بورس درگير هيجانات

۱۴۰۵/۰۷/۲۱ - ۰۲:۱۳:۳۸
کد خبر: ۴۰۶۸۷۰

يكي از مهم‌ترين معيارها براي ارزيابي وضعيت بازار سرمايه، بررسي عملكرد عملياتي شركت‌ها و ميزان تغييرات توليد و فروش آنهاست. بر اساس آمار ارايه‌ شده، مجموع فروش شركت‌ها در تابستان امسال نسبت به تابستان سال گذشته حدود ۱۳۰ درصد افزايش‌يافته است.

بهمن فلاح

يكي از مهم‌ترين معيارها براي ارزيابي وضعيت بازار سرمايه، بررسي عملكرد عملياتي شركت‌ها و ميزان تغييرات توليد و فروش آنهاست. بر اساس آمار ارايه‌ شده، مجموع فروش شركت‌ها در تابستان امسال نسبت به تابستان سال گذشته حدود ۱۳۰ درصد افزايش‌يافته است. همچنين ميانگين توليد و فروش شركت‌ها در شش‌ماهه نخست سال جاري در مقايسه با دوره مشابه سال گذشته، رشد ۱۰۵ درصدي را تجربه كرده است. اهميت اين آمار زماني بيشتر مي‌شود كه شرايط فعاليت بنگاه‌هاي اقتصادي در ماه‌هاي گذشته مورد توجه قرار گيرد. شركت‌هاي توليدي در اين مدت با محدوديت‌هاي حوزه انرژي، شرايط ناشي از جنگ و فشارهاي اقتصادي مواجه بوده‌اند؛ با اين‌ حال، آمارهاي ارايه ‌شده از ادامه رشد توليد و فروش حكايت دارد. چنين عملكردي مي‌تواند مبناي مهمي براي ارزيابي وضعيت بنيادي شركت‌هاي بورسي و بررسي ظرفيت سودآوري آنها باشد. البته رشد فروش به ‌تنهايي به معناي افزايش متناسب سودآوري نيست و براي قضاوت دقيق‌تر بايد هزينه‌هاي توليد، نرخ فروش محصولات، حاشيه سود و ساير متغيرهاي مالي شركت‌ها نيز بررسي شود. با اين ‌حال، تداوم رشد عملياتي شركت‌ها در شرايط دشوار اقتصادي، يكي از مولفه‌هايي است كه مي‌تواند در تحليل چشم‌انداز بازار سرمايه مورد توجه قرار گيرد. ارزش دلاري بازار سرمايه يكي ديگر از معيارهايي است كه براي سنجش ميزان ارزندگي بورس مورد استفاده قرار مي‌گيرد. بر اساس اطلاعات مطرح ‌شده، ارزش دلاري بازار در تاريخ ۱۹ مهر ۱۴۰۵ حدود ۱۰۰ ميليارد دلار برآورد شده است؛ رقمي كه به گفته اين كارشناس، از ارزش دلاري بازار در سال ۱۳۹۹ و همچنين ارديبهشت ۱۴۰۲ پايين‌تر است. اين مقايسه از آن‌ جهت اهميت دارد كه ارزش بازار سهام در كنار نرخ ارز و تغييرات سطح عمومي قيمت‌ها، تصويري متفاوت از وضعيت بورس نسبت به شاخص‌هاي اسمي ارايه مي‌دهد. در شرايطي كه ارزش اسمي بسياري از دارايي‌ها و قيمت كالاها در اقتصاد افزايش پيدا كرده است، بررسي ارزش دلاري بازار مي‌تواند به ارزيابي جايگاه فعلي بورس در مقايسه با دوره‌هاي گذشته كمك كند. 

 با اين‌ حال، ارزش دلاري پايين‌تر به ‌تنهايي براي نتيجه‌گيري درباره ارزندگي تمام سهم‌ها كافي نيست. تركيب صنايع، وضعيت سودآوري شركت‌ها، تغييرات نرخ ارز، ريسك‌هاي سياسي و شرايط اقتصاد كلان نيز بايد در كنار اين شاخص بررسي شوند. از اين منظر، ارزش دلاري بازار زماني مي‌تواند تصوير دقيق‌تري ارايه دهد كه با متغيرهاي بنيادي و عملكرد واقعي شركت‌ها همراه شود. نسبت‌هاي مالي از ديگر معيارهاي موردتوجه در ارزيابي بازار سرمايه هستند. نسبت قيمت به فروش يا P/S و نسبت قيمت به سود يا P/E، از جمله شاخص‌هايي هستند كه سرمايه‌گذاران براي بررسي وضعيت ارزش‌گذاري شركت‌ها و بازار به آنها توجه مي‌كنند. با انتشار گزارش‌هاي عملكرد بهار و تابستان شركت‌ها و مشخص‌شدن ميزان رشد فروش و سودآوري، امكان تعديل نسبت‌هاي ارزش‌گذاري بازار وجود دارد. در اين ارزيابي، نسبت قيمت به فروش بازار كه در حال حاضر بالاتر از دو واحد عنوان شده، مي‌تواند با انعكاس رشد فروش شركت‌ها به زير دو واحد برسد. همچنين نسبت قيمت به سود بازار نيز، با فرض تحقق برآوردهاي مطرح‌ شده، ظرفيت تعديل به محدوده كمتر از هفت واحد را خواهد داشت. البته تحقق چنين تغييراتي به ارقام نهايي صورت‌هاي مالي و ميزان رشد واقعي سود شركت‌ها بستگي دارد. افزايش فروش لزوما به افزايش هم‌اندازه سود منجر نمي‌شود و تغييرات هزينه‌هاي توليد، نرخ ارز، قيمت مواد اوليه و ساير عوامل عملياتي مي‌توانند بر نتيجه نهايي اثر بگذارند. به همين دليل، گزارش‌هاي شش‌ ماهه شركت‌ها از اهميت ويژه‌اي برخوردارند و مي‌توانند تصوير روشن‌تري از وضعيت سودآوري بنگاه‌هاي بورسي ارايه كنند.
از سوي ديگر، افزايش نرخ ارز مبادله‌اي و رسيدن آن به محدوده ۱۸۰ هزار تومان، در كنار رشد توليد و فروش شركت‌ها طي ماه‌هاي تير، مرداد و شهريور، از جمله متغيرهايي است كه در ارزيابي درآمد شركت‌هاي وابسته به نرخ ارز مورد توجه قرار مي‌گيرد. اثر اين تغييرات البته در صنايع مختلف يكسان نيست و بايد متناسب با ساختار درآمدي و هزينه‌اي هر شركت بررسي شود.
افزايش ميانگين ارزش معاملات روزانه به بيش از ۴۰ هزار ميليارد تومان، از ديگر نشانه‌هايي است كه در ارزيابي شرايط فعلي بازار سرمايه مطرح مي‌شود. بالا بودن ارزش معاملات مي‌تواند بيانگر افزايش تحرك نقدينگي و مشاركت فعال‌تر معامله‌گران باشد؛ هرچند براي تشخيص كيفيت اين رونق، بررسي جريان ورود و خروج پول و ميزان پايداري تقاضا نيز ضروري است.
در همين حال، استقبال سرمايه‌گذاران از عرضه‌هاي اوليه و مشاركت بيش از يك ميليون كد معاملاتي در اين عرضه‌ها، از وجود تقاضا براي بخشي از فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري بازار حكايت دارد. جذابيت عرضه‌هاي اوليه را مي‌توان يكي از عوامل جلب ‌توجه سرمايه‌گذاران دانست، اما ارزيابي دقيق آنها همچنان به قيمت عرضه، ارزش‌گذاري شركت، وضعيت مالي و چشم‌انداز سودآوري هر بنگاه وابسته است. در كنار اين عوامل، وضعيت بازارهاي موازي نيز بر تصميم سرمايه‌گذاران اثرگذار است. بر اساس ارزيابي مطرح ‌شده، بازارهاي طلا، ارز و كالا پس از رشدهاي اخير با محدوديت‌هايي از نظر جذابيت خريد مواجه شده‌اند و در برخي بخش‌ها نگراني درباره شكل‌گيري حباب قيمتي وجود دارد. چنين شرايطي مي‌تواند بر مقايسه بازدهي و ريسك بازارهاي مختلف اثر بگذارد و توجه بخشي از سرمايه‌گذاران را به بازار سهام معطوف كند. همچنين در نيمه دوم سال، احتمال افزايش نرخ فروش محصولات در برخي شركت‌هاي توليدي مي‌تواند بر درآمد آنها اثر بگذارد. با اين‌ حال، ميزان اثرگذاري اين عامل به مجوزهاي افزايش نرخ، وضعيت تقاضا، هزينه‌هاي توليد و شرايط هر صنعت بستگي دارد و نمي‌توان آن را به‌صورت يكسان به تمام شركت‌هاي بورسي تعميم داد. با وجود مولفه‌هاي بنيادي مطرح ‌شده، معاملات بورس همچنان از اخبار سياسي و اقتصادي تاثير مي‌پذيرد. انتشار خبرها و شايعات مربوط به طرح استيضاح وزير اقتصاد، از جمله عواملي بود كه به گفته اين كارشناس، در معاملات اخير بر رفتار معامله‌گران اثر گذاشت و موجب افزايش هيجان منفي در بخشي از بازار شد. در چنين شرايطي، دامنه نوسان سه‌ درصدي مي‌تواند بر نحوه بروز هيجان در معاملات اثر بگذارد. زماني كه اخبار منفي با افزايش عرضه همراه مي‌شود، محدوديت دامنه نوسان ممكن است به شكل‌گيري صف‌هاي فروش منجر شود؛ همان‌طور كه در جريان معاملات اخير، برخي نمادها از صف خريد به صف فروش منتقل شدند و در ادامه، تغيير جهت تقاضا موجب بازگشت تعدادي از آنها به صف خريد شد. اين رفت‌وبرگشت‌ها نشان مي‌دهد كه در كنار عوامل بنيادي، انتظارات كوتاه‌مدت و واكنش‌هاي هيجاني نيز در تعيين مسير معاملات نقش دارند. چرخش سريع نقدينگي ميان صنايع و تغيير وضعيت صف‌هاي خريدوفروش، ضرورت تفكيك تصميم‌هاي مبتني بر تحليل از واكنش‌هاي لحظه‌اي به اخبار را برجسته مي‌كند. از اين منظر، ثبات در سياستگذاري اقتصادي و پرهيز از ايجاد ابهام در فضاي تصميم‌گيري، براي بازاري كه به اعتماد سرمايه‌گذاران وابسته است، اهميت دارد. اخبار مربوط به تغييرات مديريتي و تحولات سياسي، به‌ويژه زماني كه با ابهام درباره سياست‌هاي اقتصادي همراه مي‌شود، مي‌تواند بر انتظارات فعالان بازار اثر بگذارد؛ حتي اگر در كوتاه‌مدت تغييري در عملكرد عملياتي شركت‌ها ايجاد نشده باشد. 

بیمه ملت