آتش‌بس در ابهام، آينده نامشخص مذاكرات

بن‌بست ترامپ در جنگ ايران

۱۴۰۵/۰۲/۱۳ - ۰۰:۱۸:۳۴
کد خبر: ۳۸۵۵۲۵
بن‌بست ترامپ در جنگ ايران

با گذشت بيش از سه هفته از برقراري آتش‌بس ميان ايران از يك‌سو و امريكا و اسراييل از سوي ديگر، فضاي حاكم بر اين منازعه همچنان در وضعيتي مبهم و بلاتكليف قرار دارد؛ وضعيتي كه نه مي‌توان آن را صلح پايدار ناميد و نه بازگشت به درگيري را به‌طور كامل منتفي دانست.

با گذشت بيش از سه هفته از برقراري آتش‌بس ميان ايران از يك‌سو و امريكا و اسراييل از سوي ديگر، فضاي حاكم بر اين منازعه همچنان در وضعيتي مبهم و بلاتكليف قرار دارد؛ وضعيتي كه نه مي‌توان آن را صلح پايدار ناميد و نه بازگشت به درگيري را به‌طور كامل منتفي دانست. در حالي كه انتظار مي‌رفت آتش‌بس به عنوان نقطه‌اي براي آغاز گفت‌وگوهاي جدي و طراحي مسيرهاي ديپلماتيك عمل كند، شواهد موجود نشان مي‌دهد كه روند مذاكرات هنوز وارد فاز مشخص و قابل پيش‌بيني نشده است. پس از برگزاري يك دور مذاكره در اسلام‌آباد، نه تنها چارچوب روشني براي ادامه گفت‌وگوها اعلام نشده، بلكه حتي درباره زمان و مكان دور بعدي نيز ابهام‌هاي جدي وجود دارد؛ موضوعي كه بر پيچيدگي معادله افزوده و چشم‌انداز پيش‌رو را با عدم قطعيت همراه كرده است.

در اين ميان، يكي از مهم‌ترين ابعاد اين وضعيت، شرايطي است كه دولت دونالد ترامپ در آن قرار گرفته است. تحولات ميداني و سياسي پس از ۴۰ روز درگيري، به‌گونه‌اي پيش رفته كه بسياري از تحليلگران از آن به عنوان نوعي «گير افتادن در باتلاق» ياد مي‌كنند؛ وضعيتي كه در آن، نه امكان پيشروي قاطع وجود دارد و نه خروج كم‌هزينه از بحران به‌سادگي قابل تحقق است. برخلاف برآوردهاي اوليه كه تصور مي‌شد فشار نظامي مي‌تواند به تغيير سريع موازنه منجر شود، آنچه در عمل رخ داد نشان داد كه پيچيدگي‌هاي ژئوپليتيكي و ظرفيت‌هاي دفاعي ايران، معادلات را به‌مراتب دشوارتر از پيش‌بيني‌ها كرده است. همين امر باعث شده تا گزينه‌هاي پيش روي واشنگتن، محدودتر و پرهزينه‌تر از گذشته به نظر برسد.

در سطح داخلي امريكا نيز بازتاب اين وضعيت به‌وضوح قابل مشاهده است. گزارش‌ها و نظرسنجي‌ها حاكي از آن است كه ميزان حمايت افكار عمومي از اين جنگ، به‌طور قابل توجهي كاهش يافته و بخش قابل توجهي از جامعه امريكايي، نسبت به تداوم درگيري‌ها ديدگاهي انتقادي پيدا كرده است. همزمان، كاهش سطح محبوبيت رييس‌جمهور در پي اين تحولات، نشان‌دهنده آن است كه هزينه‌هاي سياسي اين بحران، فراتر از عرصه سياست خارجي، به داخل مرزهاي امريكا نيز سرايت كرده است. در چنين فضايي، هرگونه تصميم‌گيري درباره ادامه مسير-چه در قالب تشديد فشارها و چه حركت به سمت مذاكره-با ملاحظات پيچيده‌تري همراه شده و نيازمند محاسبه دقيق‌تري از پيامدهاي داخلي و خارجي است.

در مقابل ايران با تكيه بر تجربه هفته‌هاي گذشته، توانسته است موقعيت خود را در اين معادله تثبيت كند و نشان دهد كه در برابر فشارهاي چندلايه، از ظرفيت مقاومت و مديريت بحران برخوردار است. اين مساله، نه‌تنها در ميدان، بلكه در فضاي ديپلماتيك نيز بر وزن و جايگاه ايران افزوده و باعث شده هرگونه گفت‌وگو يا توافق احتمالي، ناگزير از در نظر گرفتن ملاحظات و مطالبات تهران باشد. با اين حال، نبود يك چارچوب مشخص براي ادامه مذاكرات نشان مي‌دهد كه فاصله ميان دو طرف همچنان قابل توجه است و رسيدن به نقطه‌اي مشترك، نيازمند عبور از موانع متعدد سياسي و راهبردي خواهد بود.

خبرگزاري «رويترز» در گزارشي تشريح كرد كه چگونه جنگ غيرقانوني امريكا عليه ايران كه اهداف اعلامي آن محقق نشد، در نبود يك توافق ديپلماتيك با ايران، امريكا را با مشكلاتي دشوارتر از پيش از جنگ مواجه مي‌كند و ميراث «دونالد ترامپ»، رييس‌جمهور امريكا را به خطر مي‌اندازد.

طولاني شدن جنگ غيرقانوني امريكا عليه ايران كه نتوانست پيروزي قاطع نظامي يا ديپلماتيك به همراه داشته باشد، رييس‌جمهور امريكا را با اين مخاطره مواجه ساخته است كه بن‌بست با ايران به‌طور نامحدودي ادامه يابد و مشكلي بزرگ‌تر از آنچه پيش از جنگ وجود داشت براي امريكا و جهان باقي بگذارد.

خبرگزاري رويترز در گزارشي با اشاره به اينكه با وجود آخرين اصلاحات طرح مذاكراتي ايران به پيشنهاد امريكا، هنوز مواضع ۲ طرف فاصله زيادي دارد و راه خروج هنوز در دسترس به نظر نمي‌رسد، نوشت: «پيامدهاي تداوم اين بن‌بست براي رييس‌جمهور امريكا و حزب جمهوري‌خواه، پيامدهاي تداوم بن‌بست هولناك است. يك درگيري حل‌نشده به معناي تداوم تبعات اقتصادي جهاني، از جمله قيمت بالاي بنزين در امريكا خواهد بود كه فشار بيشتري بر ترامپ وارد مي‌كند كه ميزان رضايت از عملكرد او و به‌طور كلي محبوبيتش در نظرسنجي‌ها به‌طور بي‌سابقه‌اي رو به كاهش است. همچنين اين وضعيت چشم‌انداز نامزدهاي جمهوري‌خواه را پيش از انتخابات ميان‌دوره‌اي كنگره در نوامبر تيره‌تر مي‌سازد.»

رسانه انگليسي در ادامه با ادعايي درباره آثار حملات غيرقانوني امريكا و رژيم صهيونيستي به تجهيزات و زيرساخت‌هاي نظامي ايران كه پايگاه‌هاي امريكا در منطقه و اهدافي در سراسر اراضي اشغالي را در پاسخ مقتدرانه خود به اين تجاوزگري در هم كوبيد، نوشت: «اين جنگ به بسياري از اهداف اعلام‌شده از سوي ترامپ دست نيافته است. اگرچه امواج حملات امريكا و اسراييل توانايي‌هاي نظامي ايران را تضعيف كرده است، بسياري از اهداف اغلب در حال تغيير ترامپ، از تغيير رژيم تا بستن مسير ايران به سمت سلاح هسته‌اي، هنوز محقق نشده است.»

اين رسانه نوشته است: از ديگر اهداف اعلامي اين جنگ كه كنترل نيروهاي مقاومت منطقه بود كه امريكا آنها را «نيروي نيابتي» ايران مي‌نامد، همچنين برنامه موشكي در نبود يك توافق ديپلماتيك محقق نشده و دور از دسترس به نظر مي‌رسد.

روزنامه انگليسي «فايننشال تايمز» در گزارشي به بررسي فشار فزاينده بر زنجيره تامين تسليحاتي ايالات متحده پس از جنگ عليه ايران پرداخته و استدلال مي‌كند كه درگيري نظامي گسترده واشنگتن به‌طور قابل‌توجهي ذخاير تسليحاتي امريكا را كاهش داده و پنتاگون را مجبور كرده است ارسال سلاح به متحدان خود در اروپا و احتمالاآسيا را به تعويق بيندازد.

اين مقاله اشاره مي‌كند كه امريكا به چندين متحد اروپايي خود از جمله انگليس، لهستان، ليتواني و استوني هشدار داده است كه انتظار تاخيرهاي جدي در دريافت سامانه‌هاي تسليحاتي امريكايي را داشته باشند. بر اساس اين گزارش، اين تاخيرها چندين سامانه موشكي و پدافندي را شامل مي‌شود و عمدتا ناشي از نگراني‌هاي موجود در داخل پنتاگون درباره كاهش سطح ذخاير نظامي پس از ۲ ماه عمليات نظامي مرتبط با ايران است.

اين مقاله مي‌گويد: پنتاگون به دولت‌هاي متحد اطلاع داده كه تاخيرها سامانه‌هايي مانند «هيمارس» و «ناسامز» را تحت تاثير قرار خواهد داد. اين سامانه‌ها نقش مهمي در اوكراين داشته‌اند و همچنين به‌طور گسترده توسط متحدان امريكا مورد استفاده قرار مي‌گيرند.

بر اساس اين گزارش، ميزان مصرف تسليحات در جريان جنگ ايران، ارتش امريكا را وادار كرده است تا مهمات و تجهيزات را از ديگر مناطق راهبردي از جمله منطقه هند-آرام منتقل تا كمبودها را جبران كند. اين مساله نگراني‌ها در واشنگتن را درباره اينكه آيا امريكا همچنان ذخاير كافي براي بازدارندگي در برابر چين را دارد يا نه، تشديد كرده است.

فايننشال تايمز همچنين اشاره مي‌كند كه اين تاخيرها باعث نگراني در سراسر اروپا شده و در اوكراين نيز نسبت به آينده حمايت نظامي امريكا پس از چهار سال جنگ از زمان آغاز عمليات گسترده روسيه، نگراني ايجاد كرده است. رسانه انگليسي به نقل از يك مقام ارشد اوكرايني گزارش داد كه ارسال تسليحات امريكايي به كي‌يف از زمان آغاز جنگ ايران با تاخير مواجه شده است. تاخير در تحويل سامانه‌هاي مرتبط با پاتريوت گاهي باعث شده پرتابگرهاي اوكرايني در جريان حملات موشكي روسيه بدون موشك باقي بمانند.

اين گزارش مي‌افزايد كه پنتاگون به‌طور علني اعلام كرده در حال «ارزيابي دقيق» درخواست‌هاي جديد براي تجهيزات نظامي و همچنين پرونده‌هاي موجود انتقال تسليحات است تا اطمينان حاصل شود كه اين موارد با نيازهاي عملياتي همراستا هستند. با اين حال، وزارت دفاع امريكا از ارايه جزييات بيشتر خودداري كرده و دليل آن را «ماهيت حساس عملياتي» اين موضوعات عنوان كرده است.

اين مقاله همچنين به پيامدهاي ژئوپليتيكي گسترده‌تر اين تاخيرها پرداخته است. در گزارش آمده كه هشدارها به متحدان اروپايي در زماني مطرح مي‌شود كه روابط ۲ سوي آتلانتيك دچار تنش شده است، زيرا «دونالد ترامپ»، رييس‌جمهور امريكا از متحدان واشنگتن به‌دليل مشاركت ناكافي در كارزار امريكا عليه ايران انتقاد كرده است. با اين حال، چندين منبع مورد استناد اين روزنامه تاكيد كرده‌اند كه اين تاخيرها با هدف تنبيه اروپا نيست، بلكه بازتاب نگراني‌هاي جدي امريكا درباره سطح ذخاير تسليحاتي خود است. به گزارش فايننشال تايمز، ممكن است پنتاگون با احتمال يك جنگ طولاني در خاورميانه روبه‌رو باشد، در حالي كه همزمان تلاش مي‌كند بازدارندگي خود در منطقه هند-آرام را نيز تقويت كند. بر اساس اين گزارش، امريكا ظاهرا تمايل دارد كه اين اهداف را حتي به بهاي آسيب به اروپا، در اولويت قرار دهد.

كارشناسان امنيتي معتقدند متحدان آسيايي امريكا نيز بايد خود را براي تاخيرهاي مشابه آماده كنند. كشورهايي مانند ژاپن و كره جنوبي به‌شدت به سامانه‌هاي تسليحاتي امريكايي از جمله موشك‌هاي رهگير پاتريوت وابسته هستند. نگراني‌ها در آسيا نيز در حال افزايش است، به‌ويژه به اين دليل كه امريكا در حال آماده‌سازي يك بسته بزرگ فروش تسليحات به تايوان است كه شامل سامانه‌هاي ناسامز و پاتريوت خواهد بود. نتايج يك نظرسنجي جديد حاكي از ثبت كمترين محبوبيت ثبت‌شده براي دونالد ترامپ در تمام طول دوران رياست‌جمهوري او است. جديدترين نظرسنجي كه توسط شركت‌هاي افكارسنجي رويترز - ايپسوس انجام و در تاريخ ۲۹ آوريل منتشر شده، نشان مي‌دهد ميزان رضايت امريكايي‌ها از عملكرد «دونالد ترامپ»، رييس‌جمهور كشورشان به ۳۴ درصد سقوط كرده است؛ اين پايين‌ترين رقم ثبت‌شده در تمام دوران رياست‌جمهوري او بوده و كاهش ۲ درصدي نسبت به نظرسنجي انجام شده در اواسط آوريل نشان داده است.

بر اساس گزارش نشريه اقتصادي «فوربس» كه به تحليل جامع نظرسنجي‌هاي ملي در ايالات متحده پرداخته، دونالد ترامپ با سقوط مداوم و تاريخي محبوبيت مردمي دست‌وپنجه نرم مي‌كند. همزماني اين ريزش شديد با جهش افسارگسيخته قيمت بنزين در پي جنگ ايران، كاخ سفيد را در آستانه يك بحران سياسي تمام‌عيار قرار داده است. جديدترين نظرسنجي‌هاي ملي كه در روزهاي پاياني آوريل ۲۰۲۶ انجام شده، همگي از ثبت ركوردهاي جديدي در نارضايتي عمومي از دولت ترامپ حكايت دارند. در قلب اين نارضايتي فزاينده، بحران هزينه‌هاي زندگي و قيمت‌هاي سرسام‌آور انرژي قرار دارد.

بر اساس نظرسنجي‌ها، تنها ۲۲ درصد از مردم امريكا عملكرد ترامپ را در مديريت هزينه‌هاي زندگي تاييد مي‌كنند كه كاهش ۲ درصدي نسبت به نظرسنجي قبلي داشته است. همزمان، متوسط قيمت بنزين در امريكا از زمان آغاز جنگ در ايران (پايان فوريه) با ۳۴ درصد افزايش به ۴.۳۰ دلار در هر گالن رسيده كه يك ركورد چهار ساله محسوب مي‌شود. نظرسنجي ديگري نيز كه از سوي دانشگاه امرسون انجام و نتايجش همزمان با نظرسنجي ايپسوس منتشر شده نيز اين بحران را تاييد مي‌كند: محبوبيت ترامپ طبق اين نظرسنجي به ۴۰ درصد كاهش و نارضايتي از او با جهشي پنج درصدي به ۵۶ درصد رسيده است. در اين نظرسنجي افزايش هفت درصدي نارضايتي از عملكرد اقتصادي او نسبت به سال گذشته با رقم ۵۶ درصد ثبت شده است.

در چنين شرايطي، آينده اين آتش‌بس بيش از هر زمان ديگري به تصميمات سياسي و اراده طرفين براي ورود به مسير گفت‌وگو وابسته شده است. اگرچه فشارهاي بين‌المللي و ملاحظات اقتصادي مي‌تواند به عنوان محركي براي ازسرگيري مذاكرات عمل كند، اما تداوم فضاي بي‌اعتمادي و نبود توافق بر سر اصول اوليه، همچنان چالشي جدي به شمار مي‌رود. از اين رو، وضعيت كنوني را مي‌توان مرحله‌اي گذار دانست؛ مرحله‌اي كه در آن، نتايج جنگ هنوز به‌طور كامل به يك نظم سياسي جديد ترجمه نشده و مسير آينده، ميان سناريوهاي مختلف-از احياي مذاكرات تا بازگشت تنش-در نوسان است.