زمستان روي لولههاي لرزان!
بحران انرژي براي اروپا بار ديگر از راه رسيده، اما اينبار نه با همان مختصات شوك سالهاي گذشته، بلكه در قالب يك معادله پيچيدهتر و پرهزينهتر. تداوم تنشها عليه ايران و سايه ناامني بر مسيرهاي حياتي انتقال انرژي، بازار جهاني گاز طبيعي مايع را وارد مرحلهاي تازه از رقابت، نگراني و بيثباتي كرده است؛ مرحلهاي كه ميتواند امنيت انرژي اروپا را در آستانه فصل سرد، با چالشهاي جدي مواجه كند.
گلناز پرتوي مهر|
بحران انرژي براي اروپا بار ديگر از راه رسيده، اما اينبار نه با همان مختصات شوك سالهاي گذشته، بلكه در قالب يك معادله پيچيدهتر و پرهزينهتر. تداوم تنشها عليه ايران و سايه ناامني بر مسيرهاي حياتي انتقال انرژي، بازار جهاني گاز طبيعي مايع را وارد مرحلهاي تازه از رقابت، نگراني و بيثباتي كرده است؛ مرحلهاي كه ميتواند امنيت انرژي اروپا را در آستانه فصل سرد، با چالشهاي جدي مواجه كند.
افزايش قيمت الانجي در هفتههاي اخير فقط يك نوسان مقطعي در بازار كالاهاي انرژي نيست، بلكه نشانهاي از بازگشت ريسك ژئوپليتيكي به قلب محاسبات اقتصادي جهان است. اروپا پس از تجربه بحران گاز در سالهاي اخير تلاش كرده بود با تنوعبخشي به منابع تأمين، توسعه زيرساختهاي واردات و مديريت تقاضا، خود را از شوكهاي شديد انرژي مصون كند.
دولتهاي اروپايي و شركتهاي بزرگ انرژي در پايان زمستان گذشته بر اين تصور بودند كه ميتوانند خريد گسترده براي پر كردن مخازن را به تعويق بيندازند. اين تصميم بر پايه چند فرض استوار بود: نخست اينكه فشار تقاضاي زمستاني فروكش كرده و فرصت كافي براي بازسازي ذخاير وجود دارد؛ دوم اينكه احتمال كاهش تنشها در خاورميانه و بازگشت آرامش به مسيرهاي صادراتي انرژي، قيمتها را در ماههاي آينده تعديل خواهد كرد؛ و سوم اينكه خريد در شرايط قيمت بالا، از نظر اقتصادي توجيهپذير نيست.
اما اين محاسبه، اكنون به نقطه ضعف راهبرد انرژي اروپا تبديل شده است. با شدت گرفتن فضاي نااطميناني در منطقه و افزايش رقابت بر سر محمولههاي الانجي، بازار ديگر آن فرصت طلايي مورد انتظار اروپاييها را در اختيارشان نگذاشت. نتيجه آن شد كه قاره سبز، بهجاي خريد در شرايط آرامتر، ناچار است در فضايي ملتهبتر، با قيمتهايي بالاتر و رقبايي جديتر براي تأمين زمستان خود وارد ميدان شود.
در واقع، اروپا قرباني يك خطاي استراتژيك در زمانبندي شد. بازار انرژي برخلاف بسياري از بازارهاي ديگر، فقط با منطق قيمت حركت نميكند؛ ريسك سياسي، امنيت مسير، رفتار احتياطي خريداران و انتظار از آينده، همگي ميتوانند در فاصلهاي كوتاه، قيمتها و توازن عرضه و تقاضا را دگرگون كنند. همين اتفاق نيز رخ داده است.
وقتي از تنگه هرمز سخن گفته ميشود، معمولاً ذهنها به سمت نفت و نفتكشها ميرود، اما در بحران اخير، نقش اين آبراه در بازار گاز مايع نيز بيش از گذشته برجسته شده است. عبور حدود يكپنجم عرضه جهاني الانجي از اين مسير، به اين معناست كه هرگونه تهديد امنيتي، اختلال در تردد يا حتي افزايش ريسك حملونقل، بلافاصله خود را در قيمت گاز نشان ميدهد.
اهميت موضوع براي اروپا از آنجا بيشتر ميشود كه بخش قابل توجهي از راهبرد انرژي اين قاره پس از كاهش وابستگي به گاز روسيه، بر واردات الانجي استوار شده است. اين وابستگي تازه، اروپا را از يك بحران تاريخي خارج كرد، اما در مقابل، آن را به تحولات دريايي و ژئوپليتيكي مناطق دوردست حساستر ساخت. به بيان ديگر، اروپا از وابستگي به يك تأمينكننده بزرگ فاصله گرفت، اما در عوض به ثبات مسيرهاي جهاني حمل انرژي وابستهتر شد.
در چنين شرايطي، ناامني در هرمز فقط به معني گرانتر شدن چند محموله نيست؛ بلكه به معني بالا رفتن هزينه بيمه، افزايش نرخ كرايه حمل، احتياط بيشتر فروشندگان، رقابت شديدتر خريداران و در نهايت انتقال كل اين هزينهها به بازار مصرف اروپاست. اين همان زنجيرهاي است كه ميتواند بهاي انرژي، توليد صنعتي و حتي تورم را در اروپا دوباره تحت فشار قرار دهد.
يكي از مهمترين مشكلات اروپا در مقطع كنوني آن است كه بازار الانجي ديگر فضاي خلوت گذشته را ندارد. در آسيا، بسياري از اقتصادهاي بزرگ و واردكنندگان سنتي گاز، به دقت تحولات منطقه را زيرنظر دارند و در صورت تداوم نااطميناني، براي جذب محمولههاي بيشتر وارد رقابت خواهند شد. اين رقابت ميتواند شرايط را براي اروپا دشوارتر كند؛ زيرا فروشندگان طبيعي است كه محمولههاي خود را به بازاري بفرستند كه قيمت بهتر و قرارداد مطمئنتر ارايه ميدهد.
به همين دليل، اگر تنشها ادامه يابد يا چشمانداز سياسي منطقه مبهمتر شود، اروپا ممكن است در ماههاي آينده با دوگانهاي سخت روبرو شود: يا بايد با قيمتهاي بالاتر براي پر كردن ذخاير وارد بازار شود، يا خطر ورود به زمستان با سطحي از ذخاير كمتر از حد اطمينان را بپذيرد. هر دو گزينه پرهزينهاند. گزينه نخست، فشار تورمي و مالي بيشتري بر دولتها، صنايع و خانوارها تحميل ميكند و گزينه دوم، ريسك كمبود يا جهش شديدتر قيمتها در ماههاي سرد را بالا ميبرد.
اين وضعيت براي بخش صنعت اروپا بهويژه نگرانكننده است. تجربه سالهاي گذشته نشان داده هر زمان قيمت گاز در اروپا جهش ميكند، صنايع انرژيبر مانند فولاد، پتروشيمي، كود شيميايي، شيشه و سراميك در معرض كاهش توليد يا افزايش هزينه تمامشده قرار ميگيرند. بنابراين بحران گاز فقط يك مساله مربوط به قبوض خانگي نيست؛ بلكه ميتواند بهطور مستقيم بر رقابتپذيري صنعتي اروپا اثر بگذارد.
يكي ديگر از مولفههاي مهم اين بحران، سطح ذخاير گاز اروپاست. اگرچه اروپا در سالهاي اخير توانسته با سرعت بيشتري تأسيسات ذخيرهسازي را مديريت كند و در برخي مقاطع با موفقيت از زمستان عبور كند، اما اينبار نقطه شروع چندان مطمئن نيست. كاهش ذخاير در پايان زمستان گذشته و تعويق در بازسازي آنها، اكنون به يك عامل اضطرابآور تبديل شده است.
بازار نيز به همين دليل با حساسيت بيشتري واكنش نشان ميدهد. در شرايطي كه ميزان ذخاير پايينتر از حد مطلوب باشد، هر خبر منفي از منطقه، هر اختلال احتمالي در مسيرهاي صادراتي و هر رقابت جديد بر سر محمولهها، ميتواند موج تازهاي از رشد قيمت را رقم بزند. اين همان وضعيتي است كه بازار گاز را از يك بازار صرفاً تجاري، به بازاري امنيتي و رواني تبديل ميكند. در واقع، اروپا با يك چالش همزمان روبروست: از يك سو بايد مخازن خود را براي زمستان پر كند و از سوي ديگر، نميخواهد در اوج قيمتها دست به خريد گسترده بزند. اما بازار انرژي معمولاً منتظر راحتترين زمان براي خريداران نميماند. هرچه تصميمگيري به تأخير بيفتد، هزينه ريسك نيز بيشتر ميشود.
اگر سطح تنشها در خاورميانه دوباره افزايش يابد، قيمت انرژي حتي ميتواند از سطح فعلي نيز فراتر برود. در آن صورت، اروپا با مشكلاتي جديتر از گذشته روبرو خواهد شد؛ زيرا اينبار نهتنها هزينه تأمين بالا رفته، بلكه فضاي رقابت نيز سنگينتر شده و حاشيه مانور سياستگذاران محدودتر است. برخلاف سالهايي كه بخشي از بازار به بازگشت سريع تعادل اميدوار بود، اكنون احتياط جاي خوشبيني را گرفته است.
براي اروپا، مساله فقط گذر از يك زمستان نيست؛ مساله اصلي آن است كه ساختار جديد امنيت انرژي اين قاره تا چه اندازه توان تحمل بحرانهاي همزمان ژئوپليتيكي و تجاري را دارد. اگر قرار باشد هر تنش در يكي از گلوگاههاي انرژي، بلافاصله توازن بازار گاز اروپا را بر هم بزند، آنگاه بايد گفت قاره سبز هنوز هم از بحران انرژي فاصله نگرفته، بلكه فقط شكل آن تغيير كرده است.
واقعيت اين است كه بازار گاز جهان وارد دورهاي شده كه در آن قيمت، امنيت و سياست بيش از هر زمان ديگري به يكديگر گره خوردهاند. اروپا نيز در مركز همين تلاقي ايستاده است: قارهاي كه براي گرم نگهداشتن زمستان خود، ناچار است هزينه ناامني در هزاران كيلومتر دورتر را بپردازد.