار دوگانه‌اي از خود نشان داده‌اند. از يك‌سو، شركت‌هاي بزرگ فناوري به‌ويژه در حوزه هوش مصنوعي، نيمه‌هادي‌ها و خدمات ديجيتال، رشد قابل‌توجهي را تجربه كرده‌اند و موتور محرك شاخص نزدك بوده‌اند. از سوي ديگر، افزايش نرخ بهره توسط فدرال رزرو براي مهار تورم، فشار سنگيني بر سهام شركت‌هاي كوچك‌تر، بخش مسكن و صنايع بدهي‌محور وارد كرده است. سرمايه‌گذاران در بورس امريكا اكنون بيش از هر زمان ديگري به داده‌هاي تورمي، گزارش اشتغال و سخنراني‌هاي مقامات فدرال رزرو واكنش نشان مي‌دهند. بازار در حال قيمت‌گذاري آينده‌اي است كه در آن كاهش نرخ بهره با تأخير و به‌صورت تدريجي انجام مي‌شود. همين مساله باعث شده نوسان‌گيري كوتاه‌مدت افزايش يابد و افق سرمايه‌گذاري بلندمدت با احتياط بيشتري دنبال شود.

     اروپا؛ بحران انرژي

بورس‌هاي اروپايي در مقايسه با امريكا وضعيت شكننده‌تري دارند. شاخص‌هايي مانند DAX آلمان، CAC40 فرانسه و FTSE100 بريتانيا تحت تأثير رشد اقتصادي ضعيف، بحران انرژي و تنش‌هاي ژئوپوليتيك قرار گرفته‌اند. جنگ اوكراين، وابستگي تاريخي اروپا به انرژي وارداتي و فشار تورمي ناشي از افزايش هزينه‌ها، سودآوري بسياري از شركت‌هاي صنعتي اروپايي را كاهش داده است.

بانك مركزي اروپا نيز مانند فدرال رزرو ناچار به افزايش نرخ بهره شد، اما اقتصادهاي اروپايي ظرفيت كمتري براي تحمل سياست‌هاي انقباضي دارند. به همين دليل، بورس‌هاي اروپا بيشتر در وضعيت نوساني و بدون روند مشخص قرار گرفته‌اند. با اين حال، برخي صنايع مانند انرژي‌هاي تجديدپذير، داروسازي و صنايع دفاعي توانسته‌اند عملكرد بهتري نسبت به كل بازار داشته باشند.

     آسيا؛ رشد نامتوازن از چين تا ژاپن

بازارهاي سهام آسيا تصوير بسيار متنوعي از خود ارايه مي‌دهند. چين به عنوان دومين اقتصاد بزرگ جهان، با چالش‌هاي ساختاري متعددي مواجه است. بحران در بخش املاك، بدهي بالاي دولت‌هاي محلي، كاهش اعتماد مصرف‌كننده و تنش‌هاي تجاري با امريكا، بورس‌هاي شانگهاي و شنژن را تحت فشار قرار داده‌اند. سياست‌هاي حمايتي دولت چين تاكنون نتوانسته‌اند رونق پايداري به بازار سهام اين كشور بازگردانند. در مقابل، بورس ژاپن يكي از بهترين عملكردها را در ميان بازارهاي بزرگ جهان ثبت كرده است. اصلاحات ساختاري در حاكميت شركتي، سياست‌هاي پولي نسبتاً انبساطي بانك مركزي ژاپن و تضعيف ين كه به نفع شركت‌هاي صادرات‌محور بوده، شاخص نيكي را به سطوح تاريخي رسانده است. ساير بازارهاي آسيايي مانند هند، كره‌جنوبي و اندونزي نيز به‌طور كلي از رشد اقتصادي داخلي و جمعيت جوان بهره‌مند شده‌اند، هرچند نوسانات سرمايه‌هاي خارجي همچنان يك ريسك مهم براي آنهاست.

     بازارهاي نوظهور؛ فرصت‌هاي بزرگ  با ريسك‌هاي بالا

بورس‌هاي بازارهاي نوظهور همواره تركيبي از فرصت و ريسك بوده‌اند. كشورهايي مانند برزيل، مكزيك، آفريقاي جنوبي و تركيه از يك‌سو از قيمت‌هاي جذاب سهام و ظرفيت رشد اقتصادي برخوردارند و از سوي ديگر با ريسك‌هاي سياسي، نوسانات ارزي و وابستگي به سرمايه خارجي مواجه‌اند. افزايش نرخ بهره در امريكا معمولاً موجب خروج سرمايه از اين بازارها مي‌شود و فشار بر ارزهاي محلي را افزايش مي‌دهد. در عين حال، تغيير در زنجيره‌هاي تأمين جهاني و تمايل شركت‌هاي چندمليتي به تنوع‌بخشي جغرافيايي، فرصت‌هاي جديدي براي برخي بازارهاي نوظهور ايجاد كرده است. كشورهايي كه ثبات سياسي نسبي و سياست‌هاي اقتصادي قابل پيش‌بيني‌تري دارند، توانسته‌اند عملكرد بهتري در جذب سرمايه‌گذاري خارجي ثبت كنند.

     نقش كالاها و انرژي در جهت‌دهي  به بورس‌هاي جهاني

قيمت كالاهاي اساسي مانند نفت، گاز، فلزات و محصولات كشاورزي نقش كليدي در عملكرد بورس‌هاي جهاني ايفا مي‌كند. افزايش قيمت نفت به نفع بورس كشورهاي صادركننده انرژي و به زيان اقتصادهاي واردكننده تمام مي‌شود. نوسانات بازار انرژي كه ناشي از تنش‌هاي ژئوپوليتيك در خاورميانه و اروپا است، به‌طور مستقيم بر سودآوري شركت‌ها و انتظارات تورمي اثر مي‌گذارد. فلزاتي مانند مس و آلومينيوم به عنوان شاخصي از سلامت اقتصاد جهاني در نظر گرفته مي‌شوند. كاهش تقاضاي چين براي اين فلزات، سيگنالي منفي براي بازارهاي سهام جهاني تلقي مي‌شود، در حالي كه افزايش سرمايه‌گذاري در زيرساخت‌ها و انرژي‌هاي پاك مي‌تواند تقاضا براي آنها را تقويت كند.

     نقش بورس ايران

بازار سهام ايران اگرچه به‌دليل تحريم‌ها ارتباط مستقيمي با سرمايه‌گذاران بين‌المللي ندارد، اما به‌صورت غيرمستقيم به تحولات جهاني وابسته است. قيمت جهاني نفت، فلزات اساسي و محصولات پتروشيمي تأثير مستقيمي بر سودآوري بخش بزرگي از شركت‌هاي بورسي ايران دارد. به همين دليل، هرگونه تغيير در بازارهاي كالايي جهان مي‌تواند شاخص كل بورس تهران را تحت تأثير قرار دهد.

در سال‌هاي اخير، بورس ايران با چالش‌هايي مانند بي‌ثباتي سياست‌گذاري، نرخ بالاي تورم، نوسانات شديد نرخ ارز و كاهش اعتماد عمومي مواجه بوده است. با اين حال، افزايش نرخ ارز در بلندمدت به نفع شركت‌هاي صادرات‌محور تمام شده و موجب رشد اسمي درآمدها و سودآوري آنها شده است. همين موضوع باعث شده بورس تهران در مقاطع مختلف به عنوان پوششي در برابر تورم مورد توجه سرمايه‌گذاران قرار گيرد. رفتار سرمايه‌گذاران در بورس ايران بيش از آنكه به تحليل‌هاي بنيادي جهاني وابسته باشد، تحت تأثير تصميمات داخلي، بودجه دولت، سياست‌هاي ارزي و مقررات ناگهاني قرار دارد. قيمت‌گذاري دستوري، تغيير نرخ خوراك صنايع، ماليات‌ها و محدوديت‌هاي معاملاتي از جمله عواملي هستند كه ريسك سيستماتيك بازار را افزايش داده‌اند. با اين وجود، در مقايسه با بسياري از بورس‌هاي جهاني، نسبت‌هاي ارزش‌گذاري در بورس ايران در سطح پاييني قرار دارند. اين موضوع از ديد برخي تحليلگران نشان‌دهنده پتانسيل رشد در صورت بهبود شرايط سياسي و اقتصادي است، هرچند تحقق اين پتانسيل نيازمند اصلاحات ساختاري و ثبات  در حالي كه بورس‌هاي جهاني به‌شدت به نرخ بهره و سياست‌هاي پولي حساس هستند، بورس ايران بيشتر به نرخ ارز و تورم واكنش نشان مي‌دهد. اين تفاوت ساختاري باعث شده همبستگي بورس تهران با شاخص‌هاي جهاني محدود باشد. با اين حال، از منظر چرخه‌هاي كالايي، شباهت‌هايي ميان بورس ايران و بورس كشورهاي صادركننده مواد خام مشاهده مي‌شود. اگر قيمت‌هاي جهاني كالاها در مسير صعودي قرار گيرند، شركت‌هاي بزرگ بورسي ايران مي‌توانند از اين روند منتفع شوند. در مقابل، ركود جهاني و كاهش تقاضا براي كالاها مي‌تواند فشار مضاعفي بر بازار سهام ايران وارد كند، حتي اگر عوامل داخلي به‌طور موقت از بازار حمايت كنند. بورس‌هاي جهاني در مقطع حساسي قرار دارند؛ جايي كه رشد اقتصادي، سياست‌هاي پولي و ريسك‌هاي ژئوپوليتيك به‌طور هم‌زمان بر تصميمات سرمايه‌گذاران اثر مي‌گذارند. امريكا همچنان ليدر بازارهاي سهام است، اما با چالش نرخ بهره بالا مواجه است. اروپا با رشد ضعيف دست‌وپنجه نرم مي‌كند، آسيا تصويري ناهمگون ارايه مي‌دهد و بازارهاي نوظهور ميان فرصت و ريسك در نوسان‌اند. در اين ميان، بورس ايران مسيري متفاوت اما بي‌ارتباط با جهان طي مي‌كند. اين بازار بيش از هر چيز به متغيرهاي داخلي وابسته است، اما از كانال قيمت‌هاي جهاني كالا و نرخ ارز، از تحولات بين‌المللي تأثير مي‌پذيرد. آينده بورس‌ها، چه در سطح جهاني و چه در ايران، بيش از هر زمان ديگري نيازمند تحليل چندبعدي، مديريت ريسك و درك عميق از پيوند اقتصاد و سياست است.