مالي شدن اقتصاد و فرار نقدينگي
در اقتصاد پديدهاي وجود دارد به اسم «مالي شدن اقتصاد» يعني زماني كه ريسكهاي سرمايهگذاري در بخش واقعي (توليدي) بالا ميرود، نقدينگي به سمت بازارهاي مالي يا بازارهاي نامولد سوق پيدا ميكند دقيقا به خاطر همين موضوع است كه مسكن (بخش نامولد مسكن يا همان دلالي مسكن) طلا و ارز (بخشي از تقاضاي ارز) رشدهاي زيادي را تجربه ميكنند.
در اقتصاد پديدهاي وجود دارد به اسم «مالي شدن اقتصاد» يعني زماني كه ريسكهاي سرمايهگذاري در بخش واقعي (توليدي) بالا ميرود، نقدينگي به سمت بازارهاي مالي يا بازارهاي نامولد سوق پيدا ميكند دقيقا به خاطر همين موضوع است كه مسكن (بخش نامولد مسكن يا همان دلالي مسكن) طلا و ارز (بخشي از تقاضاي ارز) رشدهاي زيادي را تجربه ميكنند. البته ساخت مسكن بخش مولد حساب ميشود، چراكه صنايع پيشين و پسين دارد و اين بخش مولد حساب ميشود؛ اما دلالي مسكن نامولد است كه رشد همين بخش به شدت آسيبزاست. البته در اين مقاله بيشتر سعي داريم اثر مالي شدن اقتصاد بر بازار سرمايه را بررسي كنيم.
در سالهاي اخير مخصوصا از سال ۱۳۸۴ اقتصاد ما ريسكهاي متعددي را تجربه كرده است كه باعث افزايش ريسكهاي كلان و كاهش سرمايهگذاري شده است؛ اما دو اتفاق بود كه تاثير آن به شدت قابل احساس بود، يكي تحريم بانك مركزي و دومي خارج شدن از برجام كه آسيب بسيار زيادي زد و بزرگترين افزايش ريسك سالهاي اخير بود.
طبق بررسيها بعد از اين دو اتفاق بازار سرمايه رشدهاي شديدي را تجربه كرد به حدي كه در هر دو اتفاق بازار سرمايه مقداري نيز وارد حباب و بعد از آن با كاهش شديد مواجه شد.
اين رشدها حاصل افزايش ريسك و سوق نقدينگي سرمايه سرگردان به سمت بازار سرمايه شد كه در نهايت فقط قيمتها افزايش پيدا كرد نه سودآوري شركتها زياد شده بود و نه توسعه ابزاري مالي اتفاق افتاده بود.
در اين چند ماهه اخير مشابه دو اتفاق ديگر افتاد و تحريم شديد كالايي از تنگه هرمز باعث افزايش شديد ريسكهاي اقتصادي شده و نقدينگي سرگردان به سمت بازارهاي موازي حركت كرد و بازار سرمايه نيز از اين اتفاق بينصيب نبود و قسمتي از رشد بازار سرمايه به خاطر همين موضوع است هر چند افزايش نرخ ارز و تورم ميتواند رشد اسمي را به همراه داشته باشد؛ اما با بررسي دقيق حركات نرخ ارز و تورم و وارد كردن پراكسي تحريمها ميتوان تاثير تحريم و افزايش ريسك بر بازار سرمايه را متوجه شد.
در ايران به دليل وجود نرخ بهره حقيقي منفي و عدم جذابيت بهره بانكي شدت اين سرريز نقدينگي بر اثر مالي شدن اقتصاد بيشتر است و سهم نقدينگي بانك هم به سمت بازار سرمايه ميرود پس اين موضوع ميتواند به واسطه همين امر تشديد پيدا كند؛ لذا بايد در وهله اول با كاهش ريسكهاي كلان اقتصادي مانع از مالي شدن اقتصاد شد و در مراحل بعدي كنترل و مديريت اين بحران موضوع اصلي است.
متاسفانه، سالهاست كه بازار سرمايه به واسطه انتظارات تورمي و سرريز نقدينگي رشد ميكند و وجود ريسكهاي متعدد سياسي باعث شده تا بازار سرمايه درگير عدم توسعه و عدم افزايش سودآوري شركتها شود. البته ديدگاه سوسياليستي موجود در تفكرات سياستگذاران كلان كشور مبني بر عدم قبول داشتن بورس به عنوان بخش مولد كشور نيز باعث شده تا حمايتهاي بنيادي لازم از بازار سرمايه نشود در حالي كه در اغلب تحقيقات صورتگرفته توسعه بازار سرمايه همراه با توسعه اقتصادي بوده است و حتي نميتوان يك كشور توسعهيافتهاي پيدا كرد كه بازار سرمايه ضعيفي داشته باشد؛ نتيجهگيري كه ميتوانيم بكنيم، اين است كه اين رشد بازار سرمايه حاصل هجوم نقدينگي است و بايد از طرف دولت كنترل شود تا اتفاقات سالهاي ۹۲ و ۹۹ تكرار نشود.