بايدهاي عبور از ركود تورمي

۱۴۰۵/۰۲/۲۶ - ۰۱:۰۹:۰۷
کد خبر: ۳۸۷۳۰۳

باتوجه به اينكه ركود تورمي خصلت مشترك اقتصاد پساجنگ است، بايد به سمتي برويم كه بتوانيم آن را مهار كنيم. جنگ باعث بي‌اطميناني و نااطميناني مي‌شود و مقدار سرمايه‌گذاري كاهش مي‌يابد يا سرمايه‌گذاري‌ها به سمت بازارهاي واسطه‌اي مثل طلا و ارز مي‌رود و اين حركت به سمت اين دو بازار باعث كاهش ارزش افزوده به سمت صفر مي‌شود.

مجيد گودرزي

باتوجه به اينكه ركود تورمي خصلت مشترك اقتصاد پساجنگ است، بايد به سمتي برويم كه بتوانيم آن را مهار كنيم. جنگ باعث بي‌اطميناني و نااطميناني مي‌شود و مقدار سرمايه‌گذاري كاهش مي‌يابد يا سرمايه‌گذاري‌ها به سمت بازارهاي واسطه‌اي مثل طلا و ارز مي‌رود و اين حركت به سمت اين دو بازار باعث كاهش ارزش افزوده به سمت صفر مي‌شود. دولت بايد هم مشوق‌هايي براي سرمايه‌گذاري درنظر بگيرد و هم تنبيهاتي براي خروج سرمايه از بازار مولد درنظر داشته باشد و اين كار بايد در قالب ماليات‌هاي مختلف انجام شود؛ بنابراين هم بخش مالي مي‌تواند به اقتصاد كمك كند و هم تسهيلاتي كه براي بنگاه‌هاي زودبازده پرداخت مي‌شود، راهگشاست. به هر حال در شرايط فعلي كه ريسك سرمايه‌گذاري بالاست و نمي‌توانيم توقع داشته باشيم سرمايه‌گذاري از خارج تامين شود، بايد روي بحث سرمايه‌گذاري‌هاي داخلي تمركز كنيم و حتما اين كار شدني و ارزشمند است. ما در كشور سرمايه كم نداريم اما به بدترين شكل ممكن مديريت مي‌شود، به‌ طوري كه به جاي حركت سرمايه به سمت كارهاي مولد و داراي ارزش افزوده بلندمدت، در بازارهاي مالي مثل ارز و طلا جابه‌جا مي‌شود. باتوجه به نرخ تورم ۶۰درصدي، نبايد اجازه داد دارايي‌هاي مردم در بازار سرمايه به واسطه تورم از بين برود و باعث فرار سرمايه‌ها از بورس شود. تا زماني كه بازدهي بازارهايي همچون طلا يا زمين بيشتر از بخش توليد باشد، نمي‌توان توقع داشت كه سرمايه‌ها جذب توليد شود. با هر نوسان و شوك در بازار، قيمت‌ همه محصولات افزايش مي‌يابد درحالي كه بهاي تمام شده هر كالايي مشخص است؛ بنابراين بايد كاري كرد كه اينها براساس آن بهاي تمام شده و سود متعارفي كه پذيرفته شده، در تاريخ مشخص بتوانند قيمت‌گذاري كنند و اين‌طور نباشد بتوانند از شرايط ناشي از جنگ سوءاستفاده كنند. جنگ باعث افزايش هزينه و كاهش درآمدها مي‌شود كه قاعدتا بايد با افزايش نقدينگي جبران بشود و تازه‌ترين و محتمل‌ترين راه همين است.

به گفته رييس‌جمهور، حدود ۵ ميليون ميليارد تومان پول نياز داريم تا بتوانيم حدود ۶۵ هزار طرح نيمه‌تمام را تكميل كنيم؛ اين نشان مي‌دهد كه اگر اين طرح‌ها ۵۰درصد پيشرفت داشته باشند، حدود ۵ ميليون ميليارد تومان سرمايه را در طرح‌هاي نيمه‌تمام رسوب كرده و فريز كرده‌ايم كه هيچ بازدهي و ارزش افزوده‌اي ندارند. اگر قرار است دولت هم جلوي افزايش نقدينگي و هم كاهش درآمدها را بگيرد، بايد به سمتي برود كه يا اين طرح‌ها را به هر قيمتي واگذار كند كه بهترين روش عرضه در بورس با قيمت رقابتي است يا اينكه جلوي طرح‌هاي نيمه‌تمام را كاملا بگيرد، چون اين يك حيف‌ و ميل شديد در اقتصاد است كه باعث كاهش درآمدهاي دولت و باعث افزايش اجبار دولت به افزايش نقدينگي و باعث چتر بودجه‌هاي آنچناني مي‌شود.