بازار در سايه ريسك
بازار سرمايه در روزهاي اخير بيش از هر چيز تحت تاثير افزايش ريسكهاي سياسي و تهديدهايي قرار گرفت كه عليه كشور شكل گرفت. همين فضاي پرابهام، بهانهاي شد تا شاخص كل پس از ثبت سقفهاي جديد، وارد فاز اصلاحي شود و از محدوده حدود ۴ ميليون و ۵۰۰ هزار واحد تا نزديكي ۴ ميليون واحد عقبنشيني كند.

بازار سرمايه در روزهاي اخير بيش از هر چيز تحت تاثير افزايش ريسكهاي سياسي و تهديدهايي قرار گرفت كه عليه كشور شكل گرفت. همين فضاي پرابهام، بهانهاي شد تا شاخص كل پس از ثبت سقفهاي جديد، وارد فاز اصلاحي شود و از محدوده حدود ۴ ميليون و ۵۰۰ هزار واحد تا نزديكي ۴ ميليون واحد عقبنشيني كند. اصلاحي كه از نگاه بسياري نهتنها دور از انتظار نبود، بلكه با توجه به رشدهاي قبلي، رفتاري طبيعي ارزيابي ميشود.نكته قابل توجه آن است كه با نزديك شدن به پايان هفته گذشته، شدت اين ريسكها تا حدي كاهش يافت و همين موضوع باعث شد بخشي از بازار مجددا به تعادل برسد. بهگونهاي كه برخي نمادهاي بزرگ بار ديگر با افزايش تقاضا مواجه شدند و حتي در صف خريد قرار گرفتند. برآوردها نشان ميدهد حدود ۲۰ درصد بازار توانست به روال عادي بازگردد و نشانههايي از بازگشت اعتماد در اين بخشها ديده شد.
با اين حال، تصوير كلي بازار يكدست نبود. بخش قابل توجهي از نمادها، بهويژه شركتهاي كوچكتر كه از حمايت صندوقهاي تثبيت و توسعه بازار برخوردار نبودند، اصلاح عميقتري را تجربه كردند. اين گروه از نمادها بيش از سايرين در معرض فشار فروش قرار گرفتند و همين موضوع باعث شد شكاف عملكردي ميان سهمهاي بزرگ و كوچك بيش از گذشته نمايان شود.با فرض عدم بروز اتفاقات جديد و تشديد نشدن ريسكهاي سيستماتيك، انتظار ميرود در هفته پيشرو بازار بار ديگر به مسير صعودي بازگردد. در اين سناريو، نمادهاي ليدر بهويژه در گروههاي پتروشيمي، پالايشي، خودرويي و دارويي ميتوانند نقش پيشران بازار را ايفا كنند. از اين منظر، اصلاح اخير نهتنها تهديد محسوب نميشود، بلكه ميتواند فرصتي مناسب براي بازچيني پرتفوي و ورود دوباره سرمايهگذاراني باشد كه در موج صعودي قبلي از بازار جا مانده بودند. در مقابل، اگر ريسكهاي سياسي تداوم يابد يا ابعاد جديتري به خود بگيرد و در عين حال تصميمي براي مديريت شرايط از سوي نهاد ناظر اتخاذ نشود، احتمال ادامهدار شدن اصلاح دور از ذهن نخواهد بود. چنين وضعيتي ميتواند فشار فروش را افزايش داده و فضاي احتياطي بازار را تشديد كند؛ موضوعي كه بيش از هر چيز به بلاتكليفي فعالان بازار دامن ميزند. با اين وجود، از منظر ارزندگي، بازار سرمايه در شرايط فعلي گران به نظر نميرسد. نسبت قيمت به درآمد (P/E) بازار در محدوده حدود ۴ واحد قرار دارد و بسياري از نمادها حتي با نسبتهاي پايينتر و در محدوده P/E نزديك به ۳ معامله ميشوند. اين ارقام نشان ميدهد بخش قابل توجهي از فروشهاي اخير، بيش از آنكه مبتني بر تحليل بنيادي باشد، ناشي از ترس و نگراني سهامداران نسبت به شرايط سياسي و ريسكهاي كوتاهمدت است.در افق ميانمدت و بلندمدت، در صورت روشن شدن تكليف ريسكهاي فعلي و بازگشت ثبات نسبي به فضاي منطقهاي و سياسي، ادامه اصلاح قيمتي در بسياري از سهمها توجيهپذير نخواهد بود. تجربه بازار نشان داده است كه در چنين شرايطي، قيمتها به تدريج به سطوح تعادلي بازميگردند و اصلاحهاي هيجاني جاي خود را به روندهاي منطقيتر ميدهند؛ موضوعي كه ميتواند بار ديگر نگاهها را به سمت فرصتهاي بنيادي بازار سرمايه معطوف كند.
