گفتوگوي ملي!
اكنون كه مذاكرات آتشبس در اسلامآباد پاكستان ظاهرا بدون نتيجه مشخص به پايان رسيده و هياتهاي مذاكرهكننده به كشورشان بازگشتند كاري كه انجامش در سمت ايران به غير از تدابير نظامي و دفاعي، اهميت اساسي مييابد ايجاد گفتوگوي ملي و بازسازی اعتماد و کاهش شکاف دولت-ملت است كه متاسفانه به علل مختلف در اين ماهها دچار آسيبهايي بيش از قبل شده است.

اكنون كه مذاكرات آتشبس در اسلامآباد پاكستان ظاهرا بدون نتيجه مشخص به پايان رسيده و هياتهاي مذاكرهكننده به كشورشان بازگشتند كاري كه انجامش در سمت ايران به غير از تدابير نظامي و دفاعي، اهميت اساسي مييابد ايجاد گفتوگوي ملي و بازسازی اعتماد و کاهش شکاف دولت-ملت است كه متاسفانه به علل مختلف در اين ماهها دچار آسيبهايي بيش از قبل شده است.
در واقع از عوامل اصلی وقوع این جنگ به صورت زیر پوستی، ضعف دموکراسی و محدودیتهای فضای گفتوگویی بوده است. متاسفانه طی یک دهه اخیر بهخصوص، دو رکن از سه رکن دموکراسی که انتخابات آزاد و عادلانه و حقوق و آزادیهای مدنی بوده است آسیبهای جدی دیده و به جز حق رای همگانی به عنوان رکن دیگر، کمرنگتر از هر زمان دیگری شده است.
نتیجه آنکه در چنین فضای سیاسی و اجتماعی جامعه خود را نسبت به دولت و سیاستها و تصمیمات نظام حکمرانی بیگانهتر و در تندباد نتایج نامناسب حاصل از این سیاستها و تصمیمات، بیپناهتر و تنهاتر احساس نموده و در رویای خود به دنبال منجی گشته که بهترین معبر نفوذ و امکان توجیه اقدامات تجاوزگرانه فعلی و جنگ ویرانگر دشمنان عليه ایران و ایرانیان بوده است.
در حوزه اقتصادی این کاهش اعتماد و باور به دولت و نظام حکمرانی در سطوح مختلف اجتماعي و تشکلها و کارآفرینان و بنگاههای اقتصادی و صنعتی طی این یک دهه اخیر تشدید شده است.
از تحریمهای بینالمللی و عدم تلاش لازم و خلاقانه برای حل آنها و در نتیجه اوجگیری بحران تامین ارز و مواد اولیه و سرمایه در گردش و فرسودگی زیرساختها و محدودیتهای صادراتی و وارداتی و... تا افزایش دخالتهای دولت در کسب و کارها با قیمتگذاری دستوری و سياستهاي تعزيراتي و نادیده گرفتن حق انتخاب و حقوق مصرفکنندگان و کاهش قدرت خرید جامعه با تشدید فضای تورمی و...
اکنون در فضای جنگ و پساجنگ، اقتصاد کشورمان با تخریبهای گسترده زیرساختها، افت سرمایهگذاری و افزایش نرخ بیکاری و اختلال در زنجیرههای تامین و... مواجه است که ظرفیتهای مالی و اجرایی دولت به هیچ وجه پاسخگوی این میزان از تخریبها و کمبودها نیست و حضور بخش خصوصی و مشارکت اجتماعی را میطلبد.
جامعهای که از زخمهای عمیقی در رنج است و در فضای تعلیق بهسر میبرد؛ از فقر گسترده و پیشروندهای که همچون خوره جسم و جان انسان ایرانی را میتراشد و حداقل یکسوم آنان را به زیر خط فقر رانده است تا حاشیهنشینی و اعتیاد و شاغلان فقیر و تحصیلکرده هاي بیکار و مهاجرت نخبگان و کارآفرینان و... جامعهای که در افق کوتاهمدت زندگی میکند و تصمیمگیریها در آن به تعویق میافتد و کنشها نیمهتمام باقی میمانند.
در این فضا و موقعیت است که بازسازی اعتماد و سرمایه اجتماعی و جلوگیری از قطبی شدن جامعه از طریق انجام يك گفتوگوي ملي در خنثيسازي طمعورزي قدرتهاي خارجي و اقدامات جنگطلبانه اهمیت اساسی مییابد.
در اینجا شاید تقویت نهاد «دولت» به عنوان نهادی که بیشترین نزدیکی با رای مردم را داشته و حدود دو سال قبل اعتماد حدود نیمی از جامعه را کسب کرده، در تامین و تحقق این خواست و گذار از فضای جنگ به سمت صلح و آشتی با خارج و داخل، گامي مهم و اساسي باشد.
