پنلهاي خورشيدي وارداتي با اصالت هستند؟
هزاران كيلومتر دورتر از ايران و در امتداد خط ابريشم، پنلهاي خورشيدي در چين هستند و راه طولاني را تا رسيدن به مقصد نهايي، يعني نيروگاههاي خورشيدي در ايران، انتظار ميكشند؛ روي جعبهها نام سازنده، توان و مجموعهاي از گواهيها ثبت شده، اما براي رسيدن به نيروگاه، اين نوشتهها بهتنهايي كافي نيست و اين محصولات پس از ورود به ايران نيازمند عبور از آزمون و سنجش استانداردهاست.
هزاران كيلومتر دورتر از ايران و در امتداد خط ابريشم، پنلهاي خورشيدي در چين هستند و راه طولاني را تا رسيدن به مقصد نهايي، يعني نيروگاههاي خورشيدي در ايران، انتظار ميكشند؛ روي جعبهها نام سازنده، توان و مجموعهاي از گواهيها ثبت شده، اما براي رسيدن به نيروگاه، اين نوشتهها بهتنهايي كافي نيست و اين محصولات پس از ورود به ايران نيازمند عبور از آزمون و سنجش استانداردهاست. به گزارش ايسنا، پنلهاي خورشيدي وارداتي پيش از ورود به چرخه مصرف، فقط براساس ادعاي سازنده پذيرفته نميشوند؛ اسناد توليد و گواهيهاي محصول بررسي و با مشخصات واقعي پنل تطبيق داده ميشود و نمونهها نيز در فرايندهاي آزمون و ارزيابي، از نظر توان، تابآوري و عملكرد مورد سنجش قرار ميگيرند تا اصالت و كيفيت آنها احراز شود. قرار است پنلهاي خورشيدي يكبار در مبدا ديده و آزموده شوند و پس از ورود به ايران دوباره از ميان محموله نمونهبرداري شود و نتيجه دو آزمون كنار هم قرار بگيرد؛ پرسش ساده است؛ پنلي كه وارد كشور شده، واقعا همان محصولي است كه اسناد همراهش ميگويند؟ محمد دانشپيام - مدير بازرسي فني شركت آزمايشگاههاي صنايع انرژي ايران - در گفتوگو با ايسنا، پاسخ اين پرسش را با جملهاي روشن آغاز ميكند: «پنلهايي كه وارد كشور شدهاند، پنلهاي بينامونشان نيستند كه اصالت نداشته باشند.» اما اثبات همين اصالت، آغاز يك زنجيره طولاني از آزمونهاست؛ زنجيرهاي كه از كارخانه در چين شروع ميشود و تا آزمايشگاه در ايران، شرايط اقليمي محل نصب و حتي شبيهسازي سالهاي پيري يك پنل ادامه پيدا ميكند. چندي پيش «شبكه ملي ارزيابي انطباق نيروگاههاي خورشيدي» با حضور فرزانه انصاري، معاون رييسجمهور و رييس سازمان ملي استاندارد ايران معرفي شد. انصاري در اين مراسم با تاكيد بر توسعه زيرساختهاي ارزيابي انطباق در صنعت انرژيهاي تجديدپذير، از نقش بخش خصوصي در ارتقاي كيفيت و استانداردهاي اين حوزه سخن گفت و اخذ گواهينامههاي بينالمللي از سوي اپيل را ظرفيتي براي توسعه زيرساختهاي ارزيابي انطباق كشور دانسته است. اما «ارزيابي انطباق» در عمل چه معنايي دارد؟ پاسخ دانشپيام، ماجرا را به نقطهاي قبلتر ميبرد؛ به زماني كه قرار بود مشخص شود پنلهايي كه وارد كشور ميشوند، علاوه بر داشتن اسناد استاندارد، واقعاً همان محصولي هستند كه آن اسناد دربارهشان صادر شده است. دانشپيام درباره چگونگي آغاز فعاليت اين شركت در كنار ساتبا ميگويد، موضوع از زماني جدي شد كه پنلهايي با ثبت سفارش و با استفاده از نظر مشاوران و افراد مجرب حوزه خورشيدي وارد كشور ميشدند، اما يك پرسش همچنان باقي بود: آيا اين محصولات از نظر فرآيند استانداردسازي نيز بررسي شدهاند؟ به گفته او، در نخستين گام پنلهاي خورشيدي براساس معيارهاي استاندارد IEC مورد بررسي قرار گرفتند؛ ازجمله دو استاندارد ۶۱۲۱۵ و ۶۱۷۳۰ كه دانشپيام از آنها به عنوان استانداردهاي مرتبط با محصولاتي ياد ميكند كه فرآيندهاي تاييد و آزمون را طي كردهاند. هدف از بررسي تايپتستها نيز همين است؛ محصول براساس الزاماتي كه سازمانهاي بينالمللي استانداردسازي تعيين كردهاند مورد آزمون قرار گيرد، معيارهاي مربوط به آن سنجيده شود و درنهايت محصولي كه وارد چرخه تجاري شده، از اين مسير ارزيابي شده باشد. اما يك گواهي هرقدر هم معتبر باشد، هنوز يك كاغذ است؛ آن سوي ميز، خود پنل قرار دارد. دانشپيام تاكيد كرد كه مرحله بعد دقيقا از همينجا آغاز ميشود؛ بايد بررسي شود سندي كه همراه پنل آمده، واقعا متعلق به همان محصول است يا خير.او اين مساله را صريح مطرح ميكند؛ ممكن است محصولي با اين ادعا وارد شود كه استانداردسازي شده، اما بايد روشن شود «داكيومنت» همراه آن واقعا براي همان محصول صادر شده و با يك سند متعلق به محصول ديگر مواجه نيستيم. به همين دليل، ابتدا آزمايشگاههايي كه فرآيند تاييد يا صدور گواهي را انجام دادهاند مورد اعتبارسنجي قرار ميگيرند؛ اعتبار آنها، استانداردهاي مورد استفاده و ارتباط آن استانداردها با پنل بررسي ميشود تا مشخص شود «تايپتستها» و مدارك همراه محصول برمبناي يك سند رسمي و معتبر صادر شدهاند. به گفته او پس از آن نوبت به خود پنل ميرسد؛ محصول با اسنادش تطبيق داده ميشود و برخي آزمونهايي كه در حوزه «تايپتست» انجام شدهاند، به عنوان تست شاهد دوباره تكرار ميشوند تا انطباق محصول و مدرك اثبات شود. در پايان بايد مشخص شود با يك محصول استانداردسازيشده و داراي «داكيومنت» معتبرروبهرو هستيم. در ادامه همين مسير، طرحي براي يك نشان بوميسازي با همكاري ساتبا دنبال شده است؛ فرآيند اين طرح با مجموعه مربوط در ساتبا هماهنگ شده و قرار است محصول پس از طي فرآيند پيشبينيشده، نشاني با عنوان «IR-RE» دريافت كند. با اين حال او يك نكته را بيان ميكند كه اين طرح هنوز مصوب نشده و آنچه در حال حاضر انجام ميشود، پيادهسازي زيرساختهاي آن است. اينجا ديگر سوال فقط «استاندارد هست يا نيست» نيست؛ سوال اين است كه محصول استاندارد، براي همان جغرافيايي كه قرار است در آن كار كند نيز مناسب هست يا نه. مدير بازرسي فني شركت آزمايشگاههاي صنايع انرژي ايران در توضيح نقش نهادهاي متولي ميگويد: سازمان ملي استاندارد ميتواند به عنوان متولي استاندارد حضور داشته باشد، اما از آنجا كه حوزه فعاليت اين سازمان دامنه عموميتري از ساختارها و تجهيزات را شامل ميشود، حوزه خورشيدي به يك متولي تخصصي نيز نياز دارد. ساتبا به عنوان متولي تخصصي اين حوزه ميتواند زيرساخت مربوط به فرآيند اجباريشدن محصول و نشانهاي بوميسازيشده را پيادهسازي كند. دانشپيام درباره پنلهايي كه تاكنون مورد بررسي قرار گرفتهاند نيز تاكيد ميكند كه اسناد و «داكيومنتهاي» آنها با محصول مقايسه شده است. ميخواهم بگويم پنلهايي كه وارد كشور شدهاند، پنلهايي نيستند كه بينامونشان باشند؛ پنلهايي نيستند كه اصالت نداشته باشند. در اين ميان، يك پرسش ديگر نيز مطرح است: مجموعهاي كه آزمون را انجام ميدهد، خود چه جايگاهي دارد؟ كسي نبايد بتواند بر نتيجه آزمايشها اعمال نظر يا تاثيرگذاري كند و نتيجه بايد دقيقا براساس چارچوب استاندارد ارايه شود؛ بهگونهاي كه مجموعه آزمايشگاهي بتواند از نتيجهاي كه صادر كرده، براساس همان استانداردها دفاع كند. نقش سازمان ملي استاندارد نيز در همين زنجيره قرار ميگيرد؛ دانشپيام در اين باره ميگويد: اين سازمان به عنوان متولي استانداردسازي كشور، فرايند مربوط به اجباريشدن استاندارد در حوزه پنلهاي خورشيدي، اينورترها و ساير ادوات نيروگاههاي خورشيدي را دنبال ميكند تا مردم، نيروگاهداران و بخش خصوصي از محصولي استفاده كنند كه هم الزامات استاندارد داخلي را داشته باشد و هم استانداردهاي بينالمللي در آن رعايت شده باشد. از نگاه دانشپيام، داشتن تجهيزات بهتنهايي براي تبديل شدن به آزمايشگاه مرجع كافي نيست؛ شركتها و آزمايشگاههايي ميتوانند در يك حوزه مشخص فعاليت كنند كه مرجعيت و «اسكوپ» يا دامنه كاري مربوط به همان محصول را داشته باشند. بازرسان فني كه در شركتها حضور پيدا ميكنند بايد متخصص همان حوزه باشند و اين تخصص نيز از مسير گواهينامهها و صلاحيتهايي كه از مراجع داخلي و بينالمللي دريافت شده، قابل ارزيابي است. او ISO/IEC ۱۷۰۲۵ را يكي از گواهينامههاي مورد استفاده براي مرجعيت آزمايشگاه معرفي ميكند كه امكان صدور گزارشهاي آزمون را در چارچوب مربوط فراهم ميكند. يك مرجع خارج از كشور در روسيه و در داخل كشور نيز سازمان ملي استاندارد ازجمله مراجعي هستند كه در اين فرآيند نقش داشتهاند. دانش پيام در ادامه از گواهينامه ISO/IEC ۱۷۰۶۵ براي بخش بازرسي فني نيز نام ميبرد و ميگويد: نوع داخلي آن از سازمان ملي استاندارد و گواهينامه بينالمللي ازNABCB هند دريافت شده است. مجموعه اين گواهينامهها اين امكان را دراختيار شركت قرار ميدهد كه هم آزمون انجام دهد و گزارش ارايه كند و هم فرآيند بازرسي را در چارچوبهاي موردنظر انجام دهد؛ موضوعي كه به گفته او مرجعيت اين مجموعه را براساس گواهينامههاي داخلي و خارجي شكل داده است. اما شايد ملموسترين بخش داستان كنترل پنلهاي وارداتي، جايي باشد كه فاصله جغرافيايي وارد روايت ميشود. دانشپيام ميگويد: بررسي اين پنلها در دو مرحله انجام ميشود؛ يكبار در مبدا و بار ديگر در مقصد. هنگامي كه پنلها در حال ساخت يا آماده حمل هستند، بازرسي فني و آزمون در مبدا انجام ميشود. بازرسان شركت كه در چين مستقر هستند اين فرايند را انجام ميدهند. يكسوي ماجرا، كارخانه است؛ پنل هنوز از چين خارج نشده. سوي ديگر، زماني است كه همان محموله به ايران رسيده و دوباره قرار است خودش را ثابت كند. پس از رسيدن محصول به ايران، نمونهبرداري مجدد انجام ميشود و تست و بازرسي داخل كشور نيز تكرار ميشود. گزارشهاي مبدا و مقصد سپس با يكديگر مقايسه ميشوند؛ نتايجي كه در كارخانه به دست آمده در يك طرف و نتايجي كه پس از ورود محصول به ايران ثبت شده در طرف ديگر قرار ميگيرند. دانشپيام ميگويد: اين فرآيند با شرايط استاندارد تطبيق داده ميشود تا مشخص شود محصول انحرافي از استاندارد دارد يا خير.
بعد از اصالت و اسناد، نوبت به عملكرد ميرسد؛ دانشپيام يكي از مهمترين مشخصههاي پنل را توان خروجي آن ميداند. او مثال ميزند اگر سازنده اعلام كرده باشد يك پنل ۷۰۰ وات توان دارد، همين ادعا در آزمايشگاه بررسي ميشود؛ نور خورشيد بهصورت مصنوعي يا طبيعي به پنل اعمال ميشود، خروجيهاي آن اندازهگيري و نوسانات احتمالي در فرايند توليد انرژي يا توان بررسي ميشود؛ در پايان بايد مشخص شود آيا محصول واقعاً با تواني كه سازنده درباره آن اظهار كرده، منطبق است يا خير. روي ليبل، عدد تغيير نميكند؛ اما در آزمايشگاه ديگر عدد نوشتهشده تعيينكننده نيست؛ اينبار خود پنل بايد توانش را نشان دهد. توان تنها بخشي از ماجراست؛ به گفته دانشپيام يكي ديگر از محورهاي آزمون پنلها، شرايط محيطي و بهرهبرداري است؛ زيرا محصول پس از نصب ممكن است با برف، گرما، اجسام خارجي يا ساير شرايط محيط باز مواجه شود؛ به همين دليل، پنل بايد از نظر مكانيكي تابآوري و استحكام لازم را داشته باشد. او از تگرگ مثال ميزند؛ شرايطي كه ميتواند بر پنل اثر بگذارد. يا مناطقي كه باد شديد دارند و پنل بايد در برابر آن مقاومت كند، خم نشود و شيشه يا فريم آن دچار آسيب نشود؛ اين شرايط در قالب تستهاي شبيهسازيشدهاي كه استاندارد تعريف كرده، مورد بررسي قرار ميگيرند. اما در سرزمين آفتاب، يك تناقض ظاهري نيز وجود دارد؛ همان خورشيدي كه منبع توليد برق است، وقتي دماي پنل را بالا ميبرد ميتواند بخشي از راندمان را كاهش دهد. دانشپيام تأييد ميكند كه گرما يكي از پارامترهايي است كه ميتواند راندمان پنل را پايين بياورد. با اين حال، او موضوع را فقط به كيفيت پنل محدود نميكند؛ بخشي از مساله به طراحي نيروگاه بازميگردد؛ اينكه نيروگاه با چه مدلي طراحي شود، پنل در فصلهاي گرم چگونه با كمترين مخاطرات مواجه شود و نيروگاه در چه موقعيتي قرار گيرد تا راندمان بالاتري حاصل شود. همچنين بايد ديد پنل براي چه لوكيشني طراحي شده است. به گفته دانشپيام بخشي از اين اطلاعات ميتواند از ادعاي سازنده به دستآيد و بخشي ديگر نيز از سوي مجموعههاي تخصصي فعال در اين حوزه، در قالب پارامترها و معيارهاي طراحي نيروگاه پيشنهاد شود تا شركتها و سازمانها بتوانند از محصول با راندمان مناسبتري استفاده كنند. او براي توضيح موضوع از پنلهاي خورشيدي نصبشده روي آب مثال ميزند؛ طرحهايي كه در آنها قرارگيري پنل روي سطح آب ميتواند به خنكسازي آن كمك كند و در كنار دريافت تابش خورشيد، امكان عملكرد با راندمان بالاتر را فراهم آورد. تست و طراحي دو بخش جدا از يكديگر نيستند؛ اين عوامل بايد در كنار يكديگر ديده شوند تا در نهايت راندمان مناسب نيروگاه حاصل شود. صلاحيت خود بازرس نيز بخش ديگري از اين زنجيره است كه طبق اظهارات دانشپيام، بازرسان حوزه پنلهاي خورشيدي بايد مرجعيت و صلاحيت لازم براي انجام كار را داشته باشند و به گواهينامه ۱۷۰۶۵ در اين ارتباط اشاره ميكند. از نظر رشته تخصصي نيز عموماً افرادي انتخاب ميشوند كه در حوزه نيروگاههاي خورشيدي متخصص باشند؛ رشتههايي مانند برق و الكترونيك و در بخشهاي مرتبط با سازه، رشتههايي نظير متالورژي از جمله تخصصهايي هستند كه او به آنها اشاره ميكند. بخش قابل توجهي از افرادي كه فرآيند آزمونها را انجام ميدهند، كارشناسان تخصصي تست هستند. پس از عبور پنل از آزمون اصالت، توان و تابآوري، هنوز يك سوال بزرگ باقي مانده است: اين محصول چند سال ميتواند كار كند؟ دانشپيام از آزمونهاي «ايجينگ» يا پيرسازي ميگويد؛ آزمونهايي كه در آن محصول در يك فاصله زماني كوتاهتر اما تحت شرايط سختگيرانه قرار ميگيرد تا بخشي از عمر آينده آن شبيهسازي شود. اين روش در تجهيزات مختلف صنعت برق مرسوم است؛ براي نمونه در كابلها ميتوان با اعمال شرايط خاص در يك بازه زماني محدود، رفتار محصول در دورهاي طولانيتر را شبيهسازي كرد. گرما، سرما، رطوبت و ساير شرايط اقليمي يا محيطي به تجهيز اعمال ميشود تا رفتار آن در مقابل سيكلهاي مختلف مورد بررسي قرار گيرد. در آزمايش ايجينگ، زمان فشرده ميشود؛ پنل نو است، اما آزمايشگاه تلاش ميكند بخشي از سالهاي آيندهاش را زودتر مقابلش قرار دهد. همين روند درباره پنل نيز اجرا ميشود؛ محصول گرم و سرد ميشود، در معرض سطوح مختلف تابش قرار ميگيرد و شرايط محيطي متفاوت براي آن شبيهسازي ميشود تا بهنوعي فرايند پيرشدن پنل مورد ارزيابي قرار گيرد. او عمر مفيد مورد انتظار پنلها را براساس ساختارهاي بينالمللي حدود ۲۰ سال عنوان ميكند و ميگويد در بازار معمولا انتظار ميرود پنل طي دورهاي در حدود ۱۵ تا ۲۰سال همچنان راندمان موردنظر خود را حفظ كند. با اين حال، شرايط نصب تعيينكننده است؛ اگر پنل در محيط مناسب نصب نشده يا شرايط لازم براي آن فراهم نشده باشد، همين موضوع ميتواند طول عمر آن را كاهش دهد. در پايان، دانشپيام راندمان پنلهايي را كه مورد آزمون قرار گرفتهاند، حدود ۲۴درصد عنوان ميكند. اين بازده در شرايط استاندارد آزمون يا STC سنجيده ميشود و به دماي ۲۵ درجه اشاره ميكند؛ آنچه كه در فرآيند ارزيابي استاندارد پنلهاي خورشيدي مشخص است؛ از زمان توليد پنل خورشيدي در كارخانه، اسنادش بررسي ميشود، آزمايشگاهي كه گواهي آن را صادر كرده اعتبارسنجي ميشود، خود محصول با مدركش تطبيق داده ميشود، در چين آزمون ميشود، در ايران دوباره نمونهبرداري ميشود، توانش زير نور سنجيده ميشود، در برابر باد، تگرگ، گرما و فشار آزموده ميشود و حتي بخشي از سالهاي آيندهاش را در تستهاي پيرسازي پشت سر ميگذارد. بنابراين با اين اوصاف، پنلهايي كه وارد كشور شدهاند، نه بينامونشان هستند و نه بياصالت.