NGL ها؛ حلقه كليدي مهار فلرسوزي و تقويت خوراك پتروشيمي
توسعه واحدهاي NGL با جمعآوري گازهاي همراه نفت، هم فلرسوزي را كاهش ميدهد و هم خوراك پايدار صنايع پتروشيمي را تقويت ميكند.
توسعه واحدهاي NGL با جمعآوري گازهاي همراه نفت، هم فلرسوزي را كاهش ميدهد و هم خوراك پايدار صنايع پتروشيمي را تقويت ميكند. به گزارش مهر، پروژههاي NGL در سالهاي اخير از يك طرح فني در دل صنعت نفت، به يكي از محورهاي اصلي سياستگذاري انرژي در كشور تبديل شدهاند؛ طرحهايي كه ماموريت آنها جمعآوري، تفكيك و فرآورش گازهاي همراه نفت و بازگرداندن اين منابع به چرخه مصرف است. تازهترين دادههاي رسمي وزارت نفت نشان ميدهد اين پروژهها اكنون در چند جبهه همزمان در حال پيشروي هستند و بخشي از آنها به مرحله راهاندازي رسيدهاند. بر اساس اعلام شركت ملي نفت ايران، جمعآوري گازهاي همراه نفت در قالب برنامهاي مرحلهاي دنبال ميشود كه هدف نهايي آن، كاهش هدررفت منابع هيدروكربوري، مهار فلرسوزي و تأمين پايدار خوراك براي صنايع پاييندستي است. در اين چارچوب، پروژههاي ميانمدت و بلندمدتي مانند بيدبلند، مارون، NGL خارك، NGL 3100 و NGL 3200 در اولويت قرار گرفتهاند؛ پروژههايي كه هر كدام بخشي از زنجيره بازيافت گازهاي همراه را تكميل ميكنند. گزارشهاي رسمي منتشرشده در خرداد ۱۴۰۴ نشان ميدهد پيشرفت فيزيكي برخي از اين طرحها به مراحل پاياني نزديك شده است. بر اساس اين گزارش، پيشرفت بيدبلند به ۷۵ درصد، مارون به ۷۴ درصد، NGL خارك به ۷۳ درصد، NGL 3100 به حدود ۹۳ درصد و NGL 3200 به حدود ۹۶ درصد رسيده است. همچنين اعلام شد جمعآوري باقيمانده گازهاي همراه در پروژههاي شرق و غرب كارون و ساير ميدانهاي هدف، تا پايان برنامه هفتم توسعه و در برخي بخشها تا سال ۱۴۰۶ ادامه خواهد داشت. در همين مسير، NGL 3100 يكي از مهمترين پروژههاي جديد صنعت نفت محسوب ميشود كه براي جمعآوري گازهاي همراه ميادين دهلران، چشمهخوش، آذر، دانان، پايدار آسماري و پايدار بنگستان طراحي شده است. اين طرح كه با مدل EPCC اجرا ميشود، علاوه بر كارخانه NGL، شامل خطوط لوله، پست و خط انتقال برق، نيروگاه و واحدهاي جانبي فرآورش نيز هست. ظرفيت خوراك اين پروژه در مجموع ۲۴۰ ميليون فوت مكعب در روز اعلام شده و محصولات آن شامل تركيبات ارزشمند +C2، ميعانات گازي و گوگرد است. NGL 3200 نيز كه با نام پالايش گاز هويزه خليج فارس شناخته ميشود، از نمونههاي شاخص جمعآوري و بازيافت گازهاي همراه در غرب كارون است. فاز نخست اين طرح در سال ۱۴۰۲ به بهرهبرداري رسيد و ظرفيت فرآورش روزانه ۲۵۰ ميليون فوت مكعب گازهاي همراه نفت را به مدار آورد. اين پروژه در صورت تكميل كامل، قادر خواهد بود بخشي از گازهاي همراه ميدانهاي يادآوران، آزادگان شمالي و جنوبي، ياران شمالي و جنوبي، دارخوين، سهراب، سپهر، جفير، سوسنگرد و بندكرخه را جمعآوري و فرآورش كند. اهميت پروژههاي NGL فقط در افزايش ظرفيت توليد نيست؛ اين واحدها در عمل نقش مستقيمي در كاهش فلرسوزي دارند.
گازهاي همراه نفت سالها در بسياري از ميدانها به دليل نبود زيرساخت كافي، سوزانده ميشدند؛ اقدامي كه هم به هدررفت سرمايه ملي منجر ميشد و هم تبعات زيستمحيطي قابل توجهي به همراه داشت. امروز اما با تكميل زنجيره جمعآوري و فرآورش، همين گازها به منبع درآمد، خوراك صنعتي و انرژي قابل استفاده تبديل ميشوند. به اعتقاد كارشناسان، هر مترمكعب گازي كه از مشعل به واحد فرآورش منتقل ميشود، در واقع به جاي سوختن، وارد زنجيره ارزش ميشود. اين زنجيره ميتواند از توليد گاز شيرين و تزريق آن به شبكه سراسري آغاز شود و تا توليد اتان، پروپان، بوتان، ميعانات گازي و گوگرد ادامه پيدا كند. به همين دليل، NGLها فقط واحدهاي صنعتي نيستند، بلكه حلقهاي راهبردي براي اتصال ميدانهاي نفتي به صنايع پتروشيمي، نيروگاهي و شبكه گاز كشور به شمار ميروند. از سوي ديگر، توسعه اين پروژهها به پايداري توليد نفت نيز كمك ميكند. در برخي ميدانها، نبود امكان جمعآوري گاز همراه ميتواند محدوديتهايي براي ادامه توليد ايجاد كند. اما زماني كه زيرساختهاي NGL به مدار ميآيند، توليد نفت با فشار عملياتي كمتر و مديريت بهتر گاز همراه ادامه مييابد و ظرفيت برداشت از ميادين نيز افزايش پيدا ميكند. يكي از مهمترين دستاوردهاي توسعه NGLها،
تأمين خوراك مطمئن براي صنعت پتروشيمي است. اتان، پروپان و بوتان حاصل از تفكيك گازهاي همراه، مواد اوليه حياتي براي توليد انواع محصولات پتروشيميايي هستند و نبود آنها ميتواند توازن عرضه در زنجيره پاييندستي را مختل كند. به همين دليل، هر طرح NGL در عمل به معناي تقويت يكي از گلوگاههاي كليدي صنعت پتروشيمي است. در پروژه NGL 3100، بخشي از محصولات مستقيماً براي تأمين خوراك پتروشيمي دهلران تعريف شده است و بخشي ديگر نيز به شكل گاز شيرين و ميعانات گازي وارد چرخه مصرف ميشود. در NGL 3200 نيز هدف اصلي، تأمين خوراك پايدار براي مجتمعهاي پتروشيمي و شبكه انرژي كشور است. اين موضوع نشان ميدهد كه سياست جديد صنعت نفت، حركت از خامفروشي و هدررفت گاز به سمت بازيافت حداكثري و توليد ارزش افزوده بالاتر است. از نظر تأمين مالي نيز اين پروژهها الگوي متفاوتي را دنبال كردهاند. طبق اعلام رسمي، منابع مالي برخي از طرحهاي جمعآوري گازهاي همراه از محل بودجه عمومي شركت ملي نفت تأمين نشده، بلكه با اتكا به سرمايهگذاران داخلي، بخش خصوصي، صندوق توسعه ملي و برخي هلدينگها پيش رفتهاند. همچنين گفته شده حدود ۶۵ درصد تجهيزات مورد نياز اين پروژهها از داخل كشور تأمين شده و سهم قابل توجهي از توان مهندسي و ساخت داخل در اجراي آنها به كار گرفته شده است. اين روند، افزون بر اثرات انرژي و زيستمحيطي، براي صنعت داخلي نيز پيامد مهمي دارد؛ زيرا طراحي، ساخت و بهرهبرداري از واحدهاي NGL به توسعه دانش فني در حوزههاي فرآيندي، مكانيك، ابزار دقيق، كنترل و خطوط انتقال منجر ميشود. به اين ترتيب، پروژههاي NGL تنها براي جمعآوري گازهاي همراه تعريف نشدهاند، بلكه به بستري براي تقويت زنجيره فناوري و ساخت داخل در صنعت نفت و گاز نيز تبديل شدهاند. در مجموع، آنچه از دادههاي جديد وزارت نفت و روند اجراي طرحها برميآيد، اين است كه NGLها به يكي از ستونهاي اصلي سياست كاهش فلرسوزي، بازيافت منابع و تقويت خوراك صنايع پاييندستي بدل شدهاند. اگر اين پروژهها طبق برنامه پيش بروند، بخش بزرگي از گازهايي كه سالها در مشعلها ميسوختند، در سالهاي آينده به محصولاتي با ارزش اقتصادي و صنعتي بالا تبديل خواهند شد؛ اتفاقي كه هم به بهرهوري انرژي كمك ميكند و هم به توسعه متوازن صنعت نفت و پتروشيمي كشور كمك خواهد كرد.