بيتكوين و بازي بزرگ نقدينگی
بيتكوين در حالي در محدوده ۶۷ هزار دلار نوسان ميكند كه يكبار ديگر پرسش قديمي بازارهاي مالي را زنده كرده است: آيا اين دارايي نوظهور به «طلاي ديجيتال» تبديل شده يا همچنان رفتاري شبيه سهام فناوري دارد؟
بيتكوين در حالي در محدوده ۶۷ هزار دلار نوسان ميكند كه يكبار ديگر پرسش قديمي بازارهاي مالي را زنده كرده است: آيا اين دارايي نوظهور به «طلاي ديجيتال» تبديل شده يا همچنان رفتاري شبيه سهام فناوري دارد؟ افتوخيزهاي شديد اخير، خروج سرمايه از ETFها، انتقال دارايي توسط بلك راك و همزمان هشدارهاي پيتر شف درباره سقوط دلار، تصويري پيچيده از آينده بزرگترين ارز ديجيتال جهان ترسيم كرده است؛ آيندهاي كه بيش از هر زمان ديگري به سياست پولي امريكا و جريان سرمايه نهادي گره خورده است. بيتكوين در روزهايي كه در محدوده ۶۷ هزار دلار نوسان ميكند، بار ديگر در كانون توجه بازارهاي مالي جهان قرار گرفته است؛ نه فقط بهدليل افتوخيزهاي چند هزار دلاري در بازهاي كوتاه، بلكه به اين دليل كه پرسشي قديمي را زنده كرده است: آيا بزرگترين ارز ديجيتال جهان يك «طلاي ديجيتال» و پناهگاه امن سرمايه است يا همچنان رفتاري شبيه سهام شركتهاي فناوري نوظهور دارد؟ گزارش تازه شركت مديريت داراييگري اسكيل پاسخي محتاطانه به اين پرسش ميدهد. تحليلگران اين مجموعه معتقدند رفتار اخير بيتكوين، بهويژه سقوط آن تا محدوده ۶۰ هزار دلار در هفتههاي گذشته، شباهت بيشتري به سهام شركتهاي نرمافزاري در حال رشد داشته تا به طلا. به باور آنها، اگرچه بيتكوين ويژگيهايي چون عرضه محدود، غيرمتمركز بودن و استقلال از دولتها را دارد، اما بازار هنوز آن را بيشتر به عنوان يك فناوري نوظهور قيمتگذاري ميكند تا يك ذخيره ارزش بالغ با سابقه تاريخي طولاني. در اين گزارش تأكيد شده است كه بيتكوين با عمر حدود ۱۷ سال، همچنان در مراحل ابتدايي مسير پولي خود قرار دارد. مقايسه آن با طلا كه هزاران سال نقش ذخيره ارزش را در اقتصاد جهاني ايفا كرده، نشان ميدهد فاصله معناداري تا بلوغ كامل وجود دارد. در ماههاي اخير نيز همبستگي بيتكوين با داراييهاي ريسكپذير افزايش يافته است. در شرايطي كه طلا در دورههاي تنش ژئوپليتيك و بيثباتي اقتصادي به ركوردهاي تازهاي دست يافته، بيتكوين با خروج سرمايه و فشار فروش مواجه شده است. زاك پندل، تحليلگر ارشد گرياسكيل، در اين گزارش تصريح كرده است كه بيتكوين ميتواند يك ذخيره ارزش بلندمدت باشد، زيرا شبكه آن احتمالاً بسيار فراتر از طول عمر نسل حاضر به فعاليت ادامه خواهد داد و اين دارايي توان حفظ ارزش واقعي خود را دارد. با اين حال او تأكيد ميكند كه سرمايهگذاري در بيتكوين در مقطع كنوني، بيش از هر چيز نوعي شرطبندي بر پذيرش گسترده جهاني آن است. تا زماني كه اين دارايي بهطور فراگير به عنوان ابزار پولي پذيرفته نشود، قيمت آن بهشدت به اشتهاي ريسك معاملهگران وابسته خواهد ماند. تحولات روز ۱۱ فوريه نمونهاي روشن از اين وابستگي بود. در جريان معاملاتي پرنوسان، قيمت بيتكوين دو بار به زير سطح ۶۶ هزار دلار سقوط كرد و در مدت كوتاهي از حدود ۶۸ هزار و ۵۰۰ دلار تا ۶۵ هزار و ۷۱۹ دلار عقب نشست؛ افتي نزديك به ۲۸۰۰ دلار. هرچند بخشي از اين ريزش جبران شد، اما فشار فروش ادامه يافت و بيش از ۴۰۰ ميليون دلار موقعيت معاملاتي اهرمدار در بازار ليكوييد شد. اين رويداد نشان داد كه بازار همچنان تحت تأثير معاملات پرريسك و اهرمي قرار دارد و كوچكترين شوك خبري ميتواند موجي از نقد شدن موقعيتها ايجاد كند. يكي از محركهاي اصلي اين نوسان، گزارشهايي درباره انتقال ۶۰۰ واحد بيتكوين توسط شركت بلكراك به يك آدرس در صرافي كوينبيس بود. اگرچه چنين انتقالي ميتواند بخشي از فرآيند عادي مديريت سبد دارايي يا تسويههاي داخلي باشد، اما معاملهگران آن را به عنوان نشانهاي از احتمال فروش قريبالوقوع تفسير كردند. در بازاري كه انتظارات نقش تعيينكننده دارد، همين برداشتها براي ايجاد موج فروش كافي است. همزمان، دادههاي اقتصاد كلان امريكا نيز بر فضاي احتياط افزوده است. گزارش اشتغال ماه ژانويه و نگراني از تداوم نرخهاي بهره بالا توسط فدرال رزرو، چشمانداز داراييهاي پرريسك را مبهم كرده است. نرخ بهره بالا معمولاً جريان سرمايه را به سمت اوراق با درآمد ثابت و ابزارهاي كمريسك سوق ميدهد و جذابيت بازارهايي چون ارز ديجيتال را كاهش ميدهد. واگرايي اخير ميان بيتكوين و بازار سهام امريكا نيز قابل توجه بود؛ در حالي كه شاخص نزدك افتي محدود را تجربه كرد، بيتكوين كاهشهايي چنددرصدي را ثبت كرد كه نشاندهنده حساسيت بيشتر آن به جريان نقدينگي است. با اين حال، تصوير بازار كاملاً منفي نيست. برخي تحولات نهادي ميتواند در ميانمدت به تقويت زيرساختهاي بازار كمك كند. بانك دانماركي Danske Bank پس از هشت سال محدوديت، فعاليتهاي مرتبط با ارز ديجيتال را دوباره مجاز اعلام كرده و دليل آن را افزايش تقاضاي مشتريان عنوان كرده است. همچنين همكاري ميان صرافي Binance و شركت سرمايهگذاري Franklin Templeton براي استفاده از صندوقهاي بازار پول توكنشده به عنوان وثيقه، گامي در جهت تسهيل حضور سرمايهگذاران نهادي در بازار تلقي ميشود. اين اقدامات نشان ميدهد كه عليرغم نوسانات كوتاهمدت، روند نهادي شدن بازار ادامه دارد. در سوي ديگر اين معادله، هشدارهاي صريح پيتر شف قرار دارد؛ اقتصادداني كه سالهاست از طلا دفاع ميكند و نسبت به سياستهاي پولي امريكا هشدار ميدهد. او معتقد است دلار امريكا در آستانه سقوطي شديد قرار دارد و تورم مزمن، افزايش بدهيهاي فدرال و روند جهاني دلارزدايي، پايههاي اين ارز را تضعيف كرده است. به گفته شف، چنين سناريويي ميتواند به جهشي كمسابقه در قيمت طلا، نقره و كالاهايي مانند نفت منجر شود و سرمايهگذاران را به خروج از داراييهاي امريكايي ترغيب كند. اين ديدگاه، پرسشي مهم را براي بازار ارز ديجيتال مطرح ميكند: اگر دلار تضعيف شود و بياعتمادي به ارزهاي فيات افزايش يابد، آيا بيتكوين از اين وضعيت به عنوان «طلاي ديجيتال» سود خواهد برد يا به دليل ماهيت پرريسك خود همچنان در معرض نوسان باقي ميماند؟ تجربه ماههاي اخير نشان داده كه در دورههاي شوك ناگهاني، سرمايه ابتدا به سمت طلا حركت ميكند و بيتكوين با تأخير يا حتي در جهت معكوس واكنش نشان ميدهد. با اين حال، حاميان اين ارز ديجيتال استدلال ميكنند كه كميابي رياضيوار و ساختار غيرمتمركز آن، در بلندمدت ميتواند جايگاهي مشابه يا حتي فراتر از طلا برايش رقم بزند. تحليلگران بر اين باورند كه اگر ضعف در دادههاي اشتغال و كندي رشد اقتصادي امريكا تداوم يابد، فدرال رزرو ممكن است در ادامه سال به سمت كاهش نرخ بهره حركت كند. چنين چرخشي معمولاً به تزريق نقدينگي و رشد داراييهاي پرريسك منجر ميشود؛ سناريويي كه ميتواند به نفع بازار ارز ديجيتال باشد. در مقابل، ادامه سياستهاي انقباضي و حفظ نرخهاي بالا، احتمال تداوم نوسانات شديد را تقويت ميكند. در مجموع، بيتكوين در نقطهاي حساس ايستاده است. محدوده ۶۷ هزار دلار نه نشانه فروپاشي است و نه تضمينكننده صعودي تازه. اين دارايي ميان دو روايت متضاد در نوسان است: روايتي كه آن را فناوري نوظهوري وابسته به جريان سرمايه ميداند، و روايتي كه از آن به عنوان ذخيره ارزش آينده ياد ميكند. آنچه مسلم است، نقش جريان سرمايه نهادي، سياستهاي پولي و سطح پذيرش جهاني در تعيين مسير بعدي آن تعيينكننده خواهد بود. براي سرمايهگذاران، درك اين واقعيت كه بيتكوين هنوز در حال گذار از يك دارايي سفتهبازانه به يك ابزار مالي تثبيتشده است، ميتواند كليد تصميمگيري در دورهاي باشد كه نوسان، ويژگي ثابت بازارهاي جهاني شده است.
