چگونه اقتصاد آسیا را قدرتمند نگهداریم؟
در ۲۰۱۲ آژانسهای اطلاعاتی امریکا پیشبینی کردند که آسیا بهزودی قدرتمندتر از هر زمانی از سال ۱۷۵۰ خواهد بود. آنها پیشبینی کردند که تا سال ۲۰۳۰، «آسیا براساس جیدیپی، از لحاظ قدرت جهانی، جمعیت، مخارج نظامی و سرمایهگذاری تکنولوژیک، حیثالمجموع از اروپا و امریکای شمالی جلو خواهد زد». جمعبندی آنها بهگونهیی است که انگار این اجتنابناپذیر است.
گرچه در میدان، آسیا مکانی پرالتهابتر از این پیشبینیها بهنظر میآید. صلح، یک سنگ بنای اقتصاد ۲۰ ساله این منطقه، در اثر مناقشات مرزی چین و همسایگانش و مسابقه تسلیحاتی منطقهیی مورد تهدید قرار گرفته است. در واکنش به این جریانات نوع سرمایهگذاریها دارد تغییر میکند، بهعنوان مثال شرکتهای ژاپنی از چین دوری میکنند. دو منبع عامل رونق، کارگر و سرمایه، گرانتر شدهاند.
موفقیتهای این قاره دردسرهای جدیدی را هم ایجاد کرده است. رشد سریع اما نامتقارن بوده است برای مثال آسیا باعث ایجاد ۴۵درصد گازهای گلخانهیی جهان میشود اما فقط ۱۰درصد برندهای جهانیمتعلق به آسیا است. در کشورهای در حال توسعه آسیا، طبقه متوسط جدید بهدنبال گسترش سرمایهداری کمخطرتر، کم فسادتر و سرمایهداری با آلودگی کمتر هستند. اقتصاددانان آسیا نگران هستند که مبادا چین و کشورهای ثروتمندتر جنوب شرق آسیا، بهخاطر موسسات ضعیف و نبود ابتکار، سرعت رشد اقتصادشان کاهش یابد.
سرمایهگذاران توقع دارند که تغییرات بزرگی انجام شود. در سه سال گذشته، قیمت سهامهای آسیا ۴۰درصد پایینتر از قیمت سهامهای امریکا بوده، که وابستگی به سیستم سهامی «اقتصاد قدیمی» آن را پایین کشیده است.
تنوع
با وجود دگرگونیهای دیپلماتیک در منطقه، یکپارچگی اقتصاد آسیا از هرزمان دیگر بیشتر است. ۵۴درصد تجارت در این قاره بین کشورهای داخل منطقه است، درصورتیکه در ۱۹۹۹ فقط ۲۵درصد تجارت اینگونه بوده است. ژاپن، تایوان و کره جنوبی، چین فقیرتر را صمیمانه در آغوش خود گرفتهاند. حجم ردوبدلهای تجاری بین شرکتهای بینالمللی و چین زیاد است. بخشهایی از تایلند، مالزی و ویتنام هم دارند قسمتی از «کارخانه آسیا» میشوند. هندوستان و اندونزی نیز بر این امیدند که عضوی از آن باشند. ورود واحد پول «رِن مین بی» به عرصه واحدهای پول جهانی نیز به یکپارچگی قاره کمک میکند.
با اینحال آسیا نه تنها عظیم بلکه متنوع هم هست، از ژاپن پیر و ثروتمند گرفته تا چین مسن و با ثروت کمتر و همینطور تا خیلی فقیرترها، هندوستان و اندونزی جوان تا میانمار که بهتازگی از محاصره سیاسی دارد بیرون میآید. تمام رهبران آسیا مشتاق اصلاحات هستند، اما باتوجه به تفاوت از کجا شروع کردنها، با چالشهای مختلف روبهرو هستند. رییسجمهور چین میخواهد که بازار، مصرف، ابتکار و قانون نقش بیشتری در چین داشته باشند. شینزوآبه ژاپن بهدنبال راه فرار ژاپن از مشکلات جامعه و کاهش قیمت است. نارندرا مُدی، نخستوزیر جدید هند و رییسجمهور جدید اندونزی، باید با بهبود ساختار کشور و جذب کار کارخانهیی، خودشان را به پله اول صنعتی شدن برسانند. کار آنها دشوارتر از کار کرهجنوبی، تایوان و چین، که این مرحله را در نیمه آخر قرن بیستم تجربه کردهاند، خواهد بود. تولید رو به اتوماسیون است و احتمال دارد بسیاری از کارهای جدیدی که ایجاد میشود برای روباتها باشد نه برای انسانها. سیاستمداران و اقتصاددانان ممکن است تصور کنند که بهعنوان رانندگان و ناخدایان کشور، آنان هستند که آینده اقتصاد کشورشان را تعیین میکنند، اما شرکتها هم مهم
هستند. در سالهای ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ سونی، تویوتا و دیگر شرکتهای ژاپنی فرهنگ تعالی برقرار کردند که باعث غنی شدن ژاپن شد. از دهه ۷۰ تا به حال شرکتهای بزرگ کره جنوبی، مانند سامسونگ و هیوندایی، ریسکهای بزرگ موفقی روی کشتیسازی، ماشین و گوشی هوشمند کردهاند. از دهه ۹۰ به بعد درآمد شرکتهای فناوری در هند، که بهطور معجزهآسایی با وجود یک دولت فاسد پا به عرصه ظهور گذاشتهاند، بارها و بارها هند را از بحران تراز پرداختها نجات داد. از سال ۲۰۰۰ شرکتهای چند ملیتی غربی بهطور دسته جمعی وارد آسیا شدهاند که افزایش رقابت و رونق کسب و کار را دامن زدهاند.
این شرکتها نیز، برای مقابله با پنج روندی که منطقه با آن مواجه است، باید اصلاحاتی را انجام دهند. نخستین روند که قبلا ذکر شد، روند رو به وخامت دیپلماتیک است. دوم آمار مردم در سراسر آسیا و افزایش هزینههای نیروی کار در چین است. این روند انواع تولیدات و طریقههای تولید را تغییر خواهد داد. شرکتهای ژاپنی و کره جنوبی وحشت دارند که چین زنجیره ارزشی خود را ارتقا دهد و شرکتهای تکنولوژی خودشان در مرز خطر قرار بگیرند. اما هند و اندونزی برای چنین اتفاقی دعا خواهند کرد چرا که باعث باز شدن میدان برای آنان در صنایع وابسته به نیروی کار خواهد شد. سومین روند آن است که در جامعه آسیا خواستار بزرگی برای تغییر تمرکز، از کمیت به کیفیت، وجود دارد، و یک طبقه متوسط جدید بهوجود آمده است که خواستار یک محیط بهتر زندگی و جنس ایمن است. چهارمین روند اینترنت است که آسیا را بیشتر از جهان ثروتمند تهدید میکند. صنعتهایی که مرحلههای اولیه خود را طی میکنند، یکراست از مرحله پیش از صنعتی شدن به مرحله اینترنت جهش خواهند کرد.
پنجمین و شاید مهمترین روند آن است که خیلی از شرکتهای آسیایی با رقابت شدید جهانی روبهرو هستند. بخشهایی، مانند ملک در هنگکنگ یا نودل چینی، از این رقابت در امان خواهند بود. همینطور مرحله شتابزدگی سرمایهگذاری غربی در آسیا به اتمام رسیده است. اما تمایل مشتریان این روزها براساس سیاستهای اجتماعی تعیین میشود و نه پوسترهای تبلیغاتی محل زندگیشان. شرکتهای آسیایی باید در بازار داخلی کشورشان با شرکتهای چند ملیتی که دارای کسب و کار جهانی، برند و تحقیقات و توسعه هستند، رقابت کنند. در یک دهه گذشته برای خیلی از شرکتهای جدید آسیا موانع وارد شدن به بسیاری از صنایع زیادتر شده است. اینها چالشهای عظیمی هستند. آسیا میتواند این چالشها را بگذراند؟ ۲۰ سال پیش جواب این سوال شاید نه بود. ارزشمندترین شرکتهای آن زمان بانکهای ژاپنی، شرکتهای الکترونیکی، شرکتهای ساختوساز آسیا و شرکتهای بزرگ هنگکنگ بودند مانند «هاتچینسون وهمپوا»، «سوایر» و «ژاردن ماتیسون». در دهه ۹۰ بورس ژاپن سقوط کرد. بحران مالی ۱۹۹۷ تا ۱۹۹۸ آسیا اثر تخریبکنندهیی داشت و باعث ورشکستگی خیلی از شرکتهای بزرگ کرهجنوبی و جنوب شرق آسیا که
بدهی بالا آورده بودند شد. از آن پس کارخانه آسیا خود را تقویت کرده است. اینک ۲۷درصد سهم بازار جهان را در دست دارد، افزایش ۲۰درصد در دهه گذشته. بزرگترین شرکتهای آسیایی با رقیبان جهانی خود از نظر بزرگی یکسان هستند. شرکتهای بزرگ کره جنوبی مانند «الجی»، «سامسونگ» و «هیوندایی» وسعت جهانی دارند و سود سامسونگ تقریبا به اندازه سود «اپل» است. فروش «تویوتا» و «فولکس واگن» تقریبا یکسان است. «پتروچین» بیشتر از «اکسان موبیل» سرمایهگذاری میکند. هند یک دسته شرکت جهانی تکنولوژی و داروسازی تقدیم کرده است و شرکتهای بزرگش از زیر آوار بازگشتند. شرکتهای تکنولوژی آسیا ۱۲درصد این بخش را شامل میشوند، دو برابر رقم ۱۹۹۴. شرکتهای ساختوساز کمرنگ شدهاند. شرکتهای دولتی، خصوصی و ترکیبی چین تعداد زیادی از شرکتها را شامل میشوند. از سال ۲۰۰۰، آسیا ۱۱۰۰۰ شرکت را وارد بورس کرده و اینک ۲۵۰۰۰شرکت را پذیراست. خیلی از شغلها را شرکتهای کوچک ایجاد میکنند، با این وجود که آنها معمولا با کمبود پول مواجه هستند. تقریبا ۴۰درصد شرکتهای جهانی، که ارزش آنها کمتر از ۲بیلیون دلار است، در آسیا هستند. تعداد عظیمی شرکت بیرون بورس
هستند. چین ۴۱میلیون شرکت خصوصی دارد. شرکتهای کوچک ژاپنی تولیدکنندگان مهمی برای شرکتهای بزرگ این کشور هستند. هند ۴۵میلیون شرکت «کوچک و متوسط» دارد. اما اکثر صادرات را شرکتهای بزرگ انجام میدهند. در کره جنوبی، سامسونگ ۱۷درصد صادرات این کشور را شکل میدهد؛ در هند، دومین شرکت بزرگ این کشور «رلاینس»، ۱۴درصد صادرات را تشکیل میدهد. در چین، که اقتصاد آن به اندازه یک قاره وسعت دارد، قدرت شرکتها بهطور گستردهتری تقسیم شده است، اما کنترل آنها در دست حزب کمونیست است.
اکثر شرکتهای آسیا نظم اقتصادی دارند. سوددهی کارخانههای آسیا کاهش یافته است، از اوج ۱۷درصد در ۲۰۰۷ به ۱۳درصد (بهاستثنا ژاپن که سوددهی دارد بالا میرود) اما این روند با سایر کشورهای جهان هماهنگ است. حساب کتابها تقریبا محکم هستند. شرکتهای کره جنوبی و جنوب شرق آسیا، که در بحران مالی ۱۹۹۷ تا ۱۹۹۸ آسیا صدمه دیدند، مراقبتر هستند و از قرض کردن پول خارجی پرهیز میکنند. کتی متسویی از بانک گلدمن ساکس میگوید که دو دهه کاهش قیمت باعث شده که شرکتهای ژاپنی تشویق بشوند ۷۵۰ بیلیون دلار پول جمع کنند. اما شرکتهای صنعتی و ساختاری هند نیاز به سرمایهگذاری مجدد دارند و شرکتهای دولتی چین بدهیهای هنگفتی را بالا آوردهاند هرچند که بزرگترینها هنوز در وضعیت مناسبی هستند. سیستم بانکی هر دو کشور با مشکل مواجه است.
مدیریت بهتر شده است. فساد بیرون از ژاپن، هنگکنگ و سنگاپور مشکل بزرگی است اما اکثر کشورها قوانین بانکی خود را همانند استانداردهای جهانی کردهاند. درکره جنوبی، ژاپن و جنوب شرق آسیا سیستم بانکی زیاد از حد به نفع شرکتهای صنعتی بود و این باعث تشویق وام گرفتن میشد. بحران مالی ۱۹۹۷ تا ۱۹۹۸ به بیشتر اینها خاتمه داد و نظارت بانکی بهتر شده است. استفاده بیشتر از بازارها باعث بهبود شفافیت شده و شرکتهای آسیایی میتوانند به شرکتهای غربی خودداری در مورد حقوق مدیران و سرمایهگذاری دراز مدت را درس بدهند.
بزرگنمایی ثبت اختراع
چهار کاستی آسیا را عقب نگه میدارد: ترکیب بخشی، نام تجاری، فناوری و جهانی شدن. بهترین مثال برای نشان دادن این مساله، گوشی «آیفون» است. کمتر از ۲۰درصد درآمد آن به چین، سازنده آن میرسد. بیشترین درآمد از آن به صاحب نام تجاری آن در امریکا و تولیدکنندگان قطعات پیچیده آن در کره جنوبی و ژاپن میرسد. همزمان در کشورهای ثروتمند مانند ژاپن و کرهجنوبی، شرکتها نگران آنند که ساختار شرکتشان مانع فناوری و خلاقیت شود. با وجود این همه سر و صدا، آسیا در «صنایع جدید» به میزان کافی مشارکت ندارد. هند و اندونزی هنوز شرکت اینترنتی بزرگ ایجاد نکردهاند. بخش درمان آسیا کوچک است. به جز چین و ژاپن در آسیا با وجود مشکل آلودگی هوا، سرمایهگذاری در انرژی قابل تجدید خیلی کم است. علاوه بر این، آسیا برندهای جهانی کمی دارد. از ۱۰۰برند ارزشمند اول که توسط شرکت مشاور «اینتربرند» ارزشیابی شده فقط ۱۰برند از آسیاست و همه آنها نیز متعلق به ژاپن یا کره جنوبی است. در آسیای درحال توسعه، برندهای محلی نامرغوب و غیرقابل اطمینان دیده میشود درحالی که برندهای خارجی چشمگیر و قابل اطمینان به نظر میآیند. شرکتهای آسیایی به اندازه کافی روی
ایجاد برند سرمایهگذاری نکردهاند و بدون برند فاقد قدرت قیمتگذاری خواهند بود. در نگاه اول به نظر میآید که ابتکار جزو نکات قوی آسیا باشد. ۴۱درصد ثبت اختراعات در ۲۰۱۲ در این منطقه بودند که ۳۹۰۶ تا از آنها توسط شرکت مخابرات و تکنولوژی «زد تی ای» صورت گرفته است. طبق آمار رسمی ۲۹درصد خرجهای جهانی روی تحقیقات و توسعه توسط آسیا بوده و سهم صادرات تکنولوژی آسیا اینک نصف صادرات تکنولوژی جهان را شامل میشود. اما ظاهر کمی با باطن تفاوت دارد. اکثر شرکتهای رده بالا هنوز آسیا را به عنوان تهدید نمیبینند. آسیا درتقلید و تغییرات خرد خوب است اما نه در پیشرفتهای بزرگ. چی گواهوا، مدیر «موبایل چین» بزرگترین شبکه موبایل جهان بر اساس تعداد مشترکین میگوید که سیستمهای اپراتور موبایل هنوز اکثرا در دست شرکتهای امریکایی هستند. به گفته وی «آنچه که مهم است تکنولوژی اصلی و قدرت ابتکار است. امریکا نگرانی از این بابت ندارد.» نزدیک به ۸۲ درصد صادرات تکنولوژی چین توسط شرکتهای خارجی صورت میگیرد. یک محک برای ثبت اختراعات آسیا آن است که ببینیم آن اختراعات در چند کشور ثبت شدهاند. هر کسی که در مورد محافظت از اختراع خود جدی
باشد، سعی خواهد کرد آن اختراع را در کشورهای بیشتری ثبت کند اما در ۲۰۰6-۲۰۰5 فقط ۵ درصد اختراعات چین در خارج از کشور ثبت شدند درحالی که ۲۷درصد اختراعات امریکا و ۴۰درصد اختراعات اروپا درخارج نیز ثبت شدند. صنایع خلاق در آسیا کوچک هستند. طبق آژانس مالکیت معنوی چین، درآمد چین از فعالیتهای اساسی مالکیت معنوی (که شامل صنایع خلاق و نرمافزار است) فقط ۴درصد رقم امریکاست. نقطه ضعف دیگر شرکتهای آسیایی، بیش از حد محدود باقی ماندن است. ۱۰۰ شرکت اول بزرگ آسیا فقط ۳۰درصد فروش خارجی دارد درحالی که این رقم برای ۱۰۰شرکت اول بزرگ غرب ۵۰ درصد است. این عدم حضور جهانی تا حدودی بازتابی از جوان بودن نسبی برخی از شرکتهای آسیایی است اما نتیجه برند و نوآوری نیز ضعیف است.
امتحان چیزی جدید
بیشتر کشورهای آسیایی درحال تلاش برای پیدا کردن مدلهای جدید اقتصادی هستند. آنچه در ۲۰ سال گذشته کار کرده ممکن است مناسب ۲۰ سال بعد نباشد. شرکتهای منطقه همچنین نیاز به مقابله با کاستیها و وفق دادن خود دارند. یک نگرانی آن است که مدل مالکیت آنها باعث انعطاف ناپذیریشان میشود. ساختار سنتی و سنگین شرکتهای بزرگ آسیایی در برابر شرکتهای امریکایی است که با استفاده از سیستم تخریب و خلاقیت زیرکانه همچنین تشویق محصولات جدید پویا و جهانی برقرار ماندهاند. فقط ۲۸درصد بورس آسیا از شرکتهایی که توسط سرمایهگذاران کنترل میشود، تشکیل شده است. ترکیب بورس از کشوری به کشور دیگر متفاوت است اما شرکتهای بزرگ - که اکثرا خانوادگی اداره میشوند - و شرکتهای دولتی معمولا حضور پررنگی دارند. ژاپن یک استثناست، با وجود آنکه مشخصات یک اقتصاد سهامداری را دارد، مدیران محافظهکار کنترل واقعی را در دست دارند. تنها یک پنجم از تعداد شرکتهای درهم ادغام شده و جمعآوری و خریداری شده جهان به آسیا تعلق دارد و معاملات خصمانه نادر است. آسیا تشکیلات لازم برای پرورش شرکتهای جدید در تعداد زیاد را ندارد: بنا به اظهار شرکت تحقیقاتی «پرکین» از
سال ۲۰۰۷ تا به حال فقط یک دهم کل فعالیتهای سرمایهگذاری جهان در منطقه صورت گرفته است. اکثر مدیران آسیایی با سیستم سرمایهداری امریکایی میانه خوبی ندارند و برنامهیی برای پیاده کردن آن ندارند. اما همانطور که این گزارش اختصاصی نشان میدهد، شرکتهای آسیایی درحال کنار گذاشتن بعضی از سنتهای خود هستند تا بتوانند برای دوره جدیدی از رشد آماده شوند. شرکتهای دولتی دارند بازتر میشوند مخصوصا در چین که کارآفرینان خصوصی رو به افزایش است. شرکتهای ژاپنی پیشگامان زنده ماندن در یک جامعه مسن خواهند بود. شرکتهای بزرگ قدیمی آسیا درحال تبدیل شدن به شرکتهای متمرکز چند ملیتی هستند و برای شهرت و تکنولوژی دارند سرمایهگذاری میکنند. کارآفرینان اینترنتی درحال کار برای پایان دادن به نظام کهن شرکتهای بزرگ هستند. برای شرکتهای غربی این یعنی رقابت شدیدتر با شرکتهای آسیایی که دارند پیچیدهتر میشوند. برای آسیا این یعنی درد و اختلال اما همزمان امید پیشرفت. آسیا به بزرگترین آزمایشگاه برای شرکتها از زمان امریکای اوایل قرن بیستم تا عصر حاضر تبدیل شده است.