آثارو عوارض انتشار اسكناس‌هاي درشت(1)

۱۴۰۵/۰۲/۱۳ - ۰۱:۴۲:۰۲
کد خبر: ۳۸۵۵۶۷

برخي گزارش‌ها نشان مي‌دهد كه در روزهاي اخير، اسكناس‌هاي درشت اعم از ايران ‌چك‌‌هاي ۵۰۰ هزار و يك‌ميليون توماني در بازار غيررسمي ارز و طلا به كالايي مورد تقاضا تبديل شده‌اند. به‌طور خلاصه اهم شرايط و مشكلاتي كه اسكناس ايجاد كرده است؛ مي‌توان به موارد زير اشاره كرد: 

مهرداد حاجي‌زاده‌فلاح

برخي گزارش‌ها نشان مي‌دهد كه در روزهاي اخير، اسكناس‌هاي درشت اعم از ايران ‌چك‌‌هاي ۵۰۰ هزار و يك‌ميليون توماني در بازار غيررسمي ارز و طلا به كالايي مورد تقاضا تبديل شده‌اند. به‌طور خلاصه اهم شرايط و مشكلاتي كه اسكناس ايجاد كرده است؛ مي‌توان به موارد زير اشاره كرد: 

۱- كميابي اسكناس براي مردم و فراواني براي دلالان: در حالي كه مردم عادي هنگام مراجعه به بانك‌ها براي دريافت پول نقد با محدوديت‌هاي سفت‌وسخت مواجه هستند، اين اسكناس‌هاي درشت به ميزان قابل توجهي در اختيار دلالان بازار ارز به‌ويژه در محدوده ميدان فردوسي و چهارراه استانبول تهران قرار دارد.

۲- ابزار معامله در بازار غيررسمي: گزارش‌ها حاكي از آن است كه بسياري از دلالان ارز، معاملات خود را مشروط به پرداخت نقدي با اين ايران‌چك‌ها كرده‌اند. حتي برخي دلالان براي تشويق خريداران به پرداخت با پول نقدِ درشت، دلار را با قيمت پايين‌تر از نرخ روز عرضه مي‌كنند. اين موضوع نشان مي‌دهد كه اسكناس‌هاي درشت به ابزاري براي تسهيل معاملات پنهان و غيرشفاف تبديل شده‌اند.

۳- شائبه‌هاي توزيع: ورود حجم بالاي اين اسكناس‌ها به بازار آزاد، سوالات جدي درباره مسير توزيع آنها ايجاد كرده است. كارشناسان تاكيد دارند كه با توجه به نظارت بانك مركزي بر شبكه بانكي، توزيع اين اسكناس‌ها بايد كاملا قابل رصد باشد؛ اما حضور آنها در بازار سياه نشان‌دهنده وجود خلأهاي نظارتي يا مسيرهاي ويژه‌اي است كه باعث مي‌شود اين پول‌ها مستقيما از شعب بانكي سر از دست دلالان درآورند. تحليلگران هشدار مي‌دهند كه اين روند مي‌تواند باعث گسترش سفته‌بازي و ايجاد التهاب در بازارهاي ارز و طلا شود. وقتي خودِ پول به يك كالاي واسطه‌اي با قيمت متفاوت تبديل مي‌شود، اين نشانه آشكاري از رونق اقتصاد زيرزميني است كه نظارت بر جريان نقدينگي را براي نهادهاي مسوول دشوارتر مي‌كند. در مجموع، اين وضعيت بازتابي از عدم تعادل در توزيع منابع پولي است كه در آن دسترسي سريع به نقدينگي درشت، به جاي آنكه در چرخه رسمي اقتصادي كشور باشد، در مسير سوداگري و مبادلات غيرشفاف قرار گرفته است. اگر بخواهيم اين پديده را از ديدگاه اقتصاد كلان، نقدينگي و نظارت بانكي تحليل كنيم، ما با يك ناهنجاري در جريان گردش پول مواجه هستيم. در ادامه، تحليل فني اين وضعيت در چهار محور اصلي ارايه مي‌شود: 

 ۱- افزايش سرعت گردش پول (Velocity of Money) در بازار غيررسمي: در اقتصاد، سرعت گردش پول به معناي تعداد دفعاتي است كه يك واحد پول در يك بازه زماني مشخص از دست يك نفر به دست نفر ديگر مي‌افتد. وقتي اسكناس‌هاي درشت مانند يك ميليوني به جاي ورود به چرخه توليد و مصرف رسمي، مستقيما در معاملات ارز و طلا بازار سياه دست ‌به دست مي‌شوند، سرعت گردش پول در بخش غيررسمي به ‌شدت بالا مي‌رود. اين امر باعث مي‌شود قدرت خريدِ پنهان در بازار، بسيار فراتر از آنچه در آمارهاي رسمي بانك مركزي ديده مي‌شود، باشد. اين افزايش سرعت گردش در بازار موازي مي‌تواند منجر به تورم ناشي از تقاضا در بازارهاي كالا و ارز شود.

۲- نقدينگي زيرزميني: وقتي اسكناس‌هاي با ارزش بالا در دسترس عموم قرار نمي‌گيرند، اما در بازار آزاد فراوان هستند، ما با پديده تكه‌تكه شدن نقدينگي مواجه مي‌شويم. 

در حالت عادي، نقدينگي بايد از طريق سيستم بانكي، نقدينگي ديجيتال يا ذخايري مديريت و كنترل شود. اما ورود اين اسكناس‌ها به بازار سياه، يعني بخشي از نقدينگي كشور از سيستم بانكي رسمي خارج شده و به سيستم غيررسمي منتقل شده است. اين انتقال باعث مي‌شود ابزارهاي سياستگذاري پولي بانك مركزي مانند نرخ بهره يا كنترل نرخ رشد نقدينگي كارايي خود را از دست بدهند، زيرا بانك مركزي نمي‌تواند بر جرياني كه در خارج از حساب‌هاي بانكي در حال حركت است، نظارت يا كنترل داشته باشد.

۳- ايجاد سوپريم يا اختلاف قيمت (Premium Pricing): 

در بازارهاي مالي، وقتي يك ابزار پرداخت (در اينجا اسكناس درشت) به دليل نايابي يا تسهيل معاملات، ارزش افزوده پيدا مي‌كند، پديده‌اي به نام Premium ايجاد مي‌شود. در واقع، اين اسكناس‌ها ديگر فقط واحد پول نيستند، بلكه خود به يك «كالاي واسطه‌اي» تبديل شده‌اند. وقتي دلالان براي دريافت اين اسكناس‌ها، قيمت ارز را كاهش مي‌دهند، در واقع در حال خريد سهولت در انتقال وجه هستند. 

 اين يعني قيمت واقعي ارز در بازار سياه، ناشي از ارزش خودِ ارز نيست، بلكه تركيبي از «ارزش ارز + حاشيه سود ناشي از نايابي اسكناس» است. اين موضوع باعث ايجاد خطا در قيمت‌گذاري (Mispricing) در كل بازار مي‌شود.

۴. چالش نظارت بر جريان نقدينگي: يادداشت مهدي: از منظر تكنولوژي‌هاي مالي و نظارت، بزرگ‌ترين مشكل اين است كه اسكناس‌هاي فيزيكي، قابليت ردگيري (Traceability) ندارند.  در حالي كه تراكنش‌هاي ديجيتال در شبكه بانكي، اثر انگشتي از خود به جاي مي‌گذارند (Audit Trail)، گردش اسكناس‌هاي درشت در بازار آزاد، يك سياهچاله اطلاعاتي ايجاد مي‌كند. اين وضعيت باعث مي‌شود: 

  تراكنش‌هاي مشكوك (مانند پولشويي يا فرار مالياتي) با سهولت بيشتري انجام شود.

  شكاف ميان نقدينگي رسمي و واقعي عميق‌تر شود كه اين خود يكي از عوامل اصلي عدم دقت در پيش‌بيني‌هاي اقتصادي و نرخ‌هاي تورم است.

به بيان ديگر، رونق بازار اسكناس‌هاي درشت، نشان‌دهنده كاهش كارايي كانال‌هاي انتقال سياست پولي و افزايش قدرت بازار موازي است. اين پديده باعث مي‌شود كه سياست‌هاي انقباضي يا انبساطي بانك مركزي، اثرگذاري كمتري بر تورم داشته باشند، زيرا بخش قابل توجهي از نقدينگي در يك چرخه بسته و غيرقابل رصد در حال

 حركت است.مدرس علوم بانكي