هوانوردي ايران در برزخ خسارت و سياست

پرواز در مه ابهام

۱۴۰۵/۰۲/۱۳ - ۰۰:۵۰:۱۲
کد خبر: ۳۸۵۵۴۷
پرواز در مه ابهام

صنعت هوانوردي ايران بار ديگر در بزنگاهي حساس قرار گرفته است؛ نقطه‌اي كه در آن، آسيب‌هاي ناشي از درگيري‌هاي اخير با ابهام‌هاي سياسي و اقتصادي گره خورده و آينده اين صنعت را در هاله‌اي از ابهام فرو برده است.

صنعت هوانوردي ايران بار ديگر در بزنگاهي حساس قرار گرفته است؛ نقطه‌اي كه در آن، آسيب‌هاي ناشي از درگيري‌هاي اخير با ابهام‌هاي سياسي و اقتصادي گره خورده و آينده اين صنعت را در هاله‌اي از ابهام فرو برده است. بر اساس گزارش‌ها، در جريان «جنگ تحميلي سوم»، حدود ۲۰ فروند هواپيما و بخشي از زيرساخت‌هاي كليدي فرودگاهي و ناوبري آسيب ديده‌اند. با اين حال، نبود اطلاعات دقيق و محدوديت‌هاي امنيتي باعث شده تصوير روشني از ميزان واقعي خسارات و مسير جبران آنها در دسترس نباشد.

آنچه امروز بيش از هر چيز ذهن فعالان اين صنعت را درگير كرده، نه فقط ابعاد خسارت، بلكه چگونگي بازسازي و احياي اين بخش حياتي از اقتصاد كشور است؛ مسيري كه به گفته كارشناسان، بيش از آنكه فني باشد، به تصميمات كلان سياسي و ديپلماتيك وابسته است.

در شرايطي كه هنوز فضاي كشور به‌طور كامل از وضعيت جنگي فاصله نگرفته، انتشار اطلاعات دقيق درباره خسارات با محدوديت‌هايي جدي مواجه است. همين مساله باعث شده ارزيابي‌هاي موجود بيشتر بر پايه شنيده‌ها و برآوردهاي اوليه باشد تا داده‌هاي قطعي.

محمود مهران‌پور، كارشناس صنعت هوانوردي، در اين باره مي‌گويد: براي ارزيابي نهايي ميزان خسارات وارد شده و تأثير آن بر بازار اين صنعت در آينده، نيازمند اطلاعات دقيق هستيم كه تاكنون اين اطلاعات نهايي و تكميل نشده است.

او با اشاره به گزارش‌هاي غيررسمي افزود: هنوز تعداد هواپيماهاي آسيب‌ديده به‌طور دقيق مشخص نيست، اما بر اساس شنيده‌ها دو هواپيماي ماهان در فرودگاه مشهد، تعدادي هواپيما در فرودگاه مهرآباد و همچنين تعدادي از هواپيماهاي شركت هواپيمايي كارون به‌طور كامل از بين رفته‌اند. با اين حال اين اطلاعات قطعي نيست.

اين ابهام صرفاً به ناوگان هوايي محدود نمي‌شود. مهران‌پور تأكيد مي‌كند: خسارت‌ها تنها محدود به هواپيماها نبوده و زيرساخت‌هاي حياتي اين صنعت نيز آسيب ديده‌اند.  در جريان اين جنگ تنها هواپيماها آسيب نديده‌اند، بلكه فرودگاه‌ها و رادارها نيز دچار خسارت شده‌اند.

    صنعت هوايي  قرباني اولويت‌بندي‌هاي اقتصادي

در هر بحران ملي، منابع محدود بايد ميان نيازهاي مختلف تقسيم شود؛ و تجربه نشان داده كه در چنين شرايطي، صنعت هوانوردي معمولاً در اولويت‌هاي پايين‌تر قرار مي‌گيرد.

كارشناس صنعت هوانوردي در اين خصوص تصريح مي‌كند: جبران خسارات به وضعيت كلي كشور بستگي دارد. اگر در شرايط نه جنگ و نه صلح قرار داشته باشيم، صنعت هوايي در اولويت نخست كشور قرار نخواهد گرفت، زيرا اولويت‌هاي اصلي شامل برق، گاز و واحدهاي توليدي خواهد بود.»

او با يادآوري تجربه‌هاي گذشته هشدار مي‌دهد: پس از جنگ ۱۲ روزه نيز تسهيلات مالي قابل توجهي براي اين صنعت صورت نگرفت و در نتيجه وضعيت صنعت هوايي مطلوب نبود. اگر امروز نيز شرايط مشابهي تكرار شود، اولويت كشور به سمت معيشت مردم، دارو و نيازهاي اساسي خواهد رفت.

اين واقعيت نشان مي‌دهد كه حتي در صورت پايان درگيري‌ها، مسير بازسازي صنعت هوانوردي لزوماً سريع و هموار نخواهد بود.

    گره خوردن جبران خسارت به سياست خارجي

يكي از مهم‌ترين ابعاد اين بحران، وابستگي مستقيم آن به تحولات سياسي و به‌ويژه روابط بين‌المللي ايران است. برخلاف بسياري از صنايع ديگر، هوانوردي به‌شدت به واردات تجهيزات، فناوري و ناوگان وابسته است؛ موضوعي كه آن را در برابر تحريم‌ها آسيب‌پذير مي‌كند.

مهران‌پور در اين زمينه مي‌گويد: ممكن است در توافقي كه ميان دو كشور در حال بررسي است، مشابه تجربه برجام، موضوع واردات هواپيما نيز لحاظ شود. در توافق برجام يك بند مشخص به رفع تحريم‌هاي هوايي اختصاص داشت.

كارشناس صنعت هوانوردي ادامه مي‌دهد: اگر چنين توافقي دوباره شكل بگيرد، قطعاً يكي از محورهاي آن صنعت هوانوردي خواهد بود كه مي‌تواند منجر به تسهيل واردات هواپيما و ايجاد گشايش‌هاي مثبت در اين حوزه شود. به بيان ديگر، آينده ناوگان هوايي ايران نه فقط در كارگاه‌هاي تعميراتي، بلكه در ميزهاي مذاكره سياسي تعيين خواهد شد.

    صنعت هوانوردي؛ ستون پنهان اقتصاد جهاني

براي درك اهميت اين صنعت، كافي است نگاهي به جايگاه آن در اقتصاد جهاني بيندازيم. صنعت هوانوردي ديگر صرفاً يك بخش حمل‌ونقلي نيست؛ بلكه يكي از موتورهاي محرك اقتصاد جهاني به شمار مي‌رود. بر اساس آمارها، اين صنعت در سال ۲۰۲۵ درآمدي بيش از ۹۷۹ ميليارد دلار داشته و در آستانه عبور از مرز يك تريليون دلار قرار گرفته است. سود خالص حدود ۳۶ ميليارد دلار و حاشيه سود ۳.۷ درصدي نشان مي‌دهد كه با وجود هزينه‌هاي سنگين، اين صنعت همچنان سودآور است.از سوي ديگر، هوانوردي در سال ۲۰۲۳ حدود ۳.۹ درصد از توليد ناخالص جهاني را به خود اختصاص داده و ارزشي بالغ بر ۴.۱ تريليون دلار ايجاد كرده است. همچنين اين صنعت از ۸۶.۵ ميليون شغل در سراسر جهان پشتيباني مي‌كند.اين اعداد تنها آمار نيستند؛ بلكه نشان‌دهنده شبكه‌اي پيچيده از ارتباطات اقتصادي هستند كه از گردشگري و تجارت گرفته تا زنجيره تأمين جهاني را در بر مي‌گيرند.

    چشم‌انداز آينده؛ رشد جهاني ترديد داخلي

برآوردهاي بلندمدت نشان مي‌دهد كه تا سال ۲۰۴۳، ارزش افزوده صنعت هوانوردي به ۸.۵ تريليون دلار خواهد رسيد و تعداد مشاغل مرتبط با آن به ۱۳۵ ميليون نفر افزايش خواهد يافت. اين روند نشان‌دهنده رشد پايدار و اهميت فزاينده اين صنعت در دهه‌هاي آينده است. اما پرسش كليدي اينجاست: آيا ايران مي‌تواند سهمي متناسب از اين رشد داشته باشد؟در شرايط فعلي، پاسخ به اين پرسش بيش از هر چيز به دو عامل بستگي دارد: ثبات سياسي و كاهش تنش‌هاي بين‌المللي و سرمايه‌گذاري هدفمند در بازسازي و نوسازي ناوگان و زيرساخت‌ها. بدون تحقق اين دو شرط، خطر عقب‌ماندن ايران از رقابت منطقه‌اي و جهاني جدي خواهد بود.

  پيامدهاي بي‌توجهي به بازسازي

ناديده گرفتن اهميت بازسازي صنعت هوانوردي مي‌تواند پيامدهاي گسترده‌اي داشته باشد. اين پيامدها فقط به كاهش تعداد پروازها يا فرسودگي ناوگان محدود نمي‌شود، بلكه مي‌تواند كل اقتصاد كشور را تحت تأثير قرار دهد.

از جمله اين پيامدها مي‌توان به موارد زير اشاره كرد: كاهش توان رقابت در تجارت بين‌المللي، افت صنعت گردشگري، افزايش هزينه‌هاي حمل‌ونقل، كاهش جذابيت ايران براي سرمايه‌گذاري خارجي و تضعيف نقش كشور در ترانزيت هوايي منطقه. در واقع، صنعت هوانوردي يك حلقه كليدي در زنجيره اقتصاد مدرن است و اختلال در آن، اثرات دومينويي در ساير بخش‌ها ايجاد مي‌كند.

     فرصت‌هاي نهفته در دل بحران

با وجود تمام چالش‌ها، برخي كارشناسان معتقدند كه اين بحران مي‌تواند به فرصتي براي بازنگري و اصلاح ساختارهاي صنعت هوانوردي تبديل شود.

در صورت بهبود شرايط سياسي، امكان: نوسازي ناوگان با هواپيماهاي مدرن، توسعه فرودگاه‌ها، جذب سرمايه‌گذاري خارجي، افزايش پروازهاي بين‌المللي و تبديل ايران به هاب ترانزيتي منطقه فراهم خواهد شد.اين سناريو البته خوش‌بينانه است، اما غيرممكن نيست به‌ويژه اگر تصميم‌گيري‌ها با نگاه راهبردي و بلندمدت انجام شود.

   آينده‌اي معلق ميان سياست و اقتصاد

صنعت هوانوردي ايران امروز در نقطه‌اي ايستاده كه مسير آينده آن هنوز مشخص نيست. از يك‌سو، خسارات ناشي از جنگ و فرسودگي زيرساخت‌ها، و از سوي ديگر، وابستگي شديد به تحولات سياسي، اين صنعت را در وضعيتي شكننده قرار داده است.

آنچه مسلم است، اين است كه بازسازي اين صنعت صرفاً يك پروژه فني نيست؛ بلكه يك تصميم راهبردي در سطح ملي است. تصميمي كه مي‌تواند جايگاه ايران را در اقتصاد منطقه‌اي و جهاني تعيين كند. در نهايت، همانطور كه مهران‌پور تأكيد مي‌كند: بايد ديد شرايط توافق‌ها به چه سمتي حركت مي‌كند. و شايد بتوان افزود: آينده آسمان ايران، بيش از آنكه به باند فرودگاه‌ها وابسته باشد، به مسير تصميمات كلان گره خورده است.