«تعادل» از نبرد خاموش ميان چاه‌ها و آب‌هاي رو به زوال گزارش مي‌دهد

راهي جز هوشمندسازي مصرف آب نيست

۱۴۰۴/۱۰/۲۸ - ۰۲:۳۴:۰۸
کد خبر: ۳۷۴۰۲۵
راهي جز هوشمندسازي مصرف آب نيست

وقتي نام تالاب‌ها مي‌آيد، معمولا تصوير پرندگان مهاجر، نيزارهاي لرزان و آبي كه آرام مي‌كشد در ذهن شكل مي‌گيرد. اما در خاورميانه امروز، اين تصوير به‌تدريج با خطوط لوله، سكوهاي نفتي و پمپ‌هايي جايگزين شده كه آب را نه براي حيات، بلكه براي استخراج نفت مي‌بلعند.

گلناز پرتوي مهر |

وقتي نام تالاب‌ها مي‌آيد، معمولا تصوير پرندگان مهاجر، نيزارهاي لرزان و آبي كه آرام مي‌كشد در ذهن شكل مي‌گيرد. اما در خاورميانه امروز، اين تصوير به‌تدريج با خطوط لوله، سكوهاي نفتي و پمپ‌هايي جايگزين شده كه آب را نه براي حيات، بلكه براي استخراج نفت مي‌بلعند. سرنوشت تالاب‌هاي ميان‌رودان يكي از قديمي‌ترين اكوسيستم‌هاي جهان نمونه‌اي از اين كشمكش است؛ تقابلي ميان بزرگ‌ترين منبع درآمد دولت و بزرگ‌ترين زيست‌بوم آبي منطقه. و حالا اين سوال جدي‌تر از هميشه مطرح است آيا آينده تالاب‌ها در گروي ادامه استخراج نفت قرباني خواهد شد؟

در عراق، آنچه روزگاري «بهشت تالاب‌نشينان» خوانده مي‌شد، امروز به ميدان نبردي بين نيازهاي صنعت نفت و نياز اكوسيستم به بقا تبديل شده است. با افزايش توليد ميادين جنوب عراق، مصرف آب براي تزريق به چاه‌ها جهش پيدا كرد. شركت‌هاي نفتي براي حفظ فشار مخازن و افزايش برداشت، روزانه ميليون‌ها بشكه آب شيرين يا نيمه‌شيرين از رودهاي دجله و فرات برداشت مي‌كنند.

اين برداشت سنگين، به‌طور مستقيم جريان ورودي به تالاب‌ها را كاهش داده و سطح آب را در بسياري از بخش‌هاي هورالعظيم و هورالحمار به كم‌ترين ميزان چند دهه اخير رسانده است.

تزريق آب به مخازن يكي از پايه‌اي‌ترين روش‌هاي «افزايش برداشت» (EOR) است. بدون تزريق، توليد بسياري از چاه‌ها افت مي‌كند. در كشورهايي مانند عراق كه كيفيت آب دريا براي تزريق مناسب نيست، شركت‌ها مستقيم سراغ آب رودخانه‌ها يا تالاب‌ها مي‌روند. در يك ميدان نفتي بزرگ، روزانه تا يك ميليارد ليتر آب براي تزريق مصرف مي‌شود. اين عدد در منطقه‌اي كم‌آب مثل جنوب عراق نه‌تنها فشار را روي منابع آب شيرين دوچندان مي‌كند، بلكه كل چرخه طبيعي تالاب‌ها را مختل مي‌سازد.

مصرف آب تنها مشكل نيست. استخراج نفت در نزديكي تالاب‌ها مجموعه‌اي از پيامدهاي زيست‌محيطي ايجاد مي‌كند.

خطوط لوله قديمي و فرسوده هميشه ريسك نشت دارند. هرچند اين نشت‌ها كوچك‌اند، اما در اكوسيستمي حساس مثل تالاب، حتي چند ليتر نفت مي‌تواند لايه‌اي چسبنده روي آب ايجاد كند كه از ورود اكسيژن جلوگيري مي‌كند.

فوران شعله‌هاي فلر، دماي محيط را افزايش داده و مواد آلاينده را وارد هوا مي‌كند. اين آلودگي در مناطق كم‌باد، روي سطح آب مي‌نشيند و كيفيت اكوسيستم را به‌شدت پايين مي‌آورد. پساب‌هاي نمكي استخراج نفت، اگر بدون تصفيه در كانال‌ها رها شوند، شوري آب را بالا مي‌برند و پوشش گياهي را از بين مي‌برند. در بسياري از نقاط ميان‌رودان، شوري آب در برخي فصول تا چند برابر حد مجاز بالا مي‌رود.

ساخت جاده‌هاي صنعتي، سكوي حفاري و ايستگاه‌هاي پمپاژ باعث تكه‌تكه شدن زيست‌بوم تالاب‌ها شده است. پرندگان ديگر نمي‌توانند به‌راحتي بين نيزارها جابه‌جا شوند و حيوانات كوچك مسيرهاي طبيعي خود را از دست مي‌دهند.

تالاب‌ها فقط محيط طبيعي نيستند؛ خانه‌ و معيشت انسان‌ها هم هستند.در جنوب عراق و غرب ايران هزاران خانواده تالاب‌نشين نسل‌ها با ماهيگيري، برداشت ني، دامداري و پرورش بوفالو زندگي كرده‌اند. اما خشكسالي و فعاليت‌هاي نفتي باعث شده: 

در عراق و حتي بخش‌هايي از ايران كه تالاب‌ها نزديك ميادين نفتي‌اند، دولت‌ها با معادل‌هاي غيرقابل‌انكار روبه‌رو هستند.

در اقتصادي كه بخش بزرگي از بودجه‌اش به نفت وابسته است، قطع يا كاهش توليد غيرممكن به نظر مي‌رسد. اما ادامه وضعيت فعلي نيز يعني خاموش شدن يكي از مهم‌ترين اكوسيستم‌هاي منطقه. با مدل رياضي، مسيرهاي بازگشت آب طراحي مي‌شود تا كم‌ترين اتلاف انرژي و پمپاژ رخ دهد.

در بعضي پالايشگاه‌ها بيش از ۶۵ درصد پساب به‌صورت درون‌كارخانه‌اي استفاده شده و عملا برداشت از منابع آب سطحي تا نصف كاهش يافته است.

يك پالايشگاه متوسط با كاهش ۲۰ درصدي مصرف آب، سالانه ميليون‌ها دلار صرفه‌جويي مي‌كند. در حالي كه هزينه پياده‌سازي DSS، يك‌بار براي هميشه است و معمولا در ۶ تا ۱۸ ماه بازگشت سرمايه دارد.

از منظر جهاني نيز شركت‌هايي كه مصرف آب و انرژي را كم مي‌كنند، در بازارهاي صادراتي امتياز «پايايي محيط‌زيستي» مي‌گيرند؛ امتيازي كه در رقابت با رقباي آسيايي تعيين‌كننده است.

اگر تا ديروز مديران پالايشگاه مي‌گفتند «آب را بايد از بيرون تأمين كرد» امروز مي‌دانند كه بايد «آب را از داخل پيدا كرد.»  DSS نه يك مدِ فناوري است و نه يك نرم‌افزار لوكس؛ بلكه پاسخي به بزرگ‌ترين بحران قرن يعني كمبود آب است.

صنعت انرژي اگر مي‌خواهد در دوران اقليم ناپايدار، رقابت‌پذير و كارآمد بماند، راهي جز هوشمندسازي مصرف آب ندارد. آينده از آنِ كارخانه‌هايي است كه با داده تصميم بگيرند، نه  با حدس.