فرصت صادراتي در حصر
با نزديك شدن به روز ملي صادرات، توجه به بازارهاي پيراموني و ظرفيتهاي موجود براي توسعه صادرات غيرنفتي بيش از گذشته اهميت پيدا كرده است.
تعادل – گروه تجارت |
با نزديك شدن به روز ملي صادرات، توجه به بازارهاي پيراموني و ظرفيتهاي موجود براي توسعه صادرات غيرنفتي بيش از گذشته اهميت پيدا كرده است. در اين ميان، روسيه به عنوان يكي از بازارهاي بزرگ و همسايه ايران، در كنار دسترسي به درياي خزر و قرار گرفتن در مسير كريدور شمال-جنوب، ظرفيت قابلتوجهي براي توسعه صادرات ايران دارد؛ بازاري كه با وجود رشد تجارت دو كشور، همچنان سهم ايران از آن با ظرفيتهاي موجود فاصله زيادي دارد. در كنار چالشهاي زيرساختي و حمل و نقل، نحوه جابهجايي و تسويه پول نيز همچنان يكي از موانع پيش روي صادركنندگان است. كامبيز ميركريمي، عضو اتاق بازرگاني مشترك ايران و روسيه، در گفتوگو با «تعادل» با اشاره به ظرفيتهاي موجود در بازار روسيه، معتقد است ايران در صورت رفع موانع زيرساختي و تسهيل فرآيندهاي تجاري ميتواند سهم بيشتري از اين بازار به دست آورد. او همچنين بر ضرورت سرمايهگذاري در زيرساختهاي حملونقل، توسعه ناوگان و كاهش موانع داخلي تأكيد دارد.
بازار روسيه چه ظرفيتي براي صادرات ايران دارد؟
روسيه براي ايران اهميت بسيار زيادي دارد. ما محصولاتي را به اين كشور صادر ميكنيم كه ارزش افزوده بالايي دارند. اگر فهرست كالاهايي را كه از ايران به اين منطقه صادر ميشود بررسي كنيم، ميبينيم بخش قابلتوجهي از آنها برخلاف صادرات منابع طبيعي و مواد اوليه، كالاهاي مصرفي هستند كه ظرفيت مناسبي براي ايجاد ارزش افزوده در داخل كشور دارند. از سوي ديگر، روسيه يك همسايه بزرگ براي ايران است و دو كشور از مسيرهاي مختلف زميني و دريايي ميتوانند به يكديگر دسترسي داشته باشند. درياي خزر، حملونقل ريلي و همچنين كريدور شمال-جنوب، مجموعهاي از ظرفيتهايي هستند كه ميتوانند به توسعه تجارت ايران و روسيه كمك كنند. با اين حال، مشكل اينجاست كه متناسب با اين ظرفيتها، سرمايهگذاري كافي در زيرساختها انجام نشده است.
با وجود اين مشكلات، صادرات ايران به روسيه در سالهاي اخير رشد كرده است؟
بله. اتفاقا رشد صادرات نشان ميدهد كه تقاضا براي توسعه اين مسير وجود دارد. از زمان اجراي موافقتنامه تجارت آزاد، صادرات ايران به روسيه رشد قابلتوجهي داشته است. از صادرات 260 ميليون دلاري كه به روسيه داشتيم، از سال گذشته از حدود 1.4 ميليارد دلار گزارش شده و امسال ممكن است به بيش از 1.7 ميليارد دلار برسد.
اين رشد نشان ميدهد نياز لجستيكي بسيار بالايي براي انتقال كالا ميان دو كشور شكل گرفته است. از طرف ديگر، منطقه بسيار گسترده است و با توسعه كريدور شمال-جنوب و افزايش حجم كالاهاي ترانزيتي، فشار بيشتري بر زيرساختهاي حملونقل وارد شده است. بنابراين اگر قرار باشد صادرات و ترانزيت در اين مسير باز هم افزايش پيدا كند، زيرساختها بايد متناسب با اين رشد توسعه پيدا كنند.
به نظر شما مهمترين زيرساخت موردنياز در اين مسير چيست؟
بخشي از اين موضوع به حملونقل برميگردد. در سالهاي گذشته محدوديتهايي وجود داشت كه امروز تا حد زيادي برطرف شده است. براي نمونه، كاميونهاي ايراني در گذشته نميتوانستند بهراحتي از مرزهاي جنوبي وارد بخشهايي از روسيه شوند و كشتيهاي ايراني نيز با محدوديتهايي براي پهلوگيري در بنادر روسيه مواجه بودند. امروز شرايط تغيير كرده است. نهتنها امكان پهلوگيري كشتيهاي ايراني فراهم شده، بلكه حتي يك بندر در روسيه نيز توسط طرف ايراني خريداري و در آن سرمايهگذاري شده است. بنابراين شرايط امروز با گذشته قابل مقايسه نيست. اما اگر قرار است تجارت بيش از اين توسعه پيدا كند، بايد زيرساختهاي متناسب با آن نيز ايجاد شود.
بازار روسيه تا چه اندازه براي صادركنندگان ايراني جذاب است؟
بازار روسيه بهتنهايي بازاري بسيار بزرگ است و بر اساس برآوردهاي مطرحشده، از حدود 270 دلار تا 320 ميليارد دلار ظرفيت دارد. سهم فعلي ايران از اين بازار با ظرفيتهاي موجود فاصله زيادي دارد.
البته فقط مساله حملونقل مطرح نيست. امروز بخش بانكي نيز يكي از موضوعات مهم است. ارتباطات بانكي ايران و روسيه در سالهاي اخير توسعه پيدا كرده و با وجود محدوديت سوئيفت، مسيرهاي ارتباطي داخلي ميان دو كشور ايجاد شده است. حتي در زمينه اتصال شبكههاي كارت بانكي نيز اقداماتي انجام شده و بخشي از مراحل آن به اجرا رسيده و مراحل بعدي نيز در حال پيگيري است.
با اين حال، هنوز همه صادركنندگان از اين ظرفيت استفاده نميكنند. برخي صادركنندگان به دليل نگرانيهاي مربوط به نقلوانتقال پول و تسويه حساب، ترجيح ميدهند حساب خود را در كشور ديگري معرفي كنند. در نتيجه، پولي كه ميتوانست در شبكه بانكي رسمي دو كشور گردش كند، از اين مسير خارج ميشود.
يعني بخشي از مشكل به داخل كشور بازميگردد؟
بله. روابط ميان ايران و روسيه در بسياري از حوزهها در حال توسعه است و دو كشور اقدامات لازم را براي گسترش همكاري انجام ميدهند، اما بخشي از مشكلات به سازوكارهاي داخلي ايران مربوط ميشود. ما بايد بتوانيم از ظرفيت موافقتنامه تجارت آزاد ايران و اتحاديه اقتصادي اوراسيا استفاده بيشتري كنيم. اگر قرار است اين توافق به افزايش تجارت منجر شود، بايد موانع داخلي نيز همزمان برطرف شوند.
باوجود برقراري روابط بانكي ايران و روسيه مشكل جابهجايي و تسويه حساب پول براي صادركنندگان همچنان پابرجاست، ريشه اين مشكل كجاست؟
يكي ديگر از موانع توسعه تجارت ايران و روسيه، به موضوع جابهجايي پول و استفاده از شبكه بانكي بر ميگردد؛ اگر فرض كنيم مشكلات زيرساختي حملونقل برطرف شود، باز هم يك مساله مهم باقي ميماند و آن، نحوه تسويه و جابهجايي وجوه ميان دو كشور است. امروز ارتباطات بانكي ميان ايران و روسيه برقرار شده و حتي در زمينه اتصال شبكههاي پرداخت كارتي دو كشور نيز اقداماتي انجام شده است. با اين حال، مساله اينجاست كه اين ظرفيتها هنوز به اندازه كافي مورد استفاده فعالان اقتصادي قرار نميگيرد.
هنوز خيلي از صادركنندهها ترجيح ميدهند به جاي اينكه با شبكه بانكي تسويه كنند، به دليل نگراني از تبديل ارز، حساب خود را در كشور ديگري معرفي كنند. اين موضوع باعث ميشود پولي كه ميتوانست در شبكه بانكي رسمي دو كشور گردش كند، از مسير ديگري جابهجا شود و عملاً ظرفيت ايجادشده در روابط بانكي ايران و روسيه بهطور كامل مورد استفاده قرار نگيرد.
بخشي از اين مساله به روابط بانكي دو كشور مربوط نيست، بلكه به اصلاحات داخلي بازميگردد. ايران و روسيه اقداماتي را كه بايد براي برقراري ارتباطات بانكي و تسهيل تجارت انجام ميدادند، تا حدي انجام دادهاند و اكنون لازم است موانع داخلي نيز برطرف شود. براي استفاده واقعي از ظرفيت موافقتنامه تجارت آزاد ايران و اتحاديه اقتصادي اوراسيا، بايد سازوكارهاي داخلي تسهيل تجارت نيز اصلاح شود؛ چراكه صرف ايجاد كانال بانكي يا امكان جابهجايي پول، بدون رفع مشكلات مربوط به ارز و فرآيندهاي داخلي، الزاماً به افزايش استفاده تجار از شبكه رسمي منجر نميشود.
به نظرتان در مجموع چه عواملي مانع استفاده كامل از ظرفيت بنادر درياي خزر شده است؟
يكي از مشكلاتي كه در سالهاي گذشته وجود داشت، استفاده نشدن از ظرفيت كامل بنادر درياي خزر بود. مجموع ظرفيت بنادر شمالي كشور حدود ۳۰ ميليون تن در سال است، اما در سالهاي گذشته ميزان استفاده از اين ظرفيت بهمراتب پايينتر و حتي كمتر از ۱۰ ميليون تن بوده است. دلايل مختلفي از جمله محدوديت ناوگان و كمبود كشتي، دست به دست هم داده بود تا اين ظرفيت به شكل مطلوب مورد استفاده قرار نگيرد. اكنون شرايط تغيير كرده و افزايش تجارت و ترانزيت باعث شده فشار بيشتري بر اين زيرساختها وارد شود. از اين رو، در شرايط فعلي زمان مناسبي براي سرمايهگذاري در بنادر و زيرساختهاي حملونقل شمال كشور است.
با توجه به تحولات اخير منطقه و افزايش توجه به مسيرهاي جايگزين آيا ميتوان از اين شرايط براي تقويت كريدور شمالي و توسعه روابط تجاري با روسيه بهره برد؟
امسال به دليل بسته شدن تنگه هرمز و مشكلاتي كه در خليج فارس به وجود آمد، توجه دنيا به اين بازار بسيار بيشتر شده است. افزايش توجه به مسيرهاي جايگزين و ظرفيتهاي موجود در شمال كشور، ضرورت تمركز بيشتر دولت بر توسعه زيرساختهاي اين منطقه را دوچندان كرده است. اما بخش قابلتوجهي از سرمايهگذاري موردنياز در حوزه حملونقل، بهويژه در زيرساختها، نيازمند حمايت و سرمايهگذاري دولتي است. در كنار آن، بخش خصوصي نيز در حوزه حملونقل فعال است و بايد امكان توسعه و نوسازي ناوگان براي آن فراهم شود. البته با توجه به افزايش نرخهاي حملونقل و نياز به توسعه ناوگان، فعالان بخش حملونقل خواستار تسهيل واردات كاميونهاي نو هستند. همچنين در حوزه تانكرها و ساير تجهيزات حملونقل نيز به تنوع و توسعه ناوگان نياز وجود دارد تا بتوان از ظرفيت ايجادشده در تجارت با روسيه استفاده كرد.
در بخش حملونقل، چه اقداماتي بايد انجام شود؟
حملونقل خصوصي ما ظرفيت خوبي دارد، اما با افزايش تقاضا، نرخها نيز بالا رفته است. فعالان اين بخش درخواستهايي براي واردات كاميونهاي نو دارند و بايد امكان نوسازي ناوگان و واردات كاميون با شرايط مناسب فراهم شود.
در كنار كاميون، به تنوع در ناوگان و تجهيزات حملونقل، از جمله تانكرها، نيز نياز داريم. اگر ميخواهيم از ظرفيت بازار روسيه استفاده كنيم، بايد ناوگان حملونقل متناسب با نوع كالاهاي صادراتي توسعه پيدا كند. از سوي ديگر، ظرفيت بنادر شمالي كشور نيز هنوز بهطور كامل مورد استفاده قرار نگرفته است. بنادر ايران در درياي خزر در مجموع ظرفيت قابلتوجهي دارند، اما در سالهاي گذشته ميزان استفاده از اين ظرفيت بسيار پايينتر از توان اسمي آنها بوده است. اكنون شرايط تغيير كرده و فشار بيشتري بر اين بنادر وارد ميشود. بنابراين به اعتقاد من، الان زمان سرمايهگذاري جدي روي زيرساختهاي حملونقل شمال كشور است.
اگر مشكلات زيرساختي حل شود، آيا توليدات ايراني توان رقابت و حضور گستردهتر در بازار روسيه را دارند؟
به نظر من ظرفيت وجود دارد، اما رفع مشكل زيرساختي بهتنهايي كافي نيست. موضوع پرداختها، فرآيندهاي بانكي و همچنين مقررات داخلي نيز بايد حل شود. در واقع ما امروز بخشي از مشكلات ارتباط تجاري با روسيه را حل كردهايم، اما براي استفاده كامل از اين ظرفيت بايد در داخل كشور نيز اصلاحاتي انجام شود.
در پايان، اگر نكتهاي باقي مانده كه در اين گفتوگو به آن اشاره نشده، بفرماييد.
موضوع مهم ديگري كه بايد به آن توجه كرد، مساله تسهيل تجارت است. سامانههايي كه براي تجارت ايجاد ميشوند، در اصل بايد با هدف آسانسازي فرآيندها، كاهش بروكراسي و كنترل هوشمند فعاليت تجار باشند؛ نه اينكه خودشان به يك مانع جديد تبديل شوند.
قرار بوده سامانههاي مختلف تا حد امكان موازي نباشند و فرآيندها در يك سامانه متمركز و با حداقل بروكراسي انجام شود. وقتي فعال اقتصادي از يك طرف با مقررات و محدوديتهاي بينالمللي مواجه است، طبيعي است كه انتظار داشته باشد فرآيندهاي داخلي تا حد ممكن ساده و روان باشند. بخشي از سختگيريهايي كه امروز فعالان اقتصادي با آن مواجه هستند، به مقررات داخلي، مسائل مربوط به تعهدات ارزي و نحوه رفع آنها و همچنين سازوكارهاي متعدد اداري بازميگردد.
به همين دليل، در كنار توسعه زيرساختهاي حملونقل و بانكي، بايد تسهيل فرآيندهاي داخلي تجارت نيز در دستور كار قرار گيرد. اگر اين اتفاق بيفتد، ميتوانيم از ظرفيت ايجادشده در روابط تجاري با روسيه و اتحاديه اقتصادي اوراسيا استفاده بسيار بيشتري كنيم.