عقب‌نشيني اونس از قله ۵۴۰۰ دلاري به زير چهار هزار دلار

نشانه شناسی افت طلای جهانی

۱۴۰۵/۰۸/۰۲ - ۲۳:۵۹:۵۲
کد خبر: ۴۰۸۳۸۵

كاهش قيمت جهاني طلا به زير مرز رواني ۴ هزار دلار، بازار داخلي ايران را نيز تحت تأثير قرار داده است؛ اما خريد طلا از سوي بانك‌هاي مركزي، نااطميناني‌هاي ژئوپليتيك و آينده نرخ بهره امريكا همچنان از عوامل تعيين‌كننده مسير اين فلز گران‌بها هستند.

كاهش قيمت جهاني طلا به زير مرز رواني ۴ هزار دلار، بازار داخلي ايران را نيز تحت تأثير قرار داده است؛ اما خريد طلا از سوي بانك‌هاي مركزي، نااطميناني‌هاي ژئوپليتيك و آينده نرخ بهره امريكا همچنان از عوامل تعيين‌كننده مسير اين فلز گران‌بها هستند.

بازار جهاني طلا پس از چند ماه ركوردشكني و ثبت قيمت‌هايي بالاتر از ۵۴۰۰ دلار براي هر اونس، حالا با موجي از اصلاح قيمت روبرو شده است. افت شديد قيمت در روزهاي اخير، كه در معاملات پايان هفته ميلادي به محدوده ۴ هزار دلار نزديك شد و در مقاطعي فشار بر اين مرز رواني را افزايش داد، بار ديگر اين پرسش را مطرح كرده است كه آيا روند صعودي تاريخي طلا به پايان رسيده يا بازار صرفاً در حال اصلاح پس از يك دوره رشد كم‌سابقه است.

كاهش قيمت جهاني طلا در شرايطي رخ مي‌دهد كه اين فلز در ماه‌هاي گذشته تحت تأثير نااطميناني‌هاي سياسي و اقتصادي، نگراني از آينده نظام مالي بين‌المللي، خريد بانك‌هاي مركزي و تقاضاي سرمايه‌گذاران براي دارايي‌هاي امن رشد قابل‌توجهي را تجربه كرده بود. با اين حال، هم‌زمان با افزايش قيمت نفت و تقويت انتظارات درباره تداوم نرخ‌هاي بهره بالا در امريكا، بخشي از جذابيت كوتاه‌مدت طلا كاهش يافته است.

اين افت به بازار داخلي ايران نيز منتقل شده و كاهش اونس جهاني، در كنار ساير عوامل اثرگذار بر بازار ارز، زمينه عقب‌نشيني قيمت طلا را فراهم كرده است. با وجود اين، ارزيابي آينده بازار به يك متغير محدود نيست. قيمت نفت، تصميم‌هاي بانك مركزي امريكا، تحولات جنگ و تنش‌هاي ژئوپليتيك، ميزان خريد بانك‌هاي مركزي و وضعيت دلار همگي مي‌توانند مسير قيمت را تغيير دهند.

 

    از ركوردشكني تاريخي

تا افت شديد قيمت

اونس جهاني طلا در ماه‌هاي گذشته يكي از كم‌سابقه‌ترين دوره‌هاي صعود خود را پشت سر گذاشت. قيمت اين فلز در ژانويه ۲۰۲۶ به ركورد تاريخي حدود ۵۵۹۵ دلار براي هر اونس رسيد؛ سطحي كه نشان‌دهنده شدت تقاضا براي طلا در شرايط نااطميناني جهاني بود. پس از آن، بازار وارد دوره‌اي از نوسان و اصلاح شد و قيمت‌ها فاصله قابل‌توجهي با قله تاريخي خود پيدا كردند.

بر اساس گزارش رويترز در ۲۰ اكتبر، قيمت طلا در آن مقطع حدود ۲۶ درصد پايين‌تر از ركورد ژانويه قرار داشت. اين ميزان افت نشان مي‌دهد كه حتي بازاري با پشتوانه تقاضاي بلندمدت و نقش سنتي به عنوان دارايي امن نيز مي‌تواند در كوتاه‌مدت با اصلاح‌هاي سنگين مواجه شود.

در روزهاي پاياني هفته نيز فشار فروش ادامه يافت. طبق گزارش رويترز در ۲۳ اكتبر، اونس نقدي در معاملات روز جمعه به حدود ۴۰۱۶ دلار رسيد و طلا در مسير ثبت شديدترين افت هفتگي خود طي بيش از چهار ماه قرار گرفت. اين گزارش نشان مي‌دهد كه بازار در نزديكي يك سطح رواني مهم قرار گرفته و معامله‌گران نسبت به عبور قيمت از مرز ۴ هزار دلار حساس شده‌اند.

اهميت اين افت را بايد با توجه به سرعت صعود قبلي ارزيابي كرد. هنگامي كه قيمت يك دارايي در مدت نسبتاً كوتاهي افزايش چشمگيري پيدا مي‌كند، بخشي از خريداران براي شناسايي سود اقدام مي‌كنند و معامله‌گران كوتاه‌مدت نيز در برابر تغيير انتظارات بازار واكنش نشان مي‌دهند. در چنين شرايطي، انتشار خبرهاي منفي يا تغيير چشم‌انداز نرخ بهره مي‌تواند به موج فروش منجر شود.

از سوي ديگر، عبور قيمت از مرزهاي رواني مانند ۴ هزار دلار ممكن است رفتار معامله‌گران را تغيير دهد. برخي سرمايه‌گذاران اين سطح را محدوده‌اي براي ورود دوباره به بازار در نظر مي‌گيرند، درحالي كه برخي ديگر شكست آن را نشانه ضعف بيشتر قيمت تلقي مي‌كنند. بنابراين، واكنش بازار در اطراف اين مرز مي‌تواند بر نوسان‌هاي روزهاي بعد اثر بگذارد.

با اين حال، افت از ركورد تاريخي به‌تنهايي به معناي تغيير قطعي روند بلندمدت نيست. براي تشخيص اينكه بازار وارد يك دوره نزولي پايدار شده يا صرفاً در حال اصلاح است، بايد عوامل بنيادي و رفتار سرمايه‌گذاران در هفته‌ها و ماه‌هاي آينده بررسي شود.

 

    چرا قيمت طلا كاهش يافته است؟

يكي از مهم‌ترين عوامل افت اخير طلا، افزايش قيمت نفت و بازگشت نگراني‌هاي تورمي به بازارهاي جهاني است. در نگاه نخست ممكن است افزايش قيمت نفت به نفع طلا به نظر برسد؛ زيرا رشد هزينه انرژي مي‌تواند تورم را افزايش دهد و تقاضا براي دارايي‌هاي محافظ در برابر كاهش قدرت خريد را تقويت كند. اما واكنش بازار به اين وضعيت پيچيده‌تر است.

افزايش قيمت نفت مي‌تواند انتظارات تورمي را بالا ببرد و بانك‌هاي مركزي را از كاهش نرخ بهره بازدارد. در صورتي كه سرمايه‌گذاران انتظار داشته باشند نرخ‌هاي بهره براي مدت طولاني‌تري بالا بمانند، نگهداري دارايي‌هايي مانند اوراق بدهي دولتي كه سود پرداخت مي‌كنند، جذاب‌تر مي‌شود. طلا برخلاف اين دارايي‌ها سود دوره‌اي ايجاد نمي‌كند و از اين رو، افزايش بازده اوراق و بالا ماندن نرخ بهره مي‌تواند هزينه فرصت نگهداري آن را افزايش دهد.

اين سازوكار در روزهاي اخير به يكي از عوامل اصلي فشار بر طلا تبديل شده است. بر اساس گزارش‌هاي بازار، افزايش قيمت نفت در پي نگراني از اختلال در عرضه انرژي و تشديد تنش‌هاي منطقه‌اي، انتظارات درباره تداوم سياست پولي سخت‌گيرانه در امريكا را تقويت كرده است.

در چنين فضايي، طلا با يك تناقض روبرو مي‌شود: افزايش ريسك‌هاي ژئوپليتيك مي‌تواند تقاضا براي دارايي امن را بالا ببرد، اما اگر همان بحران موجب افزايش قيمت انرژي و در نتيجه بالا ماندن نرخ بهره شود، فشار بر قيمت طلا نيز تشديد خواهد شد. نتيجه نهايي به اين بستگي دارد كه كدام عامل در تصميم سرمايه‌گذاران وزن بيشتري پيدا كند.

عامل ديگر، تقويت دلار و افزايش بازده اوراق خزانه‌داري امريكاست. قيمت جهاني طلا به دلار اعلام مي‌شود؛ بنابراين تقويت دلار مي‌تواند خريد طلا را براي سرمايه‌گذاراني كه با ارزهاي ديگر فعاليت مي‌كنند، گران‌تر كند و بخشي از تقاضا را كاهش دهد. هم‌زمان، بالا رفتن بازده دارايي‌هاي مالي كم‌ريسك مي‌تواند بخشي از سرمايه‌ها را از بازار فلزات گران‌بها خارج كند. در كنار اين عوامل، پس از صعود چشمگير طلا، شناسايي سود نيز مي‌تواند فشار فروش را افزايش دهد. زماني كه قيمت به ركوردهاي جديد مي‌رسد، سرمايه‌گذاراني كه در سطوح پايين‌تر خريد كرده‌اند، ممكن است بخشي از دارايي خود را بفروشند. اگر اين رفتار با تغيير انتظارات نرخ بهره همراه شود، افت قيمت مي‌تواند سرعت بيشتري  بگيرد.

 

    جنگ؛ عامل صعود يا محرك افت طلا؟

تحولات جنگ و تنش‌هاي بين‌المللي از عوامل مهم بازار طلا در ماه‌هاي گذشته بوده‌اند، اما تأثير آنها هميشه يكسان نيست. در مراحل نخست تشديد يك بحران نظامي، افزايش نااطميناني معمولاً تقاضا براي دارايي‌هاي امن را تقويت مي‌كند. طلا در چنين شرايطي براي سرمايه‌گذاراني كه نگران افت ارزش دارايي‌هاي مالي يا اختلال در بازارهاي جهاني هستند، به گزينه‌اي جذاب تبديل مي‌شود. با اين حال، تداوم جنگ مي‌تواند از مسيرهاي ديگري نيز بر بازار اثر بگذارد. اگر درگيري‌ها موجب اختلال در عرضه نفت و افزايش شديد قيمت انرژي شوند، تورم جهاني ممكن است بالا بماند و بانك‌هاي مركزي سياست‌هاي پولي سخت‌گيرانه‌تري اتخاذ كنند. در اين حالت، اثر افزايش ريسك سياسي بر طلا ممكن است با فشار ناشي از نرخ بهره خنثي شود يا حتي در مقاطعي تحت‌الشعاع آن قرار گيرد. به همين دليل، نمي‌توان گفت هر خبر منفي سياسي الزاماً قيمت طلا را افزايش مي‌دهد. بازار به ماهيت خبر، ميزان غافلگيري، پيامدهاي آن براي عرضه انرژي و واكنش احتمالي بانك‌هاي مركزي توجه مي‌كند. گاهي خبر تشديد جنگ در ابتدا قيمت طلا را بالا مي‌برد، اما با افزايش بازده اوراق و تقويت دلار، بخشي از اين رشد در ادامه پس گرفته مي‌شود. در شرايط كنوني، معامله‌گران بايد ميان دو دسته عامل تمايز قائل شوند: عواملي كه تقاضاي احتياطي براي طلا را افزايش مي‌دهند و عواملي كه هزينه نگهداري اين فلز را در مقايسه با دارايي‌هاي سودده بالا مي‌برند. تداوم تنش‌هاي ژئوپليتيك از دسته نخست حمايت مي‌كند، درحالي كه افزايش نفت و نرخ بهره مي‌تواند از دسته دوم به بازار فشار وارد كند.

 

    خريد بانك‌هاي مركزي

پشتوانه مهم بازار طلا

در كنار رفتار سرمايه‌گذاران و معامله‌گران كوتاه‌مدت، خريد بانك‌هاي مركزي يكي از مهم‌ترين عوامل موثر بر چشم‌انداز بلندمدت طلاست. در سال‌هاي اخير، شماري از بانك‌هاي مركزي با هدف متنوع‌سازي ذخاير خارجي و كاهش وابستگي به دارايي‌هاي ارزي خاص، سهم طلا را در ذخاير خود افزايش داده‌اند. چين يكي از بازيگران مهم اين روند بوده است. بر اساس اطلاعات منتشرشده درباره ذخاير رسمي چين، بانك مركزي اين كشور در سپتامبر ۲۰۲۶ حدود ۲۱ تن طلا به ذخاير خود افزود؛ بيشترين ميزان خريد ماهانه از سپتامبر ۲۰۲۳. اين خريد، روند انباشت طلا از سوي چين را به بيست‌وسومين ماه متوالي رساند.

اهميت اين روند فقط به حجم خريد يك ماه محدود نيست. بانك‌هاي مركزي معمولاً با افق زماني بلندمدت تصميم مي‌گيرند و خريد آنها لزوماً در واكنش به نوسان روزانه قيمت انجام نمي‌شود. براي اين نهادها، طلا مي‌تواند ابزاري براي متنوع‌سازي ذخاير، كاهش تمركز بر ارزهاي خارجي و مديريت ريسك‌هاي مالي و ژئوپليتيك باشد.

شوراي جهاني طلا نيز در گزارش سه‌ماهه دوم سال ۲۰۲۶ اعلام كرده است كه تقاضاي خالص بانك‌هاي مركزي در اين دوره به ۲۸۹ تن رسيد؛ رقمي كه به‌طور قابل‌توجهي از برآورد اصلاح‌شده سه‌ماهه نخست بيشتر بود. خريد چين و لهستان از عوامل مهم اين افزايش گزارش شده است. با اين حال، شوراي جهاني طلا تأكيد كرده كه خريد بانك‌هاي مركزي در نيمه نخست سال يكنواخت نبوده و فروش برخي كشورها نيز بر مجموع تقاضاي خالص اثر گذاشته است.  خريد بانك‌هاي مركزي مي‌تواند يك پشتوانه بنيادي براي بازار ايجاد كند؛ به‌ويژه زماني كه سرمايه‌گذاران درباره آينده نظم مالي جهاني، بدهي دولت‌ها يا ثبات ارزهاي اصلي نگراني دارند. با اين حال، اين تقاضا به معناي تضمين افزايش دايمي قيمت نيست. حتي اگر بانك‌هاي مركزي در بلندمدت به خريد ادامه دهند، قيمت طلا همچنان از نرخ بهره، دلار، رفتار صندوق‌هاي سرمايه‌گذاري و ميزان تقاضاي جواهرات تأثير مي‌پذيرد.

از سوي ديگر، قيمت‌هاي بسيار بالا خود مي‌توانند ميزان خريد مصرف‌كنندگان را كاهش دهند. خانوارها و خريداران جواهرات معمولاً نسبت به قيمت حساس‌ترند و ممكن است در سطوح بالا خريد را به تعويق بيندازند. بنابراين، تقاضاي بانك‌هاي مركزي و تقاضاي مصرفي الزاماً در يك جهت حركت  نمي‌كنند.

 

    آينده اونس؛ صعود بلندمدت

يا ادامه اصلاح؟

چشم‌انداز طلا در ماه‌هاي آينده به توازن ميان عوامل حمايتي و فشارهاي كوتاه‌مدت بستگي دارد. از يك سو، تنش‌هاي ژئوپليتيك، نگراني درباره بدهي دولت‌ها، تمايل بانك‌هاي مركزي به متنوع‌سازي ذخاير و احتمال تغيير مسير سياست پولي امريكا مي‌توانند از قيمت حمايت كنند. از سوي ديگر، افزايش قيمت نفت، استمرار تورم و احتمال بالا ماندن نرخ بهره مي‌توانند مانع بازگشت سريع طلا به قله‌هاي قبلي شوند. در روزهاي اخير، برخي تحليلگران نسبت به ادامه فشار بر طلا هشدار داده‌اند. گزارش‌هاي بازار نشان مي‌دهد كه در صورت باقي ماندن قيمت انرژي در سطوح بالا و تقويت انتظارات براي نرخ بهره بالاتر، طلا ممكن است براي مدتي با نوسان و فشار فروش مواجه باشد. در عين حال، بازگشت تقاضاي بانك‌هاي مركزي يا كاهش تنش‌هاي تورمي مي‌تواند شرايط را تغيير دهد.

براي ارزيابي مسير آينده، چند شاخص اهميت ويژه دارند. نخست، تصميم‌هاي فدرال رزرو امريكا و هرگونه تغيير در انتظارات نرخ بهره است. دوم، روند قيمت نفت و ميزان اثرگذاري آن بر تورم جهاني است. سوم، رفتار دلار و بازده اوراق خزانه‌داري امريكاست. چهارم، ادامه خريد بانك‌هاي مركزي و ورود يا خروج سرمايه از صندوق‌هاي سرمايه‌گذاري مبتني بر طلاست. تركيب اين عوامل مي‌تواند مشخص كند كه افت فعلي به اصلاحي محدود منتهي مي‌شود يا بازار براي مدتي طولاني‌تر در مسير نزولي باقي مي‌ماند. در نتيجه، هرچند روند بلندمدت طلا همچنان از عواملي مانند خريد بانك‌هاي مركزي و نااطميناني جهاني حمايت مي‌گيرد، نمي‌توان بازگشت سريع قيمت به محدوده ۵۴۰۰ يا ۵۵۰۰ دلار را قطعي دانست. رسيدن دوباره به آن سطوح به تغيير محسوس شرايط بازار، از جمله كاهش فشار نرخ بهره يا افزايش دوباره تقاضاي سرمايه‌گذاري، نياز دارد.

 

    اثر افت اونس بر بازار طلاي ايران

بازار طلاي ايران علاوه بر قيمت جهاني اونس، از نرخ ارز داخلي نيز تأثير مي‌پذيرد. به همين دليل، افت قيمت جهاني معمولاً فشار كاهشي بر قيمت طلا در داخل ايجاد مي‌كند، اما ميزان كاهش به تغييرات نرخ ارز، حباب بازار، ميزان تقاضا و شرايط عرضه نيز وابسته است. در روزهايي كه اونس جهاني افت مي‌كند، اگر نرخ ارز در داخل ثابت بماند، كاهش قيمت طلاي داخلي مي‌تواند بيشتر منعكس‌كننده افت جهاني باشد. اما اگر هم‌زمان نرخ ارز افزايش پيدا كند، بخشي از اثر كاهشي اونس خنثي مي‌شود. در مقابل، افت هم‌زمان اونس و ارز مي‌تواند كاهش بيشتري را در قيمت طلا و سكه رقم بزند. از اين رو، صرف مشاهده كاهش اونس براي پيش‌بيني دقيق قيمت طلاي ۱۸ عيار يا سكه كافي نيست. معامله‌گران داخلي بايد هم‌زمان قيمت دلار، فاصله قيمت بازار با ارزش ذاتي، ميزان تقاضاي سرمايه‌اي و وضعيت معاملات را نيز بررسي كنند. اين موضوع به‌ويژه در دوره‌هايي اهميت دارد كه اخبار سياسي به سرعت انتظارات ارزي را تغيير مي‌دهند. براي خريداران نيز تفاوت ميان افق كوتاه‌مدت و بلندمدت اهميت دارد. افت اخير مي‌تواند فرصت كاهش قيمت براي بخشي از متقاضيان ايجاد كند، اما نوسان بالا احتمال زيان كوتاه‌مدت را نيز افزايش مي‌دهد. خريد با هدف سرمايه‌گذاري بلندمدت، خريد مصرفي و معامله‌گري كوتاه‌مدت سه تصميم متفاوت‌اند و نمي‌توان يك توصيه يكسان را براي همه آنها در نظر گرفت.

در نهايت، عقب‌نشيني اونس از ركورد تاريخي و نزديك شدن آن به مرز ۴ هزار دلار، نشانه‌اي از تغيير توازن نيروها در بازار جهاني است؛ اما هنوز براي نتيجه‌گيري قطعي درباره پايان روند صعودي بلندمدت زود است. خريد بانك‌هاي مركزي، به‌ويژه چين، همچنان يكي از عوامل حمايتي مهم به شمار مي‌رود، درحالي كه نفت گران‌تر، تورم و نرخ بهره بالا در كوتاه‌مدت بر قيمت فشار وارد مي‌كنند.

مسير بعدي طلا به اين بستگي دارد كه كدام گروه از عوامل دست بالا را پيدا كند. اگر نگراني‌هاي ژئوپليتيك و تقاضاي بانك‌هاي مركزي غالب شوند، امكان بازگشت قيمت وجود دارد؛ اما اگر افزايش نفت به تداوم سياست پولي سخت‌گيرانه منجر شود، بازار ممكن است براي مدتي طولاني‌تر با اصلاح و نوسان روبرو بماند. براي بازار ايران نيز تعيين‌كننده نهايي، تركيب قيمت جهاني اونس با نرخ ارز داخلي خواهد بود؛ تركيبي كه مي‌تواند باعث شود افت جهاني طلا با شدت متفاوتي در قيمت‌هاي داخلي منعكس شود.

بیمه ملت