نگاهي به وضعيت آشفتگي در بازار كار ايران

نبود امنيت شغلي، تعديل نيرو و آينده مبهم

۱۴۰۴/۱۱/۱۱ - ۰۱:۲۸:۴۹
کد خبر: ۳۷۵۵۹۴
نبود امنيت شغلي،  تعديل نيرو   و آينده مبهم

بازار كار ايران در سال‌هاي اخير وارد مرحله‌اي از بي‌ثباتي شده كه ديگر نمي‌توان آن را يك نوسان مقطعي يا نتيجه يك شوك كوتاه‌مدت اقتصادي دانست. تعديل نيرو در بنگاه‌هاي كوچك و متوسط، كاهش استخدام رسمي، گسترش قراردادهاي موقت و رشد مشاغل پلتفرمي، تصويري از بازاري را ترسيم مي‌كند كه در آن امنيت شغلي به يك استثنا تبديل شده است.

اقتصاد پلتفرمي يا پناهگاه اجباري بيكاران؟

 

گلي ماندگار|

بازار كار ايران در سال‌هاي اخير وارد مرحله‌اي از بي‌ثباتي شده كه ديگر نمي‌توان آن را يك نوسان مقطعي يا نتيجه يك شوك كوتاه‌مدت اقتصادي دانست. تعديل نيرو در بنگاه‌هاي كوچك و متوسط، كاهش استخدام رسمي، گسترش قراردادهاي موقت و رشد مشاغل پلتفرمي، تصويري از بازاري را ترسيم مي‌كند كه در آن امنيت شغلي به يك استثنا تبديل شده است. در چنين شرايطي، براي بسياري از افراد، به‌ويژه كارگران اخراج‌شده يا جوانان جوياي كار، گزينه‌هاي پيش رو به‌شدت محدود شده و كار در پلتفرم‌هايي مانند اسنپ، تپسي و مشاغل مشابه، عملاً به آخرين راه باقي‌مانده براي تأمين حداقلي هزينه‌هاي زندگي بدل شده است. اين وضعيت نه‌تنها پيامدهاي اقتصادي دارد، بلكه اثرات اجتماعي، رواني و حتي فرهنگي آن در حال گسترش است. از تغيير سبك زندگي و افزايش اضطراب معيشتي گرفته تا تعويق ازدواج، كاهش فرزندآوري و افت سرمايه اجتماعي، همگي از تبعات ادامه‌دار شدن اين آشفتگي در بازار كار هستند.

 

گرفتاري نيروي كار در چرخه معيوب اقتصاد

به بيان ديگر از وقتي كه اينترنت به يكي از منابع درآمد و تامين معيشت تبديل شد هر اختلالي در آن يعني از بين رفتن هزاران شغل و به دنبال آن خطري كه معيشت خانواده‌هاي بسياري را تهديد مي‌كند. اما همه‌چيز به كسب و كارهاي اينترنتي بر نمي‌گردد. حالا هم كه ارزش پول ملي هر روز بيشتر از روز قبل سقوط مي‌كند بسياري حتي ديگر توان تامين معيشت يك روز خود را هم ندارند. از سوي ديگر با افزايش تورم ادامه كار براي بسياري از واحدهاي توليد غير ممكن شده است. همين مساله به افزايش تعديل نيروي كار انجاميده و حتي بسياري از صاحبان كسب و كارها نيز مجبور شده‌اند براي امرار معاش خود به مشاغل ديگري روي بياورند و اين روزها كار كردن در پلتفرم‌هايي مانند اسنپ و تبسي تنها راهكار براي تامين معيشت بسياري از افراد جامغه شده است. حضور افرادي با ماشين‌هاي مدل بالا در اين پلتفرم‌ها نشان مي‌دهد كه وضعيت كسب و كار در كشور بيش از هر زمان ديگري به مرز بحران رسيده است. در اين شرايط اگر دولتمردان نتوانند راهكاري مناسب براي رهايي از اين وضعيت ارايه دهند قطعا شرايط سخت‌تر هم مي‌شود. راهكارهاي كوتاه‌مدت شايد بتوانند به صورت يك مسكن عمل كنند اما قطعا از بين برنده مشكلات ساختاري نخواهند بود.

 

موج تعديل نيرو؛ بنگاه‌هايي كه تاب نمي‌آورند

يكي از نشانه‌هاي بارز آشفتگي بازار كار، افزايش موج‌هاي تعديل نيرو در بخش‌هاي مختلف اقتصادي است. بنگاه‌هاي توليدي، خدماتي و حتي شركت‌هاي به‌ظاهر باثبات، در سال‌هاي اخير بارها ناچار به كاهش نيروي انساني شده‌اند. افزايش هزينه‌هاي توليد، نوسانات نرخ ارز، دشواري تأمين مواد اوليه، افت قدرت خريد مردم و كاهش تقاضا، فشار مضاعفي را بر كارفرمايان وارد كرده است.

بهرام منشادي، كارشناس كسب و كار در اين باره به تعادل مي‌گويد: اقتصاد ايران به مرحله‌اي رسيده كه پيش‌بيني‌پذيري تقريباً از بين رفته است. كارفرما نمي‌داند سه ماه ديگر چه ميزان ماليات بايد بدهد، قيمت مواد اوليه چقدر خواهد شد يا اصلاً بازار فروشش باقي مي‌ماند يا نه. در چنين فضايي، نيروي انساني از نگاه بسياري از بنگاه‌ها به يك هزينه انعطاف‌پذير تبديل مي‌شود كه در اولين بحران، حذف مي‌شود. او در ادامه مي‌افزايد: تعديل نيرو ديگر فقط واكنش به ركود شديد نيست، بلكه به يك استراتژي بقا براي بنگاه‌ها تبديل شده است؛ استراتژي‌اي كه هزينه آن مستقيماً بر دوش نيروي كار مي‌افتد.

 

اقتصاد پلتفرمي؛ فرصت يا اجبار؟

همزمان با تضعيف اشتغال رسمي، اقتصاد پلتفرمي در ايران رشد چشمگيري داشته است. پلتفرم‌هايي مانند اسنپ، تپسي و ساير خدمات آنلاين، با وعده «اشتغال آسان و سريع» توانسته‌اند بخش بزرگي از نيروي كار سرگردان را جذب كنند. اما سوال اساسي اين است كه آيا اين نوع اشتغال مي‌تواند جايگزين مشاغل پايدار شود؟ اين كارشناس كسب‌وكار در پاسخ به اين سوال مي‌گويد: اقتصاد پلتفرمي ذاتاً بد نيست و در بسياري از كشورها بخشي از بازار كار را تشكيل مي‌دهد، اما مشكل زماني آغاز مي‌شود كه اين نوع اشتغال از يك انتخاب، به اجبار تبديل شود.» او تأكيد مي‌كند: «وقتي فردي با تحصيلات دانشگاهي يا سابقه كار تخصصي، تنها گزينه پيش رويش رانندگي در اسنپ است، بايد پرسيد چه بر سر ساختار بازار كار آمده است. منشادي مي‌افزايد: مشاغل پلتفرمي معمولاً فاقد امنيت شغلي، بيمه موثر، بازنشستگي و مسير ارتقاي شغلي هستند و در بهترين حالت، مي‌توانند درآمدي ناپايدار و كوتاه‌مدت فراهم كنند.

 

كارگران در وضعيت تعليق دايمي

اما از نگاه فعالان كارگري، آنچه امروز در بازار كار جريان دارد، به‌معناي از بين رفتن حداقل‌هاي امنيت شغلي است.

علي مروتي، فعال كارگري نيز با اشاره به افزايش قراردادهاي موقت و سفيدامضا به تعادل مي‌گويد: كارگر امروز نه‌تنها از آينده شغلي خود مطمئن نيست، بلكه حتي نسبت به دريافت حقوق ماه آينده هم اطمينان ندارد. تعديل نيرو آنقدر عادي شده كه ديگر شوك‌آور نيست.

او ادامه مي‌دهد: كارگري كه سال‌ها در يك واحد توليدي كار كرده، با يك تصميم ناگهاني كارفرما، بدون پشتوانه بيكار مي‌شود. بسياري از اين افراد براي تأمين هزينه‌هاي زندگي به اسنپ و مشاغل مشابه روي مي‌آورند، اما اين به‌معناي حل مشكل نيست؛ فقط شكل بيكاري تغيير مي‌كند. اين فعال كارگري با بيان اين مطلب كه نبود امنيت شغلي مستقيماً معيشت كارگران را هدف قرار داده است، اظهار مي‌دارد: درآمد ناپايدار يعني ناتواني در برنامه‌ريزي. كارگري كه نمي‌داند ماه بعد چقدر درآمد دارد، نمي‌تواند اجاره‌خانه، تحصيل فرزندان يا حتي هزينه‌هاي درمان را مديريت كند.

 

اسنپ؛ درآمد حداقلي با هزينه‌هاي پنهان

مروتي در ادامه اظهار مي‌دارد: اگرچه كار در اسنپ براي بسياري از افراد تنها راه بقا در شرايط فعلي است، اما نبايد هزينه‌هاي پنهان اين گونه مشاغل را ناديده گرفت. اين فعال كارگري مي‌گويد: بخش زيادي از درآمد رانندگان صرف بنزين، استهلاك خودرو، تعميرات و كميسيون پلتفرم مي‌شود. در نهايت، آنچه باقي مي‌ماند، درآمدي است كه به‌سختي كفاف حداقل‌هاي زندگي را مي‌دهد. او تأكيد مي‌كند: بسياري از رانندگان، در واقع سرمايه شخصي خود را مصرف مي‌كنند. خودرو به عنوان ابزار كار، به‌مرور فرسوده مي‌شود و ارزشش كاهش پيدا مي‌كند، بدون اينكه امنيتي براي آينده راننده ايجاد شود.

 

پيامدهاي اجتماعي يك بازار كار بي‌ثبات

نبود امنيت شغلي و افزايش تعداد بيكاران تنها تبعات اقتصادي ندارد، بلكه بيشترين تبعات چنين اتفاق‌هاي را بايد در بطن جامعه جست‌وجو كرد. بي‌كاري و نداشتن امنيت شغلي به مشكلات معيشتي مي‌انجامد و افزايش مشكلات معيشتي مي‌تواند به بروز آسيب‌هاي متعدد اجتماعي منجر شود. از اعتياد و متلاشي شدن خانواده‌ها گرفته تا آسيب‌هايي مانند دزدي، فحشا و .... در واقع از منظر جامعه‌شناسي تداوم چنين روندي مي‌تواند پيامدهاي عميقي براي جامعه به همراه داشته باشد. مليحه اشراقي، جامعه شناس با اشاره به اينكه نداشتن يك وضعيت پايدار معيشتي به افزايش احساس ناامني در جامعه مي‌انجامد به تعادل مي‌گويد: بازار كار بي‌ثبات، جامعه بي‌ثبات مي‌سازد. وقتي بخش بزرگي از مردم در وضعيت شغلي ناپايدار قرار مي‌گيرند، احساس ناامني به يك تجربه جمعي تبديل مي‌شود. او ادامه مي‌دهد: اين ناامني فقط اقتصادي نيست. فردي كه شغل ثابت ندارد، تصميم‌هاي مهم زندگي‌اش را به تعويق مي‌اندازد؛ ازدواج، فرزندآوري، خريد مسكن و حتي مشاركت اجتماعي كاهش پيدا مي‌كند. اين روند در بلندمدت به فرسايش سرمايه اجتماعي منجر مي‌شود. اين جامعه‌شناس اظهار مي‌دارد: عادي شدن مشاغل ناپايدار، نگاه افراد به آينده را تغيير مي‌دهد. وقتي افق شغلي كوتاه‌مدت مي‌شود، جامعه از برنامه‌ريزي بلندمدت فاصله مي‌گيرد و نوعي زندگي روزمره‌محور و اضطراري شكل مي‌گيرد.

 

شكاف طبقاتي و نارضايتي اجتماعي

مليحه اشراقي هشدار مي‌دهد: ادامه‌دار شدن تعديل نيرو و گسترش مشاغل پلتفرمي، مي‌تواند شكاف طبقاتي را تشديد كند. در يك‌سو، گروهي محدود با شغل‌هاي رسمي و درآمدهاي باثبات قرار دارند و در سوي ديگر، اكثريتي با درآمدهاي ناپايدار و بدون پشتوانه. اين دوگانگي، بستر نارضايتي اجتماعي را فراهم مي‌كند. او مي‌افزايد: وقتي افراد احساس كنند تلاش و مهارت آنها به امنيت و رفاه منجر نمي‌شود، اعتمادشان به ساختارهاي اقتصادي و اجتماعي كاهش پيدا مي‌كند. اين مساله مي‌تواند پيامدهاي سياسي و اجتماعي گسترده‌اي داشته باشد.

 

بحران ساختاري در بازار كار ايران

در نهايت بايد گفت، آنچه امروز در بازار كار ايران مشاهده مي‌شود، نشانه يك بحران ساختاري است؛ بحراني كه در آن تعديل نيرو به يك روند عادي و مشاغل پلتفرمي به آخرين پناه نيروي كار تبديل شده‌اند. اظهارات كارشناسان كسب‌وكار، فعالان كارگري و جامعه‌شناسان نشان مي‌دهد كه بدون اصلاحات جدي در سياست‌هاي اقتصادي، حمايت از توليد، تقويت امنيت شغلي و بازنگري در قوانين كار، اين وضعيت نه‌تنها بهبود نخواهد يافت، بلكه تبعات آن در سال‌هاي آينده عميق‌تر و پرهزينه‌تر خواهد شد. اسنپ و پلتفرم‌هاي مشابه شايد بتوانند در كوتاه‌مدت مانع از انفجار بيكاري شوند، اما در بلندمدت، جايگزين اشتغال پايدار نيستند. اگر سياست‌گذاران به اين هشدارها بي‌توجه بمانند، بازار كار بيش از پيش به سمت ناپايداري حركت خواهد كرد و هزينه اين بي‌توجهي، نه‌فقط اقتصادي، بلكه اجتماعي و انساني خواهد بود.