ناترازي گاز، زمستان سرد و راهبردهاي مقابله با بحران
براساس اعلام مقامات مسوول صنعت گاز كشور و متعاقب آن كليت اقتصاد ايران در زمستان امسال با معضل كمبود و ناترازي گاز روبهرو است.
براساس اعلام مقامات مسوول صنعت گاز كشور و متعاقب آن كليت اقتصاد ايران در زمستان امسال با معضل كمبود و ناترازي گاز روبهرو است. در چنين شرايطي يافتن پاسخي براي اين پرسش كه براي مقابله با اين بحران چه بايد كرد؟ حايز اهميت است. صنعت گاز ايران اين روزها در وضعيت حساسي قرار گرفته كه ميتوان آن را «بحران ناترازي» ناميد. واقعيت اين است كه اين صنعت نيازمند تزريق جدي سرمايه براي بهروزرساني زيرساختها، به ويژه در بخش فشارافزايي و بهبود فرآيند استخراج است. متاسفانه طي سالهاي اخير، به دليل عدم سرمايهگذاري كافي و بينتيجه ماندن برخي پروژههاي بينالمللي (ازجمله تعاملاتي كه با طرفهاي چيني برنامهريزي شده بود)فرصتهاي طلايي براي تقويت توليد از دست رفته است.
از ناترازي ۲۰۰ تا ۴۰۰ ميليون مترمكعبي: بررسيهاي آماري نشان ميدهد كه ما سال گذشته با ناترازي حدود ۲۰۰ ميليون مترمكعبي مواجه بوديم كه امسال باتوجه به كاهش توليد و تشديد شرايط، اين رقم به بيش از ۴۰۰ ميليون مترمكعب در روز رسيده است. اگرچه كارشناسان و مسوولان وزارت نفت معتقدند امكان بازگشت بخشي از اين ناترازي به شبكه وجود دارد، اما محدوديتهاي موجود در ميدان عمل، نويدبخش زمستان سادهاي نيست. اين ناترازي تنها محدود به بخش گاز نيست، بلكه دومينوي بحران را به حوزه برق نيز كشانده است. نيروگاههاي حرارتي به عنوان بزرگترين مصرفكنندگان گاز در كشور، در صورت عدم تامين سوخت، مستقيما تحتتاثير قرار ميگيرند. اگرچه مصرف خانگي در پيكهاي تابستان و زمستان، بار اصلي را بر دوش شبكه برق و گاز ميگذارد، اما تاثيرگذاري بحرانِ گاز بر توليد برق نيروگاهي، ريسك خاموشيها را بهشدت افزايش داده است. درس گرفتن از تجارب جهاني: براي عبور از اين وضعيت، نيازمند تغيير نگاه به مديريت انرژي هستيم. نخستين گام، درس گرفتن از راهكارهاي كشورهاي اروپايي در بحران انرژي است كه با تدابير كنترلي و تغيير الگوي مصرف، توانستند از شرايط مشابه عبور كنند. در ايران نيز دولت بايد با تقويت سازمانهاي متولي و اجرايي، بسترهاي لازم را براي بهينهسازي مصرف فراهم كند. تامين سوخت مايع (گازوييل) براي نيروگاهها در فصل زمستان بايد در اولويت باشد تا كمبود گاز، به بحران برق تبديل نشود. با اين حال، راهكار پايدار، تنها در «بهينهسازي مصرف» نهفته است. دولت بايد با مشاركت بخش خصوصي، پروژههاي بهينهسازي را در صنايع، نيروگاهها و بخش خانگي با سرعت حداكثري عملياتي كند. هر چه مصرفكنندگان نهايي به سمت تجهيزات كممصرف و بهينهسازي حركتي كنند، فشار از روي شبكه توليد برداشته خواهد شد. خداحافظي با مدلهاي سنتي: يكي از چالشهاي بزرگ ما، «اقتصاد معيوب انرژي» است. قيمتگذاري دستوري فعلي، انگيزههاي لازم را براي سرمايهگذاري بخش خصوصي در صنعت گاز از بين برده است. مادامي كه قيمت واقعي انرژي در محاسبات لحاظ نشود، بخش خصوصي تمايلي به ورود به اين حوزه نخواهد داشت. علاوه بر اين، بايد سياستهاي خاص را كه در دولتهاي گذشته اجرايي شده بود را كنار بگذاريم. اين الگوي توسعه كه در همه جاي كشور، هم شبكه گاز و هم شبكه برق احداث كنيم، كارشناسي نيست. در بسياري از روستاهاي كشور شاهد هستيم كه موازيكاري صورت گرفته و هر دو زيرساخت با هزينههاي گزاف ايجاد شدهاند، درحالي كه در دنيا اين مدل توسعه منسوخ شده است. بايد سياستگذاريها به سمتي برود كه انتخاب مصرفكننده يا سوخت گاز باشد يا برق؛ نه اينكه هزينههاي مضاعف به شبكه تحميل شود. درنهايت، ما نيازمند يك مديريت هوشمندانه در حوزه تجارت گاز هستيم. ايران با قرار گرفتن در جغرافياي انرژي، بايد با محوريت بخش خصوصي، به سمت تبادلات گازي و مديريت منابع حركت كند. اصلاح قيمتها، اگرچه تصميم سختي است، اما يكي از ابزارهاي كنترلي براي مديريت تقاضاست كه ميتواند در بلندمدت، مصرف را بهينه و ناترازي را كاهش دهد. كشور براي عبور از اين پيچ تاريخي، نيازمند «اصلاحات ساختاري» است. تداوم رويههاي فعلي، جز عميقتر كردن بحران نتيجهاي نخواهد داشت. زمان آن رسيده كه با جسارت، سياستهاي ناكارآمد گذشته را بازبيني و با تكيه بر ظرفيت بخش خصوصي و دانش فني، سكان انرژي كشور را به سمت پايداري هدايت كنيم.