باتلاق كابينه
روزگاري بنيامين نتانياهو به تنها يا يكي از معدود شخصيتهاي اسراييلي توصيف ميشد كه قادر است همه را متقاعد كند.
روزگاري بنيامين نتانياهو به تنها يا يكي از معدود شخصيتهاي اسراييلي توصيف ميشد كه قادر است همه را متقاعد كند.
اين همه دقيقا معناي همه را دارد و به گفته يك تحليلگر صهيونيست او قادر بود حداقل در صحنه سياسي اسراييل طرفهايي را با خود همراه كند كه تا قبل از ملاقات با وي مواضعي حتي متضاد با او داشتند.
شايد يكي از مهمترين نمونههاي اين قدرت اقناع يا فريب موجود در شخصيت نتانياهو را در فريب دادن دونالد ترامپ در تهاجم به ايران براي يك عمليات چند روزه باشد، عملياتي كه دولت امريكا را همچون فيلي در فروشگاه چيني فروشي گرفتار كرده و جسته و گريخته به فريب خوردنش از نتانياهو هم از طريق رسانههاي نزديك به خود شكوه و شكايت دارد.
اما ظاهرا انتخابات كنست بيستوششم شرايط متفاوتي را براي نتانياهو رقم زده است، اين شرايط نه تنها حاصل پيچيدگي اوضاع منطقه از جنگ با ايران گرفته تا مشكلات در نوار غزه و درگيري قوميتي داخلي اسراييل و... نيست بلكه به اين خاطر است كه شكست 7 اكتبر و پرونده فسادش همه را متقاعد كرده است كه وي فقط براي فرار از مجازات ميخواهد در صحنه سياسي بماند و ادعاهاي سابقش در مورد حفظ امنيت اسراييل و صيانت از قدرت و آزادي عمل آن در مقابل منافع شخصي و خانوادگياش ارزش چنداني نداشته و نخواهند داشت.
از منظر خشك آمار و ارقام: نتايج انتخابات كنست اسراييل پس از شمارش ۱۰۰ درصد آراي عادي:
ائتلاف نتانياهو: ۵۳ كرسي
ائتلاف مخالفان: ۴۸ كرسي
احزاب عربي: ۱۹ كرسي است.
در اين بين حزب «ليكود» به رهبري نتانياهو، با كسب ۲۶ كرسي، بزرگترين حزب در اسراييل لقب گرفته است.
انتظار ميرود شمارش آراي سربازان و ديپلماتها موجب كاهش كرسيهاي احزاب عربي و افزايش كرسيهاي احزاب صهيونيستي شود؛ بااينحال، غيرممكن است كه هر يك از دو ائتلاف به ۶۱ كرسي لازم براي تشكيل دولت دست يابد. بنابراين، هيچيك از دو طرف نتوانسته است تكليف را يكسره كند و بنيامين نتانياهو با عمليات ناممكن تشكيل كابينه مواجه است، زيرا 8 كرسي رقم كوچكي در بدهبستانهاي صحنه سياسي اسراييل محسوب نميشود.
يك كارشناس امور اسراييل بعيد ميداند كه بنيامين نتانياهو، حتي اگر بخواهد، بتواند از فاصله زماني ميان انتخابات و تشكيل دولت به دست رقبايش، يا تصميمگيري درباره بازگشت به انتخابات، براي آغاز جنگي گسترده عليه ايران استفاده كند.
سهولت بهكارگيري ارتش به ماهيت ماموريت بستگي دارد و زماني بيشتر است كه موضوع به يك واكنش دفاعي يا عمليات پيشگيرانه محدود با خطرات كنترلشده مربوط باشد نه ورود به ماجراجويي كه قبلتر شكست نسبي آن به اثبات رسيده است. به هر شكل جنگي در ابعاد رويارويي با ايران، به پشتوانهاي راهبردي نياز دارد كه فراتر از محاسبات نخستوزيري باشد كه براي بقاي خود مبارزه ميكند.
شايد همين امر باعث شد تا گادي آيزنكوت حتي قبل از اينكه پيروزي يا شكست خود را اعلام كند، به همه نهادهاي ذيربط اسراييلي گوشزد كرد كه از اين لحظه نتانياهو رييس دولت پيشبرد امور بوده و فاقد مشروعيتي است كه بتواند به آن اختيارات تصميمگيريهاي بزرگ و سرنوشتساز بدهد.
اخبار رسيده از وزارت جنگ اسراييل هم نشان ميدهد فرماندهي نظامي خواستار اهدافي روشن، برآورد هزينهها و تعيين حدود تشديد تنش در هر تقابل جديدي خواهد شد.
اگر ادعاي درگيري لفظي رييس ستاد ارتش اسراييل با بنيامين نتانياهو در يك پايگاه نظامي در رابطه با راهبردها و اولويت جنگ صحيح بوده و جنبه خوراك تبليغات پيش از انتخابات و حتي نقشه فريب نداشته اين مساله احتمال تبديل دوره انتقالي به فرصتي براي آغاز جنگي شخصي را بعيد ميسازد، هرچند عمليات محدود و نمايش قدرت همچنان بخشي از ابزارهاي مانور و فشار در جريان مذاكرات براي تشكيل دولت آينده يا آمادهسازي براي انتخابات جديد باقي ميماند.
در اين چارچوب سناريوهايي براي دوره پيش روي اسراييل مطرح شده است كه ميتوان آن را در اين موارد خلاصه كرد:
مشاركت مخالفان در دولتي گسترده به همراه نتانياهو.
تشكيل دولت اقليت از سوي مخالفان با اتكا به حمايت تضمينكننده احزاب عربي.
تلاش براي ايجاد انشعابهاي فردي يا گروهي در داخل ائتلافها جهت ريزش از يك ائتلاف به نفع ائتلاف رقيب.
تشكيل دولت انتقالي تا برگزاري مجدد انتخابات؛ سناريويي كه به سود جناح راست و نتانياهو خواهد بود.
هر سناريويي محقق شود، پيشبيني نميشود بتواند اسراييل را در كوتاهمدت از بنبست بازي كرسيها خارج كند.