چگونه بحران يمن معادلات منطقهاي را تغيير ميدهد؟
در پي تشديد تنشها در يمن و واكنشهاي راهبردي انصارالهر به حملات ائتلاف سعودي، خاورميانه در آستانه مرحلهاي حساس و خطرناك قرار گرفته است.
در پي تشديد تنشها در يمن و واكنشهاي راهبردي انصارالهر به حملات ائتلاف سعودي، خاورميانه در آستانه مرحلهاي حساس و خطرناك قرار گرفته است. تغيير موازنه قدرت ميداني، عربستان سعودي را بر آن داشته تا با گسترش دامنه بحران، پاي بازيگران منطقهاي و فرامنطقهاي را به ميان بكشد، رويكردي كه تحليلگران معتقدند نه تنها زيرساختهاي اقتصادي رياض را به خطر مياندازد، بلكه با ايجاد يك جنگ نيابتي گسترده ميتواند سايهاي سنگين بر چشمانداز مذاكرات ايران و امريكا و ثبات كلي منطقه بيفكند. تحولات اخير منطقه پس از واكنشهاي مقتدرانه انصارالله به حملات بيامان ائتلاف سعودي، صفحه جديدي از تنشها را گشوده است. جنگ يمن و عربستان كه سالهاست فرسايشي شده، اكنون به دليل تشديد حملات هوايي عربستان عليه زيرساختهاي حياتي در شهرهاي ساحلي يمن، وارد مرحلهاي حساس و تعيينكننده شده است. اين وضعيتِ شكننده، صرفا يك رويارويي دوجانبه نيست، بلكه رقابتي است كه با كنشگريهاي نظامي و سياسي، كل منطقه را به سمت و سويي متفاوت سوق داده است.
واقعيت آن است كه عربستان سعودي با بهرهگيري از كمك برخي كشورهاي منطقهاي، سلسله حملات گستردهاي را عليه زيرساختهاي يمن ترتيب داده تا بلكه بتواند از اين طريق، فشار ميداني را بر انصارالله افزايش دهد.
با اين حال، ارتش يمن و انصارالله با اتخاذ رويكردي تهاجميتر و تمركز بر محاصره عملياتي «تنگه بابالمندب» و پاسخهاي كوبنده به تاسيسات راهبردي عربستان (از جمله فرودگاه بينالمللي «ملكخالد» در رياض) معادله را تغيير دادهاند.
آنچه امروز در صحنه نبرد ديده ميشود، پيچيدگي فزاينده شرايط است؛ بهطوري كه آمار تلفات نظاميان در هر دو سو افزايش يافته و وضعيت به نقطه جوش رسيده است. به نظر ميرسد راهبرد فعلي عربستان، تشديدِ عامدانه بحران است. هدف رياض از اين سياست، كشاندنِ مستقيم ديگر كشورها به معركه جنگ با يمن است تا شايد از اين طريق، وزن نظامي خود را در مقابل قدرتِ پهپادي و موشكي انصارالله افزايش دهد.
با اين همه، ابتكار عمل ميداني همچنان در اختيار انصارالله است. شليك موشكهاي بالستيك نقطهزن به تاسيسات مهم نفتي و نظامي عربستان، ضربهاي كاري به حيثيت نظامي رياض وارد كرده است. اگر اين روند پاسخهاي متقابل ادامه يابد، پيامدهاي اقتصادي براي عربستان ويرانگر خواهد بود.
توقف احتمالي صادرات نفت و اختلال گسترده در پروازهاي بينالمللي عربستان، نشانههايي از آسيبپذيري ساختار اقتصادي اين كشور است. عربستان اكنون در تكاپو است تا با به كارگيري مزدوران منطقهاي، ارتباط ميان بخشهاي شمالي و جنوبي تحت كنترل انصارالله را قطع كرده و آنها را از اطراف «تنگه بابالمندب» دور كند.
با اين حال، چنين تلاشهايي ميتواند منجر به يك بحران گسترده منطقهاي شود كه مهار آن براي هيچ بازيگري به سادگي ممكن نخواهد بود. نگراني اصلي ناظران سياسي اين است كه آيا اين تنشها از مرزهاي عربستان و يمن فراتر خواهد رفت؟
نشانهها حاكي از آن است كه رياض با جديت به دنبال فعالسازي ظرفيتهاي پيمان دفاع مشترك «مكه» است؛ بهويژه تلاش براي بهرهگيري از توان نظامي تركيه و پاكستان جهت سركوب انصارالله. چنانچه اين سناريو محقق شود، ابعاد جنگ تغيير كرده و پاي بازيگران خارجي به شكلي مستقيمتر به ميان خواهد آمد.
در اين ميان، ورود احتمالي امريكاييها به اين درگيري به بهانه حمايت از متحد استراتژيك خود، سناريويي است كه بسياري از تحليلگران آن را دور از ذهن نميدانند. بيشك، چنين تنشهاي گستردهاي در جغرافياي پيراموني ايران، بر پروندههاي ديپلماتيك تاثير مستقيم خواهد داشت.
مذاكرات ايران و امريكا، به عنوان يكي از مهمترين چالشهاي ديپلماتيك سالهاي اخير، نميتواند در خلأ رخ دهد. اگر بحران يمن به يك جنگ منطقهاي فراگير تبديل شود، طبيعي است كه فضاي تنشآلود حاكم بر منطقه، بر مسير ديپلماسي نيز سايه خواهد افكند.
در واقع، پيوند ميان تحولات ميداني در يمن و راهبردهاي سياسي واشنگتن در قبال تهران، به قدري تنگاتنگ است كه هر گونه لغزش به سمت جنگ، ميتواند فرصتهاي ديپلماتيك را به حاشيه برده و اولويتهاي امنيتي را جايگزين اولويتهاي مذاكراتي كند. در نهايت بايد گفت، منطقه اكنون در يك دوراهي استراتژيك قرار گرفته است: يا عقلانيت سياسي براي توقف ماشين جنگي حاكم شود يا بازيگران منطقهاي، با ادامه سياستهاي فعلي، منطقه را به سمت آشوبي بكشانند كه تركشهاي آن دامنگير همه خواهد شد.