افزايش دما و عقبنشيني يخچالها؛ زنگ خطر تغيير اقليم در ايران
تغيير اقليم ديگر مفهومي دور از زندگي روزمره يا موضوعي محدود به گزارشهاي علمي و نشستهاي بينالمللي نيست؛ نشانههاي آن در گوشهوكنار ايران، از ارتفاعات و يخچالهاي طبيعي گرفته تا رودخانهها، تالابها، زمينهاي كشاورزي و حتي خيابانهاي كلانشهرها قابل مشاهده است.
تغيير اقليم ديگر مفهومي دور از زندگي روزمره يا موضوعي محدود به گزارشهاي علمي و نشستهاي بينالمللي نيست؛ نشانههاي آن در گوشهوكنار ايران، از ارتفاعات و يخچالهاي طبيعي گرفته تا رودخانهها، تالابها، زمينهاي كشاورزي و حتي خيابانهاي كلانشهرها قابل مشاهده است. افزايش دما، كاهش بارشهاي موثر، تغيير الگوي بارندگي، طولانيتر شدن دورههاي خشكسالي و عقبنشيني پوشش برف در ارتفاعات، تصويري تازه از سرزميني ارايه ميدهد كه با سرعت بيشتري در حال از دست دادن بخشي از ظرفيت طبيعي خود براي زيست و توليد است. در ايران كه بخش بزرگي از جغرافياي آن در پهنه خشك و نيمهخشك جهان قرار دارد، تغييرات اقليمي ميتواند پيامدهايي بسيار فراتر از افزايش چند درجهاي دما داشته باشد. كاهش ذخاير برفي و يخچالهاي طبيعي به معناي تغيير در يكي از منابع تغذيه رودخانهها و منابع آب در فصل گرم است؛ تالابهايي كه زماني پناهگاه گونههاي جانوري و بخشي از چرخه طبيعي آب بودند، با كاهش ورودي آب و افزايش تبخير كوچكتر و خشكتر ميشوند و كشاورزي نيز با نياز بيشتر به آب و كاهش قابليت توليد مواجه ميشود. در چنين شرايطي، فشار بر منابع محدود آب افزايش مييابد و رقابت ميان مصارف مختلف، از شرب و كشاورزي تا صنعت و محيطزيست، شديدتر ميشود.
اما ابعاد بحران تنها به طبيعت و منابع آب محدود نميماند. وقتي خشكسالي طولاني ميشود، درآمد كشاورزان و دامداران كاهش مييابد و مهاجرت از مناطق كمآب افزايش پيدا ميكند. در شهرها نيز افزايش دما و تشديد پديده جزيره گرمايي، كيفيت زندگي و سلامت شهروندان را تحت تأثير قرار ميدهد. همزمان، تغيير زمان بارش، گرما و دسترسي به آب ميتواند چرخه زندگي گونههاي گياهي و جانوري را برهم بزند و حتي زمان مهاجرت پرندگان را با زمان دسترسي آنها به منابع غذايي ناهماهنگ كند.
نشانههاي تغيير اقليم از ارتفاعات ايران تا تالابها
يك كارشناس محيط زيست با اشاره به افزايش دما، عقبنشيني يخچالهاي طبيعي و كاهش منابع آب دايمي در كشور ميگويد: نشانههاي تغيير اقليم امروز از ارتفاعات ايران تا تالابها و كلانشهرها قابل مشاهده است؛ تغييراتي كه علاوه بر منابع آب و تنوع زيستي، ابعاد اجتماعي و رواني زندگي مردم را تحت تاثير قرار ميدهد.
«روز جهاني اقدام براي اقليم» (International Day of Climate Action) كه هر سال ۲۴ اكتبر (۲ آبان) در سطح بينالمللي مورد توجه قرار ميگيرد، به افزايش آگاهي و بسيج تلاشهاي بخشهاي عمومي، خصوصي و مدني با هدف مقابله با بحران اقليمي اختصاص دارد.
محمد درويش در گفتوگو با ايسنا همزمان با اين روز درباره مهمترين نشانهها و پيامدهاي تغيير اقليم در ايران اظهار كرد: ما از چند مولفه ميتوانيم بفهميم كه شرايط از نظر تغييرات اقليمي در ايران دشوار است؛ خط برف در ايران در حال بالاتر رفتن است و ارتفاعاتي كه زماني تا ۲۰۰۰ متر نيز پوشيده از برف بودند، اكنون عموماً ديگر چنين پوشش برفي را تجربه نميكنند. او ادامه داد: حتي در برخي سالها در قله دماوند كه بيش از ۵۶۰۰ متر ارتفاع دارد، ديگر برفي مشاهده نميشود كه بيسابقه است. آبشار يخي دماوند نيز كه در ارتفاع بالاي ۵۰۰۰ متر قرار دارد، چندين سال است كه ميشكند و سيلابهايي را به سمت شمال هدايت ميكند. اغلب يخچالهاي ايران در علمكوه، تفتان، زردكوه، شاهانكوه، دماوند و ... نيز متأسفانه از بين رفتهاند يا بهشدت عقبنشيني كردهاند.
درويش با اشاره به تأثير اين شرايط بر منابع آبي كشور افزود: اين وضعيت باعث شده است منابع آب دايمي ما و رودخانههاي دايمي به رودخانههاي فصلي تبديل و بخش قابل توجهي از پهنههاي آبي مركزي ايران و تالابهاي كشور با خشكي روبرو شوند. اين موارد از مهمترين مولفههاي زنگ خطر اقليمي هستند همچنين ميانگين دما در كشور بهمراتب بيشتر از ميانگين جهاني افزايش پيدا كرده است.اين كنشگر محيط زيست درباره نمود افزايش دما در زندگي روزمره مردم گفت: تفاوت دماي شب و روز افزايش پيدا كرده، ظرفيت گرمايي ويژه كاهش يافته، نياز اقلام زراعي به آب بيشتر شده و پديده جزيره گرمايي در كلانشهرها افزايش پيدا كرده است. در مجموع توان زيستپذيري سرزمين كاهش پيدا كرده است و اين مساله ميتواند بر سلامت رواني شهروندان نيز اثر بگذارد. اين عضو هيات علمي بازنشسته موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور درباره مناطق آسيبپذيرتر ايران در برابر تغيير اقليم اظهار كرد: بخشهاي اطراف كوهستان دماوند در استانهاي تهران و مازندران از مناطق بهشدت آسيبپذير هستند همچنين نيمه جنوبي كشور وضعيت بدتري دارد. پژوهشهايي كه انجام شده نشان ميدهد تغيير اقليم و تشديد خشكساليها با كاهش درآمد كشاورزان و دامداران همراه شده است و حتي ميتواند پيامدهاي اجتماعي، فرهنگي و رواني به دنبال داشته باشد. درويش درباره علت آسيبپذيري بيشتر اين مناطق توضيح داد: اين مناطق به جايي كه ما به آن كمربند خشك جهان ميگوييم نزديكتر هستند، ميانگين ريزشهاي آسماني آنها بهمراتب كمتر از ميانگين كشوري و جهاني است و دامنه شكنندگي بيشتري دارند.وي در ادامه با اشاره به تأثير تغيير اقليم بر تنوع زيستي گفت: تغيير اقليم سبب ميشود زمان كوچ پرندگان تغيير كند و پرندگان زماني به مقصد برسند كه ديگر غذاي لازم براي آنها فراهم نيست؛ براي مثال، لارو پروانههايي كه بايد غذاي آنها باشند، به پروانه تبديل شده و منطقه را ترك كردهاند و اين مساله ميتواند بحران بزرگي ايجاد كند. درويش افزود: تغيير اقليم همچنين باعث شده است برخي پرندگان هنگامي كه وارد يك محيط تالابي ميشوند با تالابي خشك روبرو شوند كه ديگر آبي در آن وجود ندارد و اين مساله ميتواند موجب افزايش مرگومير پرندگان بهويژه جوجههاي آنها شود.
چه سهمي از بحرانهاي محيط زيستي ايران ناشي از تغيير اقليم است؟
اين كنشگر محيط زيست درباره تفكيك سهم تغيير اقليم از عواملي مانند برداشت آب و تخريب مستقيم زيستگاهها اظهار كرد: اين موضوع بر اساس ميانگينها قابل بررسي است. براي مثال ميانگين ريزشهاي آسماني در كشور ما حدود ۲۴۰ ميليمتر بوده كه اكنون به كمتر از ۲۲۱ ميليمتر كاهش پيدا كرده است. توان آب قابل استحصال كشور نيز ۱۳۰ ميليارد مترمكعب بوده كه اكنون به ۱۰۳ ميليارد مترمكعب كاهش يافته است. وي ادامه داد: ميتوان گفت بين ۱۵ تا ۲۰ درصد بحرانهايي كه امروز در طبيعت ايران مشاهده ميكنيم، ناشي از پديده جهاني گرمايش جهاني و تغيير اقليم است و بقيه آن به عوامل و فعاليتهاي انسانساز مربوط ميشود. درويش در پايان درباره پيامدهاي كنوني تغيير اقليم در ايران گفت: از آنجا كه ميزان انتشار گازهاي گلخانهاي در حال افزايش است، كشور با پديده گلخانهاي به شكل حادتري روبرو ميشود و تابستانهاي بهمراتب گرمتري را تجربه ميكند. اين وضعيت سبب شده است تابآوري بسياري از گونههاي گياهي و جانوري كاهش پيدا كند و تعداد بيشتري از اينگونهها در فهرست سرخ IUCN قرار گيرند.