گزارش «تعادل» از معماي سوخت‌هاي ميان‌تقطير

نفتكش‌هاي خالي و بازارهاي تشنه

۱۴۰۵/۰۸/۰۹ - ۰۱:۴۸:۰۰
کد خبر: ۴۰۹۱۵۲

بازار جهاني انرژي مدت‌هاست كه از الگوهاي سنتي تعادل ميان عرضه و تقاضا فاصله گرفته است. در ميانه نوسانات نفت خام، توجه محافل اقتصادي بيش از آنكه به قيمت هر بشكه طلاي سياه جلب شود، به محصولي راهبردي معطوف شده كه نبض حمل‌ونقل كالا، صنايع سنگين، كشاورزي و گرمايش نيم‌كره شمالي را تنظيم مي‌كند: «نفت‌گاز» يا همان گازوييل. رصد روندهاي جاري نشان مي‌دهد كمبود جهاني اين فرآورده كليدي، ديگر يك نوسان فصلي يا اختلال موقت نيست، بلكه به يك چالش ساختاري عميق بدل شده كه سايه سنگين آن حداقل تا فراتر از سال ۲۰۲۷ بر سر اقتصاد بين‌الملل باقي خواهد ماند. ريشه اصلي وضعيت كنوني را بايد در افت هم‌زمان ظرفيت‌هاي فرآورش در دو كانون عمده تأمين فرآورده جهان جست‌وجو كرد: خاورميانه و روسيه. تجاوزات نظامي و تنش‌هاي گسترده در منطقه خليج فارس، تأسيسات پالايشي حياتي را مستقيماً زير ضربه برد. اگرچه نفت خام همچنان با دشواري از آبراه‌هاي استراتژيك عبور مي‌كند، اما ماجراي فرآورده‌هاي پالايشي كاملاً متفاوت است.

گلناز پرتوي مهر |


بازار جهاني انرژي مدت‌هاست كه از الگوهاي سنتي تعادل ميان عرضه و تقاضا فاصله گرفته است. در ميانه نوسانات نفت خام، توجه محافل اقتصادي بيش از آنكه به قيمت هر بشكه طلاي سياه جلب شود، به محصولي راهبردي معطوف شده كه نبض حمل‌ونقل كالا، صنايع سنگين، كشاورزي و گرمايش نيم‌كره شمالي را تنظيم مي‌كند: «نفت‌گاز» يا همان گازوييل. رصد روندهاي جاري نشان مي‌دهد كمبود جهاني اين فرآورده كليدي، ديگر يك نوسان فصلي يا اختلال موقت نيست، بلكه به يك چالش ساختاري عميق بدل شده كه سايه سنگين آن حداقل تا فراتر از سال ۲۰۲۷ بر سر اقتصاد بين‌الملل باقي خواهد ماند. ريشه اصلي وضعيت كنوني را بايد در افت هم‌زمان ظرفيت‌هاي فرآورش در دو كانون عمده تأمين فرآورده جهان جست‌وجو كرد: خاورميانه و روسيه. تجاوزات نظامي و تنش‌هاي گسترده در منطقه خليج فارس، تأسيسات پالايشي حياتي را مستقيماً زير ضربه برد. اگرچه نفت خام همچنان با دشواري از آبراه‌هاي استراتژيك عبور مي‌كند، اما ماجراي فرآورده‌هاي پالايشي كاملاً متفاوت است. خطرات ناشي از اشتعال‌پذيري بالاتر محموله‌هاي سوختي در مقايسه با نفت خام و تكيه بر نفتكش‌هاي سبك‌تر و آسيب‌پذيرتر، عملاً زنجيره توزيع دريايي را دچار فرسايش شديد كرده است. تعطيلي طولاني‌مدت قطب‌هاي عظيمي نظير پالايشگاه جيزان در حاشيه درياي سرخ با ظرفيت روزانه ۴۰۰ هزار بشكه، در كنار فعاليت با ظرفيت ناكامل تأسيساتي چون باپكو، حفره‌اي بزرگ در تراز توليد گازوييل منطقه ايجاد كرده است. هم‌زمان در جبهه شرقي، حملات عميق به زيرساخت‌هاي پالايشي روسيه موجب خروج بخش درخورتوجهي از ظرفيت تقطير اين كشور از مدار شد؛ رخدادي كه كرملين را ناچار به اولويت‌بخشي به نيازهاي داخلي و مسدودسازي صادرات كرد. برهم‌كنش اين دو گسل ژئوپليتيك، تعادل شكننده بازار تقطير متوسط را به كلي فروپاشاند و جهان را با واقعيتي تلخ روبرو ساخت: تقاضا وجود دارد، اما ظرفيت پالايش و انتقال، مفقود است. در مواجهه با اين كسري تاريخي، ديگر بازيگران صنعت پالايش در اقصي‌نقاط جهان- به‌ويژه در امريكاي شمالي و آسيا- تلاش كردند با افزايش نرخ بهره‌برداري به حداكثر توان نامي، خلأ موجود را پر كنند. با اين حال، قوانين مهندسي فرآيند محدوديت‌هاي خود را بر محاسبات تجاري تحميل مي‌كند. پالايشگاه‌ها در ماه‌هاي گذشته با يك قمار فني پرخطر، دوره‌هاي اورهال و تعميرات اساسي دوره‌اي را پي‌درپي به تعويق انداخته‌اند تا هر تن گازوييلِ ممكن را به بازار تزريق كنند. اين رويكرد، مانند راندن يك موتور احتراقي با حداكثر دور موتور بدون تعويض روغن است. امتداد اين تعويق‌ها به مرز بحراني رسيده و خطر حوادث فني پيش‌بيني‌نشده را به‌شدت بالا برده است. برآوردهاي صنعتي حاكي از آن است كه در بهار و نيمه نخست سال ۲۰۲۷، جهان با موجي بي‌سابقه از خاموشي‌هاي ناگزير پالايشي روبرو خواهد شد؛ موجي از تعميرات تجميع‌شده كه حجم ظرفيت خارج از مدار آن، حتي از مجموع تلفات زيرساختي فعلي در خاورميانه و روسيه فراتر خواهد رفت. به بيان ديگر، تزريق مسكن‌هاي مقطعي امروز، به بهاي افت شديدتر توليد در فصول آتي تمام خواهد شد. در ميانه اين تنگناي ساختاري، تلاش‌هاي ديپلماتيك و مانورهاي انتخاباتي نيز كارايي خود را از دست داده‌اند. مانورهاي رسانه‌اي بر سر توافق‌هاي مقطعي - همچون صدور محموله‌هاي محدود گازوييل از بنادر بالتيك روسيه به مقصد سواحل شرقي امريكا - بيش از آنكه حامل راهكاري عملياتي براي بازار باشند، كاركردي نمادين در تقويم سياسي دارند. رسيدن يك محموله ۳۰۰ هزار بشكه‌اي با مشخصات استاندارد گوگرد پايين (ULSD) به بازاري كه روزانه ميليون‌ها بشكه گازوييل مصرف مي‌كند، همانند ريختن قطره‌اي در اقيانوس است. واقعيت آن است كه چنين وصله‌هاي نامتوازني، ناتوان از مهار روند افزايشي بهاي سوخت هستند. حتي تدابيري چون تعليق ماليات‌هاي ايالتي بر سوخت و فعال‌سازي ابزارهاي مداخله‌اي دولت‌ها نيز نتوانسته‌اند ارقام تابلوهاي جايگاه‌ها را مهار كنند. باقي ماندن بنزين در كانال بيش از ۴ دلار و گازوييل در سطوح تاريخي بالاي ۶ دلار در هر گالن در آستانه رويدادهاي سرنوشت‌ساز سياسي در غرب، گواهي است بر اينكه فشارهاي ژئوپليتيك و نقص فيزيكي عرضه، فراتر از اراده سياست‌مداران عمل مي‌كنند. قرار گرفتن در آستانه زمستان، پيچيدگي ماجرا را دوچندان مي‌كند. با سرد شدن هوا در نيم‌كره شمالي، رقابت تنگاتنگي ميان بخش حمل‌ونقل و سامانه‌هاي گرمايشي براي بلعيدن فرآورده‌هاي تقطيري مياني شكل مي‌گيرد. در غياب عرضه شناور كافي، ذخاير استراتژيك در سراسر جهان توان محدودي براي ضربه‌گيري دارند. اگرچه گزاره‌هايي چون گذار به ناوگان تجاري گازسوز، برق‌رساني به حمل‌ونقل عمومي و شتاب‌گيري فروش خودروهاي برقي -كه ناشي از فشار قيمت‌هاي گزاف سوخت فسيلي تسريع شده‌اند-به عنوان نسخه‌هاي مهار مصرف مطرح مي‌شوند، اما جنس اين تغييرات «ميان‌مدت و زيرساختي» است. بازار گازوييل نيازمند تعادل فيزيكي «در لحظه» است؛ درحالي كه ساخت شبكه شارژ، جايگزيني كشنده‌ها و تغيير زيرساخت‌هاي گرمايشي به سال‌ها زمان و سرمايه‌گذاري سنگين احتياج دارد. در كوتاه‌مدت، تقاضا از كشش‌پذيري بسيار پاييني برخوردار است و مصرف‌كننده نهايي چاره‌اي جز پذيرش هزينه‌هاي سرسام‌آور ندارد. تا زماني كه زيرساخت‌هاي توليد و مسيرهاي لجستيكي اصلي در خاورميانه و اوراسيا به مدار امن و باثبات بازنگردند، عرضه فرآورده‌هاي سنگين و ميان‌تقطير پايين‌تر از سطح پيش از بحران باقي خواهد ماند. اقتصاد بين‌الملل اكنون ناگزير است با پارادايم جديدي زيست كند؛ دوراني كه در آن گازوييل نه صرفاً يك كالاي مصرفي، بلكه يك گلوگاه حياتي براي تجارت است كه بهاي سنگين آن، در قالب افزايش بهاي تمام‌شده كالاها و تداوم امواج تورمي، سفره‌هاي مردم را در چهارگوشه جهان نشانه رفته است.

بیمه ملت