روايت يك بحران مديريتي در تهران

وقتي جاذبه هست اما گردشگر نيست

۱۴۰۵/۰۷/۱۶ - ۰۱:۲۰:۵۳
کد خبر: ۴۰۶۲۴۶

تهران؛ شهري با انبوهي از ظرفيت‌هاي گردشگري كه هنوز نتوانسته است ميان داشته‌هاي خود و شهروندانش پيوندي پايدار ايجاد كند.

تهران؛ شهري با انبوهي از ظرفيت‌هاي گردشگري كه هنوز نتوانسته است ميان داشته‌هاي خود و شهروندانش پيوندي پايدار ايجاد كند. اظهارات تازه سيداحمد علوي، رييس كميته گردشگري و ميراث فرهنگي شوراي اسلامي شهر تهران، بار ديگر يك مساله قديمي را به مركز توجه آورده است: مشكل گردشگري پايتخت الزاماً كمبود جاذبه، مجموعه تفريحي يا حتي زيرساخت نيست؛ مساله اصلي، پراكندگي در سياست‌گذاري، تعدد متوليان و ناتواني در معرفي و بهره‌برداري منسجم از ظرفيت‌هاي موجود است.علوي در گفت‌وگو با مهر، صراحتاً مي‌گويد: مساله اصلي گردشگري تهران لزوماً كمبود زيرساخت نيست، بلكه مردم بسياري از ظرفيت‌هاي گردشگري موجود در شهر را نمي‌شناسند و ميان مجموعه‌هاي مختلف گردشگري، ميراثي و تفريحي نيز هماهنگي و سياست‌گذاري يكپارچه وجود ندارد.اين گزاره اگرچه مي‌تواند تصويري واقعي از بخشي از مشكلات گردشگري تهران ارايه دهد، اما در عين حال يك پرسش اساسي را پيش مي‌كشد: اگر مساله اصلي طي سال‌هاي گذشته شناخته شده بوده، چرا هنوز ساختار مديريت گردشگري تهران تا اين اندازه پراكنده است و چرا شهروندان همچنان با بخش قابل توجهي از ظرفيت‌هاي گردشگري شهر خود بيگانه‌اند؟

 

  مساله تهران؛ ضعف حكمراني است

تهران از نظر تنوع ظرفيت‌هاي تاريخي، فرهنگي، تفريحي و شهري، دست خالي نيست. از كاخ‌ها، موزه‌ها و بناهاي تاريخي گرفته تا بوستان‌ها، مجموعه‌هاي تفريحي، شهربازي‌ها و مسيرهاي هويتي، طيف گسترده‌اي از ظرفيت‌ها در پايتخت وجود دارد. با اين حال، وجود ظرفيت به‌تنهايي به معناي شكل‌گيري صنعت گردشگري نيست.علوي در تشريح بررسي‌هاي كميته گردشگري و ميراث فرهنگي شورا مي‌گويد: در حوزه گردشگري، ميراث فرهنگي و حتي زيرساخت‌هايي مانند هتل‌ها، نوعي پراكندگي در تصميم‌گيري و سياست‌گذاري وجود دارد.همين نكته، نقطه اصلي نقد وضعيت موجود است. در يك نظام مديريت شهري كارآمد، گردشگري نبايد مجموعه‌اي از پروژه‌هاي منفرد باشد كه هركدام توسط يك سازمان و با منطق متفاوت اداره شوند. گردشگري زماني مي‌تواند به يك حوزه اثرگذار اقتصادي و اجتماعي تبديل شود كه حمل‌ونقل، ميراث فرهنگي، اوقات فراغت، تبليغات شهري، فضاهاي عمومي، رويدادها و خدمات اقامتي در يك زنجيره واحد ديده شوند، مشكل تهران اين است كه اين زنجيره هنوز به شكل كامل شكل نگرفته است.

 

  افزايش بودجه؛

 نشانه موفقيت يا صرفاً افزايش هزينه؟

يكي از مهم‌ترين ارقام مطرح‌شده از سوي علوي، رشد بودجه تورهاي گردشگري و اتوبوس‌هاي گردشگري است. او مي‌گويد: زماني كه وارد شورا شديم، بودجه تورهاي گردشگري و اتوبوس‌هاي گردشگري حدود چهار ميليارد تومان بود، اما امروز اين رقم به بيش از ۳۰۰ ميليارد تومان رسيده است.

اين افزايش در نگاه اول چشمگير است؛ اما از منظر تحليلي، افزايش بودجه به‌تنهايي نمي‌تواند معادل توسعه گردشگري تلقي شود. پرسش مهم‌تر اين است كه اين منابع چه ميزان گردشگر واقعي ايجاد كرده‌اند؟ چند شهروند جديد با جاذبه‌هاي تهران آشنا شده‌اند؟ ميزان استفاده از ظرفيت‌هاي تاريخي و تفريحي شهر چقدر افزايش يافته و بازدهي اقتصادي اين هزينه‌ها چه بوده است؟

علوي توضيح مي‌دهد: اين افزايش بودجه متناسب با تورم و جمعيت شهر تهران انجام شده و معتقديم اگر شركت گردشگري برنامه مناسب و قابل دفاعي ارايه كند و اين برنامه در بودجه شهر قرار بگيرد، امكان افزايش بيشتر اعتبارات اين حوزه نيز وجود دارد.

اما همين جمله نشان مي‌دهد كه بحث اصلي نبايد صرفاً «چقدر بودجه» باشد، بلكه بايد «بودجه براي چه خروجي مشخصي» هزينه شود. گردشگري تهران براي عبور از وضعيت فعلي، بيش از آنكه به افزايش خطي اعتبارات نياز داشته باشد، به نظام ارزيابي عملكرد، شاخص‌هاي روشن و برنامه‌اي براي تبديل هزينه عمومي به تقاضاي گردشگري نياز دارد.

 

  شركت گردشگري؛ راه‌حل پراكندگي يا ايجاد يك لايه مديريتي جديد؟

علوي مي‌گويد ايجاد ساختار يكپارچه براي سياست‌گذاري گردشگري حدود ۱۵ سال در شهرداري تهران مطرح بوده و حدود پنج سال از اين مسير در دوره فعلي شورا دنبال شد و در نهايت توانستيم تأسيس شركت گردشگري را به تصويب برسانيم. اين تصميم مي‌تواند گامي براي حل مشكل پراكندگي باشد، اما خود به‌تنهايي تضمين‌كننده يكپارچگي نيست. تجربه مديريت شهري نشان داده است كه افزودن يك سازمان يا شركت جديد، اگر همراه با تعيين دقيق اختيارات و حذف موازي‌كاري‌هاي قبلي نباشد، ممكن است به جاي حل مساله، يك لايه جديد به ساختار مديريتي اضافه كند.

علوي درباره وضعيت پيشين مي‌گويد: تا پيش از اين، بخش‌هاي مختلفي از حوزه گردشگري و تفريح در اختيار مجموعه‌هاي متفاوت بود؛ براي مثال سياست‌گذاري شهربازي‌ها در اختيار سازمان بوستان‌ها قرار داشت، بخشي از ظرفيت‌ها در سازمان بازنشستگي، بخشي در سازمان فرهنگي و هنري و بخش ديگري نيز در اختيار سازمان زيباسازي بود.

او در ادامه سوال كليدي را مطرح مي‌كند: اين سوال وجود داشت كه چرا مجموعه‌هايي كه بايد در چارچوب اوقات فراغت و گردشگري شهروندان به صورت هماهنگ فعاليت كنند، متوليان و سياست‌گذاري‌هاي جداگانه‌اي داشته باشند.پاسخ به اين سوال، در واقع آزمون اصلي شركت گردشگري تهران خواهد بود. اگر اين شركت صرفاً به متولي ديگري در كنار متوليان قبلي تبديل شود، مساله پابرجا خواهد ماند؛ اما اگر بتواند وظايف پراكنده را به يك سياست واحد متصل كند، مي‌تواند بخشي از خلأ حكمراني گردشگري پايتخت را پر كند.

 

  احياي شهربازي‌ها؛

 بازگشت دارايي‌هاي رهاشده

بخش ديگري از سخنان علوي به زيرساخت‌هايي مربوط است كه به جاي ساخت آنها، سال‌ها پيش ساخته شده اما بلااستفاده مانده‌اند. او مي‌گويد: در اين حوزه تعارض منافع زيادي وجود دارد و طبيعتاً براي ايجاد تغيير و حركت به سمت يك ساختار منسجم، مقاومت‌هايي نيز شكل مي‌گيرد.اين اعتراف، از منظر مديريت شهري مهم‌تر از اعلام پروژه‌هاي جديد است؛ زيرا نشان مي‌دهد مساله تنها كمبود سرمايه يا امكانات نيست و منافع سازماني و مديريتي نيز در تداوم وضعيت موجود نقش دارند.

علوي همچنين مي‌گويد: تلاش كرديم موضوع را متوقف نكنيم و بخشي از زيرساخت‌هاي گردشگري و تفريحي شهر را كه در سال‌هاي گذشته تعطيل يا رها شده بود، دوباره فعال كنيم.او درباره شهربازي بسيج توضيح مي‌دهد: شهربازي بسيج حدود شش سال تعطيل بود. سرمايه‌گذاري انجام شده بود اما مجموعه بسته مانده و رها شده بود. در اين دوره تلاش كرديم اين زيرساخت را دوباره به چرخه فعاليت بازگردانيم.به گفته اين عضو شوراي شهر تهران، در همين دوره، شهربازي مجموعه عباس‌آباد نيز به سرانجام رسيد و علاوه بر آن، براي اضافه شدن شش شهربازي ديگر به شهر تهران برنامه‌ريزي شده است.

اين موارد نشان مي‌دهد كه بخشي از مساله گردشگري تهران نه فقدان سرمايه‌گذاري، بلكه ضعف در بهره‌برداري از سرمايه‌هاي موجود است. با اين حال، موفقيت چنين پروژه‌هايي بايد با ميزان استفاده شهروندان، درآمدزايي، كيفيت خدمات و استمرار فعاليت سنجيده شود، نه صرفاً افتتاح يا بازگشت يك مجموعه به مدار فعاليت.

 

  اتوبوس گردشگري؛ پيوندي ميان شهروند و ميراث شهري

علوي يكي ديگر از محورهاي سياست‌گذاري را توسعه اتوبوس‌هاي گردشگري مي‌داند و مي‌گويد: يكي ديگر از اقداماتي كه دنبال كرديم، افزايش اتوبوس‌هاي گردشگري و تعريف مسيرهاي مشخص براي بازديد از اماكن تاريخي، ميراثي و هويتي تهران است.او معتقد است: توسعه اين مسيرها مي‌تواند كمك كند شهروندان شناخت بيشتري نسبت به ظرفيت‌هاي تاريخي و گردشگري تهران پيدا كنند و از مجموعه‌هايي كه در شهر وجود دارد، بيشتر استفاده كنند.اين رويكرد از آن جهت اهميت دارد كه گردشگري شهري صرفاً به معناي ساخت جاذبه جديد نيست. گاهي يك شبكه دسترسي مناسب، معرفي حرفه‌اي و امكان تجربه ساده و ارزان مي‌تواند ارزش اقتصادي و اجتماعي يك جاذبه موجود را چند برابر كند.با اين حال، اتوبوس گردشگري نيز زماني اثرگذار است كه در قالب يك شبكه جامع حمل‌ونقل و گردشگري طراحي شود؛ نه به عنوان يك پروژه مستقل. مسير، زمان‌بندي، قيمت، امكان خريد بليت، اتصال به مترو و ساير وسايل حمل‌ونقل عمومي و كيفيت روايتگري مي‌تواند تعيين كند كه اين طرح به يك خدمت عمومي پرمخاطب تبديل شود يا صرفاً يك سرويس محدود باقي بماند.

 

  تهران پيش از ساختن

بايد ظرفيت‌هايش را مديريت كند

در نهايت، مهم‌ترين بخش سخنان رييس كميته گردشگري شوراي شهر، تغيير زاويه نگاه از «ساختن» به «مديريت كردن» است. او تأكيد مي‌كند: هدف ما اين است كه به بهبود حال مردم كمك كنيم و زمينه‌اي فراهم شود تا شهروندان بتوانند از ظرفيت‌هاي گردشگري، تفريحي و تاريخي تهران بيشتر استفاده كنند.

علوي در جمع‌بندي مي‌گويد: رويكرد ما اين است كه در كنار توسعه زيرساخت‌ها، موضوع معرفي ظرفيت‌هاي موجود، دسترسي مردم به اماكن گردشگري و ايجاد هماهنگي ميان مجموعه‌هاي مختلف را نيز دنبال كنيم تا گردشگري تهران از حالت پراكنده خارج شده و سياست‌گذاري منسجم‌تري پيدا كند.اين جمع‌بندي را مي‌توان مهم‌ترين دستوركار پيش‌روي مديريت شهري دانست. تهران الزاماً به فهرست بلندتري از پروژه‌ها نياز ندارد؛ پيش از آن به مديريتي نياز دارد كه بتواند آنچه را تاكنون ساخته شده، به يك تجربه منسجم گردشگري تبديل كند.اگر قرار است بودجه گردشگري از چند ميليارد به صدها ميليارد تومان برسد، بايد در كنار آن شاخص‌هاي روشن عملكرد نيز ارايه شود. اگر قرار است شركت گردشگري ايجاد شود، بايد مشخص شود چه اختياراتي از سازمان‌هاي متعدد به آن منتقل مي‌شود. اگر شهربازي‌ها احيا مي‌شوند، بايد معلوم باشد چه ميزان استفاده و درآمد پايدار ايجاد مي‌كنند. و اگر اتوبوس‌هاي گردشگري توسعه مي‌يابند، بايد نتيجه آن در افزايش دسترسي و شناخت شهروندان قابل اندازه‌گيري باشد.

مساله امروز گردشگري تهران بنابراين بيش از آنكه «كمبود جاذبه» باشد، مساله حكمراني، هماهنگي و تبديل ظرفيت به تجربه گردشگري است. تهران پيش از آنكه نيازمند ساختن تهرانِ جديدي براي گردشگران باشد، بايد بتواند تهران موجود را براي شهروندانش قابل كشف‌تر، قابل دسترس‌تر و قابل استفاده‌تر كند.

بیمه ملت