گام حاضر بازار بورس تا چه مقدار ميتواند ادامهدار باشد؟
در حال حاضر، براي بسياري از افرادي كه بخشي از سرمايه خود را در بازار بورس درگير كردهاند يا قصد ورود و خروج از اين بازار را دارند، اين پرسش مطرح است كه روند صعودي فعلي بازار از نظر زماني و قيمتي تا چه محدودهاي ميتواند ادامه پيدا كند.
در حال حاضر، براي بسياري از افرادي كه بخشي از سرمايه خود را در بازار بورس درگير كردهاند يا قصد ورود و خروج از اين بازار را دارند، اين پرسش مطرح است كه روند صعودي فعلي بازار از نظر زماني و قيمتي تا چه محدودهاي ميتواند ادامه پيدا كند.
از منظر تكنيكال و با توجهبه نحوه معاملات، بهويژه وضعيت نقدينگي و حجم معاملات، بازار در شرايط مساعدي قرار دارد. در صورتي كه شاهد افزايش قابل توجه تنشهاي سياسي و بينالمللي نباشيم - موضوعي كه در بازه كوتاهمدت چند روز تا يك الي دو هفته آينده، در سناريوي فعلي احتمال آن كاهش يافته است - ميتوان انتظار داشت شاخص كل مسير خود را به سمت محدوده ۶ ميليون واحدي ادامه دهد.
شاخص كل پس از عبور از محدوده ۵ ميليون واحد كه از نظر رواني اهميت بسيار بالايي داشت، توانست با شكلگيري و تكميل يك پولبك نسبتا عميق، بخش قابل توجهي از تثبيت خود را انجام دهد. اين موضوع از منظر رفتار قيمت اهميت دارد، زيرا شكست يك مقاومت مهم زماني اعتبار بيشتري پيدا ميكند كه بازار بتواند پس از آن، محدوده شكسته شده را حفظ كرده و در بالاي آن تثبيت شود.
بر اساس رفتاري كه تاكنون از بازار مشاهده شده است، اگر شوك منفي و قدرتمندي به بازار بورس و كليت اقتصاد وارد نشود، حتي ميتوان با احتمال مناسبي محدوده ۶ ميليون واحد را به عنوان مقصد بعدي شاخص در نظر گرفت.
نكته قابل توجه اين است كه برخلاف فشار عرضهاي كه بازار در محدوده ۵ ميليون واحد تجربه كرد، اين احتمال وجود دارد كه در مسير رسيدن به ۶ ميليون واحد، حركت شاخص روانتر باشد؛ البته به شرط آنكه حجم معاملات و جريان نقدينگي در سطوح مناسب باقي بماند.
يكي از مهمترين عوامل حمايتكننده از روند فعلي، حجم معاملات مناسب و ورود نقدينگي به بازار است. نقدينگي در واقع سوخت محرك هر بازار مالي محسوب ميشود و تا زماني كه اين جريان حفظ شود و بازار بتواند كفها و محدودههاي حمايتي فعلي خود را نگه دارد، دليلي براي تغيير ديدگاه مثبت نسبت به روند كلي وجود ندارد.
البته اين موضوع به معناي نبود اصلاحهاي كوتاهمدت نيست. بازار ميتواند در بازههاي زماني كوچك با افتهاي مقطعي، شناسايي سود و افزايش عرضه مواجه شود. چنين حركاتي به تنهايي به معناي پايان روند صعودي نيستند. براي تغيير جدي در سناريوي فعلي، بايد نشانههايي از چرخش ساختاري در روند، تضعيف حجم معاملات و خروج محسوس نقدينگي مشاهده شود. در چنين شرايطي ميتوان انتظار داشت بازار وارد مرحله اصلاح عميقتر شود و سرمايهگذاران در محدودههاي مناسب نسبت به شناسايي سود و مديريت ريسك اقدام كنند.
از سوي ديگر، بايد به تعداد قابل توجهي از نمادهاي مستعد بازار نيز توجه داشت. بخشي از اين نمادها، باوجود برخورداري از ظرفيت بنيادي و تكنيكال مناسب، در دوره اخير رشد محدودي داشتهاند يا حتي بازدهي قابل توجهي ثبت نكردهاند. در صورت تداوم تقاضاي فعلي و چرخش نقدينگي به سمت اين گروهها، اين نمادها ميتوانند در ادامه مسير بازار، ظرفيت ايجاد بازدهي بيشتري داشته باشند.
موضوع مهم ديگر، همگرايي قابل توجه ميان شاخص كل و شاخص هموزن است. زماني كه هر دو شاخص در يك جهت حركت ميكنند، ميتوان برداشت كرد كه مشاركت طيف گستردهتري از نمادهاي بزرگ و كوچك در روند بازار افزايش يافته است. اين همجهتي، در مقايسه با شرايطي كه تنها چند نماد بزرگ شاخص را بالا ميبرند، نشانه سالمتري از گستردگي روند محسوب ميشود و ميتواند احتمال تداوم حركت صعودي در بخش بيشتري از بازار را افزايش دهد.
با اين حال، براي ارزيابي زمان پايان اين گام صعودي، صرفا نبايد به عدد شاخص توجه كرد. رفتار حجم معاملات، جريان ورود و خروج نقدينگي، تعداد نمادهاي مثبت و منفي، قدرت خريداران و فروشندگان و واكنش بازار به مقاومتهاي مهم نيز بايد همزمان بررسي شوند.
يكي از نشانههاي مهمي كه ميتواند در آينده، هشدار اوليه براي اصلاح كوتاهمدت بازار باشد، شكلگيري افزايشهاي ناگهاني و غيرعادي در حجم معاملات در محدودههاي مهم قيمتي و سپس كاهش محسوس حجم و آغاز خروج نقدينگي است. اگر اين اتفاق همزمان با ضعف قيمت، افزايش عرضه و از دست رفتن حمايتهاي مهم رخ دهد، اعتبار سناريوي صعودي كاهش پيدا خواهد كرد.
در مجموع تا زماني كه جريان نقدينگي، حجم معاملات و ساختار صعودي بازار حفظ شود، ميتوان سناريوي ادامهدار بودن روند فعلي را معتبر دانست و محدوده ۶ ميليون واحد را به عنوان يكي از اهداف مهم پيشرو در نظر گرفت.
با اين حال، رسيدن به اين محدوده به معناي تضمين رشد بازار نيست و هر چه شاخص به مقاومتهاي بالاتر نزديك ميشود، مديريت ريسك و بررسي نشانههاي ضعف اهميت بيشتري پيدا ميكند. بنابراين سناريوي فعلي را ميتوان «تداوم روند صعودي تا زمان مشاهده نشانههاي معتبر چرخش» در نظر گرفت؛ نه يك رشد بدون اصلاح. در چنين شرايطي، اصلاحهاي كوتاهمدت ميتوانند بخشي طبيعي از مسير باشند و در صورت حفظ ساختار كلي بازار، حتي فرصتهاي جديدي براي ورود به نمادهاي مستعد ايجاد كنند .