استارلينك زير ضرب فناوريهاي داخلي
رييس مركز ملي فضاي مجازي از آمادهبودن سامانههاي شناسايي و قطع ارتباط پايانههاي استارلينك در ايران خبر داده و ميگويد كه فناوريهاي توسعهيافته در داخل كشور، پيشتر نيز براي مختلكردن ارتباط اين شبكه آزمايش شدهاند.
رييس مركز ملي فضاي مجازي از آمادهبودن سامانههاي شناسايي و قطع ارتباط پايانههاي استارلينك در ايران خبر داده و ميگويد كه فناوريهاي توسعهيافته در داخل كشور، پيشتر نيز براي مختلكردن ارتباط اين شبكه آزمايش شدهاند. محمدامين آقاميري با تأكيد بر اينكه استارلينك در شرايط جنگي ميتواند به ابزاري براي فرماندهي نظامي، جاسوسي و انتقال اطلاعات تبديل شود، مقابله با آن را بخشي از حفاظت از امنيت ملي ميداند؛ موضعي كه بار ديگر مساله دسترسي به اينترنت ماهوارهاي، حدود حكمراني دولتها بر شبكه و هزينههاي محدودسازي ارتباطات را به مركز توجه آورده است.
سيدمحمدامين آقاميري رييس مركز ملي فضاي مجازي و دبير شوراي عالي فضاي مجازي، در نشست خبري كه روز گذشته برگزار شد، با اعلام اينكه ايران به سامانههاي شناسايي پايانههاي استارلينك و فناوريهاي مختلكننده ارتباط آن دسترسي دارد، تأكيد كرد كه اين شبكه ماهوارهاي نيز مانند ساير فناوريهاي ارتباطي، از امكان مقابله فني مصون نيست. آقاميري، در توضيح اقدامات انجامشده براي مديريت استارلينك مدعي شده است كه سامانههاي مورد استفاده در ايران آماده و آزمايششدهاند و در ديماه نيز از يكي از اين فناوريها براي قطع ارتباط استفاده شده است. اظهارات آقاميري در شرايطي مطرح ميشود كه استارلينك، به عنوان يكي از راههاي دسترسي به اينترنت ماهوارهاي، در بحث محدوديتهاي اينترنت بينالملل در ايران اهميت بيشتري پيدا كرده است. اين فناوري، به دليل اتكا به ارتباط مستقيم پايانههاي زميني با ماهوارهها، از مسيرهاي متعارف دسترسي به اينترنت متمايز است و مديريت آن نيز به سازوكارهاي فني متفاوتي نياز دارد. با اين حال، رييس مركز ملي فضاي مجازي معتقد است كه ماهيت فني اين شبكه مانع شناسايي و مختلكردن ارتباط آن نميشود.
ادعاي آمادگي براي شناسايي و قطع استارلينك
آقاميري در تشريح توان فني ايران براي مقابله با استارلينك گفته است كه اين شبكه سازوكار مشخصي دارد و پايانههاي زميني آن با استفاده از آنتنهاي آرايه فازي يا Phased Array با ماهوارهها ارتباط برقرار ميكنند. به گفته او، ايران هم سامانه شناسايي اين پايانهها را در اختيار دارد و هم فناوريهايي براي قطع ارتباط آنها توسعه داده است. رييس مركز ملي فضاي مجازي با اشاره به اقدامات انجامشده در داخل كشور اظهار كرده است كه محصولات مورد نظر آماده شده و مورد آزمايش قرار گرفتهاند. او همچنين با اشاره به تجربه ديماه مدعي شد كه يكي از اين فناوريها در آن مقطع به كار گرفته شد و ارتباط استارلينك را مختل كرد. آقاميري براي توضيح ميزان اختلال به گزارشهايي از خارج از ايران اشاره كرده و گفت كه ثبت افت ۸۰ درصدي بستههاي داده يا Packet Loss به معناي قطع ارتباط است. اين اظهارات، ادعاي رسمي درباره وجود ظرفيت فني براي مقابله با اينترنت ماهوارهاي را مطرح ميكند. او در واكنش به كساني كه مقابله با استارلينك را ناممكن دانستهاند، گفت كه چنين ديدگاهي از نظر فني درست نيست و هيچ فناورياي را نميتوان فراتر از امكان مديريت يا مقابله دانست. به اعتقاد او، پيشرفت يك فناوري ارتباطي به اين معنا نيست كه ساير فناوريها قادر به اثرگذاري بر آن نباشند.
چرا روشهاي سنتي اختلال كافي نيستند؟
بخش ديگري از توضيحات آقاميري به تفاوت استارلينك با سامانههاي ماهوارهاي قديمي مربوط ميشود. او با اشاره به ساختار آنتنهاي آرايه فازي توضيح داد كه اين آنتنها برخلاف تصور رايج، امواج را بهصورت يكسان در تمام محيط منتشر نميكنند، بلكه پرتوهاي جهتدار و باريكي ايجاد ميكنند. به گفته او، همين ويژگي سبب ميشود سامانههاي متعارف اختلال كه براي فناوريهاي قديميتر، از جمله ارتباطات ماهوارهاي تلويزيوني، به كار ميرفتند، لزوما براي مختلكردن استارلينك كارآمد نباشند. او توضيح داد كه در صورت استفاده از روشهاي قديمي، سامانه ارتباطي ميتواند كانال مختلشده را شناسايي و از آن فاصله بگيرد يا با تغيير فركانس به فعاليت خود ادامه دهد. بر همين اساس، آقاميري تأكيد كرد كه فناوري مورد استفاده ايران براي مقابله با استارلينك، همان روشهاي سنتي ايجاد اختلال نيست. رييس مركز ملي فضاي مجازي همچنين درباره گمانهزنيها پيرامون استفاده از جعل يا فريب موقعيت مكاني GPS براي مختلكردن اين شبكه توضيح داد. به گفته او، عملكرد استارلينك بر پايه تقسيمبندي سطح زمين به سلولهاي ارتباطي و توزيع داده در محدودههاي مشخص انجام ميشود و شناسايي موقعيت فرستندهها وگيرندهها در چنين ساختاري امكانپذير است. او با اشاره به آزمايش روش فريب GPS گفت كه اين شيوه در برخي بخشها نتيجه داده، اما آن را راهكار اصلي و تعيينكننده براي از كار انداختن استارلينك نميداند.
استارلينك ابزار ارتباطي يا ظرفيت نظامي؟
مهمترين استدلال آقاميري براي ضرورت مقابله با استارلينك، به كاربردهاي احتمالي نظامي اين فناوري مربوط ميشود. او معتقد است كه اين شبكه صرفا يك ابزار ارتباطي نيست و ميتواند در شرايط جنگي براي فرماندهي و كنترل، هدايت پهپادها، جاسوسي و انتقال اطلاعات به كار گرفته شود. از نگاه رييس مركز ملي فضاي مجازي، همين كاربردها ضرورت مديريت اين فناوري را در شرايط امنيتي افزايش ميدهد. آقاميري با استناد به مواد ۵۲ و ۵۳ كنوانسيون ژنو مدعي شد كه هر ابزاري كه در ميدان نبرد براي مقاصد نظامي به كار گرفته شود، ميتواند در زمره اهداف نظامي قرار بگيرد. او در همين چارچوب، مسووليت شركتهاي فناوري را نيز مطرح كرده و گفت كه اين شركتها بايد نسبت به نحوه استفاده از محصولات خود توجه داشته باشند. آقاميري همچنين با انتقاد از عملكرد شركتهاي مرتبط با استارلينك گفت كه ايران بارها شكايتهايي را در مجامع بينالمللي، از جمله اتحاديه بينالمللي مخابرات (ITU) مطرح كرده است. به گفته او، در برخي موارد، درباره امكان شناسايي موقعيت پايانهها و قطع سيگنالها پاسخهايي دريافت شده كه از نظر ايران قانعكننده نبوده است. او با مقايسه وضعيت ايران با برخي كشورهاي ديگر، اين رويكرد را نشانهاي از برخورد دوگانه در اجراي قواعد بينالمللي دانست. رييس مركز ملي فضاي مجازي همچنين اظهار كرد كه اظهارات اخير مقامهاي امريكايي و مديرعامل استارلينك، ايلان ماسك، استفاده از اين فناوري در جنگها را تأييد ميكند. بر مبناي همين برداشت، او معتقد است كه استارلينك در برخي موقعيتها بيش از آنكه ابزاري براي ارتباط عمومي باشد، ميتواند كاركرد نظامي پيدا كند.
محدودسازي اينترنت تصميمي امنيتي با هزينههاي فني
موضع آقاميري درباره استارلينك بخشي از نگاه گستردهتر او به مديريت اينترنت در شرايط بحراني است. رييس مركز ملي فضاي مجازي قطع كامل اينترنت را «ناخوشايندترين تصميم ممكن» توصيف كرد، اما گفت كه در شرايط خاص امنيتي، تصميمگيري درباره محدودسازي دسترسي به اينترنت بينالملل بر اساس ارزيابي نهادهاي مسوول انجام ميشود. او با اشاره به تجربه جنگ ۱۲ روزه گفته است كه اينترنت در ۷۲ ساعت پاياني اين جنگ قطع شد و مديريت ارتباطات متناسب با نوع تهديد صورت گرفت. به گفته آقاميري، در زمان حملات نظامي معمولا از چند روز قبل حجم حملات سايبري افزايش مييابد و محدودسازي دسترسي ميتواند بخشي از مديريت اين وضعيت باشد. او تصميمگيري در چنين شرايطي را بر عهده مجموعهاي از نهادهاي امنيتي و شوراي عالي امنيت ملي دانسته است. با اين حال، محدودسازي اينترنت تنها يك تصميم امنيتي نيست و آثار آن بر زيرساختهاي ارتباطي، كسبوكارها و فعاليتهاي روزمره نيز اهميت دارد. آقاميري با اشاره به مشكلات فني اين تصميمات گفته است كه مديريت مسيرهاي شبكه در شرايط بحران ميتواند به اختلال در رابطهاي برنامهنويسي، بهروزرساني سامانههاي DNS و ساير خدمات وابسته منجر شود. به گفته او، همين مسائل فشار زيادي بر متخصصان و مديران شبكه وارد ميكند. او در عين حال تأكيد كرد كه كيفيت نامناسب اينترنت در شرايط عادي قابل قبول نيست و نهادهاي مسوول بايد منشأ اختلالات را شناسايي كنند. آقاميري با اشاره به لايههاي مختلف شبكه، از دسترسي كاربران و شبكههاي اپراتوري تا لايه انتقال، هسته شبكه و تجهيزات زيرساختي، وزارت ارتباطات و شركت ارتباطات زيرساخت را از مجموعههاي مرتبط با كيفيت خدمات دانست. به اعتقاد او، اختلال در هر بخش از اين زنجيره بايد بررسي و برطرف شود.
حكمراني اينترنت و مساله جايگزينهاي داخلي
آقاميري در دفاع از رويكرد نسبت به مديريت اينترنت، بر اهميت شبكه ملي اطلاعات و توسعه زيستبوم داخلي تأكيد كرد. او مدعي شد كه وجود زيرساختها و خدمات بومي ميتواند وابستگي به اينترنت بينالملل را در زمان بحران كاهش دهد و امكان تداوم بخشي از فعاليتهاي روزمره را فراهم كند. به گفته او، قطع اينترنت بينالملل لزوما به معناي از كار افتادن همه خدمات داخلي نيست و زيرساختهاي بومي ميتوانند بخشي از نيازهاي پرداخت، آموزش و ارتباطات را پوشش بدهند. با اين حال، ميزان تابآوري اين خدمات به سطح وابستگي آنها به سرويسهاي خارجي و كيفيت زيرساختهاي داخلي بستگي دارد و نميتوان بدون دادههاي عملكردي درباره تداوم همه خدمات در شرايط قطع ارتباط بينالمللي نتيجهگيري كرد. رييس مركز ملي فضاي مجازي همچنين سياستهاي فيلترينگ را نيازمند ارزيابي و بازنگري دانسته و گفت كه درباره ميزان استفاده از فيلترشكنها اختلافنظر وجود دارد و آمارها بايد مستند باشند. او با اشاره به هزينه استفاده از ابزارهاي عبور از فيلترينگ، مدعي شده است كه بخش عمده كاربران از نسخههاي رايگان استفاده ميكنند و تأمين مالي برخي از اين ابزارها به دولت امريكا مرتبط است. به گفته آقاميري، تصميمگيري در شرايط بحراني بر عهده جمعي متشكل از نهادهاي امنيتي و شوراي امنيت ملي است كه تصميمات لازم را اتخاذ ميكند و امنيت ملي شوخي بردار نيست.