ايران با ۵۱ هزار سامانه خورشيدي خانگي در رتبه هفتم جهان قرار گرفت
آمارهاي بينالمللي از توسعه سامانههاي خورشيدي خانگي نشان ميدهد ايران با ثبت ۵۱ هزار خانه مجهز به مولد خورشيدي تا آبان ۱۴۰۵ در رتبه هفتم فهرست مورد بررسي قرار گرفته است.
آمارهاي بينالمللي از توسعه سامانههاي خورشيدي خانگي نشان ميدهد ايران با ثبت ۵۱ هزار خانه مجهز به مولد خورشيدي تا آبان ۱۴۰۵ در رتبه هفتم فهرست مورد بررسي قرار گرفته است. به گزارش مهر به نقل از ساتبا، توسعه نيروگاههاي خورشيدي كوچكمقياس و سامانههاي توليد برق در محل مصرف، در سالهاي اخير به يكي از مسيرهاي افزايش سهم انرژيهاي تجديدپذير و كاهش وابستگي به شبكه سراسري برق تبديل شده است. بررسي آمارهاي بينالمللي نشان ميدهد كشورهاي مختلف با استفاده از مدلهاي متفاوت، از نصب پنلهاي خورشيدي روي پشتبام منازل تا راهاندازي سامانههاي كوچك متصل به شبكه و خارج از شبكه، ظرفيت توليد برق پراكنده را توسعه دادهاند.
براساس دادههاي استخراجشده درباره تعداد سامانههاي خورشيدي خانگي، چين و هند بيشترين تعداد واحدهاي مسكوني مجهز به اين فناوري را در اختيار دارند. چين با بيش از ۷.۳ ميليون سامانه خانوار و هند با نزديك به ۵.۶ ميليون سامانه مسكوني در رتبههاي نخست قرار گرفتهاند.
پس از اين دو كشور، بنگلادش با حدود ۴.۱۳ ميليون سامانه خورشيدي خارج از شبكه و ژاپن با ۳.۸ ميليون سامانه خورشيدي با ظرفيت كمتر از ۱۰ كيلووات، از كشورهاي داراي آمار قابلتوجه در اين حوزه هستند. تفاوت نوع سامانههاي ثبتشده در اين كشورها نشان ميدهد توسعه خورشيدي خانگي صرفاً به نيروگاههاي متصل به شبكه محدود نيست و سامانههاي مستقل از شبكه نيز در برخي كشورها سهم قابلتوجهي دارند. در فهرست سامانههاي خورشيدي مسكوني، ازبكستان با ۸۸ هزار و اوكراين با ۸۶ هزار واحد در جايگاه بالاتري نسبت به ايران قرار گرفتهاند. براساس آمار مورد بررسي، ايران نيز تا آبانماه ۱۴۰۵ حدود ۵۱ هزار خانه مجهز به مولدهاي تجديدپذير پشتبامي داشته و در رتبه هفتم اين فهرست قرار گرفته است. اين آمار درحالي ثبت شده كه توسعه سامانههاي خورشيدي خانگي در ايران ميتواند علاوه بر افزايش ظرفيت توليد برق تجديدپذير، بخشي از توليد انرژي را به محل مصرف منتقل كند. در چنين مدلي، مشتركان خانگي با نصب تجهيزات خورشيدي ميتوانند بخشي از برق موردنياز خود را تأمين كنند و در صورت اتصال سامانه به شبكه و برخورداري از سازوكارهاي مربوط، امكان تبادل برق با شبكه سراسري نيز فراهم ميشود.
در بخش ديگري از دادههاي بينالمللي كه علاوه بر سامانههاي مسكوني، واحدهاي تجاري، سامانههاي خرد و تجهيزات خورشيدي بالكني را نيز در بر ميگيرد، استراليا با حدود ۴.۵ ميليون سامانه و برزيل با نزديك به ۴ ميليون سامانه در شمار كشورهاي داراي بيشترين تعداد واحدهاي خورشيدي كوچكمقياس قرار دارند. آلمان نيز با بيش از ۱.۵ ميليون سامانه خورشيدي بالكني، نمونهاي از توسعه اين فناوري در ساختمانهاي مسكوني و بهويژه واحدهاي آپارتماني است. اين سامانهها امكان توليد بخشي از برق مصرفي را بدون نياز به احداث نيروگاه مستقل روي زمين فراهم ميكنند و در برخي مدلها از طريق تجهيزات متصل به شبكه داخلي ساختمان مورد استفاده قرار ميگيرند.
در منطقه نيز پاكستان با حدود ۴۸۲ هزار سامانه مبتني بر سازوكار خالصسنجي (نتمترينگ) و ارمنستان با حدود ۵۰ هزار واحد خورشيدي در آمارهاي مورد بررسي حضور دارند. البته به دليل تفاوت در تعريف سامانههاي مسكوني، تجاري، خارج از شبكه و بالكني، مقايسه مستقيم تمام اين ارقام بدون در نظر گرفتن دامنه آماري هر كشور نميتواند تصوير كاملاً يكساني از ميزان توسعه بازارها ارايه دهد.
با وجود برخورداري ايران از ظرفيت مناسب تابش خورشيد در بخشهاي مختلف كشور، توسعه سامانههاي خورشيدي خانگي با موضوعاتي مانند تأمين منابع مالي، هزينه اوليه خريد و نصب تجهيزات، شرايط اتصال به شبكه و جذابيت اقتصادي فروش برق مواجه است. در اين زمينه، دسترسي خانوارها به تسهيلات بانكي و منابع مالي براي خريد پنل و تجهيزات جانبي، ميتواند بر سرعت گسترش اين سامانهها اثرگذار باشد. همچنين سادهسازي فرآيندهاي اداري و فني اتصال نيروگاههاي كوچك به شبكه سراسري، ازجمله عواملي است كه ميتواند مشاركت مشتركان خانگي را افزايش دهد.
ازسوي ديگر، تعرفههاي خريد تضميني برق و سازوكارهاي اقتصادي مربوط به خالصسنجي نيز در تصميم خانوارها براي سرمايهگذاري در اين حوزه موثر است. هرچه دوره بازگشت سرمايه كوتاهتر و درآمد حاصل از توليد برق قابل پيشبينيتر باشد، انگيزه بيشتري براي نصب سامانههاي خورشيدي در بخش خانگي ايجاد خواهد شد.
در مجموع، ثبت ۵۱ هزار خانه مجهز به مولدهاي خورشيدي در ايران، از شكلگيري ظرفيت توليد برق پراكنده در بخش خانگي حكايت دارد؛ با اين حال، مقايسه اين رقم با ميليونها سامانه نصبشده در كشورهاي پيشرو نشان ميدهد توسعه اين بخش به سياستهاي تأمين مالي، تسهيل اتصال به شبكه و ايجاد سازوكارهاي اقتصادي پايدار وابسته است. گسترش توليد برق در محل مصرف ميتواند در كنار توسعه نيروگاههاي بزرگ، به تنوعبخشي به منابع تأمين برق و مديريت بار شبكه كمك كند.