بهترين روش تامين مالي شركتهاي معدني
| در شرايطي كه شركتهاي معدني براي اجراي طرحهاي توسعهاي و پروژههاي بزرگ با محدوديت منابع مالي و افزايش هزينههاي تامين سرمايه مواجه هستند، بازار سرمايه ميتواند نقش پررنگتري در جبران كسري بودجه و تامين مالي اين بنگاهها ايفا كند.
صداي بورس| در شرايطي كه شركتهاي معدني براي اجراي طرحهاي توسعهاي و پروژههاي بزرگ با محدوديت منابع مالي و افزايش هزينههاي تامين سرمايه مواجه هستند، بازار سرمايه ميتواند نقش پررنگتري در جبران كسري بودجه و تامين مالي اين بنگاهها ايفا كند. كارشناسان معتقدند توسعه ابزارهاي نوين مالي، بهويژه شركتهاي سهامي عام پروژه، علاوه بر كاهش هزينه تامين منابع، امكان مشاركت مستقيم سرمايهگذاران در پروژههاي سودآور معدني را فراهم ميكند. با وجود طراحي ابزارهاي متنوع در بازار سرمايه، هنوز بخش قابل توجهي از شركتهاي بزرگ معدني از ظرفيتهاي موجود استفاده نميكنند و همچنان به روشهاي سنتي يا تامين مالي از طريق انتشار اوراق با نرخهاي بالا متكي هستند؛ موضوعي كه ميتواند فشار هزينههاي مالي را بر اين شركتها افزايش دهد. در مقابل، استفاده از شركتهاي سهامي عام پروژه براي طرحهايي كه از پيشرفت فيزيكي مطلوب و توجيه اقتصادي برخوردارند، يكي از كمهزينهترين و كارآمدترين شيوههاي تامين مالي به شمار ميرود. با اين حال، كارشناسان بر اين باورند كه موفقيت اين ابزارها نيازمند اصلاح دستورالعملها، تسهيل فرآيند پذيرش پروژهها و استفاده از مشوقهايي مانند بيمه سرمايهگذاري و تضمين حداقل بازده متناسب با نرخهاي بازار است. همچنين شفافيت در اعلام ميزان پيشرفت فيزيكي پروژهها و تاييد آن توسط نهادهاي مسوول، نقش مهمي در جلب اعتماد سرمايهگذاران خواهد داشت. در همين راستا، مديرعامل تامين سرمايه اميد ضمن تشريح ظرفيتهاي بازار سرمايه براي تامين مالي شركتهاي معدني، بر ضرورت توسعه ابزارهاي نوين، رفع موانع اجرايي و ايجاد مشوقهاي لازم براي افزايش مشاركت سرمايهگذاران در پروژههاي معدني تاكيد كرد. در اين راستا، علي پازكي، مديرعامل تامين سرمايه اميد درخصوص بهترين روشها براي تامين مالي و جبران كسري بودجه شركتهاي بخش معدن از طريق بازار سرمايه گفت: در حال حاضر ابزارهاي مختلفي در فضاي بازار سرمايه عملياتي شده است كه يكي از جذابترين اين ابزارها براي تامين مالي شركتهاي معدني كه عمدتا پروژهمحور، در ابعاد بزرگ و داراي سهامداران نهادي قدرتمند هستند استفاده از ظرفيت شركتهاي سهامي عام پروژه است. وي افزود: با پذيرش اين پروژهها در قالب شركت سهامي عام در بازار سرمايه و در صورتي كه پروژه از پيشرفت فيزيكي قابل توجهي برخوردار و از نظر اقتصادي توجيه پذير باشد، ميتوان به يكي از ارزانترين روشهاي تامين مالي دست يافت، در اين روش سرمايهگذاران در پروژهاي كه در آستانه بهرهبرداري است مشاركت كرده و در منافع آينده آن سهيم ميشوند. مديرعامل تامين سرمايه اميد با انتقاد از روند فعلي اجرايي شدن اين ابزارها اظهار داشت: فرآيند پذيرش و اجراي شركتهاي سهامي عام پروژه در بازار جاي كار بيشتري دارد و به دليل استفاده نشدن از مدلهاي تركيبي رغبت چنداني از سوي شركتهاي بزرگ براي استفاده از اين ابزار ديده نميشود. پازكي با تاكيد بر لزوم استفاده از ابزارهاي مكمل تصريح كرد: براي موفقيت بيشتر اين شركتها، بايد ابزارهاي تشويقي مانند بيمه و تضمين سود تعريف شود، به عنوان مثال در دستورالعملها به تضمين حداقل نرخ سود بانكي اشاره شده است كه اين عبارت دچار ابهام است. اگر نرخ بازده بدون ريسك متناسب با نرخ بازار و صندوقهاي درآمد ثابت مبنا قرار گيرد، سرمايهگذار ترغيب ميشود به جاي سپرده گذاري صرف در اين پروژهها سرمايهگذاري كند چرا كه علاوه بر تضمين سود پايه، سرمايهگذار ميتواند از سود مازاد پروژه نيز بهرهمند شود. اگر شركتها از اين ابزار ارزان قيمت استفاده نكنند، مجبور خواهند بود براي تامين مالي به سراغ انتشار اوراق روند كه با توجه به نرخهاي فعلي فشار مالي به مراتب سنگينتري را به آنها تحميل خواهد كرد. پازكي در بخش ديگري از صحبتهاي خود به روشهاي سنتي تامين مالي اشاره كرد و گفت: شركتهاي معدني كه از بنيه مالي مناسبي برخوردار مي باشند، ميتوانند از روشهاي سنتي تامين مالي نيز بهره ببرند. با توجه به عرضه محصولات اين شركتها در بورس كالا، انتشار انواع اوراق مانند اوراق سلف و اوراق اجاره ميتواند مبناي بسيار مناسبي براي تامين مالي پروژههاي اين شركتها باشد. به گفته مديرعامل تامين سرمايه اميد براي نهادينه شدن فرهنگ سرمايهگذاري در اين حوزه، مي بايست پروژههاييپذيرفته شود كه درصد پيشرفت فيزيكي بسيار بالايي دارند. اين ميزان پيشرفت بايد به صورت دقيق و با مسووليتپذيري كامل توسط حسابرس و متولي مربوطه تاييد شود تا از هرگونه آمار غيرواقعي جلوگيري شود. بايد توجه داشت توسعه ابزارهاي نوين بازار سرمايه و اصلاح سازوكارهاي اجرايي ميتواند مسير تامين مالي شركتهاي معدني را هموارتر كند. ايجاد مشوقهاي سرمايهگذاري، افزايش شفافيت پروژهها و بهرهگيري از مدلهاي تركيبي تامين مالي، ضمن كاهش هزينههاي شركتها، زمينه جذب سرمايههاي مردمي و تسريع اجراي پروژههاي معدني را فراهم خواهد كرد.