ماراتن نفت در جاده ۱۵۰ دلاری
بازار جهانی انرژی بار دیگر در آستانه یک چرخش تاریخی قرار گرفته است. در حالی که تا همین چندی پیش، گمانهزنیها بر مدار ثبات و حتی کاهش تدریجی قیمتها میچرخید، اکنون گزارشهای معتبر بینالمللی از جمله تحلیلهای اخیر «اکونومیست»، از احتمال وقوع یک شوک قیمتی بیسابقه خبر میدهند.
بازار جهانی انرژی بار دیگر در آستانه یک چرخش تاریخی قرار گرفته است. در حالی که تا همین چندی پیش، گمانهزنیها بر مدار ثبات و حتی کاهش تدریجی قیمتها میچرخید، اکنون گزارشهای معتبر بینالمللی از جمله تحلیلهای اخیر «اکونومیست»، از احتمال وقوع یک شوک قیمتی بیسابقه خبر میدهند. صحبت از نفت ۱۵۰ دلاری دیگر یک پیشبینی فانتزی نیست؛ بلکه سناریویی است که ریشه در واقعیتهای سخت ژئوپلیتیکی و لرزشهای بیپایان در مهمترین گلوگاه انرژی جهان، یعنی تنگه هرمز دارد.
اگر به تاریخ معاصر بازار نفت نگاه کنیم، رکورد ۱۳۹ دلاری سال ۲۰۲۲ که در پی بحران اوکراین ثبت شد، یک نقطه عطف به شمار میرفت. اما عبور از مرز ۱۵۰ دلار تا ماه سپتامبر جاری، فراتر از یک جابهجایی عددی ساده است. این جهش به معنای ورود اقتصاد جهانی به «منطقه ناشناخته» است؛ جایی که هزینههای انرژی میتواند موتور رشد اقتصادی قدرتهای بزرگ را از کار بیندازد و موج جدیدی از تورم افسارگسیخته را به بازارهای مصرف تحمیل کند. قلب این بحران در تنگه هرمز میتپد. هرگونه اخلال، حتی کوچک، در روند عادی تردد نفتکشها در این آبراه استراتژیک، به سرعت خود را در قالب «حق بیمه ریسک» (Risk Premium) در قیمت هر بشکه نفت نشان میدهد. واقعیت این است که زیرساختهای جایگزین برای دور زدن هرمز هنوز به آن سطح از ظرفیت نرسیدهاند که بتوانند خلاء احتمالی ناشی از انسداد یا ناامنی در این مسیر را جبران کنند. تحلیلهای ساختاری نشان میدهد که بازار نفت اکنون بیش از آنکه تحت تأثیر «بنیادهای عرضه و تقاضا» باشد، تحت فرمان «روانشناسی امنیت» است. معاملهگران در لندن و نیویورک، نه بر اساس میزان ذخایر استراتژیک، بلکه بر اساس اخبارِ مخابرهشده از خلیجفارس، موقعیتهای خرید خود را تنظیم میکنند. در چنین فضایی، قیمت ۱۵۰ دلاری، واکنشی است به احتمال «انقطاع فیزیکی عرضه» که ترس از آن، مخربتر از خودِ حادثه است.
به عنوان فعالان حوزه پتروپالایش، بهخوبی میدانیم که قیمت نفت خام تنها نوک کوه یخ است. جهش قیمت به ۱۵۰ دلار، تمام زنجیره ارزش را متأثر خواهد کرد. در بخش پاییندستی، هزینههای لجستیک و حملونقل دریایی به دلیل افزایش بهای سوخت کشتیها (بیکر) و نرخهای بیمه جنگی، بهشدت صعودی خواهد شد. این موضوع مستقیماً بر بازارهایی نظیر «قیر» و سایر فرآوردههای نفتی که حاشیه سود حساستری دارند، فشار وارد میکند. وقتی نفت به مرز ۱۵۰ دلار نزدیک میشود، هزینههای تمامشده پروژههای عمرانی در سطح جهان به دلیل وابستگی به مشتقات نفتی افزایش مییابد. این زنجیره تأمینِ به هم پیوسته، باعث میشود که شوک هرمز به سرعت از تانکرهای نفتکش به بازارهای خردهفروشی و سفرههای مردم منتقل شود. نکته تأملبرانگیز در این میان، پارادوکسی است که جهان با آن روبهروست. علیرغم تمام تلاشها برای «گذارانرژی» و حرکت به سمت منابع تجدیدپذیر، نوسانات اخیر ثابت کرد که اقتصاد جهانی همچنان بهشدت به سوختهای فسیلی وابسته است. هشدار نفت ۱۵۰ دلاری نشان میدهد که نهادهای بینالمللی و دولتها در مدیریت ریسک سمت تقاضا موفق نبودهاند.
اگر قیمتها به این سطح برسد، پدیده تخریب تقاضا رخ خواهد داد؛ یعنی قیمتها به قدری بالا میروند که مصرفکنندگان دیگر توان خرید ندارند و این خود منجر به رکود جهانی میشود. اما پیش از رسیدن به آن نقطه، کشورهای صادرکننده نفت شاهد ورود جریان عظیم نقدینگی خواهند بود که مدیریت آن، خود یک چالش بزرگ در حوزه اقتصاد سیاسی است.
برای بازارهای منطقه، نفت ۱۵۰ دلاری یک تیغ دو لبه است. از یک سو افزایش درآمدهای ارزی میتواند محرک توسعه باشد، اما از سوی دیگر، تورم جهانی وارداتی و اختلال در لجستیک صادراتی، میتواند هزینههای تولید را به شکل سرسامآوری بالا ببرد. در ایران، با توجه به ظرفیتهای پالایشی و پتروشیمی، تمرکز بر پدافند غیرعامل انرژی و تنوعبخشی به مسیرهای صادراتی، ضرورتی است که نباید زیر سایه درآمدهای احتمالی بالا نادیده گرفته شود. افق ماه سپتامبر، افقی مهآلود است. قیمت ۱۵۰ دلاری نفت، بیش از آنکه یک عدد روی تابلوهای بورس باشد، یک هشدار به حکمرانی انرژی در جهان است. اگر دیپلماسی نتواند مسیرهای سنتی انتقال انرژی را در خاورمیانه ایمن نگاه دارد، جهان باید خود را برای زمستانی زودرس و اقتصادی آماده کند.
حقیقت این است که بازار نفت دیگر صرفاً یک بازار اقتصادی نیست؛ بلکه به میدان نبردِ ارادههای سیاسی تبدیل شده است. در این ماراتن قیمتی، برنده کسی است که بتواند میان «مدیریت ریسک» و «بهرهوری عملیاتی» در لایههای مختلف صنعت نفت، توازنی پایدار برقرار کند. ما در آستانه دیدنِ روزهایی هستیم که قیمتها ممکن است تمام رکوردهای تاریخی را جابهجا کنند؛ روزهایی که در آن هر قطره نفت، وزنی به اندازه امنیت ملی کشورها خواهد داشت.