ضرورت اصلاح ساختاري اقتصاد در دوره پساجنگ
معاون اسبق بانك مركزي به بررسي الزامات اقتصادي ايران در دورههاي «تداوم نبرد» يا «صلح پايدار» پرداخت و بر لزوم يك انقلاب اقتصادي براي اصلاح ناترازيهاي بودجهاي تاكيد كرد.
معاون اسبق بانك مركزي به بررسي الزامات اقتصادي ايران در دورههاي «تداوم نبرد» يا «صلح پايدار» پرداخت و بر لزوم يك انقلاب اقتصادي براي اصلاح ناترازيهاي بودجهاي تاكيد كرد. حيدر مستخدمينحسيني - اقتصاددان- ضمن تمجيد از مديريت شهري در تامين كالاهاي اساسي و حفظ شادابي شهر، از عملكرد نظام بانكي در پاسخگويي به نيازهاي خرد شهروندان انتقاد كرد. او همچنين بر اين باور است كه ثبات نرخ ارز در روزهاي اخير بيش از آنكه حاصل سياستگذاري باشد، ناشي از كاهش شديد تقاضا در پي شرايط جنگي و تعطيلات بوده است. مستخدمينحسيني در بخشي از تحليل خود به بررسي الزامات اقتصادي ايران در دورههاي «تداوم نبرد» يا «صلح پايدار» پرداخت و بر لزوم يك انقلاب اقتصادي براي اصلاح ناترازيهاي بودجهاي تاكيد كرد. مشروح اين گفتوگو را در ادامه ميخوانيد:
ارزيابي شما از عملكرد نهادهاي خدماتي و اجرايي در شرايط بحراني اخير چيست؟ آيا توانستند انتظارات جامعه را برآورده كنند؟
اگر بخواهيم خدمات را دستهبندي كنيم، معتقدم شهرداري تهران بسيار بهتر از آنچه تصور ميشد عمل كرد. آقاي زاكاني و همكارانشان عملكرد خوبي داشتند؛ چه در مناطقي كه مورد اصابت قرار ميگرفت و بلافاصله پاكسازي و مديريت ميشد و چه در حوزه تامين مايحتاج عمومي. بنده به عنوان كسي كه در تهران حضور داشتم و به دليل تخصص اقتصاديام پيگير اوضاع جامعه بودم، بارها از ميادين ميوه و ترهبار بازديد كردم. فراواني كالا، از گوشت و ميوه تا صيفيجات، مشهود بود و هيچگاه كمبودي احساس نشد.حتي در فروشگاههاي شهروند، قفسهها بلافاصله پس از تخليه، پر ميشدند كه اين نشاندهنده يك مديريت ماهرانه است. علاوه بر اين، حفظ شادابي شهر، گلكاريها و رسيدگي به فضاي سبز در اين شرايط سخت، قابل تقدير است. با وجود تفاوت ديدگاههاي ايدئولوژيك، بايد بگويم دست ايشان و همكارانشان درد نكند كه شهر را سرپا نگه داشتند.
عملكرد نظام بانكي را در دوره جنگ چگونه ارزيابي ميكنيد؟
متاسفانه نظام بانكي اينگونه نبود. نظارت دقيقي صورت نگرفت كه چرا دستگاههاي خودپرداز خالي هستند يا چرا نقدينگي در دسترس نيست. اين توجيه كه «با كارت جابهجا كنيد» كافي نيست؛ وقتي دستگاهي مستقر شده بايد پول داشته باشد. حتي اگر با ۲۰ درصد ظرفيت كار ميكنيد، بايد در قبال مشتري پاسخگو باشيد. اين روحيه پاسخگويي و مديريت بحران كه در شهرداري ديديم، در زواياي نظام بانكي مشاهده نشد.
يكي از موضوعات بحثبرانگيز، ثبات نرخ ارز در اوج تنشها بود. علت اين ثبات را در چه ميبينيد؟ آيا اين يك دستاورد مديريتي بود يا نتيجه ركود بازار؟
اگر ارز را به عنوان يك كالا درنظر بگيريم كه هست، قيمت آن تابع عرضه و تقاضا است. در روزهاي اخير تقاضا براي ارز به دلايل مختلف به حداقل و نزديك به صفر رسيد. از يكسو سفرها و پروازها در ايام نوروز و اسفند ماه عملاً متوقف شد و تقاضاي خرد حذف گرديد. از سوي ديگر، در شرايط جنگي واردات به راحتي انجام نميشود و واحدهاي صنعتي و توليدي هم در ايام تعطيلات براي گشايش اعتبار مراجعه نكردند.بنابراين، اين ثبات لزوماً هنر دولت يا بانك مركزي نبود، بلكه تقاضايي وجود نداشت كه قيمت را بالا ببرد. البته اين نكته مثبت را نبايد ناديده گرفت كه نظام توانست نفت را با قيمت مناسب بفروشد و ذخيره ارزي خوبي براي مديريت شرايط ايجاد كند. اما با شروع فعاليتها، برقراري پروازها و سررسيد اقساط ارزي و ريالي شركتها، تقاضا مجدداً افزايش يافته و بر نرخ تاثير خواهد گذاشت.
پيشنهاد شما براي سيستم بانكي و وزارت اقتصاد در شرايط «پساجنگ» يا در صورت «تداوم تنشها» چيست؟
اين دوران درسهاي بزرگي براي اقتصاد ما داشت. اگر به سمت صلح پايدار برويم، دولت بايد از اين فرصت براي يك «انقلاب اقتصادي» و اصلاح ساختارهاي فرسوده استفاده كند. اصلاحاتي در سياستهاي پولي، مالي و بازرگاني كه سالها است صحبتش ميشود اما عملي نشدهاند. مهمترين اقدام، اصلاح بودجه ناتراز و ناسالمي است كه از نهادها يا گروههاي خاص حمايت ميكند. در صورت صلح، مردم قطعاً از چنين اصلاحات شجاعانهاي حمايت ميكنند تا شاهد رشد اقتصادي و اشتغال باشيم.اما اگر خداي نا كرده شرايط جنگي تداوم يابد، بايد به سمت اولويتبندي واقعي و نوعي «جيرهبندي هوشمند» ارزي برويم. ارز محدود بايد صرفاً به نيازهاي حياتي يعني اسلحه، دارو و كالاهاي اساسي اختصاص يابد. سلامت مردم، بهداشت و معيشت اوليه بايد در صدر اولويتها قرار گيرد تا زماني كه به يك صلح پايدار و دوران سازندگي برسيم.
