استفاده از افراد غير متخصص در كادر درمان بازي با جان بيماران
سالهاست كه نظام سلامت ايران با كمبود شديد نيروي پرستاري دستوپنجه نرم ميكند؛ بحراني كه حالا ابعاد تازهاي پيدا كرده و به گفته مسوولان صنفي، پاي افراد فاقدصلاحيت را به محيطهاي درماني، بهويژه بيمارستانهاي خصوصي، باز كرده است.
گلي ماندگار|
سالهاست كه نظام سلامت ايران با كمبود شديد نيروي پرستاري دستوپنجه نرم ميكند؛ بحراني كه حالا ابعاد تازهاي پيدا كرده و به گفته مسوولان صنفي، پاي افراد فاقدصلاحيت را به محيطهاي درماني، بهويژه بيمارستانهاي خصوصي، باز كرده است. حضور «پرستارنماها» يا افرادي كه بدون داشتن مدرك، مهارت و صلاحيت حرفهاي در نقش پرستار فعاليت ميكنند، حالا ديگر يك شايعه يا تخلف محدود نيست، بلكه به موضوعي نگرانكننده در برخي مراكز درماني تبديل شده است. «احمد نجاتيان»، رييس سازمان نظام پرستاري كشور، اخيرا با صراحت اعلام كرده كه گزارشهايي از حضور گسترده افراد غيرپرستار در بيمارستانهاي خصوصي دريافت شده و حتي در يك مورد، تمامي كاركنان اتاق عمل يك بيمارستان خصوصي، افراد فاقد مدرك پرستاري بودهاند؛ موضوعي كه اگر صحت كامل آن اثبات شود، ميتواند يكي از بزرگترين بحرانهاي ايمني بيمار در سالهاي اخير باشد. اين اتفاق در شرايطي رخ ميدهد كه نظام سلامت كشور از يكسو با مهاجرت پرستاران، ترك شغل گسترده و فرسودگي نيروهاي موجود مواجه است و از سوي ديگر، دهها هزار پرستار فارغالتحصيل بيكار در خانه نشستهاند؛ تناقضي عجيب كه نشان ميدهد بحران، تنها كمبود نيرو نيست، بلكه به مديريت منابع انساني و سياستگذاريهاي حوزه سلامت نيز بازميگردد.
يك خبر و پرده برداشتن از بحراني پنهان در نظام سلامت
چند روز پيش خبري مبني بر اينكه فردي بعد از شكايت همسرش براي دريافت مهريه مدرك جعلي او را به محاكم قضايي ارايه داده بود، مطرح شد. اين فرد با اعلام اينكه همسرش با مدرك ديپلم 10 سال است در شغل پرستاري فعاليت ميكند پرده از واقعيت تلخي برداشت، مساله حضور پرستارنماها در بيمارستانها. اين فرد گفت كه همسرش از 10 سال پيش تاكنون بدون داشتن تخصص و با مدرك جعلي در سه بيمارستان مشغول به فعاليت است. يك بيمارستان دولتي و دو بيمارستان خصوصي. اين خبر باعث شد تا بار ديگر مساله به كارگيري افراد غير متخصص به عنوان پرستار در بيمارستانها به صدر اخبار باز گردد. مسالهاي كه البته مربوط به ديروز و امروز نيست، بلكه سالهاست كه نظام سلامت ايران با كمبود شديد نيروي پرستاري دستوپنجه نرم ميكند؛ بحراني كه حالا ابعاد تازهاي پيدا كرده و به گفته مسوولان صنفي، پاي افراد فاقدصلاحيت را به محيطهاي درماني، بهويژه بيمارستانهاي خصوصي باز كرده است. حضور «پرستارنماها» يا افرادي كه بدون داشتن مدرك، مهارت و صلاحيت حرفهاي در نقش پرستار فعاليت ميكنند، حالا ديگر يك شايعه يا تخلف محدود نيست، بلكه به موضوعي نگرانكننده در برخي مراكز درماني تبديل شده است.
پرستارنماها چه كساني هستند؟
پرستارنما به افرادي گفته ميشود كه بدون داشتن مدرك دانشگاهي پرستاري، مجوز حرفهاي يا مهارتهاي باليني لازم، در بيمارستانها يا مراكز درماني وظايفي را انجام ميدهند كه بايد توسط پرستاران آموزشديده انجام شود. اين افراد ممكن است تحت عناويني مانند كمكپرستار، مراقب بيمار يا نيروي خدماتي وارد مراكز درماني شوند، اما در عمل، اقداماتي فراتر از توان و صلاحيت خود انجام دهند.
در برخي موارد، اين افراد دارو تزريق ميكنند، علايم حياتي بيماران را بررسي ميكنند، در بخشهاي ويژه فعاليت دارند يا حتي در اتاق عمل حضور پيدا ميكنند؛ اقداماتي كه كوچكترين اشتباه در آنها ميتواند جان بيمار را به خطر بيندازد. كارشناسان حوزه سلامت معتقدند گسترش اين پديده، نتيجه مستقيم كمبود شديد پرستار، پايين بودن دستمزدها، مهاجرت نيروهاي متخصص و تلاش برخي مراكز درماني براي كاهش هزينههاست.
خطري كه مستقيم جان بيماران را تهديد ميكند
دكتر مهرآسا مهتدي، متخصص طب اورژانس در اين باره به «تعادل» ميگويد: پرستاري فقط انجام چند كار ساده درماني نيست. پرستار در واقع چشم دوم پزشك در بخش درمان است و كوچكترين اشتباه او ميتواند به مرگ بيمار منجر شود. او ادامه ميدهد: در بخش اورژانس، ثانيهها اهميت دارد. يك پرستار حرفهاي از روي تغييرات جزيي علايم حياتي ميتواند متوجه وخامت حال بيمار شود، اما فردي كه آموزش نديده، ممكن است اصلا متوجه خطر نشود. ما مواردي داشتهايم كه تاخير در تشخيص افت فشار خون، ايست تنفسي يا خونريزي داخلي به دليل بيتجربگي نيروهاي غيراستاندارد، بيمار را در وضعيت بحراني قرار داده است. اين متخصص طب اورژانس تاكيد ميكند: اتاق عمل، ICU و اورژانس از حساسترين بخشهاي درماني هستند و حضور افراد فاقدصلاحيت در اين بخشها به هيچوجه قابل توجيه نيست. وقتي بيمار وارد بيمارستان ميشود، تصور ميكند همه افراد حاضر در كادر درمان، آموزشهاي لازم را ديدهاند، اما واقعيت اين است كه در برخي مراكز، اين اعتماد عمومي در حال آسيب ديدن است. دكتر مهتدي خاطرنشان ميكند: استفاده از نيروهاي غيرمتخصص نهتنها ايمني بيماران را تهديد ميكند، بلكه فشار رواني سنگيني نيز بر پزشكان و پرستاران واقعي وارد ميكند، زيرا آنها مجبورند مدام اشتباهات احتمالي افراد آموزشنديده را كنترل كنند.
كاهش اعتماد عمومي به بيمارستانها
يكي از مهمترين تبعات حضور پرستارنماها، كاهش اعتماد مردم به نظام درماني است. بيمار و خانواده او زماني كه هزينههاي سنگين درمان در بيمارستانهاي خصوصي را پرداخت ميكنند، انتظار دارند خدمات تخصصي و استاندارد دريافت كنند، اما افشاي چنين تخلفاتي ميتواند اين اعتماد را بهشدت متزلزل كند. فعالان حوزه سلامت هشدار ميدهند كه اگر نظارت بر بيمارستانهاي خصوصي افزايش پيدا نكند، اين بحران ميتواند به بياعتمادي گسترده اجتماعي نسبت به مراكز درماني منجر شود. مهدي زارع، يك فعال حوزه پرستاري نيز در اين باره ميگويد: وقتي مردم ميشنوند كه در برخي بيمارستانها افراد غيرمتخصص جاي پرستار كار ميكنند، طبيعي است كه احساس ناامني كنند. اين موضوع فقط يك تخلف صنفي نيست، بلكه مستقيما با جان مردم ارتباط دارد. او ادامه ميدهد: متاسفانه برخي بيمارستانها براي كاهش هزينهها ترجيح ميدهند به جاي استخدام پرستار داراي مجوز، از نيروهاي ارزانتر استفاده كنند. اين در حالي است كه همان بيمارستانها هزينههاي سنگيني از بيماران دريافت ميكنند. اين فعال صنفي خاطرنشان ميكند: نبود نظارت كافي و كمبود بازرسيهاي مستمر، زمينه گسترش اين پديده را فراهم كرده است.
مهاجرت پرستاران و خالي شدن بيمارستانها
بحران پرستارنماها را نميتوان جدا از بحران مهاجرت پرستاران بررسي كرد. در سالهاي اخير، تعداد زيادي از پرستاران ايراني به دليل پايين بودن حقوق، فشار كاري بالا، فرسودگي شغلي و نبود امنيت شغلي، مهاجرت كردهاند يا از حرفه خود خارج شدهاند. كشورهايي مانند آلمان، كانادا، استراليا و كشورهاي حوزه اسكانديناوي در سالهاي اخير به مقصد اصلي پرستاران ايراني تبديل شدهاند. بسياري از اين كشورها با ارايه حقوق بالا، امكانات رفاهي مناسب و شرايط كاري استاندارد، نيروهاي متخصص ايراني را جذب ميكنند. از سوي ديگر، بخشي از پرستاران نيز عطاي كار در بيمارستان را به لقايش بخشيدهاند و به مشاغل ديگر روي آوردهاند؛ حتي اگر درآمد كمتري داشته باشد. مهدي زارع در اين باره ميگويد: پرستاري در ايران به شغلي فرسايشي تبديل شده است. بسياري از پرستاران با وجود علاقه به حرفهشان، ديگر توان ادامه ندارند. وقتي نيروي متخصص از سيستم خارج ميشود، برخي مراكز درماني براي پر كردن خلأ ايجادشده سراغ نيروهاي غيرحرفهاي ميروند.
تناقض عجيب؛ بيكاري پرستاران در كنار كمبود پرستار
در حالي كه مسوولان از كمبود شديد پرستار سخن ميگويند، آمارها نشان ميدهد حدود ۶۰ هزار پرستار فارغالتحصيل در كشور بيكار هستند. اين تناقض، پرسشهاي جدي درباره نحوه جذب نيرو در نظام سلامت ايجاد كرده است. كارشناسان معتقدند محدوديتهاي استخدامي، كمبود بودجه و سياستهاي انقباضي دولت باعث شده بسياري از بيمارستانها به جاي جذب رسمي پرستار، به استفاده از نيروهاي موقت و غيرمتخصص روي بياورند. دكتر مهتدي نيز با تاكيد بر تناقض موجود اظهار ميدارد: وقتي پرستار تحصيلكرده بيكار داريم، استفاده از افراد فاقدصلاحيت هيچ توجيهي ندارد. اين يعني نظام سلامت به جاي حل ريشهاي بحران، به سمت راهكارهاي خطرناك و كوتاهمدت حركت كرده است.
ضعف نظارت؛ حلقه مفقوده ماجرا
كارشناسان ميگويند: يكي از مهمترين دلايل گسترش اين بحران، ضعف نظارت بر عملكرد بيمارستانهاي خصوصي است. اگرچه قوانين مشخصي درباره صلاحيت حرفهاي كادر درمان وجود دارد، اما اجراي اين قوانين همواره با چالش همراه بوده است. مهدي زارع، فعال حوزه پرستاري نيز تاكيد ميكند: بايد سامانهاي شفاف براي احراز هويت و صلاحيت حرفهاي تمام كاركنان درماني ايجاد شود تا بيمار و همراه او بتوانند مطمئن شوند فردي كه از بيمار مراقبت ميكند، واقعا پرستار است. او همچنين خواستار برخورد قانوني جدي با بيمارستانهايي شد كه از نيروهاي فاقدصلاحيت استفاده ميكنند و تاكيد كرد كه سلامت مردم نبايد قرباني صرفهجويي اقتصادي شود.
ضرورت اصلاح فوري سياستهاي پرستاري
كارشناسان حوزه سلامت معتقدند حل بحران پرستارنماها بدون اصلاح وضعيت پرستاران امكانپذير نيست. افزايش استخدام، بهبود حقوق و مزايا، كاهش فشار كاري، حمايت رواني از پرستاران و جلوگيري از مهاجرت نيروهاي متخصص، از جمله اقداماتي است كه ميتواند به كاهش اين بحران كمك كند. متخصصان هشدار ميدهند كه ادامه وضعيت فعلي، علاوه بر تهديد سلامت بيماران، ميتواند نظام درماني كشور را با بحراني عميقتر مواجه كند؛ بحراني كه جبران آن در آينده بسيار دشوار خواهد بود. در نهايت، آنچه امروز در برخي بيمارستانهاي خصوصي رخ ميدهد، صرفا يك تخلف اداري يا صنفي نيست، بلكه هشداري جدي درباره فرسايش سرمايه انساني در نظام سلامت كشور است. اگر نظارت، جذب نيرو و حمايت از پرستاران واقعي به سرعت اصلاح نشود، شايد در آينده نه چندان دور، اعتماد عمومي به بيمارستانها نيز دچار آسيب جدي شود؛ اعتمادي كه بازسازي آن ساده نخواهد بود.