معاملات الگوريتمي؛ از ابزار معاملاتي تا زيرساخت حرفهاي
صداي بورس| سپهر پارسا، مديرعامل و همبنيانگذار شركت سامانههاي هوشمند درفك نوشت: معاملات الگوريتمي در بازارهاي مالي توسعهيافته ديگر يك ابزار جانبي يا صرفاً فناوري مخصوص معاملهگران پرسرعت نيست؛ بلكه به بخشي از زيرساخت عملياتي بازار سرمايه تبديل شده است.
صداي بورس| سپهر پارسا، مديرعامل و همبنيانگذار شركت سامانههاي هوشمند درفك نوشت: معاملات الگوريتمي در بازارهاي مالي توسعهيافته ديگر يك ابزار جانبي يا صرفاً فناوري مخصوص معاملهگران پرسرعت نيست؛ بلكه به بخشي از زيرساخت عملياتي بازار سرمايه تبديل شده است. امروزه اجراي بسياري از سفارشهاي بزرگ، استراتژيهاي بازارگرداني، مديريت نقدشوندگي، كنترل ريسك و ارزيابي كيفيت اجراي معاملات، با استفاده از سامانههاي الگوريتمي انجام ميشود. در چنين بازاري، مزيت اصلي تنها «سريعتر معامله كردن» نيست؛ بلكه استانداردسازي فرآيند معاملات، كاهش خطاي انساني، بهينهسازي هزينههاي اجرا و افزايش قابليت نظارت و ارزيابي عملكرد است.شركتهاي مديريت دارايي در بازارهاي پيشرفته از معاملات الگوريتمي براي اهداف متنوعي استفاده ميكنند. يكي از مهمترين كاربردها، اجراي بهينه سفارشهاي بزرگ با هدف كاهش تأثير نامطلوب معاملات بر قيمت بازار است. بازارگرداني، مديريت معاملات پرتفويهاي چندكدي، كنترل محدوديتهاي معاملاتي و اجراي استراتژيهاي ساختاريافته نيز از ديگر كاربردهاي اين فناوري محسوب ميشوند. در عمل، بسياري از نهادهاي حرفهاي از مدلي تركيبي بهره ميگيرند؛ به اين معنا كه منطق تصميمگيري سرمايهگذاري را در داخل مجموعه حفظ ميكنند، اما براي اجراي سفارشها، اتصال به بازار، پايش معاملات و ساير ابزارهاي عملياتي از زيرساخت ارايهدهندگان تخصصي استفاده ميكنند. اين رويكرد ضمن حفظ استقلال نهاد مالي در تصميمگيري، امكان بهرهگيري از فناوريهاي تخصصي و توسعهيافته را فراهم ميسازد.بازار سرمايه ايران نيز در سالهاي اخير بهتدريج با ضرورت توسعه چنين زيرساختهايي مواجه شده است. افزايش نقش نهادهاي مالي، گسترش صندوقهاي سرمايهگذاري، توسعه فعاليتهاي بازارگرداني، پيچيدهتر شدن ابزارهايي مانند قراردادهاي اختيار معامله و نياز به مديريت همزمان معاملات در كدهاي متعدد، محدوديتهاي روشهاي سنتي و دستي را بيش از گذشته آشكار كرده است. در چنين شرايطي، معاملات الگوريتمي ميتواند از يك ابزار تكنيكي به ضرورتي عملياتي براي نهادهاي مالي تبديل شود؛ ضرورتي كه علاوه بر افزايش دقت و سرعت اجرا، به مديريت بهتر ريسك، كاهش وابستگي به فرآيندهاي دستي و ارتقاي شفافيت و گزارشپذيري معاملات كمك ميكند.البته توسعه معاملات الگوريتمي صرفاً به معناي جايگزيني نيروي انساني با نرمافزار نيست. ارزش واقعي اين فناوري زماني آشكار ميشود كه دانش و تجربه مديران سرمايهگذاري در قالب قواعد مشخص، قابل كنترل و قابل ارزيابي به فرآيند اجرا منتقل شود. در اين چارچوب، مدير سرمايهگذاري همچنان مسوول تصميمگيري درباره تركيب داراييها، ميزان ريسك و استراتژي سرمايهگذاري است، اما اجراي تصميمات ميتواند با دقت، انضباط و كارايي بيشتري انجام شود.آينده معاملات الگوريتمي در بورس تهران تا حد زيادي به سه عامل وابسته خواهد بود: توسعه چارچوبهاي مقرراتي و استانداردهاي نظارتي، افزايش پذيرش اين فناوري توسط نهادهاي مالي و حركت تدريجي از الگوريتمهاي ساده سفارشگذاري به سامانههاي پيشرفتهتر براي مديريت اجرا، كنترل ريسك و پشتيباني از تصميمگيري. تحقق اين مسير مستلزم تعامل ميان نهادهاي ناظر، فعالان حرفهاي بازار سرمايه و شركتهاي فناوري مالي است.در نهايت، معاملات الگوريتمي را بايد نه صرفا ابزاري براي افزايش سرعت معاملات، بلكه بخشي از فرآيند حرفهايتر شدن مديريت دارايي و توسعه زيرساختهاي بازار سرمايه دانست. هرچه سهم تصميمگيري نظاممند، اجراي قابل ارزيابي و كنترلپذيري معاملات افزايش يابد، زمينه براي ارتقاي كارايي و بلوغ عملياتي بازار سرمايه ايران نيز بيشتر فراهم خواهد شد.