با بارشهاي فزاينده چه كنيم؟
طي روزهاي اخير احتمال وقوع سيلاب (بهويژه سيلاب ناگهاني) در بخشهايي از استانهاي غربي، جنوب غربي و برخي مناطق شمالي و دامنهاي وجود دارد .
طي روزهاي اخير احتمال وقوع سيلاب (بهويژه سيلاب ناگهاني) در بخشهايي از استانهاي غربي، جنوب غربي و برخي مناطق شمالي و دامنهاي وجود دارد . بارشهاي آبان ۱۴۰۵ عمدتا فراتر از نرمال (به ويژه نيمه غربي كشور) پيشبيني شده و بارها هشدار نارنجي و قرمز براي رگبار شديد، رعد و برق، طغيان رودخانهها و سيلاب ناگهاني صادر شد. استانهاي چهارمحال و بختياري، كهگيلويه و بويراحمد، خوزستان، ايلام، لرستان، كرمانشاه، گيلان و بخشهايي از كردستان و ارتفاعات البرز در دورههاي مختلف آبان تحت تاثير بودهاند. گزارشهايي از آبگرفتگي معابر، سيلاب محلي (مثل رودهن) و امدادرساني هلالاحمر به دهها نفر در چند استان نيز منتشر شده است. دليل اصلي افزايش ريسك، الگوي بارشهاي شديد و كوتاهمدت (رگباري) به جاي باران ملايم و مداوم است؛ خاك خشك پس از دورههاي كم بارش، ظرفيت جذب پاييني دارد و رواناب سريع شكل ميگيرد. البته توزيع بارش ناهماهنگ است و همه مناطق به يك اندازه در خطر نيستند. تجميع بارش كشور در مقاطعي حتي كمتر از نرمال گزارش شده، اما شدت نقطهاي بالاست. خطر جدي معمولا بر اساس الگوهاي رايج سيلاب شهري در مناطق جنوبي و كم ارتفاع شهرها و مسيلها حاشيه رودخانههاست. در تهران، شيب كلي به سمت جنوب يا دشتهاي پاييندست است. آب از ارتفاعات شمالي يا غربي سرازير ميشود و در نقاط پست جمع ميشود. اين مناطق اغلب بيشترين آسيب را ميبينند. طبقات زيرين ساختمانها، زيرزمينها و پاركينگهاي زيرزميني به دليل نفوذ آب از معابر و عدم زهكشي مناسب، بسيار آسيبپذيرند. آبگرفتگي سريع ميتواند تجهيزات، انبارها و دسترسيها را مختل كند. متروها، تونلها و زيرگذرها در صورت بارش شديد و انسداد زهكشها يا بالا آمدن سطح آب، خطر آبگرفتگي جدي دارند . از سوي ديگر خطر آبگرفتگي معابر، زيرگذرها و تونلها جدي است . همچنين بايد توجه داشت كه ضعف زيرساختهاي زهكشهاي شهري، ساختوساز در حريم مسيلها و مديريت نامناسب رواناب در مناطقي مانند رودهن عامل اصلي ريسك سيلاب است نه صرفا حجم باران. آنچه مردم بايد بدانند، اين است كه از تردد و توقف در حاشيه رودخانهها، مسيلها و مناطق پست خودداري شود و به هشدارهاي محلي توجه شود. چگونه اين بارشها را به نفع كمبود آب به كار بگيريم و مشكل را به ظرفيت تبديل كنيم؟
ايران با كمبود مزمن آب (ذخاير سدها در برخي مناطق بحراني، افت سفرههاي آب زيرزميني و هشدارهايي درباره تهران) روبهرو است، در حالي كه بخش بزرگي از بارشها تبخير ميشود يا به صورت سيلاب هدر ميرود. تبديل سيلاب به منبع، رويكردي شناخته شده و عملي است.
استحصال و ذخيرهسازي آب باران: جمعآوري از سقف ساختمانها، معابر و سطوح شهري در مخازن خانگي، محلي يا شهري. اين آب ميتواند براي آبياري فضاي سبز، مصارف غيرشرب يا حتي پس از تصفيه ساده براي برخي مصارف استفاده شود. مطالعات در ايران نشان دادهاند پتانسيل قابل توجهي براي كاهش وابستگي به منابع اصلي وجود دارد.
آبخوانداري و تغذيه مصنوعي سفرههاي زيرزميني
هدايت كنترل شده سيلاب به حوضچههاي نفوذ، گودالها يا سيستمهاي سنتي-مدرن براي نفوذ به زمين هم سيلاب را كاهش ميدهد و هم ذخاير زيرزميني را تقويت ميكند .
روشهايي مانند نيمدايرهها، خطوط سنگي، بندهاي خاكي كوچك و سيستمهاي گورآب-آبانبار سنتي.
مديريت يكپارچه حوضه آبريز و سازههاي كوچك كنترل سيلاب.
بندهاي تاخيري و كنترل سيل در بالادست.
احياي روشهاي سنتي ايراني -مانند گورآب و آبانبار- در تركيب با فناوري مدرن.
ايجاد فضاهاي سبز نفوذپذير، باغهاي باراني و سطوح نفوذپذير شهري براي كاهش رواناب.
اقدامات تكميلي
بهبود زهكشي شهري و جلوگيري از ساختوساز در مسيلها.
افزايش راندمان آبياري كشاورزي (قطرهاي و غيره) تا آب ذخيره شده بهتر استفاده شود.
برنامهريزي قانوني و مشوقهاي دولتي براي استحصال آب باران (قوانين موجود در ايران بر افزايش استحصال تاكيد دارند) .
اين رويكردها همزمان دو مشكل را حل ميكنند: كاهش خسارت سيل و افزايش موجودي آب قابل استفاده در فصل خشك. تجربه كشورهاي خشكتر و مطالعات ايراني نشان ميدهد با سرمايهگذاري هدفمند در مقياس محلي و حوضهاي، بخش قابل توجهي از رواناب قابل استحصال است. بارشهاي فعلي پتانسيل سيلاب محلي و نقطهاي دارند و بايد جدي گرفته شوند، اما با مديريت درست ميتوان آنها را به فرصت تبديل كرد.